«شب های بمباران»، 250 خاطره از کودکان و نوجوانان در حملات هوایی
«شب های بمباران» توسط داود غفارزادگان و محمدرضا بایرامی گرد آوری شده است و در تعداد 328 صفحه به قيمت 5400 تومان و شمارگان 2500 نسخه به چاپ رسیده است.
معرفی کتاب: کتاب « شب های بمبارن » شامل 250 خاطره از کودکان و نوجوانان ایرانی از تجاوز حمله های هوایی عراق به آسمان شهر های ایران و موشكباران و بمباران های ارتش متجاوز صدام است. این خاطرات براي اولينبار در سال 1370 در قالب یک مجموعه 17 جلدي منتشر شد و بعد از 18 سال در يك مجلد به چاپ دوم رسید.
فراخوان خاطرات كودكان و نوجوانان، از بمباران و موشكباران شهرهاى ايران در طول جنگ تحمیلی، توسط دفتر ادبيات و هنر مقاومت منتشر و خاطرات بسیاری از سراسر كشور ارسال شد. داوود غفارزادگان و محمدرضا بايرامي خاطرات را مطالعه و پس از گزينش از نظر سندیت و جذابيت، بهترین آنها را بدون تغيير در متن ويرايش كردند. انتشار نتيجه اين فعالیت، در قالب مجموعهاي 17 جلدي با عنوان "شبهاي بمباران" با استقبال خوبی مواجه شد اما همواره گلایه مخاطبان این بود که تهیه همه 17 جلد این مجموعه کمی دشوار است که پس از تدوين مجدد اين مجموعه توسط بايرامي و غفارزادگان، با قرار دادن همه آن ها در یک کتاب این مشکل رفع شده است.
گزیده متن:
راستش را بخواهید من در شب های بمباران، فقط به فکر عروسکم بودم. تا برق ها می رفت، اول عروسکم را که کنارم بود، بغل می کردم و بعد، با خانواده ام می رفتیم به زیرزمین کوچکمان. من و مادرم خیلی می ترسیدیم. مادرم همه اش دعا می خواند. من هم، طوری که هیچ کس نفهمد، سوره "حمد" را که به تازگی یاد گرفته بودم می خواندم. دلم می خواست هر چه زودتر آژیر "سفید" بکشند. آن شبها، به من و عروسکم خیلی سخت می گذشت.
صفحه 170
معرفی کتاب: کتاب « شب های بمبارن » شامل 250 خاطره از کودکان و نوجوانان ایرانی از تجاوز حمله های هوایی عراق به آسمان شهر های ایران و موشكباران و بمباران های ارتش متجاوز صدام است. این خاطرات براي اولينبار در سال 1370 در قالب یک مجموعه 17 جلدي منتشر شد و بعد از 18 سال در يك مجلد به چاپ دوم رسید.
فراخوان خاطرات كودكان و نوجوانان، از بمباران و موشكباران شهرهاى ايران در طول جنگ تحمیلی، توسط دفتر ادبيات و هنر مقاومت منتشر و خاطرات بسیاری از سراسر كشور ارسال شد. داوود غفارزادگان و محمدرضا بايرامي خاطرات را مطالعه و پس از گزينش از نظر سندیت و جذابيت، بهترین آنها را بدون تغيير در متن ويرايش كردند. انتشار نتيجه اين فعالیت، در قالب مجموعهاي 17 جلدي با عنوان "شبهاي بمباران" با استقبال خوبی مواجه شد اما همواره گلایه مخاطبان این بود که تهیه همه 17 جلد این مجموعه کمی دشوار است که پس از تدوين مجدد اين مجموعه توسط بايرامي و غفارزادگان، با قرار دادن همه آن ها در یک کتاب این مشکل رفع شده است.
گزیده متن:
راستش را بخواهید من در شب های بمباران، فقط به فکر عروسکم بودم. تا برق ها می رفت، اول عروسکم را که کنارم بود، بغل می کردم و بعد، با خانواده ام می رفتیم به زیرزمین کوچکمان. من و مادرم خیلی می ترسیدیم. مادرم همه اش دعا می خواند. من هم، طوری که هیچ کس نفهمد، سوره "حمد" را که به تازگی یاد گرفته بودم می خواندم. دلم می خواست هر چه زودتر آژیر "سفید" بکشند. آن شبها، به من و عروسکم خیلی سخت می گذشت.
صفحه 170
لینک کپی شد
نظر شما
