به روز شده در: ۰۸ بهمن ۱۳۹۸ - ۰۴:۴۵
شهید علیرضا موحد دانش؛
در همان روز اول از مرحله ی اول عملیات ألی بیت المقدس محمدرضا برادرش به شهادت رسید. حاج علیرضا با آنکه خودش تیر خورده و مجروح شده بود حاضر به عقب رفتن نشد. حاج احمد فرمانده تیپ به او تکلیف کرد که برای تشییع جنازه ی برادر به تهران برود و دو روز دیگر برگردد.
کد خبر: ۱۶۹۸
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۲ - 04August 2013

فرماندهی که هدر نرفتن جان بچه های مردم برایش اولویت داشت

خبرگزاری دفاع مقدس: شهید حاج علیرضا موحد دانش به سال 1337 در خانواده ای مذهبی در حومه ی تهران دیده به جهان گشود. از همان دوران کودکی روحیه ی اکرام به نیازمندان را در خویش به وجود آورده بود. برادر شهیدش در دوران ابتدایی یکبار به پدر گفته بود که علیرضا با پولهای توجیبی که به او می دهید دفتر و مداد می خرد و به بچه های فقیر می دهد.

با پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت خود را با کار در کمیته ی انقلاب شمیران شروع کرد. با اوجگیری اقدامات ضد انقلاب در نقاط مختلف کشور خصوصاً کردستان در اولین دوره ی سپاه عضو شد و پس از مدت کوتاهی با یک گروهان از پاسداران به مناطق بحران زده ی کردستان رفت. پس از مدتی به فرماندهی گردان شش سپاه منصوب شد.

مدتی پس از آغاز جنگ تحمیلی با عده ای از رزمندگانی که تجربه ی نبرد در جبهه های شمال غرب و غرب کشور را داشتند عازم خرمشهر شد؛ او درست وقتی رسید که شهر سقوط کرده بود.

علیرضا موحد دانش در مرحله ی اول عملیات بازی دراز در اردیبهشت ماه 1360 در اثر انفجار نارنجک دشمن در دستش مجروح و به درجه ی جانبازی نائل آمد. او پس از پایان عملیات در مهرماه 1360 به پیشنهاد شهید غلامعلی پیچک فرمانده عملیات سپاه غرب کشور به مکه اعزام شد. او پس از شرکت در عملیات مطلع الفجر در آذرماه 1360 دوباره مجروح شد.

حاج علیرضا موحد دانش در دوم اسفندماه 1360 به اتفاق محسن وزوایی به تیپ 27 محمد رسول الله (ص) که فرمانده اش حاج احمد متوسلیان بود، پیوست. وی تا پایان عملیات پیروزمند فتح المبین جانشین فرماندهی گردان حبیب بن مظاهر از تیپ 27 حضرت رسول الله (ص) بود.

پس از اتمام عملیات فتح المبین حاج داوود کریمی فرمانده سپاه منطقه ی ده کشوری (استان تهران) حکم تأسیس و فرماندهی تیپ 10 سید الشهدا را برای محسن وزوایی زد. محسن وزوایی هم به اتفاق یارانی چون حاج علیرضا موحد دانش کادر اولیه ی تیپ را تشکیل داد و به دوکوهه آمدند که با توجه به ضرورتهای موجود با پیشنهاد حاج احمد متوسلیان محسن وزوایی به معاونت عملیاتی تیپ 27 حضرت رسول (ص) و حاج علیرضا موحد دانش نیز به فرماندهی گردان حبیب بن مظاهر منصوب شد.

در همان روز اول از مرحله ی اول عملیات ألی بیت المقدس محمدرضا برادرش به شهادت رسید. حاج علیرضا با آنکه خودش تیر خورده و مجروح شده بود حاضر به عقب رفتن نشد. حاج احمد فرمانده تیپ به او تکلیف کرد که برای تشییع جنازه ی برادر به تهران برود و دو روز دیگر برگردد.

حاج علیرضا موحد دانش به همراه حاج احمد متوسلیان به سوریه و لبنان اعزام شد. در شهریور ماه 1361 به فرماندهی تیپ 10 سید الشهدا منصوب شد.

هنگامی که حاج همت فرمانده قرارگاه ظفر شد، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مشغول آمادگی برای اجرای عملیات مسلم بن عقیل در ارتفاعات مشرف به شهر مندلی عراق در منطقه ی عمومی سومار می شدند. حاج همت به تیپ 10 سید الشهدا ابلاغ کرده بود که به سرعت این یگان را آماده ی اجرای عملیات کند.

حاج علیرضا موحد دانش با تعدادی از نیروهای خود به شناسایی منطقه رفت و پس از مدتی به فرمانده قرارگاه اعلام کرد که با این شرایط نیروها قتل عام خواهند شد و این عملیات موفق نخواهد بود. او برای جان رزمنده ها ارزش فوق العاده ای قائل بود و هرگاه با فرماندهان گردانها، گروهانها و دسته ها جلسه ی توجیهی داشت، می گفت: الآن حفظ جان این رزمنده ها بر عهده ی من و شماست؛ درست است که این بسیجی ها برای جهاد با دشمنان اسلام به جبهه آمده اند، ولی به هدر نرفتن جان بچه های مردم اولویت دارد.

حاج علیرضا پیش از آغاز عملیات مسلم بن عقیل از فرماندهی تیپ استعفا داد و شهید بزرگوار کاظم نجفی رستگار را به عنوان فرمانده تیپ به نیروها معرفی کرد. خود نیز برای ادای پاره ای توضیحات به دادستانی سپاه راهی تهران شد. در آنجا نیز با توجه به شواهد موجود صحت حرفهایش به اثبات رسید، ولی از این پس او هرگز سمتی رسمی را نپذیرفت.

حاج علیرضا موحد دانش علیرغم عدم پذیرش فرماندهی در جنگ، جبهه را رها ننمود. او به قرارگاه جانبازان که برادر اکبر نوجوان فرمانده اش بود رفت و از طریق این قرارگاه به یگانهای مد نظرش می رفت. در نبردهای والفجر مقدماتی، والفجر یک و والفجر دو همراه تیپ 10 سید الشهدا به جبهه های نور علیه ظلمت رفت.

سرانجام در سیزدهم مرداد ماه 1362 در حالی که به نیروهای گردان علی اصغر در تصرف و تثبیت ارتفاع استراتژیک 2519 کمک می کرد از فاصله ی نزدیک مورد اصابت گلوله ی دشمن واقع شد.

او در حالی که خون زیادی را از دست داده بود، اقدام به جویدن سیم خطوط تلفن صحرایی نیروهای بعثی در منطقه نمود؛ دشمن نیز با دیدن این کار وی حاج علیرضا را به رگبار بست و اینگونه حاج علیرضا موحد دانش بیست و شش ساله ی شوخ طبع و شیر جبهه ها به آسمان پرواز کرد و به دیدار حضرت دوست شتافت.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها