وجوه مشترك فرهنگ عاشورا و دفاع مقدس

کد خبر: ۱۹۳۷۰۱
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۶ - 11December 2010
شور و شکوه و شراره‎اي که عاشورا آفريد، هنوز و هماره قلمرو قلب و ذهن انسان‎ها را فتح مي کند و خون خيزش و حرکت در رگ‎ها مي دواند. اين ويژگي‎، اين سخن پيامبر را به ياد مي آورد:
ان لقتل الحسين حراره في قلوب المومنين لا تبرد ابدا[1]
از شهادت حسين، آتشي در قلب مؤمنان افروخته شود که هرگز سردي و خاموشي نمي پذيرد.
کربلا، زنده، زاينده و فزاينده است؛ کوثري است که مي جوشد و هر عصر و نسلي به نسبت توان و تکاپو و ظرفيت خويش از آن بهره مي‎گيرد. کربلا به روح‎ها طراوت، زيبايي، سرزندگي و شيوه خوب زيستن مي آموزد که حسين (عليه السلام) يعني خوب، يعني زيبا.

کربلا، اساسنامه ايمان، فهرست همه خوبي‎ها و فرهنگنامه قبيله معرفت و عشق است. هيچ کس نيست که با کربلا انس و الفت بيابد و شکفتن و باليدن و جوشش و حيات را در خود احساس نکند. جامعه‎اي نيز که با فرهنگ عاشورا پيوند و آشنايي بيابد، سرشار پويايي، زايايي و توانايي خواهد شد. به همين دليل است که کربلا، بهترين پايگاه الهام براي حرکت و خيزش و قيام است و آنان که معرفت عاشورايي يافته اند، انسان هايي‎اند که حرّيت، عزّت، جوانمردي، پاکبازي، اخوّت، صميميّت، عرفان، ايمان وشهادت، درون مايه زيستن و قانون زندگي و جهت گيري‎هاشان خواهد شد.
انقلاب اسلامي ايران و درون مايه آن نيز مُلهَم و متأثَّر از فرهنگ عاشورا است. خون شهيدان انقلاب اسلامي در زلال کربلا ريشه دارد و انقلاب ما بارقه و شعاعي از آتش ستم سوزي است که در سال 61 هجري در ساحل فرات شعله کشيد. امام خميني(قدس سره) در يکي از سخنراني هاي خويش فرموده است:
اگر سيد الشهدا نبود، اين نهضت (انقلاب اسلامي) هم پيش نمي برد، سيد الشهدا همه جا هست «کل ارض کربلا» همه جا محضر سيد الشهدا است، همه منبرها محضر سيدالشهدا است، همه محراب‎ها از سيد الشهدا است... . امام حسين نجات داد اسلام را، ما براي يک آدمي که نجات داده اسلام را و رفته کشته شده هي سکوت کنيم؟ ما هر روز بايد گريه کنيم، ما هر روز بايد منبر برويم براي حفظ اين مکتب، براي حفظ اين نهضت‎ها؛ اين نهضت ها مرهون امام حسين (عليه السلام) است. [2]
رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله خامنه‎اي نيز مي فرمايد:
شما ببينيد اين نصف روز حادثه(کربلا)، چه قدر در تاريخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است... . اين در انقلاب و جنگ و گذشته تاريخ ما محسوس بوده است... . ما اگر نخواهيم هشت سال جنگ خودمان را با آن هشت‎ـ نه ساعت عاشوراي امام حسين مقايسه کنيم يا آن را خيلي درخشان‎تر بدانيم‎ـ که واقعاً هم همين است، يعني من حادثه‎اي را در تاريخ نمي‎شناسم که با فداکاري آن نصف روز قابل مقايسه باشد؛ همه چيز کوچک‎تر از آن است‎ـ ليکن بالاخره طرحي از آن يا نمي از آن يم است[3].
شباهت و همساني انقلاب عظيم عاشورا و انقلاب بزرگ اسلامي، اين همه ايثار‎ها، شجاعت‎ها، صبوري‎ها و عظمت‎ها را رقم زد و صحنه‎هايي آفريد که در آن‎ها، شور، شعور، شوکت و شکوه عاشورايي را مي توان يافت. همان‎گونه که در سخن دقيق و روشن حضرت امام (قدس سره) ديديم، همه نهضت‎هايي که امروزه در جهان رخ مي دهند و با انقلاب اسلامي همراهند، تأثير فرهنگ را در خويش دارند. رزمندگان ما که در هشت سال دفاع مقدس حماسه آفريدند و امّت بزرگ ما، که صبورانه در مقابل شدائد و سختي‎ها ايستاد و رهبري که ناشر همان فرهنگ و بر دوش‎دارنده همان رايت بود، نشان داد که عاشورا نه تنها حادثه سال 61 هجري نيست، که در هر زمان و مکان تکرار پذير است و به هر نسبت که يک حادثه هويت فرهنگي عاشورا را بيابد، تأثير، دوام و عمق خواهد يافت. شايد بتوان گفت در طول قرن‎ها مبارزه در تاريخ شيعه، هيچ انقلاب و حرکتي همچون حرکت انقلاب اسلامي و هيچ صحنه‎هايي همچون صحنه‎هاي دفاع مقدّس، شبيه انقلاب عاشورا و کربلاي حسيني نيست. هزاران آيت و نشانه در جبهه‎هاي دفاع مقدّس، امروز را به ديروز عاشورا پيوند مي زد و بوي کربلا را به شامّه‎ها مي رساند. درنگ و تأملي اندک در شعارها، وصيّت نامه‎ها، عمليّات ها‎، نام عمليّات‎ها، شب‎هاي عمليّات، نامه‎ها، مزارنوشته‎ها، سخنان رهبر و امام و مقتداي رزمندگان خانواده شهيدان، خاطرات، تابلو نوشته‎ها و همه مظاهر و جلوه‎هاي جبهه‎ها، نشان مي‎دهد که مي توان پيوندي شگفت و قابل مطالعه ميان اين دو قطعه تاريخي يافت. مطالعه و پژوهش در اين زمينه و نشان دادن اين مشترکات و همساني‎ها نه تنها ترسيم و تبيين «زايندگي و تأثير گذاري و حيات فرهنگ عاشورا»، که نشانه سلامت، عظمت، ارجمندي و قداست سال‎هاي دفاع مقدّس و بزرگي و بزرگ‎منشي امّت امام برزگوار و انقلاب عاشورايي اسلامي است. در يک نگاه کلّي، برخي از وجوه مشترک دو فرهنگ عاشورا و دفاع مقدّس عبارتنداز:
يک ـ هر دو براي دفاع از حريم ارزش‎ها و حفظ اسلام و رضاي پروردگار روياروي دشمن مي ايستند؛
دو ـ رهبر هر دو حرکت، فرزندان پيامبرند. همان صلابت، پايداري، ذلّت ناپذيري، شهادت پذيري و روح ايثار که در وجود مبارک اباعبدالله (عليه السلام) هست، در وجود امام خميني(قدس سره) تجلّي يافته است. امام به پيروي از سرور و سالار شهيدان، از هيچ فداکاري در راه مکتب و آرمان‎هاي الهي دريغ ندارد؛
سه ـ ياران امام خميني (قدس سره)همچون شهيدان کربلا، کانون عرفان ومحبّت الهي و سرشار از شوق شهادت و فداکاري‎اند؛
چهار ـ دشمن رويارو با دو جريان، در نهايت قساوت، پستي، دنياپرستي و خودخواهي است؛
پنج ـ همان مظاهر روز و شب عاشورا در جبهه هاي دفاع مقدّس ديده مي شود؛زمزمه ‎هاي عاشقانه، نماز، عبادت، قرائت قرآن و آمادگي براي وصل و پيوند با محبوب؛
ششم ـ پايداري و شکيبايي زنان امّت امام خميني و نقش روشنگري و صبوري آنان، جلوه‎اي از صبوري و پيام رساني قافله اسيران کربلا است؛
هفت ـ هر دو جريان رسواگر ستم شدند و نقاب از چهره دروغ و تزوير ونفاق برافکندند؛
هشت ـ در هر دو جريان از شهيدان شيرخوار تا پيران سالخورده مي توان يافت؛
نه ـ صحنه‎ها و موقعيت‎هايي همچون صحنه‎هاي کربلا بارها در جبهه‎هاي دفاع مقدّس اتفاق افتاد؛ مانند تشنگي، جدا شدن سرها، اسارت و ... . اين صحنه ها هماره ذهن ها را به صحنه‎هاي کربلا پيوند مي زند؛
ده ـ جبهه‎هاي هشت سال دفاع مقدّس جلوه‎گاه اخلاق، فضايل و ارزش‎هاي الهي و سازنده‎ترين و پرشکوهترين درس‎ها بود؛ درس‎هايي که رزمندگان در مکتب عاشورا آموخته بودند. معمولاً، در جبهه‎ها همه ارزش‎هاي اخلاقي، با کربلا تطبيق داده مي شد؛
يازده ـ پايان هشت سال دفاع مقدّس، همچون پايان عاشورا، تمام شدن و توقّف راه نبود، بلکه پس از آن، ايماني که محصول خلوص و فداکاري رزمندگان بود، هشياري، تحرّک و بيداري‎هاي بزرگي را رقم زد که نه تنها تضمين سلامت جامعه، که الهام بخش مبارزات در گوشه و کنار جهان شد. تأثير اين ايثار و خلوص را در رزمندگان لبنان نيز مي توان يافت.
دوازده ـ همچنان که انقلاب عاشورا تضمين بقا و سلامت مکتب و اسلام نوپايي شد که محصول 23 سال تلاش پيامبر (صلي الله عليه واله وسلم) و مجاهدت صحابه بزرگ بود، مجاهدت‎هاي هشت سال دفاع مقدّس نيز تضمين بقا و سلامت انقلاب اسلامي شد.
با بررسي مظاهر عاشورايي در دفاع مقدّس، وجوه اشتراک اين دو نهضت و دو نمونه بزرگ تاريخي را باز مي يابيم. هر چند قلمرو تحقيق، دوران هشت ساله دفاع مقدّس است، امّا به دليل پيوندي که انقلاب اسلامي با نهضت عاشورا دارد، حضور اين ويژگي‎ها را در سال‎هاي پس از دفاع مقدّس نيز مي توان در جامعه احساس کرد؛ به ويژه آن که برخي از مسائل هشت سال دفاع مقدّس مانند بازگشت آزداگان، بازگشت پيکر مطهر مفقودالاثر‎ها، شهادت نيرو‎هاي تفحّص و به طور کلّي استمرار جريان شهادت، اين باب را همچنان مفتوح نگاه مي دارد. از اين فراتر، نمي توان ارزش‎هاي انقلابي را که نماد‎ها و نمود‎هاي خويش را از کربلا و عاشورا دريافت کرده است، در حصار زمان، محدود و محصور کرد و اين انگاره که ارزش‎هاي دفاع مقدّس را تنها در همان سالهاي جنگ خلاصه و در همان فرصت تاريخي بررسي و مطالعه کنيم، نه علمي، نه مقبول و مطلوب و نه امکان‎پذير است. يافتن وجوه مشترک و به زبان ديگر، جلوه‎هاي عاشورا در دفاع مقدّس، براي تاريخ فردا و آينده‎هايي که جهاد و دفاع، ناگزير با سرنوشت و حيات جامعه‎ها پيوند مي خورد و به آن‎ها الگويي مناسب نيازمند مي شوند، بايسته و ضروري است.
 

محمد رضا سنگري- پيوند دو فرهنگ

[1] . مستدرک الوسائل، ميرزا حسين نوري، ج 10، ص 318؛ جامع احاديث الشيعه، ج 12. ص 56. (اين روايت از امام صادق (عليه السلام) روايت شده است.)
[2] . قيام عاشورا در کلام و پيام امام خميني( تبيان آثار مو ضوعي، دفتر سوم)، ص 76 ـ77.
[3] . حديث ولايت. مجموعه رهنمود‎هاي مقام معظم رهبري ج7 ص236‎ـ 237 .

 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین