توقع انقلاب از هنرمندان

کد خبر: ۱۹۳۷۸۶
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۹۰ - ۰۶:۴۹ - 23November 2011



هوشياري و دشمن ستيزي
عنصر اساسي چهارم که امام آن را در پايه هاي نظام جمهوري اسلامي کار گذاشت - و بحمدالله مايه ماندگاري نظام شد - مسأله دشمن ستيزي و سلطه ستيزي است. امام يک لحظه نه خود از کيد و مکر و حيله دشمن غفلت کرد و نه گذاشت که مسئولان غفلت کنند. نظامي مثل نظام جمهوري اسلامي که منافع دستگاههاي استکباري دنيا را در اين نقطه از عالم و در بسياري از کشورهاي اسلامي تهديد کرده است، بديهي است که مورد دشمني است. در ايران عزيز ما، اينها سالهاي متمادي مثل ماري بر روي منابع ملي و دستگاههاي سياسي کشور چنبره زده بودند. در نظام سلطنتي غاصب و وابسته، مگر کسي جرأت داشت به کساني که وارد اين کشور شده بودند تا ملّت را تحقير و فقير و منابع او را غارت کنند و او را عقب مانده نگه دارند، اندک اهانتي کند؟! کسي جرأت نداشت به آنها بگويد بالاي چشمتان ابروست! امريکاييها و صهيونيستها و ديگر غارتگران و چپاولگران دنيا، در کمال امنيت و آرامش به ايران مي آمدند، مي رفتند و مي بردند. سياست کشور، در دست آنها؛ آمدن و رفتن حکومتها، در دست آنها؛ آوردن و بردن شاه مملکت، در اختيار آنها؛ تعيين نخست وزيران، با صوابديد آنها؛ و موضعگيريهاي سياسي کشور، تماماً در جهت خواسته ها و منافع آنها بود. نظام جمهوري اسلامي آمد و اين بساط را به کل به هم ريخت. امام مي دانست که اين دشمن ساکت نمي نشيند و تعرّض مي کند. اگر در برهه اي تعرّض کرد و تودهني خورد، موقّتاً عقب نشيني مي کند تا باز تعرّض کند؛ لذا بايد هشيار و بيدار بود. امروز من متأسفانه مي بينم که کساني طبق خواسته آن دشمنان، تبليغ مي کنند که اين توهّم است! دشمن همين را مي خواهد که مردم، مسئولان، کارگزاران حکومت، اداره کنندگان کشور و طرّاحان و قانونگذاران امور زندگي مردم، از تهديد دشمن غفلت کنند. نبايد اجازه داد؛ بايد دشمن و شيوه هاي دشمني او را شناخت. اين آن چيزي است که بايد براي هميشه به ياد ما بماند و امام بر روي اين نکته تأکيد مي کرد. اين که مي ديديد امام مي فرمود: «هرچه فرياد داريد، بر سر امريکا بکشيد»، به خاطر اين است.
برادران و خواهران عزيز! جوانان عزيز من! ملّت عزيز ايران! اينها چهار نقطه قوّت اساسي است. هم مردم و هم مسئولان بايد قدر اينها را بدانند. اين چهار عنصر موجب پايداري نظام است. اين چهار عنصر موجب آن است که هيچ وقت دشمن نتواند به اين نظام ضربه بزند. هر جا ما از اين چهار عنصر غفلت کرديم، ضربه خورديم. اگر ضربه اقتصادي خورديم، اگر عقب ماندگي اقتصادي پيدا کرديم، اگر در زمينه هاي سياسي دچار ضعفي شديم، بر اثر غفلت از اين عناصر بوده است. آن جايي که پيشرفت کرديم، آن جايي که عزّت به دست آورديم، آن جايي که توانستيم موانع را از سر راه برداريم، آن جايي که دشمن را ناکام کرديم، به خاطر تکيه بر اين عناصر بوده است. نگذارند و نگذاريد اين عناصر از دست مردم برود و مورد تهاجم قرار گيرد. نگذاريد دشمن به ميل خود، راه را براي تسلّط مجدّد بر اين کشور هموار کند. هشياري مسئولان کشور و آحاد مردم لازم است.
بيانات در اجتماع زائران مرقد مطهّر امام خميني ( ره ) ـ 14/3/80

تحقير ايران در روي کار آوردن پهلوي
عزيزان من! عدّه اي از شما با تاريخ به خوبي آشنا هستيد. من هم با تاريخ آشنا هستم. من سطرسطر ورقهاي تاريخ هفتاد، هشتاد سال گذشته و قبل از آن را مکرّر در مکرّر خوانده ام. ما حقيقتاً يکي از گرفتارترين ملّتها در پنجه گردن کلفتي و قلدري قدرتهاي جهاني بوده ايم. بنده در باب شبه قارّه هند مطالعات مفصّلي داشته ام و کتابي هم در اين زمينه نوشته ام. وقتي وضعيت ايران را با شبه قارّه مقايسه مي کنم، مي بينم با اين که آن جا استعمار مستقيم انگليسيها وجود داشت، اما به لحاظ فشار انساني بر يک کشور از ناحيه قدرتهاي اهريمني دنيا، وضع ما از آنها بدتر بود. آنها از طرف نيروهاي خودي و ميهني خودشان دچار خيانت و نفاق و فساد و وابستگي نبودند. يک مشت انگليسي به آن کشور وارد شده بودند. خوديهاي آنها عبارت بودند: از گاندي و نهرو و مولانا محمّد علي و مولانا شوکت علي و جناح و غيره. آنها با انگليسيها جنگيدند و بسيار هم زجر کشيدند؛ اما وضع ما اين گونه نبود. انگليسيها رضاخان را به عنوان يک عامل دست نشانده بر سر کار آوردند تا کار مورد نظر آنها را انجام دهد. اين حرفها جاي انکار نيست؛ حرفي نيست که من بزنم؛ اين حرفها جزو واضحات تاريخ است که هم گزارشگران نوشته اند و هم اسنادي که بعد از سي، چهل سال منتشر شده، گوياي آن است. همين چند روز پيش در سندي از همين قبيل مي خواندم که در جلسه اي که سيد ضياء و رضاخان و مأموران انگليسي بودند، رضاخان گفته بود که من سياست سرم نمي شود و وارد نيستم؛ هرچه شما دستور بدهيد؛ من گوش به فرمانم! همين طور هم بود؛ اما لحظه اي که احساس کردند يک ذرّه حالت گوش به فرماني اش متزلزل شده و گرايشي، آن هم نه به سمت استقلال حقيقي، بلکه به سمت آلمان هيتلري پيدا کرده است - طبيعتاً وقتي رضاخان به هيتلر نگاه کند، به هيجان مي آيد و لذّت مي برد - او را کنار زدند و پسرش را بر سر کار آوردند. اينها جزو واقعيّات کشور است.
بيانات در ديدار اصحاب فرهنگ و هنر ـ 1/5/80

توقع انقلاب از هنرمندان
کشور ايران با همه اين خصوصيات فرهنگي عميقي که شما مي گوييد و راست هم مي گوييد و من هم به همين ها اعتقاد دارم، تحقير شد. پنجاه، شصت سال کساني بر ما حکومت کردند که آورنده آنها، نه اين که ما نبوديم - چون در ايران حکومت مردم به اين صورت اصلاً سابقه نداشت - بلکه دلاوري خودشان هم نبود. اي کاش اگر ديکتاتور بودند، اقلاًّ مثل نادرشاه با زور بازوي خودشان، يا مثل آقامحمّدخان با حيله گري خودشان بر سر کار آمده بودند؛ اما اين طور نبود. ديگران آمدند و آنها را بر اين ملّت مسلّط کردند و تمام منابع مادّي و معنوي اين ملّت را به غارت بردند. با رنجها و محنتهاي بسياري، حرکت عظيمي در مقابل اين پديده شوم اتّفاق افتاد و توانست با فدا کردن جانها و با عريان کردن سينه ها در مقابل دشنه ي دشمن غدّار، به جايي برسد. اين زيبا نيست؟ هنر چگونه مي تواند از کنار اينها بي تفاوت بگذرد؟ اين توقّع انقلاب است. هنر انقلابي که ما از اوّل انقلاب همين طور گفتيم و آن را درخواست کرديم، اين است. آيا اين توقّع زيادي است؟ موسيقي و فيلم و تئاتر و نقاشي و ساير رشته هاي هنري شما بايد به اين مقوله بپردازد؛ اينها چيزهاي لازمي است. توقّع انقلاب از هنر و هنرمند، يک توقّع زورگويانه و زياده خواهانه نيست؛ بل مبتني بر همان مباني زيباشناختي هنر است. هنر آن است که زيباييها را درک کند. اين زيباييها لزوماً گل و بلبل نيست؛ گاهي اوقات، انداختن يک نفر در آتش و تحمّل آن، زيباتر از هر گل و بلبلي است. هنرمند بايد اين را ببيند، درک کند و آن را با زبان هنر تبيين نمايد.
بيانات در ديدار اصحاب فرهنگ و هنر ـ 1/5/80

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین