هشت سال جنگ هوايي/بخش دوم
ماموريت هاي اکتشاف هوايي به برنامه ريزي دقيق با ترکيبي هماهنگ از هواپيماهاي شکاري رهگير جهت پوشش هوايي و اسکورت و هواپيماهاي سوخت رسان و ايستگاه هاي شنود وهواپيماهاي شناسايي الکتريکي تحت کنترل مستقيم و حساب شده ايستگاه هاي رادار نياز دارد تا ضمن اجراي ماموريت سلامت پرواز هواپيماهاي عکس بردار تامين شود و اطلاعات دشمن را به صورت فيلم تحويل دهد.
انجام پرواز هاي شناسايي در طول جبهه ها، دشمن را وادار به مقابله تاکتيکي با استفاده از موشک هاي زمين به هواي ارتفاع متوسط و بالا مي نمود که همين امر موجب کشف و شناسايي مواضع استتار شده ي دشمن شده و در روزهاي بعد هدف بمباران مستقيم هوايي و گلوله باران واحدهاي توپخانه قرار مي گرفت. رويارويي با تعدادي از سايت هاي موشکي پدافند زمين به هواي دشمن توام با اجراي ماموريتهاي اکتشافي از جمله عمليات حماسي نيروي هوايي در طول جنگ تحميلي بود.
با اتخاذ اين اقدامات، نخستين عمليات موفقيت آميز نيروهاي خودي در جهت پاکسازي خاک ايران از وجود ناپاکان بعثي در 5 مهر 1360 اجرا و منجر به شکست حصر آبادان و آزادي کليه ي مناطق در محور شرق آبادان و ماهشهر شد.
به دنبال اين موفقيت تني چند از سرداران هميشه جاويد نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران از جمله سر لشکر فلاحي ، سرتيپ نامجو ، سرتيپ فکوري، جهان آرا و ... که در حال بازگشت ازمنطقه ي عملياتي بودند بر اثر سانحه سقوط هواپيما در نزديک تهران به شهادت رسيدند.
عراق با تحمل اين شکست بار ديگر شهرها ومناطق مسکوني ايران را مورد تهاچم هوايي و گلوله باران و موشک هاي زمين به زمين قرار داد. نيروي هوايي ايران نيز دست به مقابله زده و برخلاف آنان مجريان اين فجايع را مورد تهاجم قرار دادند.
عمليات پشتيباني هوايي جنگنده بمب افکن هاي نيروي هوايي در خطوط مقدم جبهه و تامين و برقراري پوشش و پدافند هوايي از قلمرو هوايي کشور به نحو مطلوبي ادامه يافت تا سرانجام در هشتم آذرماه 1360 عمليات "طريق القدس" در محور بستان- سوسنگرد با موفقيت به مرحله ي اجرا در آمد که در اين عمليات خلبانان نيروي هوايي به صورتي گسترده به بمباران خطوط مقدم جبهه پرداختند.
اوج نبردهاي هوايي دو کشور طي دهه ي اول و دوم آذرماه 1360 بود که با سرنگون شدن 16 فروند هواپيماي مهاجر عراقي، برگ زريني بر پرونده ي افتخارات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران افزوده شد. که در اين ارتباط مي توان به شکار اولين ميراژ عراقي در چهارم آذر ماه سال 1360 اشاره نمود .
از اين پس دشمن براي تدارک نيروهايش در بخش شمالي خوزستان اجباراً به احداث جاده و عبور هورالهويزه و هورالعظيم مبادرت ورزيد که اين خود در قطع پشتيباني مطلوب نيروهاي عراق مستقر در ارتفاعات الّله اکبر ، دهلران، ابوغريب، عين خوش، سايت هاي چهار و پنج، چنانه، زبيدات و دشت عباس تاثير زيادي داشت و به اين ترتيب زمينه ي مساعد براي پيروزي رزمندگان اسلام درعمليات فتح المبين خواهد شد.
در دوم فروردين 1361 عمليات " فتح المبين" در منطقه اي به وسعت دو هزار کيلومتر آغاز شد. اين عمليات با آتش پشتيباني هوايي خلبانان تيز پرواز نيروي هوايي که پيش از اين با اجراي عمليات شناسايي هوايي و عکس برداري اطلاعات کافي از استعداد و ترکيب نيروهاي دشمن به دست آورده و در اختيار طراحان عملياتي گذاشته بود، آغاز شد. در راستاي عمليات فتح المين نيروي هوايي عمليات هوايي شبح 2 را آغاز نمود که هدف از اين عمليات مقابله با هرگونه تهديد هوايي و سپس بمباران شديد مواضع دشمن بود .
نيروي هوايي در جريان اين عمليات در مراحل اوليه با اعزام دسته هاي هشت فروندي هواپيماي " اف-4" براي بمباران ارتفاع بالا و انهدام قرار گاه هاي تاکتيکي تيپ ها و لشکرهاي دشمن و هم چنين اعزام دسته هاي دو يا چهار فروندي هواپيماي " اف-5" درارتفاع کم و بمباران متوالي مراکز تجمع نيرو و سنگرهاي اجتماعي و مراکز ايجاد شکاف در خطوط دفاعي دشمن به نحوي عمل کرد که مجال هر گونه تفکر و برنامه ريزي را از فرماندهان رده بالاي ارتش عراق سلب و قدرت دفاع آنان را کاهش داد. در همين راستا هواپيماهاي رهگير اف 14 نيز در آسمان حضور داشتند و هرگونه تهديد هوايي دشمن را به شدت پاسخ مي دادند . عراق زماني نيروي هوايي اش را وارد صحنه کرد که نيروهاي ايران حاکميت کامل فضاي منطقه را عهده دار بود و متحمل ضايعاتي شد.
کسب پيروزي در عمليات بزرگ "فتح المبين" و باز پس گيري بخش وسيعي از مناطق اشغالي از جمله ايستگاه رادار دهلران و سايت هاي چهار و پنج موشکي نيروي هوايي در شمال خوزستان موجب تقويت روحي و انسجام نيروها براي انجام عمليات بعدي شد.
با پايان عمليات فتح المبين، دستورات لازم براي کسب آمادگي در جهت اجراي تهاجمي بزرگ جهت آزادسازي خرمشهر به نيروها ابلاغ شد.
اين عمليات که در منطقه اي به وسعت 5400 کيلومتر انجام گرفت " بيت المقدس" نام گرفت. اين منطقه از شمال به کرخه و هويزه، از جنوب به اروند رود و خرمشهر، از شرق به رود کارون و از غرب به هورالعظيم و القرنه عراق محدود مي شد.
دشمن با تجربه اي که در عمليات " فتح المبين" به دست آورده بود براي برطرف کردن ضعف هاي خود اقدام به انتقال هواپيماهاي پيشرفته " ميراژ اف-1" و " ميگ-23" از پايگاههاي مستقر در عمق خاک خود به پايگاه هاي مقدم جبهه کرد و با وجود ضعف هاي خود در آموزش خلبانان خود به مقابله با تهديدات ايران پرداخت.
علي رغم تهديدات پدافند هوايي، عمليات مربوط به شناسايي تاکتيکي و عکس برداري هوايي از ترکيب و استعداد نيروهاي عراق مستقر در صحنه ي عمليات را به طور مستمر و موفقيت آميزي انجام دادند و به محض تطبيق آخرين اطلاعات دريافت شده با طرح هاي در دست اجرا، مرحله ي اول عمليات بيت المقدس در روز دهم ارديبهشت 1361 آغاز شد. در راستاي اين عمليات نيروي هوايي عمليات شبح 3 را آغاز نمود
عراق با اختصاص هواپيماهاي رهگير تلاش کرد تا با هواپيماهاي "اف-14" مقابله کند. اين تمهيدات دشمن، با اتخاذ تدابير مناسب و تغيير تاکتيک خنثي شد و عمليات پشتيباني نزديک هوايي از رزمندگان اسلام به طور قاطع انجام و در نهايت منجر به باز پس گيري بخش عظيمي از خاک کشور مان و آزادي خرمشهر شد.
در طول عمليات بيت المقدس در حالي که کليه ي تلاش هاي هوايي نيروي هوايي ارتش ايران در منطقه ي نبرد از طريق " ستاد عمليات هوايي جنوب" هماهنگ، هدايت و کنترل مي شد تيز پروازان نيروي هوايي با بمباران نيروي دشمن در محورهاي شط علي، جفير، شلمچه، طلائيه، کوشک، حميد، حسينيه و گرمدشت قواي عراق را زير فشار قرار دادند
خبرگزاري آسوشيتد پرس هم زمان با محاصره ي خرمشهر اعلام کرد : عراق در حالي که مشغول جنگ براي دفع حملات ديگري از جانب ايران است به همسايگان عرب خود گوشزد کرد که به موجب قراردادهاي منعقده بايد به عراق که به شدت تحت فشار است کمک خودي ارسال کند. اشاره ي اين بيانيه به موافقت نامه ي سال 1950 اتحاديه ي عرب است که به موجب آن 22 کشور عضو اين اتحاديه مجبور هستند به هر کشور عربي که مورد حمله يک قدرت خارجي قرار گيرد کمک نظامي ارسال دارند.
اين بيانيه شديدترين موضع گيري علني رژيم عراق عليه بي توجهي ساير دول عرب و تاييد کننده ي موفق بودن عمليات ايران در نبرد براي آزادي خرمشهر بود.
به دنبال آزادي خرمشهر، عراق عجولانه درخواست تشکيل اجلاس شوراي همکاري کشورهاي خليج فارس را نمود. اين جلسه دو روز طول کشيد و طي آن شش کشور عربي ضمن حمايت از عراق نگراني خود را از پيروزي هاي رزمندگان اسلام ابراز کردند. با آزادسازي خرمشهر عراق مي خواست به هر شکل ممکن مجددا با بمبارانهاي پي در پي تسلط خود را بر منطقه در دست گيرد که با حضور 24 ساعته هواپيماهاي نيروي هوايي ايران مواجه شد و تلفات سنگيني را نيز متحمل گرديد .
در کمتر از يک ماه رژيم صهيونيستي براي نجات عراق و ضربه زدن به مواضع نيروهاي ملي اسلامي فلسطيني و لبناني، نيروهاي خود را به طور همه جانبه به جنوب لبنان وارد و تجاوز گسترده اي را عليه خاک لبنان آغاز کرد.
رژيم عراق نيز اعلام کرد که به منظور مقابله با اسرائيل نيروهايش را از باقيمانده ي اراضي اشغالي ايران عقب مي کشد. مقامات ايران نيز يادآور شدند که عراق به اين بهانه مي خواهد بر شکست هاي خود در طول تجاوز به ايران سرپوش بگذارد.
عراق با شکست استراتژي سياسي جديد خود به اجلاس سران کشورهاي غير متعهد که قرار بود اوايل شهريور ماه سال 1361 در بغداد تشکيل شود دل بسته بود.
ايران به عنوان يکي از اعضاي اين اجلاس تاکيد کرد در حالي که نيروهاي عراق بخش هايي از خاک ايران را اشغال کردند ، هيچ هياتي ار سوي تهران در اين اجلاس شرکت نخواهد کرد و اصولاً بغداد محل امني براي برگزاري کنفرانس سران غير متعهد نمي باشد.
اعلام مواضع رسمي ايران در مورد ناامني بغداد ، رژيم عراق را وادار کرد تا با انتشار بيانيه اي بر امنيت کامل بغداد تحت پوشش دفاعي متشکل از انواع موشک هاي زمين به هواي ارتفاع بالا، متوسط و پايين، پوشش گسترده راداري و توپخانه ي ضد هوايي و محافظت دائمي به وسيله ي انواع هواپيماهاي رهگير تاکيد کند.
نيروي هوايي ايران نيز ضمن بمباران و ناامن کردن بغداد، عزم راسخ ايران مبني بر عدم تشکيل اجلاس در عراق را به اثبات رساند.
علي رغم نقاط زيادي که در بغداد قرار داشت پالايشگاه الدوره مورد هدف قرار گرفت ولي سوال اينجا بود چرا الدوره :
1- هم جواري آن با پايگاه هوايي الرشيد هيچ ترديدي را در مورد حضور دفاع هوايي عراق در اذهان سران غير متعهد باقي نمي گذاشت.
2- دود و آتش حاصل از اشتعال مواد خام و مشتقات نفتي ساعت ها باقي مي ماند.
3- انهدام اين پالايشگاه اثراتي را در روند تامين سوخت مورد نياز ماشين جنگ عراق به جاي مي گذاشت.
4- اثرات رواني اين بمباران به دليل قرار داشتن هدف در محدوده ي شهر بغداد قابل لمس خواهد بود.
5- در صورت انتخاب محل ديگري دولت عراق قادر به خنثي کردن اثرات حاصله و ايجاد پوشش خبري بر عليه آن بودند.
در سحرگاه روز 30 تير، دسته ي پروازي به ليدري يکي از خلبانان با تجربه نهاجا(سرلشکر خلبان شهيد عباس دوران) خود را به بغداد رساند و ناامن بودن بغداد را به عينه به سران کشورهاي غير متعهد و افکار عمومي جهاني اثبات کرد. اين هواپيماها پس از نمايش قدرت، خود را به پالايشگاه الدوره رساندند و آن جا را بمباران کردند.
پس از بمباران و در حين بازگشت، هواپيماي ليدر دسته، مورد اصابت پدافند هوايي دشمن قرار گرفت و کمک خلبان موفق به خروج از هواپيما شد ولي شهيد دوران در جنگنده باقي ماند و با ادامه پرواز برروي شهر بغداد و زدن هواپيما به يکي از ساختمانها نزديک محل کنفراس حماسه اي بزرگ را آفريد .
به دنبال اين بمباران خبرنگاران خارجي مستقر در هتل ها، وحشت زده شدند و اين گونه اجلاس سران در بغداد لغو و دهلي نو بعنوان ميزبان انتخاب شد .
نيروي هوايي و نبرد اقتصادي
روند جنگ و پيروزي هاي پي در پي رزمندگان اسلام درجبهه هاي جنگ نشانگر اين مسئله بود که عراق در جبهه هاي زميني قادر به پيروزي نيست. بنابراين حاميان صدام تصميم گرفتند نيروي هوايي اين کشور را تقويت کنند. دشمن با دلارهاي نفتي اهدايي کشورهاي مرتجع منطقه و با دريافت انواع هواپيماهاي مدرن از غرب و شرق همچون هواپيماهاي "سوپراتاندارد" انواع هواپيماهاي " ميراژاف- يک" ، " ميگ- 25"، "ميگ-23"، و تجهيز آن ها به ترکيب متنوعي از بمب هاي هدايت شونده و موشک هاي هوا به هوا و هوا به سطح و تجهيز يکان هاي دريايي موشک هاي سطح به سطح توان رزمي خود را به ميزان قابل توجهي ارتقا داد و از اين پس تلاش هواي وسيعي را در جهت ضربه زدن به منابع حياتي کشور در نبرد اقتصادي عليه ايران آغاز کرد.
نيروي هوايي ايران به منظور مقابله و خنثي کردن تمهيدات و تهديدات نيروي هوايي دشمن به طور اخص وارد عمل شد و سياست" مقابله به مثل" سر لوحه ي اهداف آن ها قرار گرفت.
رژيم عراق با شروع جنگ نفت کش ها در سال 1361 و مورد حمله قرار دادن شماري از پايانه هاي نفتي و تسهيلات بارگيري نفت ايران فکر مي کرد مي تواند با قطع درآمدهاي ارزي و فشار شديد بر ساختار اقتصادي ايران و پيروزي هاي رزمندگان اسلام را با مشکل مواجه کند. اما مقابله به مثل ايران و اجراي طرح هاي مناسب و بهره گيري از امکانات موثر تهاجمي و بازدارنده در خليج فارس ضمن اين که عرضه ي نفت به بازار جهاني و امنيت حوزه ي عربي را با خطر جدي روبه رو کرد اين اصل را به اثبات رساند که منطقه ي خليج فارس براي همه ي کشور ها منطقه اي امن است. در اين ميان حضور ناوگان هاي نظامي کشورهاي عضو پيمان ناتو و حمايت آن ها بر رژيم هاي اقماري منطقه نيز نتوانست موازنه ي مطلوبي را به سود عراق ايجاد کند.
از آغاز جنگ دريايي در خليج فارس در سال 1361 تا اعلام آتش بس در جبهه ها در سال 1367 تقريباً 600 فروند کشتي تجارتي و نفت کش توسط نيروهاي هوايي درگير در دو طرف، مورد حمله قرار گرفت و تعدادي نيز غرق شدند که دو سوم اين حملات توسط نيروي هوايي عراق انجام شد. موشک هاي هوا به درياي "اگزوست" که توسط فرانسه در اختيار عراق قرار گرفته بود در تاريکي شب توسط هلي کوپترهاي " سوپرفولون" ودر روز و شب توسط هواپيماهاي " ميراژ" بر عليه شناورهاي تجارتي مورد استفاده قرار مي گرفت.
عراق علي رغم هزينه هاي سنگين مادي در اين گونه امکانات نيز با شکست رو به رو شد. به دنبال اين شکست عراق در سال 1362 متوسل به بهره گيري از هواپيماهاي " سوپراتاندارد" اجاره اي از فرانسه شد. اين هواپيما اين امکان را داشت که در شب و در ارتفاع پايين، خارج از پوشش ميدان رادارهاي خودي به سوي لنگرگاه ترمينال نفتي خارک نفوذ کرده و تهديدي جدي عليه نفت کش ها در اين منطقه ايجاد کند.
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني، سخن گوي عالي دفاع و رياست وقت مجلس شوراي اسلامي در سال 1362 با اشاره به تحويل هواپيماهاي "سوپراتاندارد" از جانب فرانسه به عراق و اعلام اين مطلب که خليج فارس يا براي همه امن و يا براي همه نا امن است تاکيد نمودند:"ارتش و نيروهاي مردمي هستند که در مورد امنيت مردم تصميم مي گيرند اگر قدرت هاي جهاني در تنگه ي هرمز خرابکاري کنند به وظيفه خود عمل مي کنيم زيرا تنگه ي هرمز در اختيار ماست و اگر صلاح بدانيم که نا امن شود نا امنش مي کنيم. اگر خليج فارس را براي ما نا امن کنند کاري مي کنيم که حتي يک کشتي هم نتواند وارد آن شود. الآن امنيت خليج فارس را حفظ مي کنيم چون خودمان به آن احتياج داريم."
به دنبال اين مطلب، سخن گوي وزارت خارجه آمريکا ضمن جدي قلمداد کردن اين تهديدات، آن را تجاوز به منابع حياتي ايالات متحده تلقي کرد. واشنگتن هم زمان با تحويل هواپيماهاي " سوپراتاندارد" به عراق، تعدادي از ناوهاي خود را با بيش از دو هزار تفنگدار دريايي راهي اقيانوس هند کرد و در همين حال روزنامه ي واشنگتن پست از تشکيل پنج لشکر پياده ارتش آمريکا براي عمليات واکنش سريع در خليج فارس و در معيت ناو گروه هواپيما مستقر در درياي عمان خبر داد.
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در پايان جلسه اي که براي بررسي پيرامون تحويل هواپيماهاي "سوپراتاندارد" به عراق و صنعت دفاعي جزيره خارک و آمادگي نيروهاي ايران در بندر عباس و اطراف تنگه ي هرمز در شوراي عالي دفاع تشکيل شده بود اعلام نمودند که :
" تحويل سوپراتاندارد ها جز يک شانتاژ بين المللي مساله ي ديگري نيست ما امنيت خليج فارس را تا موقعي حفظ مي کنيم که صادرات ما از خليج فارس به صورت عادي باشد و اگر درخليج فارس ماجرايي پيش بيايد اين زمستان براي دنياي غرب زمستان سردي خواهد بود."
هم زمان با تقويت نيروي هوايي عراق نيروي دريايي اين کشور نيز با مجهز شدن به موشک هاي چيني ساحل به درياموسوم به " اچ-2" تهديدات موشکي خود را در اجراي عمليات ضد شناور در آبراه هاي شمال خليج فارس توسعه داد. در تاريخ 13 دي ماه 1362 جنگنده بمب افکن هاي نيروي هوايي ارتش ايران سکوهاي پرتاب اين موشک ها در منطقه " راس البيشه" در حوالي شبه جزيره فاو را شناسايي و مورد بمباران شديد قرار دادند به نحوي که تا مدت ها اين تهديدات خنثي شد.
عراق پس از تحويل هواپيماهاي سوپراتاندارد آن ها را وارد صحنه ي نبرد کرد اما با ابتکار هواپيماهاي رهگير و پوشش هوايي ما دو فروند از اين هواپيماها به قعر آب هاي خليج فارس فرستاده شدند. عراق که خود را در اين زمينه نيز شکست خورده ديد باقيمانده ي هواپيما ها را باز پس فررستاد.
تحليل گران نظامي غرب با توجه به دفاع محکم پدافند و پوشش هوايي ايران از ترمينال هاي نفتي و آبراه هاي کشتي راني در خليج فارس و عدم کارآيي هواپيماها ي ميراژ و سوپراتاندارد عراق، به شکست عراق در اين مرحله از جنگ اعتراف کردند و در جهت ترميم اين ناکامي هواپيماهاي ميراژ " اي – کيو- 5" را در اختيار عراق قرار دادند.
به موازات بهره گيري از هواپيماهاي جديد ميراژ عراق هواپيماي روسي " ميگ- 25" رانيز براي بمباران پايانه هاي نفتي و قطع صادرات نفت ايران به خدمت گرفت. اين هواپيما مي توانست با ارتفاع بيش از 100 هزار پا و با سرعت مافوق صوت خود را به مواضع ما نزديک نمايد .
در اين راه از ترس هدف قرار گرفتن اين هواپيماها توسط آتش موشکي پدافند نيروي هوايي ايران، مبادرت به بمباران جزيره ي خارک از ارتفاع بسيار بالا کرد که اين ترفند نيز با سرنگون شدن يک فروند از هواپيماهاي " ميگ- 25" بر فراز جزيره ي خارک توسط هواپيماهاي شکاري رهگير اف 14 نيروي هوايي ايران، با شکست مواجه شد.
در طول سال هاي 65 و 66 هماهنگ اطلاعاتي ناوگان درياي آمريکا در هدايت هواپيما هاي دشمن براي ضربه زدن به اقتصاد جنگي ايران درخليج فارس به صورت چشم گيري افزايش و تداوم يافت.
به طوري که در 28 ارديبهشت 1366 يک فروند هواپيماي عراقي که مي بايست با هدايت ناو آمريکايي يک فروند نفت کش حامل نفت ايران را مورد حمله قرار مي داد به اشتباه، همان ناو آمريکايي را مورد اصابت قرار داد و منهدم کرد. در اين عمليات که منجر به هلاکت 40 نفر از خدمه ناو شد هماهنگي و همدستي دولت آمريکا با عراق بر عليه ايران بيش از پيش آشکار شد. روزنامه ي " سونسکادا بگلادت" چاپ سوئد در همين زمينه در گزارش خود نوشت:
" علي رغم جنگ نفت کش ها صدور روزانه 2 ميليون بشکه نفت ايران هم چنان از جزيره ي خارک ادامه دارد. رژيم عراق بسياري از هواپيماهاي گرانبهاي خود را از دست داد و..."
نيروي هوايي عراق در روند جنگ اقتصادي، در حمله به نقاط حساس و حياتي ايران هر بار با دفاع نيروي هوايي مواجه مي شد و با از دست دادن تعدادي هواپيما و هلاک شدن خلبانان آنان، متحمل شکست هاي سنگين مي شد. اين نبرد نابرابر که در جبهه ي وسيع و گسترده اي در هوا، خشکي و دريا صورت مي گرف از نظر مادي امکانات و تجهيزات پيشرفته الکتريکي، نبرد ميان تمامي کفر و سرکردگي استکبار جهاني و به نوکري عراق با پايگاه جهاني اسلام يعني ايران بود.
منبع : تحقيقات و مصاحبه هاي نويسنده ، پاکبازان عرصه عشق
