در عين ناباوري
هليکوپترهاي مسلح به موشک " تاو " اقدام به شکار تانکها کردند . نحوه عمل هليکوپترها به اين صورت بود که يک هليکوپتر به طرف دشمن شيرجه مي زد و بقيه منتظر و مراقب او مي شدند و پس از پايان تيراندازي آن هليکوپتر ، هليکوپتر بعدي وارد عمل مي شد.
سرواناردلاني و سروان محسني خلبانان يکي از هليکوپترهاي همراه ما بودند که وقتي به طرف دشمن يورش بردند دشمن با تيراندازي گلوله اي تأخيري، پرواز آنها را مختل کرد و هليکوپتر آنها در هوا چرخي خورد و به زمين افتاد. شدت ضربه هليکوپتر چنان بود که دستگاه تيراندازي و حمل موشک هليکوپتر با آن همه پيچ و بست از هليکوپتر کنده شد و به زمين افتاد، هليکوپتر هم سرش به طرف زمين برگشت و به زمين برخورد کرد. من از بالا، ناظر اين حادثه بودم و با خود گفتم که ديگر از هيچ کس کاري بر نمي آيد و از هليکوپتر و خلبانان آن چيزي نخواهد ماند ولي لحظاتي بعد با ناباوري ديدم که حتي ملخ هاي هليکوپتر به زمين نخورد و با توجه به اينکه دستگاه مهماتش را از دست داده بود ولي زود از زمين کنده شد و در حالت عادي به پرواز در آمد . اين واقعه نمي توانست بجز امداد هاي غيبي چيز ديگري باشد.
بلافاصله هليکوپترهاي بعدي منطقه اي را که نيروي زميني با گلوله هاي فسفري نشان داده بود، مورد هدف قرار دادند و پس از تار و مار کردن دشمن در آن منطقه، به پايگاههاي اصلي خود برگشتيم.
"سرهنگ خلبان ابراهيم صادقي "
(به قلم : سرهنگ حجت شاه محمدي)


