كمك‏هاي پشت جبهه

کد خبر: ۱۹۵۶۱۸
تاریخ انتشار: ۰۵ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۲:۴۸ - 26May 2011

 

نزديك ستاد تخليه‏ ي شهدا بود و ميوه و آجيل بسته بندي مي‏كرديم كه البته از كمك‏هاي مردمي بود من پاي ترازو نشسته بودم و ميوه ‏ها را به بسته‏هاي يك كيلويي بسته بندي مي‏كردم و يكي از خواهران نوشت‏ هايي از قبل آماده كرده بوديم در آن بسته مي‏گذاشت و خواهران ديگر آن‏ها را بسته بندي مي‏كردند و جدا مي‏گذاشتند . همين طور كه من پاي ترازو بودم . يك درجه دار نمي‏دانم سرهنگ بودند يادم نيست و همه به ايشان احترام مي‏گذاشتند آمدند بالاي سر من كه چگونه وزن مي‏كنم . ميوه‏ ها را . كه مي‏گذاشتم به من گفتند : دخترم نه يك گرم زياد و نه يك گرم كم عدالت را رعايت كن آن قدر ميوه‏ ها را بردار و بگذار تا به يك اندازه‏ ي مساوي شود و اين برايم خيلي جالب بود و من بيشتر سعي كردم همان طور كه آن پدر بزرگوار فرمودند عمل كنم . و اين درسي براي زندگيم شد كه حتي در سخت‏ترين لحظه‏ ها زندگيم عدالت را رعايت كنم .
خاطره ي : خانم صغري بستاک
 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین