سالروز شهادت شهید رحیم واحدی؛

سه راه شهادت وعده گاه دیدار با معبود/ سر نترس وبی باک او زبانزد همه بود

آنقدر نترس و شجاع بود که هر ماموریت سخت و دشواری که نیاز به تحمل گرسنگی، تشنگی ، زخمی شدن، شهید شدن و اسیر شدن را به همراه داشت، به رحیم واحدی محول می شد واو نیز با میل ورغبت آن را می پذیرفت.
کد خبر: ۱۷۵۳
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۶:۳۸ - 06August 2013

سه راه شهادت وعده گاه دیدار با معبود/ سر نترس وبی باک او زبانزد همه بود

خبرگزاری دفاع مقدس: در اوایل مرداد  1342 در مشکین شهر پنجمین پسر یک خانواده مذهبی به دنیا آمد که نام او را از القاب خداوند به نام رحیم گذاشتند. پدر زحمتکش او کارگر ساختمان بود رحیم پس از اتمام دوره راهنمایی وپیروزی انقلاب اسلامی با تشکیل بسیج به عضویت آن درآمد.

با شروع جنگ تحمیلی به جبهه های جنگ شافت او بارها بعنوان بسیجی داوطلب عازم جبهه های نبرد شدبا تلاش و جدیتی که از خود نشان داد در عملیات خیبر نیز فرماندهی گردان مذکور به وی سپرده شد او در عملیات بسیاری شرکت داشت از جمله والفجر 8 کربلای 5 و ...

رزمنده ها روی خاک می خوابند، چگونه می توانم در رختخواب گرم و نرم بخوابم

خواهرش درباره اقدامات پشت جبهه او می گوید: هر گاه به روستا می آمد . برای رزمنده ها وسایل وامکانات می برد . آخرین باری که به روستا آمد شب را در پشت تویوتا یی که ملزومات را در آن گذاشته بود گذراند. هر چه اصرار کردیم به منزل بیاید و بخوابد قبول نکرد و گفت:  درحالی که رزمنده ها روی خاک می خوابند . چگونه می توانم در رختخواب گرم و نرم بخوابم.


همچنین رحیم تعدادی سکه طلا داشت که از گذشته پس انداز کرده بود روزی شخصی از او طلب قرض کرد ومادرش گفت شما برای ازدواج به سکه ها نیاز داشتی جواب داد: "مادر تاز زمانی که جنگ تمام نشده ، ازدواج نخواهم کرد"

 


بارها فرماندهی واحد خمپاره به ایشان پیشنهاد شد

رحیم خیالی بی باک ونترس بود به طوری که یکی از همرزمان ایشان به نام اسماعیل علی اکبری  در بیان خصوصیات این شهید بزرگوارمی گوید: از جمله خصوصیاتی که در بین دوستان امروز به ذهن می آید نترسی و بی باکی ایشان است همیشه در تیپ ذوالفقارو مناطق جبهه و جنگ در ماموریت هایی که توام با ریسک و خطر بود و به افرادی با دل و جرات نیاز بود اولین فرد رحیم واحدی بود که به ذهن می آمد و حتی آن وظیفه و مسئولیتی که در جبهه به عهده گرفته بود و مشغول بود . .. ناشی از همین خصلت ایشان بود. تیپ 106 به علت نوع کار باید در خط مقدم بود و سخت بود و امکان رد یابی آن برای دشمن آسان تر...


بارها فرماندهی واحد خمپاره به ایشان پیشنهاد شد ، مسئولیت مینی کاتیوشا به ایشان پیشنهاد شد ولی ایشان قبول نکرد. می گفت: من اسلحه ای می خواهم که به خط مقدم نزدیک تر باشد و با دشمن رو در رو بجنگم. این بی باکی و نترسی از خصوصیات شهید رحیم بودکه معدود افرادی به این حد پیدا می شود.

آنقدر نترس و شجاع بود که ابوالفضل العباس لقب گرفت

همچنین محمد زاده یکی دیگر از دوستان شهید واحدی در مورد نترس بودن او می گوید:آقای رحیم واحدی یکی از فرماندهان شجاع لشکر عاشورا و تیپ ذوالفقار بود؛ بطوری که نام ایشان بعد از شهادت به عنوان ابوالفضل العباس لقب گرفت. آنقدر نترس و شجاع بود که هر ماموریتی که سخت و دشوار بود و نیاز به تحمل گرسنگی، تشنگی ، زخمی شدن، شهید شدن و اسیر شدن را به همراه داشت، به رحیم واحدی می دادند.

کار ایشان طوری بود که حتما باید دشمن را مستقیما می دید، چون تفنگ 106 که مستقیم می زند، باید هدف را کاملا ببیند تا بتواند شلیک کند. ایشان همیشه اصرار داشت که من باید هدف را ببینم تا بزنم و اینقدر می رفت که نزدیک به هدف می شد و حتی من میگفتم آقای واحدی، شما می توانید در 2 کیلومتری هم شلیک کنید. برد موثر تفنگ بیش از 2 کیلومتراست. شما می توانید در 2 کیلومتری هدف قرار بگیرید و از بالای آن سکو شلیک کنید و تانک یا سنگر یا دیده بان را بزنید.


در لشکر اگر 10 نفر باشند شجاعترین باشند، حتما یکی از آنها رحیم واحدی است. رحیم واحدی خیلی آدم شجاع و نترسی بود. خیلی آدم سختکوشی بود. به هیچ وجه از خوردن و خوابیدن واستراحت گله نداشت؛ هر وقت، کارش بیشتر می شد و ماموریتش سخت تر بود، وقت را ضی می شد. در کردستان در عملیات والفجر 4 درآن ارتفاعاتی که واقعاً خیلی دشوار بود، به سر می بردیم. هم سرد بود هم جاده نبود، ولی رحیم واحدی توانست با یک 106 از این تپه برود و خودش را نشان دهد که ما در تمام ارتفاعات نیرو داریم؛ در حالیکه ما در خیلی از ارتفاعات نیرو نداشتیم. ولی رحیم واحدی از این تپه ها تیر اندازی می کرد و نشان می داد ما اینجا حضور داریم.

شهادت و دیداربا معبود


سرانجام رحیم واحدی پس از 49 ماه حضور در جبههها در روز 14 مرداد 1366 در منطقه عملیاتی سردشت برای سرکشی به نیروهای مستقر در خط مقدم درمسیر با مجروحی روبرو می شود که تصمیم می گیرد او را با جیپ به بهداری برساند در سه راه شهادت آمبولانسی را دید که از مقابل می آید.

برای اینکه مجروح زودتر به بهداری برسد اتومبیلش را به کنار جاده می کشد تا او را به آمبولانس منتقل کنند. اما چون معبر کاملاً از مین پاک نشده بود روی مین ضد تانک رفت بناگاه انفجار خمپاره اتومبیل او را به قعر دره پرتاب کرد ساعتی بعد، این پیام بطور رمز آمیزدر ارتعاش طنین مغشوش بی سیم بگوش رسید ( رحیم پر پر شد) جسم تکه پاره شد هیچ جای از بدن او سالم نمانده بود دستان قطع شده اش یاد آور حماسه قمر بنی هاشم (س) در کار زار کربلا بود.

برچسب ها: شهید رحیم واحدی
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین