وجوه مشترك فرهنگ عاشورا و دفاع مقدس
شور و شکوه و شرارهاي که عاشورا آفريد، هنوز و هماره قلمرو قلب و ذهن انسانها را فتح مي کند و خون خيزش و حرکت در رگها مي دواند. اين ويژگي، اين سخن پيامبر را به ياد مي آورد:
ان لقتل الحسين حراره في قلوب المومنين لا تبرد ابدا[1]
از شهادت حسين، آتشي در قلب مؤمنان افروخته شود که هرگز سردي و خاموشي نمي پذيرد.
کربلا، زنده، زاينده و فزاينده است؛ کوثري است که مي جوشد و هر عصر و نسلي به نسبت توان و تکاپو و ظرفيت خويش از آن بهره ميگيرد. کربلا به روحها طراوت، زيبايي، سرزندگي و شيوه خوب زيستن مي آموزد که حسين (عليه السلام) يعني خوب، يعني زيبا.
کربلا، اساسنامه ايمان، فهرست همه خوبيها و فرهنگنامه قبيله معرفت و عشق است. هيچ کس نيست که با کربلا انس و الفت بيابد و شکفتن و باليدن و جوشش و حيات را در خود احساس نکند. جامعهاي نيز که با فرهنگ عاشورا پيوند و آشنايي بيابد، سرشار پويايي، زايايي و توانايي خواهد شد. به همين دليل است که کربلا، بهترين پايگاه الهام براي حرکت و خيزش و قيام است و آنان که معرفت عاشورايي يافته اند، انسان هايياند که حرّيت، عزّت، جوانمردي، پاکبازي، اخوّت، صميميّت، عرفان، ايمان وشهادت، درون مايه زيستن و قانون زندگي و جهت گيريهاشان خواهد شد.
انقلاب اسلامي ايران و درون مايه آن نيز مُلهَم و متأثَّر از فرهنگ عاشورا است. خون شهيدان انقلاب اسلامي در زلال کربلا ريشه دارد و انقلاب ما بارقه و شعاعي از آتش ستم سوزي است که در سال 61 هجري در ساحل فرات شعله کشيد. امام خميني(قدس سره) در يکي از سخنراني هاي خويش فرموده است:
اگر سيد الشهدا نبود، اين نهضت (انقلاب اسلامي) هم پيش نمي برد، سيد الشهدا همه جا هست «کل ارض کربلا» همه جا محضر سيد الشهدا است، همه منبرها محضر سيدالشهدا است، همه محرابها از سيد الشهدا است... . امام حسين نجات داد اسلام را، ما براي يک آدمي که نجات داده اسلام را و رفته کشته شده هي سکوت کنيم؟ ما هر روز بايد گريه کنيم، ما هر روز بايد منبر برويم براي حفظ اين مکتب، براي حفظ اين نهضتها؛ اين نهضت ها مرهون امام حسين (عليه السلام) است. [2]
رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله خامنهاي نيز مي فرمايد:
شما ببينيد اين نصف روز حادثه(کربلا)، چه قدر در تاريخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است... . اين در انقلاب و جنگ و گذشته تاريخ ما محسوس بوده است... . ما اگر نخواهيم هشت سال جنگ خودمان را با آن هشتـ نه ساعت عاشوراي امام حسين مقايسه کنيم يا آن را خيلي درخشانتر بدانيمـ که واقعاً هم همين است، يعني من حادثهاي را در تاريخ نميشناسم که با فداکاري آن نصف روز قابل مقايسه باشد؛ همه چيز کوچکتر از آن استـ ليکن بالاخره طرحي از آن يا نمي از آن يم است[3].
شباهت و همساني انقلاب عظيم عاشورا و انقلاب بزرگ اسلامي، اين همه ايثارها، شجاعتها، صبوريها و عظمتها را رقم زد و صحنههايي آفريد که در آنها، شور، شعور، شوکت و شکوه عاشورايي را مي توان يافت. همانگونه که در سخن دقيق و روشن حضرت امام (قدس سره) ديديم، همه نهضتهايي که امروزه در جهان رخ مي دهند و با انقلاب اسلامي همراهند، تأثير فرهنگ را در خويش دارند. رزمندگان ما که در هشت سال دفاع مقدس حماسه آفريدند و امّت بزرگ ما، که صبورانه در مقابل شدائد و سختيها ايستاد و رهبري که ناشر همان فرهنگ و بر دوشدارنده همان رايت بود، نشان داد که عاشورا نه تنها حادثه سال 61 هجري نيست، که در هر زمان و مکان تکرار پذير است و به هر نسبت که يک حادثه هويت فرهنگي عاشورا را بيابد، تأثير، دوام و عمق خواهد يافت. شايد بتوان گفت در طول قرنها مبارزه در تاريخ شيعه، هيچ انقلاب و حرکتي همچون حرکت انقلاب اسلامي و هيچ صحنههايي همچون صحنههاي دفاع مقدّس، شبيه انقلاب عاشورا و کربلاي حسيني نيست. هزاران آيت و نشانه در جبهههاي دفاع مقدّس، امروز را به ديروز عاشورا پيوند مي زد و بوي کربلا را به شامّهها مي رساند. درنگ و تأملي اندک در شعارها، وصيّت نامهها، عمليّات ها، نام عمليّاتها، شبهاي عمليّات، نامهها، مزارنوشتهها، سخنان رهبر و امام و مقتداي رزمندگان خانواده شهيدان، خاطرات، تابلو نوشتهها و همه مظاهر و جلوههاي جبههها، نشان ميدهد که مي توان پيوندي شگفت و قابل مطالعه ميان اين دو قطعه تاريخي يافت. مطالعه و پژوهش در اين زمينه و نشان دادن اين مشترکات و همسانيها نه تنها ترسيم و تبيين «زايندگي و تأثير گذاري و حيات فرهنگ عاشورا»، که نشانه سلامت، عظمت، ارجمندي و قداست سالهاي دفاع مقدّس و بزرگي و بزرگمنشي امّت امام برزگوار و انقلاب عاشورايي اسلامي است. در يک نگاه کلّي، برخي از وجوه مشترک دو فرهنگ عاشورا و دفاع مقدّس عبارتنداز:
يک ـ هر دو براي دفاع از حريم ارزشها و حفظ اسلام و رضاي پروردگار روياروي دشمن مي ايستند؛
دو ـ رهبر هر دو حرکت، فرزندان پيامبرند. همان صلابت، پايداري، ذلّت ناپذيري، شهادت پذيري و روح ايثار که در وجود مبارک اباعبدالله (عليه السلام) هست، در وجود امام خميني(قدس سره) تجلّي يافته است. امام به پيروي از سرور و سالار شهيدان، از هيچ فداکاري در راه مکتب و آرمانهاي الهي دريغ ندارد؛
سه ـ ياران امام خميني (قدس سره)همچون شهيدان کربلا، کانون عرفان ومحبّت الهي و سرشار از شوق شهادت و فداکارياند؛
چهار ـ دشمن رويارو با دو جريان، در نهايت قساوت، پستي، دنياپرستي و خودخواهي است؛
پنج ـ همان مظاهر روز و شب عاشورا در جبهه هاي دفاع مقدّس ديده مي شود؛زمزمه هاي عاشقانه، نماز، عبادت، قرائت قرآن و آمادگي براي وصل و پيوند با محبوب؛
ششم ـ پايداري و شکيبايي زنان امّت امام خميني و نقش روشنگري و صبوري آنان، جلوهاي از صبوري و پيام رساني قافله اسيران کربلا است؛
هفت ـ هر دو جريان رسواگر ستم شدند و نقاب از چهره دروغ و تزوير ونفاق برافکندند؛
هشت ـ در هر دو جريان از شهيدان شيرخوار تا پيران سالخورده مي توان يافت؛
نه ـ صحنهها و موقعيتهايي همچون صحنههاي کربلا بارها در جبهههاي دفاع مقدّس اتفاق افتاد؛ مانند تشنگي، جدا شدن سرها، اسارت و ... . اين صحنه ها هماره ذهن ها را به صحنههاي کربلا پيوند مي زند؛
ده ـ جبهههاي هشت سال دفاع مقدّس جلوهگاه اخلاق، فضايل و ارزشهاي الهي و سازندهترين و پرشکوهترين درسها بود؛ درسهايي که رزمندگان در مکتب عاشورا آموخته بودند. معمولاً، در جبههها همه ارزشهاي اخلاقي، با کربلا تطبيق داده مي شد؛
يازده ـ پايان هشت سال دفاع مقدّس، همچون پايان عاشورا، تمام شدن و توقّف راه نبود، بلکه پس از آن، ايماني که محصول خلوص و فداکاري رزمندگان بود، هشياري، تحرّک و بيداريهاي بزرگي را رقم زد که نه تنها تضمين سلامت جامعه، که الهام بخش مبارزات در گوشه و کنار جهان شد. تأثير اين ايثار و خلوص را در رزمندگان لبنان نيز مي توان يافت.
دوازده ـ همچنان که انقلاب عاشورا تضمين بقا و سلامت مکتب و اسلام نوپايي شد که محصول 23 سال تلاش پيامبر (صلي الله عليه واله وسلم) و مجاهدت صحابه بزرگ بود، مجاهدتهاي هشت سال دفاع مقدّس نيز تضمين بقا و سلامت انقلاب اسلامي شد.
با بررسي مظاهر عاشورايي در دفاع مقدّس، وجوه اشتراک اين دو نهضت و دو نمونه بزرگ تاريخي را باز مي يابيم. هر چند قلمرو تحقيق، دوران هشت ساله دفاع مقدّس است، امّا به دليل پيوندي که انقلاب اسلامي با نهضت عاشورا دارد، حضور اين ويژگيها را در سالهاي پس از دفاع مقدّس نيز مي توان در جامعه احساس کرد؛ به ويژه آن که برخي از مسائل هشت سال دفاع مقدّس مانند بازگشت آزداگان، بازگشت پيکر مطهر مفقودالاثرها، شهادت نيروهاي تفحّص و به طور کلّي استمرار جريان شهادت، اين باب را همچنان مفتوح نگاه مي دارد. از اين فراتر، نمي توان ارزشهاي انقلابي را که نمادها و نمودهاي خويش را از کربلا و عاشورا دريافت کرده است، در حصار زمان، محدود و محصور کرد و اين انگاره که ارزشهاي دفاع مقدّس را تنها در همان سالهاي جنگ خلاصه و در همان فرصت تاريخي بررسي و مطالعه کنيم، نه علمي، نه مقبول و مطلوب و نه امکانپذير است. يافتن وجوه مشترک و به زبان ديگر، جلوههاي عاشورا در دفاع مقدّس، براي تاريخ فردا و آيندههايي که جهاد و دفاع، ناگزير با سرنوشت و حيات جامعهها پيوند مي خورد و به آنها الگويي مناسب نيازمند مي شوند، بايسته و ضروري است.
ان لقتل الحسين حراره في قلوب المومنين لا تبرد ابدا[1]
از شهادت حسين، آتشي در قلب مؤمنان افروخته شود که هرگز سردي و خاموشي نمي پذيرد.
کربلا، زنده، زاينده و فزاينده است؛ کوثري است که مي جوشد و هر عصر و نسلي به نسبت توان و تکاپو و ظرفيت خويش از آن بهره ميگيرد. کربلا به روحها طراوت، زيبايي، سرزندگي و شيوه خوب زيستن مي آموزد که حسين (عليه السلام) يعني خوب، يعني زيبا.
کربلا، اساسنامه ايمان، فهرست همه خوبيها و فرهنگنامه قبيله معرفت و عشق است. هيچ کس نيست که با کربلا انس و الفت بيابد و شکفتن و باليدن و جوشش و حيات را در خود احساس نکند. جامعهاي نيز که با فرهنگ عاشورا پيوند و آشنايي بيابد، سرشار پويايي، زايايي و توانايي خواهد شد. به همين دليل است که کربلا، بهترين پايگاه الهام براي حرکت و خيزش و قيام است و آنان که معرفت عاشورايي يافته اند، انسان هايياند که حرّيت، عزّت، جوانمردي، پاکبازي، اخوّت، صميميّت، عرفان، ايمان وشهادت، درون مايه زيستن و قانون زندگي و جهت گيريهاشان خواهد شد.
انقلاب اسلامي ايران و درون مايه آن نيز مُلهَم و متأثَّر از فرهنگ عاشورا است. خون شهيدان انقلاب اسلامي در زلال کربلا ريشه دارد و انقلاب ما بارقه و شعاعي از آتش ستم سوزي است که در سال 61 هجري در ساحل فرات شعله کشيد. امام خميني(قدس سره) در يکي از سخنراني هاي خويش فرموده است:
اگر سيد الشهدا نبود، اين نهضت (انقلاب اسلامي) هم پيش نمي برد، سيد الشهدا همه جا هست «کل ارض کربلا» همه جا محضر سيد الشهدا است، همه منبرها محضر سيدالشهدا است، همه محرابها از سيد الشهدا است... . امام حسين نجات داد اسلام را، ما براي يک آدمي که نجات داده اسلام را و رفته کشته شده هي سکوت کنيم؟ ما هر روز بايد گريه کنيم، ما هر روز بايد منبر برويم براي حفظ اين مکتب، براي حفظ اين نهضتها؛ اين نهضت ها مرهون امام حسين (عليه السلام) است. [2]
رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله خامنهاي نيز مي فرمايد:
شما ببينيد اين نصف روز حادثه(کربلا)، چه قدر در تاريخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است... . اين در انقلاب و جنگ و گذشته تاريخ ما محسوس بوده است... . ما اگر نخواهيم هشت سال جنگ خودمان را با آن هشتـ نه ساعت عاشوراي امام حسين مقايسه کنيم يا آن را خيلي درخشانتر بدانيمـ که واقعاً هم همين است، يعني من حادثهاي را در تاريخ نميشناسم که با فداکاري آن نصف روز قابل مقايسه باشد؛ همه چيز کوچکتر از آن استـ ليکن بالاخره طرحي از آن يا نمي از آن يم است[3].
شباهت و همساني انقلاب عظيم عاشورا و انقلاب بزرگ اسلامي، اين همه ايثارها، شجاعتها، صبوريها و عظمتها را رقم زد و صحنههايي آفريد که در آنها، شور، شعور، شوکت و شکوه عاشورايي را مي توان يافت. همانگونه که در سخن دقيق و روشن حضرت امام (قدس سره) ديديم، همه نهضتهايي که امروزه در جهان رخ مي دهند و با انقلاب اسلامي همراهند، تأثير فرهنگ را در خويش دارند. رزمندگان ما که در هشت سال دفاع مقدس حماسه آفريدند و امّت بزرگ ما، که صبورانه در مقابل شدائد و سختيها ايستاد و رهبري که ناشر همان فرهنگ و بر دوشدارنده همان رايت بود، نشان داد که عاشورا نه تنها حادثه سال 61 هجري نيست، که در هر زمان و مکان تکرار پذير است و به هر نسبت که يک حادثه هويت فرهنگي عاشورا را بيابد، تأثير، دوام و عمق خواهد يافت. شايد بتوان گفت در طول قرنها مبارزه در تاريخ شيعه، هيچ انقلاب و حرکتي همچون حرکت انقلاب اسلامي و هيچ صحنههايي همچون صحنههاي دفاع مقدّس، شبيه انقلاب عاشورا و کربلاي حسيني نيست. هزاران آيت و نشانه در جبهههاي دفاع مقدّس، امروز را به ديروز عاشورا پيوند مي زد و بوي کربلا را به شامّهها مي رساند. درنگ و تأملي اندک در شعارها، وصيّت نامهها، عمليّات ها، نام عمليّاتها، شبهاي عمليّات، نامهها، مزارنوشتهها، سخنان رهبر و امام و مقتداي رزمندگان خانواده شهيدان، خاطرات، تابلو نوشتهها و همه مظاهر و جلوههاي جبههها، نشان ميدهد که مي توان پيوندي شگفت و قابل مطالعه ميان اين دو قطعه تاريخي يافت. مطالعه و پژوهش در اين زمينه و نشان دادن اين مشترکات و همسانيها نه تنها ترسيم و تبيين «زايندگي و تأثير گذاري و حيات فرهنگ عاشورا»، که نشانه سلامت، عظمت، ارجمندي و قداست سالهاي دفاع مقدّس و بزرگي و بزرگمنشي امّت امام برزگوار و انقلاب عاشورايي اسلامي است. در يک نگاه کلّي، برخي از وجوه مشترک دو فرهنگ عاشورا و دفاع مقدّس عبارتنداز:
يک ـ هر دو براي دفاع از حريم ارزشها و حفظ اسلام و رضاي پروردگار روياروي دشمن مي ايستند؛
دو ـ رهبر هر دو حرکت، فرزندان پيامبرند. همان صلابت، پايداري، ذلّت ناپذيري، شهادت پذيري و روح ايثار که در وجود مبارک اباعبدالله (عليه السلام) هست، در وجود امام خميني(قدس سره) تجلّي يافته است. امام به پيروي از سرور و سالار شهيدان، از هيچ فداکاري در راه مکتب و آرمانهاي الهي دريغ ندارد؛
سه ـ ياران امام خميني (قدس سره)همچون شهيدان کربلا، کانون عرفان ومحبّت الهي و سرشار از شوق شهادت و فداکارياند؛
چهار ـ دشمن رويارو با دو جريان، در نهايت قساوت، پستي، دنياپرستي و خودخواهي است؛
پنج ـ همان مظاهر روز و شب عاشورا در جبهه هاي دفاع مقدّس ديده مي شود؛زمزمه هاي عاشقانه، نماز، عبادت، قرائت قرآن و آمادگي براي وصل و پيوند با محبوب؛
ششم ـ پايداري و شکيبايي زنان امّت امام خميني و نقش روشنگري و صبوري آنان، جلوهاي از صبوري و پيام رساني قافله اسيران کربلا است؛
هفت ـ هر دو جريان رسواگر ستم شدند و نقاب از چهره دروغ و تزوير ونفاق برافکندند؛
هشت ـ در هر دو جريان از شهيدان شيرخوار تا پيران سالخورده مي توان يافت؛
نه ـ صحنهها و موقعيتهايي همچون صحنههاي کربلا بارها در جبهههاي دفاع مقدّس اتفاق افتاد؛ مانند تشنگي، جدا شدن سرها، اسارت و ... . اين صحنه ها هماره ذهن ها را به صحنههاي کربلا پيوند مي زند؛
ده ـ جبهههاي هشت سال دفاع مقدّس جلوهگاه اخلاق، فضايل و ارزشهاي الهي و سازندهترين و پرشکوهترين درسها بود؛ درسهايي که رزمندگان در مکتب عاشورا آموخته بودند. معمولاً، در جبههها همه ارزشهاي اخلاقي، با کربلا تطبيق داده مي شد؛
يازده ـ پايان هشت سال دفاع مقدّس، همچون پايان عاشورا، تمام شدن و توقّف راه نبود، بلکه پس از آن، ايماني که محصول خلوص و فداکاري رزمندگان بود، هشياري، تحرّک و بيداريهاي بزرگي را رقم زد که نه تنها تضمين سلامت جامعه، که الهام بخش مبارزات در گوشه و کنار جهان شد. تأثير اين ايثار و خلوص را در رزمندگان لبنان نيز مي توان يافت.
دوازده ـ همچنان که انقلاب عاشورا تضمين بقا و سلامت مکتب و اسلام نوپايي شد که محصول 23 سال تلاش پيامبر (صلي الله عليه واله وسلم) و مجاهدت صحابه بزرگ بود، مجاهدتهاي هشت سال دفاع مقدّس نيز تضمين بقا و سلامت انقلاب اسلامي شد.
با بررسي مظاهر عاشورايي در دفاع مقدّس، وجوه اشتراک اين دو نهضت و دو نمونه بزرگ تاريخي را باز مي يابيم. هر چند قلمرو تحقيق، دوران هشت ساله دفاع مقدّس است، امّا به دليل پيوندي که انقلاب اسلامي با نهضت عاشورا دارد، حضور اين ويژگيها را در سالهاي پس از دفاع مقدّس نيز مي توان در جامعه احساس کرد؛ به ويژه آن که برخي از مسائل هشت سال دفاع مقدّس مانند بازگشت آزداگان، بازگشت پيکر مطهر مفقودالاثرها، شهادت نيروهاي تفحّص و به طور کلّي استمرار جريان شهادت، اين باب را همچنان مفتوح نگاه مي دارد. از اين فراتر، نمي توان ارزشهاي انقلابي را که نمادها و نمودهاي خويش را از کربلا و عاشورا دريافت کرده است، در حصار زمان، محدود و محصور کرد و اين انگاره که ارزشهاي دفاع مقدّس را تنها در همان سالهاي جنگ خلاصه و در همان فرصت تاريخي بررسي و مطالعه کنيم، نه علمي، نه مقبول و مطلوب و نه امکانپذير است. يافتن وجوه مشترک و به زبان ديگر، جلوههاي عاشورا در دفاع مقدّس، براي تاريخ فردا و آيندههايي که جهاد و دفاع، ناگزير با سرنوشت و حيات جامعهها پيوند مي خورد و به آنها الگويي مناسب نيازمند مي شوند، بايسته و ضروري است.
محمد رضا سنگري- پيوند دو فرهنگ
[1] . مستدرک الوسائل، ميرزا حسين نوري، ج 10، ص 318؛ جامع احاديث الشيعه، ج 12. ص 56. (اين روايت از امام صادق (عليه السلام) روايت شده است.)
[2] . قيام عاشورا در کلام و پيام امام خميني( تبيان آثار مو ضوعي، دفتر سوم)، ص 76 ـ77.
[3] . حديث ولايت. مجموعه رهنمودهاي مقام معظم رهبري ج7 ص236ـ 237 .
لینک کپی شد
نظر شما
