زلزله سیاسی در بغداد و مانور مقتدی صدر برای بازمهندسی قدرت
گروه بینالملل خبرگزاری دفاعپرس، الناز رحمتنژاد: تصمیم اخیر سید مقتدی صدر درباره «سرایا السلام» در فضایی صادر شد که عراق همزمان با چند بحران و چند پرسش بنیادی روبهرو است. از یک سو بحث قدیمی انحصار سلاح در دست دولت بار دیگر به مرکز منازعه سیاسی بازگشته و از سوی دیگر دولت تازهکار علی فالح الزیدی برای تثبیت اقتدار خود به یک دستاورد سریع نیاز دارد و همزمان شکافهای درونی در میان بازیگران شیعی و جریانهای مقاومت نیز عمیقتر شده است. به همین دلیل، بیانیه صدر را نمیتوان صرفاً یک تصمیم سازمانی یا اداری دانست، بلکه باید آن را بخشی از یک تحول بزرگتر در معادله قدرت عراق خواند؛ تحولی که در آن هم مرز میان دولت و گروههای مسلح دوباره تعریف میشود، هم نسبت نیروهای سیاسی با مسئله مقاومت و حاکمیت ملی، و هم موقعیت خود صدر در رقابت آینده عراق.

دستور رسمی برای جدایی سرایا السلام
سید مقتدی صدر، رهبر «جریان ملی شیعه»، در بیانیهای رسمی دستور انحلال یا به تعبیر دقیقتر انفکاک شاخه نظامی این جریان یعنی «سرایا السلام» و پیوستن کامل نیروهای آن به بدنه نظامی دولت عراق را صادر کرد. او در این بیانیه تصریح کرد که این تصمیم در راستای مصلحت عمومی کشور و برای جلوگیری از خطرات تهدیدکننده عراق اتخاذ شده است. در متن همین دستور آمده بود که بخشهای غیرنظامی وابسته به سرایا باید به تشکل «البنیان المرصوص» ملحق شوند و از این پس حق داشتن مقر، اسلحه، لباس متحدالشکل یا هرگونه نشان نظامی را نخواهند داشت. صدر در عین حال از مجاهدتهای نیروهای سرایا السلام قدردانی کرد و آرزو کرد که همه تشکلهای حشد شعبی نیز از فضای حزبی و طایفهای جدا شوند و سلاحهای خود را به دولت تحویل دهند؛ موضوعی که به گفته او، سالها پیش نیز مطرح شده بود.
استقبال نخستوزیر از اقدام صدر
پس از انتشار این بیانیه، علی فالح الزیدی نخستوزیر و فرمانده کل نیروهای مسلح عراق از تصمیم مقتدی صدر استقبال کرد. دفتر نخستوزیری در بیانیهای اعلام کرد که این اقدام، گامی مهم در جهت تقویت اقتدار دولت، تحکیم حاکمیت قانون و منحصر شدن سلاح در دست نهادهای رسمی به شمار میرود.
الزیدی همچنین از دیگر گروههای مسلح فعال در حوزه مقاومت خواست تا با الگوبرداری از این اقدام، در چارچوبهای رسمی دولت فعالیت کنند. این استقبال رسمی، تصمیم صدر را از سطح یک اقدام درونجریانی فراتر برد و آن را به بخشی از دستور کار رسمی دولت عراق در موضوع حصر سلاح تبدیل کرد.
با وجود صراحت بیانیه اخیر، بخشی از ناظران با احتیاط به این تحول نگاه میکنند، زیرا مقتدی صدر پیشتر نیز در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹ موضوع انحصار سلاح در دست دولت را مطرح کرده بود، اما آن مقاطع به انحلال واقعی یا ادغام کامل نیروها منجر نشد. به همین دلیل، در ارزیابی تصمیم اخیر این پرسش همچنان مطرح است که آیا این بار با یک اقدام نهایی و اجرایی روبهرو هستیم یا با مانوری سیاسی که بیشتر برای تغییر موازنهها طراحی شده است. همین سابقه سبب شده است که برخی تحلیلگران، فاصله میان اعلام موضع و تحقق عملی آن را همچنان مهمترین نقطه ابهام در پرونده جدید بدانند.
سرنوشت نهایی نیروهای سرایا السلام
ابهام اصلی در تصمیم فعلی، به سرنوشت نهایی نیروهای سرایا السلام بازمیگردد. هنوز مشخص نشده که این نیروها قرار است به سازمان حشد الشعبی منتقل شوند یا در ساختارهایی مانند ارتش، پلیس فدرال یا دستگاه مبارزه با تروریسم ادغام شوند. این ابهام از آن جهت اهمیت دارد که بخشی از نیروهای صدر از سالها پیش در قالب حشد الشعبی فعالیت کرده و از دولت حقوق دریافت میکنند. بنابراین مسئله فقط اعلام انفکاک نیست، بلکه چگونگی جذب، ساماندهی و تعیین جایگاه تشکیلاتی این نیروها نیز در ارزیابی جدی بودن تصمیم نقشی تعیینکننده دارد.
رخدادهای میدانی هفتهها و ماههای گذشته در تصمیم صدر بیتأثیر نبوده اند. از جمله درگیریهای ماه گذشته میان عناصر سرایا السلام در منطقه «الحر» کربلا که موجب کشته و زخمی شدن تعدادی از نیروها شد و نشانههایی از شکاف داخلی و کاهش انضباط تشکیلاتی را آشکار کرد. این تحولات از آن جهت مهم تلقی میشود که سرایا السلام همواره یکی از ستونهای انسجام و نفوذ جریان صدر به شمار میرفته و هر نشانهای از فرسایش نظم داخلی در آن میتواند برای رهبری جریان بهمنزله زنگ خطر باشد.
همزمان با این رخدادها، افزایش شکایات در منطقه سامرا درباره رفتار برخی عناصر این جریان نیز در متنهای تحلیلی مورد توجه قرار گرفته است. این شکایات، تصویر «ملیگرایی» مورد نظر مقتدی صدر را با چالش روبهرو کرده و نشان میدهد فاصله میان روایت سیاسی رهبری جریان و عملکرد میدانی برخی نیروها میتواند به آسیبپذیری جدی در سطح افکار عمومی منجر شود. از این منظر، تصمیم اخیر را میتوان تلاشی برای بازسازی همان تصویری دانست که صدر کوشیده است طی سالهای گذشته از خود و جریانش بهعنوان یک نیروی ملی و منضبط ارائه کند.
نشانههای پاکسازی درونجریانی
دستور ناگهانی صدر برای جمعآوری بیش از ۱۳۰۰ خودروی شاسیبلند نظامی و انتقال آنها به نجف، در کنار عدم حمایت از چهره باسابقهای مانند «ابودرع» پس از صدور حکم بازداشتش، بهعنوان نشانههایی از تلاش برای بازگرداندن کنترل مرکزی تفسیر شده است. حتی لو رفتن محل نگهداری سلاحهای نیمهسنگین در شهرک صدر نیز شائبه هماهنگی یا سکوت بخشی از بدنه جریان برای تضعیف عناصر خودسر را تقویت کرده است. مجموعه این رخدادها این برداشت را تقویت کرده که فرمان اخیر صدر فقط متوجه بیرون از جریان نیست، بلکه معطوف به مهار درونجریانی نیز هست.
حمایت غیرمنتظره صدر از نخستوزیر جدید، علی فالح الزیدی، بخشی از تلاش او برای برقراری توازن میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای تلقی شده است. این حمایت در شرایطی صورت گرفته که دولت الزیدی برای تثبیت موقعیت خود با فشارهای متعددی روبهرو است و هرگونه همراهی از سوی یک بازیگر پرنفوذ مانند مقتدی صدر میتواند معادلات داخلی را دگرگون کند. از همین منظر، تصمیم درباره سرایا السلام فقط یک اقدام در سطح سازمانی نیست، بلکه بخشی از آرایش جدیدی است که صدر میکوشد در نسبت با دولت، رقبا و محیط منطقهای شکل دهد.
این تصمیم پرسشهای سختی را پیشروی دیگر جریانهای مقاومت قرار داده است. منتقدان نگراناند که فشار برای «انحصار سلاح در دست دولت» فقط متوجه گروههای شیعی شود و ساختارهای مسلحی مانند «پیشمرگه» در اقلیم کردستان خارج از این فشارها باقی بمانند. این نگرانی از آن جهت مهم است که در نگاه این گروهها، سخن گفتن از دولت و حاکمیت زمانی معنادار است که همه بازیگران مسلح مشمول یک قاعده واحد باشند، نه آنکه فشار فقط بر یک سوی معادله متمرکز شود و سوی دیگر عملاً از آن مستثنا بماند.
واکنش النجباء؛ اعتراض به «طرح آمریکایی» خلع سلاح
پرسش مبناییتری نیز از سوی گروههای مقاومت مطرح شده است؛ آیا در مقابل تحویل سلاح، تعهدی از سوی آمریکا برای عدم استفاده از خاک عراق علیه کشورهای منطقه و احترام به حاکمیت سرزمینی این کشور اخذ شده است یا نه. در نگاه این گروهها، نمیتوان صرفاً بر انحلال نیروهای برآمده از دوران مبارزه با داعش تأکید کرد و در عین حال نسبت به تحرکات نظامی و اطلاعاتی بیگانگان در خاک عراق سکوت کرد. از این منظر، بحث سلاح فقط یک مسئله داخلی نیست، بلکه مستقیماً با مفهوم حاکمیت و نسبت عراق با قدرتهای خارجی گره خورده است.
در میان واکنشهای صریح، فراس الياسر عضو شورای سیاسی جنبش النجباء با لحنی اعتراضی اعلام کرد که مایه تأسف است پس از دو دهه و تحمل انواع جنگها در عراق، بار دیگر فضاسازیهای همیشگی علیه مقاومت برای جلب رضایت واشنگتن تکرار میشود. او تأکید کرد که دولت و جریانهای سیاسی عراق میدانند پروژه خلع سلاح، طرحی آمریکایی و تحمیلی از سوی واشنگتن است و تلاش برخی طرفها برای تأمین خواستههای ترامپ به بهای آینده عراق و ملت آن، اقدامی شرمآور به شمار میرود. الياسر همچنین گفت تصمیمگیری درباره آینده دولت و جریانهای سیاسی عراق باید در اختیار ملت عراق باشد و تحت فشار آمریکا قرار نگیرد و هرگونه تلاش برای گرفتن عوامل قدرت از عراق میتواند کشور را وارد هرجومرج و بیثباتی گسترده کند.
دو قطب اصلی نزاع؛ صدر و عصائب در آینه گذشته
آگاهی شیعی و بهطور کلی ذهنیت سیاسی در عراق به دوگانه تقلیلگرایانه «خلعکننده و خلعشونده» گرفتار شده است. این دوگانه به ابزاری برای بسیج سیاسی بدل شده و هر جریان با رجوع به گذشته و احضار آرشیو تاریخی خود میکوشد از تاریخ برای اتهامزنی متقابل استفاده کند. در این چارچوب، مسئله سلاح دیگر فقط یک بحث امنیتی نیست، بلکه به میدان رقابت بر سر مشروعیت تاریخی، اخلاقی و سیاسی تبدیل شده است؛ میدانی که در آن هر طرف میکوشد دیگری را در نسبت با مقاومت، اشغال، دولت و گذشته سیاسیاش بازتعریف کند.
جریان صدری و «برادر ناتنی» آن عصائب، به دو قطب اصلی منازعه تبدیل شدهاند؛ دو جریانی که هر دو بیش از هر چیز درگیر بازکاوی گذشته مقاومتی و ارائه آن بهعنوان سندی برای برائت سیاسی و اخلاقی خود هستند. هواداران جریان صدر رقبای خود را متهم میکنند که در پی تحویل سلاح به آمریکا هستند و برای این ادعا به سابقه مقاومت علیه اشغال آمریکا استناد میکنند و در مقابل، عملکرد گروههایی چون مجلس اعلی و حزب الدعوه را برجسته میسازند که از ابتدا در بستر مقاومت شکل نگرفتند و راهبردشان مشارکت در فرآیند سیاسی و رابطه با آمریکا و غرب بود.
جریان صدر نیز در عمق پروژه کنونیاش فاصله چندانی با همین مسیر ندارد و در پی بازتولید آن در قالبی تازه است. پروژه امروز صدر، اگرچه در سطح گفتمانی با ادبیات مقاومت و استقلالطلبی همراه میشود، در عمل میتواند به سمت نوعی بازتنظیم رابطه با دولت، فرآیند سیاسی و حتی بازیگران منطقهای و بینالمللی حرکت کند؛ مسیری که از نظر منتقدان، تفاوت ماهوی چندانی با برخی الگوهای پیشین ندارد، هرچند در سطح نمادین و تبلیغاتی به گونهای متفاوت عرضه میشود.
محاسبه صدر؛ خلع سلاح رقبا و انحصار نفوذ
عصائب بر سابقه مقاومت بهعنوان منبع دائمی مشروعیت خود تأکید میکند، اما بررسی سخنان اخیر قیس خزعلی، بهویژه گفتوگوی او با شبکه دجله پیش از انتخابات اخیر، نشان میدهد این جریان بهتدریج به سمت پذیرش گفتمان دولت، ساماندهی سلاح و تفکیک میان مراحل مختلف مقاومت، یعنی پیش از ۲۰۱۱ و پس از ۲۰۲۳، حرکت کرده است. از همین رو، اصرار بخشی از هواداران عصائب بر گفتمانی کاملاً متفاوت با این تحول، پرسشبرانگیز شده است.
مقتدی صدر سالهاست دقیقاً بر اهدافی که امروز مطرح میکند پافشاری دارد و میداند خلع سلاح رقبا میتواند راه را برای انحصار نفوذ سیاسی و مردمیاش هموار کند. صدر همزمان در پی تثبیت جایگاه خود در ساختار سیاسی عراق و گسترش روابطش با بازیگران منطقهای و بینالمللی است. این راهبرد از نظر سیاسی بسیار حسابشده توصیف شده بود، زیرا اگر گروهها سلاح خود را تحویل دهند، در نگاه افکار عمومی بهعنوان نیروهای تسلیمشده و منفعل شناخته میشوند و اگر نپذیرند، با برچسب گروههای مسلح غیرقانونی، فاسد و فرقهگرا مواجه خواهند شد. در هر دو حالت، صدر موقعیت برتر اخلاقی و سیاسی خود را حفظ میکند.
رقبای صدر نیز بهتدریج در موضوع ساماندهی حشد و سلاح به دیدگاهی نزدیک میشوند، با این تفاوت که اختلاف اصلی نه بر سر اصل ساماندهی، بلکه بر سر تعریف «سلاح» و کارکرد آن است. همه سلاحها یکسان نیستند؛ نوعی از سلاح در برابر آمریکا به کار میرود و ابزاری برای فشار بر پروژههای سلطهگرانه است و نوع دیگر در درگیریهای داخلی و رقابتهای قدرت درون کشور نقش دارد. برای آمریکا، نوع نخست اهمیت بیشتری دارد، اما نوع دوم تا زمانی که به تداوم شکافهای داخلی و تشدید تناقضات در عراق کمک کند، چندان مسئلهساز نیست.
اشغال، استقلال و معنای مقاومت
آیا اشغال فقط حضور یک سرباز خارجی در خیابان است؟ آیا عراق امروز کشوری مستقل است که سلاح علیه آمریکا در آن ناموجه تلقی شود؟ و اگر دولت عراق نمیتواند از استفاده آمریکا از حریم هواییاش برای هدف قرار دادن دیگر کشورها جلوگیری کند، چگونه میتوان از گروهها انتظار داشت که گویی نزاع به پایان رسیده است؟ این پرسشها نشان میدهد که نزاع بر سر سلاح، در عمق خود نزاعی بر سر تعریف وضعیت عراق، حدود استقلال آن و مبنای مشروعیت مقاومت نیز هست.
مقتدی صدر با اقدامی غافلگیرکننده بار دیگر پرونده انفکاک جناح نظامی خود یعنی «سرایا السلام» را به صحنه بازگردانده و امروز با صدور بیانیهای فقط یک هفته مهلت برای اجرای فرمان داده است. آیا این تصمیم جدی است یا مانوری سیاسی مشابه سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹ و چرا صدر اکنون این ماجرا را مطرح کرده است؟ صدر از واژه «انفکاک» استفاده کرده، نه «انحلال»، و این تفاوت از نظر زبانی و سیاسی مهم است، زیرا انفکاک به معنای جدایی سازمانی و اداری موقت است، نه حذف نیروها و پراکندگی یا سرگردانی آنان.
سرايا السلام فراتر از یک شبهنظامی عادی است و یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت جریان صدر در طول دستکم دو دهه و در واقع ستون فقرات نفوذ میدانی و سیاسی او به شمار میآید. برخلاف دیگر گروهها، سرايا السلام به دلیل ساختار تشکیلاتی صدر و وفاداری شخصی نیروها به خود او، بهراحتی و حتی با نامی جدید قابل بازسازی است. همین ویژگی باعث میشود صدر بتواند بدون واهمه جدی از دست دادن توان نظامی خود در بلندمدت، دست به چنین اقدامی بزند و در عین حال از منافع سیاسی و تبلیغاتی آن بهرهمند شود.
در توضیح چرایی زمانبندی این اقدام، سه عامل اصلی دخیل است؛ نخست، فشار بیسابقه آمریکا به دولت جدید عراق به رهبری علی الزیدی برای انحصار سلاح در دست دولت و مهار گروههای مسلح ضدآمریکایی. دوم، نیاز دولت الزیدی به دستاوردی سریع برای تقویت مشروعیت داخلی و خارجی. و سوم، اختلافات عمیق و بیسابقه درون چارچوب هماهنگی شیعیان، هم بر سر سهمیههای کابینه و هم بر سر پروژه حصر سلاح، که زمان را برای صدر ایدهآل کرده تا از این شکافها برای تضعیف بیشتر چارچوب بهره ببرد. از این منظر، تصمیم اخیر همزمان پاسخی به فشارهای بیرونی و بهرهگیری از فرصتهای درونی است.
سناریوی اول؛ موفقیت محدود و دستاورد تبلیغاتی صدر
سرايا السلام منفک میشود، بیشتر نیروها به نیروهای امنیتی و نظامی میپیوندند و روند حصر سلاح گروههای مقاومتی و سیاسی سرعت میگیرد، اما گروههای مقاومت نزدیک به ایران قاطعانه در برابر این روند مقاومت میکنند. در این وضعیت، صدر دستاوردی سیاسی و تبلیغاتی مهم به دست میآورد و میتواند خود را بهعنوان شخصیتی فداکار و ملی معرفی کند، در حالی که ایران میکوشد بحران را آرام و کنترلشده مدیریت کند.
سناریوی دوم؛ تعمیق شکاف در چارچوب هماهنگی
در این سناریو، برخی گروهها ممکن است برای فرار از فشارها یا برای تنظیم مجدد موقعیت خود، به درجاتی با پروژه حصر سلاح همراه شوند و همین امر به شکاف بیشتر در میان نیروهای شیعی بینجامد. در چنین وضعیتی، صدر میتواند از واگرایی رقبا سود ببرد و بدون آنکه مستقیماً وارد رویارویی شود، از تضعیف انسجام چارچوب هماهنگی بهره سیاسی بیشتری کسب کند.
سناریوی سوم؛ بنبست سیاسی و بازگشت به مانور
سناریوی سوم، «بنبست کامل» است؛ مخالفان پروژه حصر سلاح قاطعانه این مسیر را رد میکنند و امکان پیشبرد عملی طرح از میان میرود. در این صورت، صدر اگرچه میتواند از منظر تبلیغاتی همچنان بر موضع خود تأکید کند، اما برای حفظ اعتبار سیاسیاش ناچار خواهد شد به مانوری تازه روی آورد تا فاصله میان شعار و واقعیت میدانی بیش از حد آشکار نشود. این سناریو بیش از هر چیز بر همان مسئله قدیمی عراق تکیه دارد؛ فاصله میان اراده سیاسی اعلامشده و امکان اجرای واقعی آن.
سناریوی چهارم؛ خطر تنش نظامی و گریز از درگیری داخلی
چهارمین سناریو به خطر تنش نظامی مربوط میشود؛ حالتی که در آن تلاش دولت برای پیشبرد اجباری خلع سلاح یا فشار بر گروههای مخالف، زمینه رویارویی مستقیم را فراهم کند. این سناریو از آن جهت حساس است که میتواند عراق را به سمت درگیریهای داخلی، بهویژه در سطح شیعه ـ شیعه، سوق دهد؛ طرفهای مختلف از چنین مسیری اجتناب میکنند و تمایلی به افتادن در دام یک جنگ داخلی آشکار ندارند. با این همه، نفس طرح این سناریو نشان میدهد که پرونده سلاح در عراق همچنان ظرفیت بالایی برای بیثباتسازی دارد.
راهحل؛ تقویت دولت با حاکمیت واقعی
راه درست، تقویت دولت است؛ اما نه صرفاً دولتی در سطح شعار، بلکه دولتی که حاکمیت واقعی داشته باشد، از حریم خود دفاع کند و اجازه ندهد سرزمینش میدان درگیریهای منطقهای شود. در این نگاه، مسئله اصلی نه فقط جمعآوری سلاح، بلکه ساختن دولتی است که بتواند مشروعیت و اقتدار لازم برای بیمعنا کردن سلاح خارج از چارچوب خود را به دست آورد. بنابراین، تا زمانی که عراق نتواند بر حریم هوایی، خاک و تصمیم سیاسی خود حاکمیت مؤثر اعمال کند، نزاع بر سر سلاح نیز بهطور کامل پایان نخواهد یافت.
مجموعه این تحولات نشان میدهد اقدام مقتدی صدر، عراق را در آستانه مرحلهای جدید از مهندسی قدرت قرار داده است؛ مرحلهای که در آن تصمیم یک بازیگر مهم شیعی، هم به آزمونی برای دولت تبدیل شده، هم به چالشی برای گروههای مقاومت و هم به ابزاری برای بازتعریف جایگاه خود صدر در صحنه سیاسی کشور. اینکه این تصمیم در نهایت به ادغام واقعی، بازآرایی موقت یا صرفاً جابهجایی در موازنههای تبلیغاتی منجر شود، هنوز روشن نیست؛ اما روشن است که فرمان اخیر، فقط درباره سرایا السلام نیست، بلکه درباره آینده رابطه دولت، سلاح، مشروعیت و قدرت در عراق است.
انتهای پیام/ ۹۹۹
