دل بيدار بيش از ديده بيدار مي خواهد

کد خبر: ۱۹۶۱۵۴
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۲۳:۲۴ - 28April 2007


آري حاج صارم طهماسبي از تبار جانبازان ايثارگري است كه وصف جهاد و مردانگي او را بايد از بلنديهاي جولان و جبال سر به فلك كشيده كردستان ايران شنيد.
او با جان خود بازي كرد و در سودائي خدائي سلامت خود را از كف داد در اسارتگاههاي خدا ستيزان بعثي به جرم دوستي با خدا ضربات كشنده تازيانه هاي حراميان را تحمل كرد تا مشق آزادگي را يك بار ديگر به آزادگان جهان ارائه نمايد.
حاج صارم طهماسبي فرياد هماره رساي فرهنگ ايثار و شهادت است كه روزي نعره مردانگيش آسايش متجاوزان اسرائيلي را به عذاب تبديل مي كرد و روز بعد هيبت فرماندهيش در كربلاهاي ايران آرامش بعثيان را به ناامني مبدل كرده بود وروز سوم در سنگر مسجد و محراب و موعظه كلام ملين و رهنمودهاي سازنده اش عرصه را بر مهاجمان فرهنگي تنگ و ناخوشايند مي نمود.
نام حاج صارم طهماسبي كلمه مباركي است كه با هيچ گوش شنوائي بيگانه نيست و رخسار پاكش همه عيونها را تسخير و جميع قلوب را واله و حيران مي كند.
او رزمنده اي مخلص فرمانده اي شجاع آزاده اي صبور و جانبازي با صفاست كه خاطرات تلخ و شرين 8 سال دفاع مقدس را يكجا مي توان از ديدار با آن يكجا نظاره كرد و فراز و نشيبهاي آن دوران نفس گير را ترجمه نمود.
اي كاش ميشد كه شهيد مصطفي چمران و شهيد ابوترابي را ديد تا قصه شيرين جانبازي حاج صارم طهماسبي در لبنان و داستان مقاومت او را در اسارتگاههاي عراق را از زبان ملكوتي آن دو يار سفر كرده بدرستي نشيد.
آري براستي كه صارم طهماسبي بازمانده اي از سجاده نشينان عشق به يكتاست كه شناخت سرزمين سبزجانشان در محاسبات زميني نمي گنجد او از خيل ياراني است كه از ملك وجود خود گذشتند تا مسيرراه براي عبور كاروانيان شهادت طلب هموار نمايند.
او و صدها عزيز مثل او سرمايه و اسرار انقلابند كه زخم مزمن مجادله با دلالان تاريخ و داغ جاودانه شهيدان را بر گردن نحيف خود دارند و آن را بعنوان اسناد مظلوميت نهضت نوراني امام خميني (ره ) به نسلهاي آينده منتقل نمايند و بدينسان گوش ناشنواي زورگويان زمان را بيازارند و حصارهاي پولادين وهيمنه پوشالي ظالمان تاريخ را فرو ريزند.
اما افسوس اكنون اين شير بيشه دوران دفاع مقدس با بدني رنجور و عزمي همچنان راسخ در بستر بيماري آرميده است و با ناملايمات روحي و جسمي روزگار در پيكار است .
اين رزمنده دلاور كه زماني غرش مسلسلهاي او قلب كثيف صداميان را نشانه مي گرفت و در برهه اي زبان حق گويش مزاج نازك مديران بي تحمل را آزار ميداد اكنون بادلي مملو از عشق و اميد به خدا در منزل شخصي خود رنج مريضي را تحمل مي كند و به رضاي خدا راضي و به قضاي او نيز معتقد و معترف است و خالصانه اين ابيات را زمزمه مي كند.
بگو با عاشقان هر كس وصال يار مي خواهد
ميسر هست اما زحمت بسيار مي خواهد
چو روي زرد اشك سرخ و آه آتشينست
مگو از عاشقان عاشقي آثار مي مي خواهد
طمع داري در آئي در صف رندان وزين غافل
كه مست از باده منصور گشتن دار مي خواهد
ز دنيا و ز عقبي هر دو بايد چشم پوشيدن
هر آنكس در محبت لذت ديدار مي خواهد
مگر در خواب بيني روي جانان را كه اين دولت
دل بيدار بيش از ديده بيدار مي خواهد
سيد علي اصغر حسيني
خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي ـ آبدانان
 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین