نگاهي به کتاب ابوذر انقلاب
به گزارش سايت ساجد ، بدون ترديد، آيت الله سيد محمود طالقاني (1358-1289 هجري شمسي) يکي از تاثيرگذارترين چهره هاي سياسي – ديني در يکصد سال اخير بوده است . وي که در خانواده اي روحاني نشو و نما يافته بود، پس از گذراندن تحصيلات مقدماتي در زادگاهش- روستاي گليرد طالقان- براي ادامه تحصيلات ديني به تهران و سپس قم رفت و از محضر فضلايي چون آيت الله شيخ عبدالکريم حائري يزدي بهره مند شد و در نهايت از اين مرجع بزرگ عالم تشيع جواز اجتهاد دريافت کرد .
وي به دنبال فوت پدر و نيز بيماري مادر، ناچار رحل اقامت در تهران افکند و از اين زمان بود که زندگي وي وارد مرحله ديگري شد که همانا عبارت از درگير شدن با مسائل سياسي- اجتماعي بود .
اين مقطع مصادف بود با فضاي بعد از شهريور 1320 که جريانهاي سياسي – فکري گوناگون، رقابت سختي با يکديگر داشتند . از اين رو وي به حلقه هاي نوپاي اسلامي از جمله انجمن اسلامي دانشگاه تهران پيوست و به غناي اين نهادها کمک زيادي کرد . استقبال از سخنان طالقاني در حدي بود که وي چهل برنامه مذهبي در راديو ارائه کرد .
در سال 1325 و در اوج بحران آذربايجان که در جريان آن فرقه دموکرات به رهبري جعفر پيشه وري و با حمايت ارتش سرخ شوروي – که برخلاف تعهداتش حاضر به ترک ايران نبود - تلاش براي خودمختاري را آغاز نموده بود ، وي از طرف جمعيت اتحاد مسلمين عازم اين نقطه شد و تلاش زيادي براي بازگشت آرامش به اين نقطه آشوب زده انجام داد .
گزارشي که وي از اين سفر ارائه داد عمق تيزبيني و انصاف او را نشان مي دهد . به عنوان نمونه وي هرگونه اتهام فساد اخلاقي که به گردانندگان فرقه زده مي شد را نفي کرد و حتي مدعي شد مفاسد يک روز جمعه در دربند تهران به مراتب بيش از ن چيزي است که در آذربايجان رخ مي دهد !
از سال 1327، مسجد هدايت در منطقه لاله زار تهران، پايگاه اصلي فعاليتهاي وي شد ؛ دوراني که به تدريج زمزمه هاي ملي شدن صنعت نفت در سراسر کشور جدي تر مي شد و جامعه مي رفت که با تحولي بس عظيم رو به رو شود . طبيعي بود که در چنين شرايطي طالقاني به عنوان مردي که ديانت را عين سياست مي دانست، به کنج عافيت پناه نبرد و وارد ميدان فعاليت شود . از اين رو در سال 1330 وي نامزد نمايندگي مجلس شوراي ملي از چالوس شد ولي تحرکات گسترده عناصر وابسته به دربار که بروز خشونتهايي منجر شد، وي را وادار به انصراف از کانديداتوري کرد .
وي در سال 1331 به نمايندگي از سوي آيت الله کاشاني، در کنفرانس اسلامي کراچي شرکت کرد که نتايج ارزشمندي در نزديکي مسلمانان اهل سنت به شيعيان به ارمغان آورد .
مدتي پس از کودتاي 28 مرداد، طالقاني اولين زندان خود را به اتهام مخفي کردن اعضاء تحت تعقيب فداييان اسلام تجربه کرد هر چند پس از چند روز آزاد شد .
از اين پس طالقاني بارها طعم زندان را چشيد از جمله به مناسبت دعوت از نمايندگان مردم مصر براي سخنراني در مسجد هدايت عليه رژيم اشغالگر قدس .
در سال 1338 بار ديگر عازم خارج از کشور شد؛ اينبار در معيت آيت الله حاج ميرزا خليل کمره اي، پيام آيت الله بروجردي را به شيخ شلتوت – شيخ دانشگاه الازهر و مفتي بزرگ جهان تسنن- تسليم و در کنگره دارالتقريب قاهره نيز شرکت کرد .
طالقاني در سال 1340 به همراه مهدي بازرگان و يدالله سحابي اقدام به تاسيس حزب " نهضت آزادي ايران" با رويکردي مذهبي کرد چراکه روز به روز به لزوم دخالت مذهب در سياست باور پيدا مي کرد .
به دنبال زلزله مهيب بوئين زهرا وي اقدام به انتشار " قبوض اعانه يکصد ريالي " براي جمع آوري کمکهاي مردمي نمود .
پس از سرکوب قيام پانزده خرداد و انتشار اعلاميه وي با عنوان " ديکتاتور خون مي ريزد " وي دستگير و به همراه ساير اعضا نهضت آزادي محاکمه و در نهايت به ده سال زندان محکوم شد هر چند پس از 5 سال آزاد شد .
به دنبال تثبيت مرجعيت امام خميني، طالقاني نيز که از سالها قبل دل در گرو امامش داشت خود را بيش از پيش وقف نهضت ايشان کرد . ولي رژيم ابتدا مسجد هدايت را تعطيل و سپس او را به زابل و سپس بافت تبعيد کرد .
اين مقطع مصادف بود با تغييرات ايدئولوژيک در سازمان مجاهدين خلق؛ تشکلي که بنيانگزاران اوليه آن عليرغم ضعف ها و کاستيهايشان جواناني پرشور و متعهد به اسلام و از شاگردان طالقاني بودند و اعدام آنان ضربه سنگيني به وي وارد آورد . وي در تلاش براي جلوگيري از انحرافات سازمان بود که مجددا دستگير و پس از تحمل شکنجه هاي طاقت فرسا، به پانزده سال زندان محکوم شد . سرانجام در آبان 1357 با اوجگيري انقلاب از زندان بيرون آمد .
در آذر همان سال و در جريان راهپيماييهاي عظيم تاسوعا و عاشورا، منزل وي عملا به مرکز فرماندهي انقلاب در داخل کشور – و در غياب بنيانگزار جمهوري اسلامي که در پاريس به سر مي برد – تبديل شده بود .
پيروزي انقلاب، دوراني پرحادثه و دشوار براي طالقاني به همراه داشت؛ شدت گرفتن ناآرامي در مناطقي چون کردستان، درگيريهاي جناحهاي مختلف بر سر قدرت و دهها مساله ريز و درشت ديگر، مجالي براي آرامش وي باقي نمي گذاشت .
شدت گرفتن درگيريها در کردستان، وي را بر آن داشت تا در اول فروردين 1358 در راس هياتي براي مذاکره با رهبران محلي عازم کردستان شود . استقبال پرشوري که از وي در سنندج از سوي مردم به عمل آمد، نشان دهنده محبوبيت عجيب و خارق العاده او در ميان اهل سنت بود .
در مرداد سال 1358 ودر جريان انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسي، وي که به اصرار دوستان نامزد شده بود، با آرايي خيره کننده به عنوان نماينده اول مردم تهران راهي مجلس شد . حرکت به يادماندني وي که عبارت بود از خودداري از نشستن بر روي مبلهاي کاخ سنا سابق - که تبديل به محل برگزاري جلسات مجلس خبرگان شده بود – از خاطره ها محو نمي شود .
وي که به فرمان امام خميني نخستين نمازجمعه تهران را اقامه کرد، سرانجام در نوزده شهريور 1358 ديده از جهان فرو بست و به ديار حق شتافت .
فرازهايي از کتاب:
... من دوست داشتم به جاي اين کاخ در مسجد جلسات را برگزار مي کرديم ... (در اعتراض به برگزاري جلسات مجلس خبرگان قانون اساسي در محل کاخ سنا سابق) – ( ص 171)
... اگر شما هم که پشت اين ميز نشسته اي و مرا دشمن خود مي داني به خانه ام پناه آورده بودي هرگز تحويلت نمي دادم ...(خطاب به سپهبد تيمور بختيار فرماندار نظامي تهران بعد از 28 مرداد) – (ص 58)
... اگر اين آقايان قضات و دادستان جواب قانوني و قانع کننده دارند اعتراف خواهم کرد که همه اعمال هيت حاکمه ايران تا اينجا درست و قانوني است ... (در دادگاه نظامي 1342) – (ص 67)
... من ممنوع المنبرم ... ممنوع الوقوف ... (پس از آزادي از زندان درسال 1346) – (ص78)
... شما خيال مي کنيد من طرفدار اين گروه ها هستم . من مطمئنم اگر اين گروه ها بفهمند من حرفي برخلافشان زده ام يا بزنم از من مي برند ... (ص 128)
...من صلاح همه را مي خواهم . من هيچ کشش يا محبت خاصي به هيچ گروه خاصي ندارم . فقط ملت را ميخواهم ؛ اين ملت شريف ! اين ملت رنج ديده !...(ص 154)
... هيچ کس به اندازه من گرفتاري ندارد . هرجا که در به روي کسي بسته است فشارش را روي من مي آورد ؛ از کارهاي جزيي مردم گرفته تا کارهاي مهم و سياسي مملکت ... ( ص 158)
... بهتر است اين بساط را برداريد . مگر من با اين مردم که ساعتها در ميان آفتاب گرم و سوزان نشسته اند چه فرقي دارم ؟ چرا بين ما و مردم فاصله ايجاد مي کنيد ؟!.. (در اعتراض به نصب سايه بان به هنگام ايراد خطبه هاي نمازجمعه) – (ص 167)
