رکــــــــــــــــورد مـــرخــــــصــــي »

کد خبر: ۱۹۶۳۰۴
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۸۵ - ۱۹:۰۷ - 31October 2006

به دليل اينکه تا قبل از خدمت مقدس سربازی ، چند بار توفيق حضور در جبهه ها را يافته ، طعم شيرين جهاد را چشيده ، امدادهای غيبی را ديده و خاطرات بسياری را تجربه کرده بودم، داوطلب گذراندن خدمت مقدس سربازی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شدم ، البته با اين شرط که حتما به جبهه اعزام شوم . با اين کار دو هدف را دنبال کردم :
ادامه حضور در جبهه و گذراندن اجباری ( خدمت وظيفه ) .

تقدير اين بود که اين جوان رعنای کويری ، تک و تنها و بدون حتی يک همشهری به نيروی دريايی سپاه ملحق شود و به اصطلاح ، اين يزدی دريانديده ، بيفتد بوشهر .

اما اينکه چرا تک افتادم ، دليلش اين بود که در لحظه تقسيم سربازان اعلام شد : اگر کسی حداقل سه ماه سابقه حضور در جبهه داشته باشد ، از گذراندن دوره آموزشی معاف است و بنده چون اين شرط را داشتم از بقيه جدا شدم و خود را به دست سرنوشت و تقديرسپردم.

مدت کمی در قرارگاه ماندم و با اصرار خودم ، به منطقه عملياتی فاو عراق انتقال يافتم و موفق شدم با کسب رضايت فرماندهان خود تا پايان خدمت در منطقه عملياتی باقی بمانم.

که يادش به خير باد.روال مرسوم در اعطای مرخصی به سربازان هر ۴۵ روز يک بار بود ، اما شيوه و روشی که بنده برای خودم تعيين کرده بودم و به لطف خدا تا پايان خدمت هم بدان وفادار ماندم ، عبارت بود از : پنج ماه حضور در جبهه ، آن وقت يک ماه مرخصی . چيزی بود شبيه نذر يا عهد . اما اين روش که انگار قدری تازگی داشت ، برای فرماندهانم خيلی جالب بود ، به طوری که هنگام ترخيص و تسويه حساب و زمانی که برای آخرين امضا خدمت يکی از فرماندهان رفتم ،‌ ايشان پس از بررسی پرونده پرسنلی که فقط چهار برگ مرخصی در آن بود و بس ، گفتند : در طول دوران کاری و فرماندهی خود هرگز چنين سربازی نديده ام ، آفـــــرين به تو يزدی صبور و ...

منبع: وبلاگ آنروزها ياد باد

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین