مدیران انتشارات فاتحان : ثبت خاطرات شفاهی در اولویت
به گزارش ساجد در هر قالبی، همیشه ایام مورد توجه مخاطب عام بوده است. از جمله این قالبها میتوان به کتابهای دفاع مقدس اشاره کرد که در طی چند سال اخیر استقبال از آنها رو به رشد بوده است که یکی از دلایل آن میتواند ورود جدی ناشران تخصصی به این حوزه در اواخر دهه هشتاد باشد. یکی از این انتشارات «نشر فاتحان» است که از سال 88 به طور رسمی شروع به فعالیت کرده است با کتابهای پر فروشی مثل «مهتاب خین» و «دختری کنار شط» شناخته شده است.
در این مجال با «سید مصطفی آقا میری» کارشناس دفتر ادبیات و «مصطفی محمدی» مسئول بخش ادبیات، درباره راه پیمودهی این نشر تا به امروز گفت و گو کردیم.
* چطور شد که نسبت به تاسیس انتشارات فاتحان احساس نیاز شد؟
آقامیری: بسم الله الرحمن الرحیم. همانطور که مطلع هستید ما سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس هستیم. یعنی اولین هویتمان یک هویت سازمانی است که زیرمجموعه سازمان بسیج مستضعفین هستیم و کنگره سرداران و شهدای سراسر کشور زیرمجموعه ما میباشد.
تا به حال سپاه توسط کنگره سرداران و شهدای سراسر کشور، بیشترین کتاب در عرصه دفاع مقدس را به چاپ رسانده است. تقریبا حدود 5000 عنوان کتب دفاعمقدس از سال 1387 که ما وارد این حوزه شدیم تابهحال به چاپ رسیده است.
* ضعف کتب کنگرههای شهدا باعث تاسیس فاتحان شد
یکی از معضلات کتابهای کنگرهها این بود که بر کتابهای کنگرهها نظارت درستی صورت نمیگیرد، لذا اغلب محتوای ضعیفی داشت و از نظر فرم و شکل نیز کتب ضعیفی بودند. لذا ما تصمیم گرفتیم که برنامهای بریزیم تا مقداری سطح کار ستاد کنگره را بالا بیاوریم. وقتی تحقیقات میدانی انجام دادیم تصمیم گرفتیم بصورت حرفهای وارد نشر کتاب دفاع مقدس شویم، لذا دیدیم اگر بخواهیم بصورت حرفهای وارد شویم باید بصورت خصوصی وارد شویم یعنی ساختار کار را خصوصی کنیم.
لذا با پیگیریهایی که انجام شد انتشارات فاتحان به ثبت رسید و از سال 88 رسما کار خودش را شروع کرد. الحمدلله تا الان ما توانستهایم حدود 82 عنوان کتاب دفاعمقدس به چاپ برسانیم که حدود 13-14 عنوان از این کتابها، کتابهایی بودند که هم در سطح ملی مطرح شدند و هم مقام آوردند. مثلا در سال 89 «مجموعه کتب راوی»، کتابِ سال جمهوری اسلامی شد. کتابهای دیگری هم بودند مثل «سرباز سالهای ابری» که تا مرحله آخر کاندیدای جایزه ادبی جلال بودند و تابهحال حدود 13-14 عنوان از کتابهایمان در جشنوارههای دیگر و کتاب فصل و جشنواره کتاب دفاع مقدس برگزیده شدند.
* «مهتاب خین» بهترین کتاب تاریخ شفاهی دفاع مقدس است
* از ابتدا تاکنون چه روندی را طی کردید؟
آقامیری: ما از جایی که شروع کردیم، روندمان رو به رشد بوده و الحمدلله ناراضی هم نیستم. البته کتابهای اولمان، یعنی 5-6 کتاب اولمان واقعا در سطح ملی مطرح شدند؛ «سرباز سالهای ابری» واقعا تاثیرگذار بود. «مجموعه کتاب راوی»، «مهتاب خین». اینها اساسا در بحث نشر انقلابی را ایجاد کرد. فکر نکنم تابهحال کتابی مثل «مهتاب خین» در تاریخ شفاهی آمده باشد و جزو بهترین کتاب تاریخ شفاهی ایران محسوب میشود. سپس ما کمی زمینهکاریمان را گستردهتر کردیم، یعنی ما تابهحال فقط تاریخ شفاهی کار میکردیم، اما حالا در بحث داستان و رمان وارد شدیم. در بحثهای دیگری نیز وارد شدیم که الحمدلله تا الان اینها همهشان روند خوبی را طی کرده است.
* باتوجه به اینکه ما ناشران دیگری هم در حوزه دفاعمقدس داریم، شما برای آنکه منحصر به فرد باقی بمانید، چه شاخصهها ویژگیهایی را برای خودتان تعریف کردید تا پاسخگوی نیازهایی خاص باشید؟
آقامیری: ما علیرغم تفکر خود «فاتحان» مبنی بر اینکه خیلی وارد فضاهای داستان و رمان شدن فعلا نیاز جامعه نیست، معتقد بودیم نیاز جامعهمان بحث تاریخشفاهی و خاطرات هست. ما هماکنون با افرادی مواجه هستیم که از جنگ برگشتهاند و خاطراتی دارند و زندهاند. درحالحاضر ما باید بیشتر در بحث گردآوری خاطرات و انعکاس آنها به جامعه کمک کنیم چون داستان و رمان و چیزهای دیگر و کارهای پژوهشی بعدها و طی نسلهای بعدی انجام میشود. ما اگر این فرصت را از دست بدهیم و این افرادی که در این نسل حاضر هستند، بروند و نسل بعدی بیایند، آن موقع دچار کمبود محتوا خواهیم شد. بر این اساس ما بیشتر شاخصه اصلیمان را به بحث خاطره نویسی و پژوهش میدانی جنگ قرار دادیم؛ یعنی کارهای تحقیقاتی پژوهشی.
هماکنون بطور مثال «مجموعه کتاب راوی» که نوشتهایم- اگر کتاب را مطالعه کنید- ما آمدهایم با 100 فرمانده دفاعمقدس مصاحبه کردیم و اطلاعات را کاملا با یکدیگر آنالیز کردیم و اطلاعات کاملا شسته رفته و درست و حسابی از درونش درآوردیم تا اخبار و اطلاعات جنگ درست به نسل بعدی منتقل شود. من احساس میکنم، درحالحاضر ناشرین باید بیشتر توانشان را در بحث خاطرات بگذارند، چون نسل جنگ از بین نرفته اند و اطلاعات دست اولی هم دست این افراد است و در مراحل بعدی باید وارد ژانرهای دیگر مثل داستان و رمان شویم.
*برای تولید هر کتاب نیازسنجی هم انجام دادید؟
آقامیری: ما برنامهریزی خاص کردیم. البته درحالحاضر کتاب دفاعمقدس چند سالی است که روند خاصی پیدا کرده است. بطور مثال اتفاقی که در مورد «کتاب دا» افتاد و باعث شد ذائقه مخاطب در بحث کتابخوانی تغییر کند و واقعا مخاطبان به سمت کتب دفاعمقدس اقبال گستردهای را نشان میدهند. ما نیز قطعا این کار را میکنیم، یعنی ذائقهسازی و نیازسنجی در سطح جامعه انجام میگیرد. لذا اگر دقت کرده باشید ما کتابهایمان اغلب گروه سنی دارند. مثلا برای گروه سنی ب و ج یا برای نوجوان کتاب داریم؛ برای جوان؛ حتی برای زنان کتاب داریم. مثلا از نظر جنسیتی برای زنان یکسری کتاب خاطرات همسران شهدا یا زنانی که در جنگ بودند را داریم.
* این نیازسنجی طی چه فرایندی انجام میشود؟
آقامیری: برای نیازسنجی ما جلسات کارشناسی داریم، یعنی ما یکسری کارشناس داریم که کتابها را برایمان نیازسنجی میکنند، یعنی برای مثال میگویند نیاز امروز جامعه ما این است. ما با یک جامعه بزرگ و یک شبکه اجتماعی مثل بسیج طرف هستیم. یعنی چون ما زیرمجموعه سازمان بسیج هستیم لذا این نظرسنجی به شکلی کامل نسبت به جامعه به ما میرسد. چون ما با بزرگترین شبکه اجتماعی ارتباط داریم. از بسیج نیازسنجیهای خاصی انجام می شود که طبق آن در شورای کارشناسی بررسی میشود و براساس آن کتاب تولید میشود.
* کارها روی روال بیفتد مدیریت را تحویل نویسندگان میدهیم
* کارشناسانتان سابقه کار فعالیت در این حوزه را دارند یا صرفا بر حسب وظیفه شغلی وارد این کار شدهاند؟
آقامیری: سازمان بسیج یک رسالتی دارد که بسیج وظیفهاش این است که ببیند هرجا جامعه مشکل هست، وارد شود و آنجا نقش آفرینی کند و وقتی کار در روال خودش افتاد تحویل همانها بدهد و برگردد. ما در بحث نشر احساس کردیم که این در روال خودش و ریل خودش نمیچرخد لذا سازمان بسیج وسط آمد و مجمع ناشران دفاعمقدس را شکل داد و کمک کرد تا وارد عرصههای بینالمللی شدیم، در نمایشگاه فرانکفورت و نمایشگاههای خارج کشور شرکت کردیم. لذا اگر مقداری کار در روال خودش بیافتد، ما کار را تحویل خود ناشران و نویسندگان میدهیم و کنار میرویم. کارشناسان ما هم به همین شکل است، یعنی کارشناسان ما اغلب کارشناسانی نیستند که سپاهی باشند، بلکه نویسندگان دفاع مقدساند مثل آقای احمد دهقان، مرتضی سرهنگی، کمری و مصطفی محمدی، از نویسندههای خوب دفاع مقدس هستند و کار کارشناسی را برای ما انجام می دهند.
* مجبور شویم تغییر رویکرد میدهیم
* در روند انتخاب سوژه و انتخاب نویسنده چه مراحلی را طی میکنید؟
محمدی: ما یکسری برنامههای سالیانه داریم که از اول سال موظف هستیم تا پایان سال آن را پیگیری و به اجرا برسانیم. در واقع ما تابع این برنامههایی که برای ما چیده میشود، هستیم موضوعات ما خارج از موضوع ادبیات دفاعمقدس نیست. ممکن است به هر ترتیب با سوژهها یا طرحیهایی روبرو شویم یا در جایی ناچار شویم یا صلاح بدانیم تغییر رویکرد دهیم. مثلا به صورت نمونه امسال موظف شدیم کتاب شهید ناهید فاتحی کرجو را بصورت زندگینامه بنویسیم و منتشر کنیم چون ایشان شهید شاخص سال 91 هستند.
در میانه راه پیشنهاد شد و ما پذیرفتیم که یک کار در قالب فتورمان یا فونیکس تی وی ارائه دهیم و این نیز جزء برنامههای ما قرار گرفت. در کنار اینها ممکن است ما خودمان به موضوعات یا سوژههایی برخورد کنیم. انتخابهایی را که نیز شما میفرمایید، بالاخره نویسندهها یک شاخصههای مشخصی دارند، علاقمندی، کارکرد، کارنامه و ... . به هرترتیب با توجه به اینکه نویسندههای ما، اغلب به دگرنویسی روی آوردند، غالبا گرایش ما به ادبیات شفاهی است. برای همین خاطراتی که با پیشنیه شبهرمان یا زندگینامه داستانی یا مستند داستانی باشند کار ما هستند و الان نیز روی همین روال پیش میرویم و خیلی کم پیش میآمد که ما از ابتدا تصمیم به نگارش یک رمان گرفته باشیم یا اینکه با یک پیشنهاد رمان در این زمینه روبرو باشیم. چون ناشرین خواسته یا ناخواسته یکسری وظایف را بین خودشان تقسیم میکنند، یا در یک زمینه تخصص پیدا میکنند. چنانچه ما الان سورهمهر را داریم که غالبا با رویکرد رمان آثار میدهد یا مثلا مراکز دیگری هستند مثل روایت فتح که بیشتر رویکرد خاطرات شفاهی را دست گرفته است. این نیز به همین صورت است.
* برنامهریزی برای نویسندگان تازهکار و سفر به مناطق عملیاتی
*برنامه ای برای استفاده از نویسندگان تازهکار دارید؟
محمدی: بله! ما اینها را در قالب سفرهای خیلی بدیع و سفرهایی که تابهحال بدین صورت ناشرین ما سراغ نویسندگان ما نرفتند، ترتیب دادیم. در این سفرهای ما نویسندگان جوان و اهل ذوق با انگیزهای هستند که حتی بعضی از آنها بصورت جدی حتی یک اثر هم در حوزه دفاع مقدس ندارند، اما با سفرهایی که ما برایشان ترتیب میدهیم، همانطور که مناطق عملیاتی را شناسایی میکنند و بازدید میکنند، در کنار اساتید پیشکسوت این حوزه قرار میگیرند و شناخت و یک دید مستقیم پیدا میکنند. ما دو تا از این سفر را از اسفندماه سال گذشته تا همین یک ماه پیش بصورت خیلی جدی و برنامهریزیشده و منسجم انجام دادیم و الحمدلله نتایج آن نیز آن چیزی که در کوتاه مدت توقع داشتیم برآورد شده است. در دراز مدت نیز نتیجهاش آن چیزی است که در ذهن نویسنده اتفاق میافتد و آن دید و شناخت درستی است که از دفاعمقدس در او شکل می گیرد. چون طبیعا آن نویسنده تازهکار تا آن حوادث را از نزدیک نبیند و آن محیط و فضا را استشمام نکند و در جریان قرار نگیرد درک درستی هم نمی تواند از کار بکند.
* علاوه بر این کارگاه آموزشی هم دارید؟
محمدی: کارگاههای ما در استانها فعال است. نویسندگان استانی که در این حوزه هستند، چه تازهکارها و چه به اصطلاح پیسکسوتانِ آن حوزه در استان، را جمع آوری میکنیم و برایشان کارگاه میگذاریم. گاها از تهران یا حتی از خود آن شهرستان اساتیدی که در آن زمینه پیشکسوت هستند دعوت می شود تا بصورت در آن کارگاه خیلی تخصصی تدریس و سخنرانی کنند.
* به نویسندگان سفارش نمیدهیم پیشنهاد میدهیم
* معمولا شما کاری را به نویسنده سفارش میدهید یا نویسندهها کارهای آمادهای را به شما میسپارند؟
محمدی: بیشتر سفارش است اگر با آن بار منفیاش نگوییم. اما در حین سفارش هم از همفکری و همکاری نویسنده بسیار استفاده میکنیم. نویسنده کاملا دستش باز است تا با سوژه ارتباط معنوی برقرار کند و به این لحاظ میتوان گفت اصلا کار سفارشی نیست، بلکه پیشنهادی است. یعنی ما کار را به نویسندهها پینشهاد میکنیم، آنهایی که توانایی دارند، فرصت دارند و انگیزه دارند میآیند. لذا نمیتوان گفت سفارشی است به همان معنایی که القا به نویسنده باشد و بگوییم فقط در این قالب اثر می خواهیم، نه! اینطور نیست. ما کاملا دست نویسنده را باز گذاشتهایم. مثل یک مرکزی که بانک سوژه و اطلاعات است. لذا ما برای نویسندگان موضوعات را دسته بندی میکنیم و می گوییم این موضوعات هست انتخاب کن. یا میگوییم این موضوعات روی زمین مانده است و فقط نویسندهاش مانده. لذا تعامل کاملا خوبی با نویسنده داریم.
* برخی افراد کتاب را به خاطر طرح جلد میخرند
* یک جنبهای که در آثار نشر فاتحان خیلی دیده میشود طرح جلدهای شماست. چطور به این نتیجه رسیدید که باید طرح جلدهای خاص و منحصر به فردی طراحی کرد؟
آقامیری: یکی از اشکالاتی که در کتب دفاعمقدس در بحث کنگرهها گفتم، همین بحث فرم کتاب بود، یعنی یک مقداری در بحث محتوای کتاب کار کرده بودیم اما احساس کردیم امروزه جامعه به سمتی میرود که واقعا بحث فرم کتاب، هم در صفحه بندی و هم در طرح جلد برایش اهمیت دارد. مثلا ما «سرباز سالهای ابری» را که کار کرده بودیم، خاطرم است در نمایشگاه یک خانمی آمد و این کتاب را از ما خرید. دیدم اصلا فضای او در فضای دفاعمقدس و ارزشی و فرهنگی نیست. گفتم خانم شما چرا این کتاب را از ما خریداری میکنید؟ علاقمندی به این موضوعات دارید؟ گفت نگاه کنید من احساس میکنم یک نفری نشسته این احترام را به من گذاشته و برای من مخاطب فکر کرده و یک طرح نویی را اجرا کرده است، این برای من ارزشمند است. روی همین اساس، فرم خیلی اهمیت دارد. الان در جامعه واقعا بحث فرم اهمیت پیدا کرده و ما یک برنامه درست و حسابی برای این کار چیدهایم. هم در بحث صفحهبندی و هم در بحث طراحی جلد که الحمدلله خیلی هم موفق بودیم. کتاب «سرباز سالهای ابری» چند دوره است که در بحث طرح در جشنواره های مختلف جلد مقام آورده است. «دختری کنار شط» مقام آورده است. یک نوآوری یک شکوفایی جدید در بحث طراحی شد.
* ورود اخراجیها به عرصه کتاب
* من با یکی از نویسندهها صحبت میکردم حالا نمیدانم اسمشان را بگویم یا نه، میگفتند نشر فاتحان در روند جدیدی که در پیش گرفته به یک شکلی میخواهد از فیلم اخراجیها الهام بگیرد. دنبال یک صنفهای خاصی رفته و یک ادبیات خاصی را وارد می کند که حالا شاید در طولانی مدت زیاد خوب نباشد.
آقامیری: آقای شاکری میگفتند؟
* ساختارشکنیهای محسن مطلق بعضا خطرناک است
آقامیری: اولا یا در محتوا یا در فرم. اگر در بحث محتوا باشد، این آقای محسن مطلق که خودش از ساختارشکنهای خیلی خطرناک این عرصه است. یعنی کارهایی که آقای مطلق کرده خودش برای این حوزه خیلی خطرناک است. کار اخراجیها را ایشان میکند، یعنی تفکر لمپنیسم را او در فرهنگ محتوایی ما ایجاد میکند کتابهایش هم کاملا معلوم است. اتفاقا یک کتابی آقای مطلق نوشتند، درباره زندانیهایی که از زندان فرار کردند و رفتند جنگ! خب ما در مورد این کتاب تحقیق کردیم و دیدیم خیلی اشکالات دارد، لذا چاپش نکردیم و اتفاقا سوره مهر هم حاضر به چاپش نشد الان با عماد در حال صحبت است این در بحث محتوا. در بحث شکل نیز هیچگاه بحث فرمی کتاب ضربه به محتوایی کتاب نمیزند و یک کار غیر ارزشی نمیکند. مثلا ما یک کاری با پارچه انجام دادیم-طرح جیب در کتاب سرباز سالهای ابری- که یک جیبی درست کردیم و روی آن یک اتیکیتی زدیم. این بنظر شما چه کار غیر ارزشی میتواند باشد که بخواهد به آن ضربه بزند؟ یا مثلا کتاب در «دختری کنار شط» صدفی کار شد که...
* نه...اتفاقا در بحث محتوا و ادبیاتش میگفتند!
آقامیری: مثلا کدام کار ما ضربه میزند؟ ما تنها یک کتاب داریم به نام «جعفر شاطر غلام». تنها کتابی که ما یک مقدار در آن فضا کار کردیم که در مقابل کتابی که آقای محسن مطلق نوشته خیلی فضایش معتدلتر است.
محمدی: من جواب ایشان را بعدا خصوصی به ایشان میدهم. چون ایشان یکی از دوستان ما است. من هم نمی دانم شما چه برداشتی از صحبتهای ایشان کردهاید. مقدمه و مؤخره بحثشان را نمیدانم.
* رسانهملی دفاع مقدس را بزکشده نشان میدهد
من دیروز یک بحثی را پیش کشیدم که متاسفانه تلویزیون ما خودش جلو افتاده است، کارهای ما را دارد کنک میکند. ما که میگویم آثار دفاع مقدس است. کنکی مسخره و مبتذل به معنای اخص کلمه. یعنی ما فیلمهایی که میبینیم مثل فیلم «بیدار باش» که این شبها پخش میشود یا برنامههایی که بصورت زنده تولید میشود و تماما دنبال سوژههایی هستند که برای مردم جنگ ما را بزک کرده نشان دهند. این درست نقطه مقابل آن تقدسگراییای بود که در دهه60 شروع کردیم، در دهه 70 به اوج خود رسید و در دهه 80 به سردرگمی در آن رسیدیم. درواقع ما به یک نوعی با تقدسگرایی مفرط مواجه شده بودیم. حال برای آنکه فرار کنیم، نویسندگان از این سمت میافتند. همین آقای مطلق اگه شما اولین اثرش را ببینید که آقای «اریک بوتل» به فرانسه برد تا ترجمه کند و نامش زنده باد کمیل شد، بسیار اثری با قلمی آرمانی و بسیار بسیار جدی، کاملا تبلیغاتی و خیلی به اصل موضوع هم نزدیکتر است، که با قلم ایشان نوشته شد.
آقامیری: حالا کدام اثر ما مد نظرشان بود؟ تنها اثری که در این زمینه داریم «جعفر شاطر غلامه» است.
* لشکر آچار به دست!
آقامیری: بیان صنف مکانیک یا لشکر آچاربهدست چه ضربهای میزند؟ اولا مگر جنگ فقط همان رزمندهای بود که میجنگد؟ کامیوندارها، کبابیها، حتی آشپزها همه رفتند و زحمت کشیدند، ما در جهت هویتبخشی به یک صنف در جامعه این کار را انجام میدهیم.
* انتشار برخی کتابها برای نشاندادن لایههای مختلف جنگ است
* نه! ممکن است فقط به جهت جذب مخاطب این صنف را مد نظر قرار داده باشید!
آقامیری: خیر! همچین چیزی نیست. ما باید لایههای مختلف جنگ را به جامعه نشان دهیم. اینکه نشان دهیم رزمنده فقط همان بوده که رفته و تیر زده غلط است. اگر یک نفر جنگیده است، هشت نفر پشت پشتیبانیاش کردند. لذا اینها هم در جنگ حقی داشتند. هویتی داشتند. مکانیکا رفتند زحمت کشیدند. بازاریها زحمت کشیدند، ما در کتاب «سرای سلیمانخان» در جهت هویت بخشی به یک صنف، نقش بازاری را در جنگ درآوردیم. یعنی اصناف را یکی یکی درآوردیم و این کار را رویشان انجام میدهیم. این در جهت چیز دیگری نیست، بلکه در جهت هویتبخشی است. اگر ما در این میان قالبی را آورده بودیم که این افراد در آن ادبیاتی خاص داشتند و کارهایی خاص میکردند، این حرف درست بود. اما اتفاقا ما خوبیهای افراد را گفتیم، که چقدر از خود گذشته بودند و چه کارهایی انجام دادند. احتمالا آقای مطلق آن کتاب را نخواندند.
محمدی: من نمیخواهم در این مصاحبه خدای نکرده نوعی تقابل پیش بیاید. بالاخره ما نویسندگان پشت هم هستیم. اگر هم روی یک مسئله بحثی میکنیم، در جهت بهتر شدن موضوع بحث حرفهای و تخصصی است. به هر تقدیر ما از طریق چیزی ارتزاق میکنیم، یک ارتزاق فکری و معنوی به نام ادبیات دفاع مقدس. اگر ما قلممان به انحراف رود، آثاری منحرف ارائه دهیم، آن گنجینه و آن ظرفیتی که هست هیچ آسیبی نمیبیند. یعنی دقیقا مثل این میماند که اگر من بیایم از جنگ تحریف و دروغ بنویسم، آن جنگ دروغ و تحریف نشده، اثر و برداشت من است که دچار این آسیب است. و اگر هم آقای مطلق ایرادی در کار ما دیده است، اینجا یک بحث تخصصی دارد که ما یک روزی مینشینیم و آثارمان را نقد میکنیم و بعد به آقای مطلق میگوییم، آقای مطلق! شما هم بیا راجع به این موضوع بحث تخصصی کن.
ما درحالحاضر با همین مسئلهای که از آقای آقامیری پرسیدید، مواجهایم. اخیرا به ما حمله شده که کتاب «سرباز سالهای ابری» و کتاب «دختری کنار شط» که اینها روجلدهای خیلی بدیع و جالبی دارد اما بامحتوا سازگاری ندارد. اتفاقا جایی بحث میشد که طراح جلد ما نشسته بود و یک کتابی رونمایی میشد که در آن به همین سبک ما کار میشد و اتفاقا من رفتم آن کتاب را مطالعه کردم، دیدم آنچنان هم آن کتاب آش دهنسوزی نیست. یعنی بعد 23 سال که آن کتاب آمده دوباره رونمایی شده است، هیچ تغییری نکرده است. سازگار با شرایط زمانی ما هست اما من که آن کتاب را خواندم فقط بخاطر حس نوستالژیکی بوده که به آن کتاب داشتم و خاطراتی که از خوندن آن کتاب داشتم. دیدم قلم تغییری نکرده و به روز نشده است. تنها مقدمه، مؤخره، یادداشت و الحاقات و اضافاتی به آن کتاب اضافه شده که شکل امروزی پیدا کند. در واقع به آن صورت تولدش تولد نویی نبود با این حال باز هم استقبال کردم، خیلی هم خوشحال شدم و دیدم دوستانی که به ما ایراد گرفتند، در جلد کتاب خودشان این عیب و ایراد در خودشان نهفته است.
* حالا من خودم کتاب «دختری کنار شط» را به خاطر همان طراحی جلدش خریدم، اما وقتی خواندم ادبیاتش واقعا توی ذوقم زد!
محمدی: به هرحال شما در هر مغازهای بروی اگر آن مغازه ویترین نداشته باشد، دیگر پایتان را آنجا نمی گذارید. ممکن است در سطرهای آخر خودتان خوشتان آمده باشد اما میگفتید ای کاش اینطور نوشته میشد که همطراز با سطح تبلیغاتش و سطح رونمای کتاب بود!
کتاب دختری کنار شط
من میگویم این جور چیزها در ادبیات ما هست اما به عنوان فرع. به عنوان اصل نیست. یعنی ما آرمانخواهیمان را نمیتوانیم در لقا چیزی به شکل فیلم اخراجیها نشان دهیم. آن را می توانیم نشان دهیم اما نمیتوانیم آرمانهایمان را از دید بازیگران و هنرپیشگان آن فیلم به جامعهمان معرفی کنیم. یعنی این یک چیز حاشیهای است. همیشه نیز حواشی اصل قضیهای جذابتر است، اما اصل موضوع آن نیست. ما نیز با همین مساله مواجه هستیم که اگر چنین چیزی در جامعه ما باب شده است، متاسفانه همه آن آثار این نگاه در فاتحان نیست، بلکه در کل جامعه سرایت کرده است.
تلویزیون ما به عنوان یک رسانه پیشتاز و رسانه ملی این را ترویج می کند. هم در برنامه تولیدیاش و هم در فیلمهایی که میسازد. ما با این تفکر و این نیت پیش نمیرویم. کتابهایی که شما فرمودید، یا به شما گفته شده که با این زاویه نوشته شده اند، الان کتابهای موجودی است، نمیشود آنها را با این چوب زد که این کتابها مروج یک جور فرهنگ به اصطلاح من «بیخودی» است.
* اطلاعاتی که درباره شهید مریم فراهانیان منتشر شده بود اکثرا غلط بود
* جدای از نگاه آقای مطلق من خودم وقتی کتاب «دختری کنار شط» را خواندم به نظرم رسید قلم نویسندگان روایت فتح که اغلب تازهکار هستند به لحاظ جنس روایتگری خیلی جذابیت بیشتری دارد تا تا قلم گزارش گونه این کتاب!
آقامیری: حالا این باید در یک جلسهای نقد شود، چون آقای عبدالرضا سالمینژاد هم نویسنده کتاباند و باید حضور داشته باشند. اما بالاخره این میتواند نظر شخصی شما باشد. میتوانیم یک جلسه نقدی بگذاریم و درموردش صحبت کنیم.
محمدی: شما باید یک میزگرد بگذارید، دعوت کنید و آنجا ما نگاهها را رودررو بیان کنیم. این تضارب آرا باید رودررو بیان شود.
آقامیری: در مورد خانم شهید مریم فراهانیان بحثهای مختلفی وجود دارد. نصفی از اطلاعاتی که از ایشان در بعضی کتابها چاپ میشود دروغ است. یعنی ما که فیلم مستند مریم فراهانیان را ساختیم، من آبادان رفتم، دیدم خیلی از مسائلی که درمورد ایشان مطرح می کنند، دروغ است. ما سعی کردیم در این کتاب واقعا آن چیزی که حقیقت داشته را مطرح کنیم و یک چیز اضافه وارد کتاب نکنیم. همه مواردی هم که درمورد ایشان بود و حاشیه بود و سند درست و حسابی درموردش نبود نقل قول نکردیم.
* اما قلم ربطی به اطلاعات ندارد.
آقامیری: حالا این را بعدا میتوانیم بعدا درموردش صحبت کنیم.
* سورهمهر به دیگر ناشران توجه نمیکند
* در بخش توزیع با چه مشکلاتی روبرو هستید؟
آقامیری: توزیع یکی از مشکلاتی اساسی مملکت ما است و همه ناشران با آن درگیراند. ما الحمدلله از توزیع خودمان ناراضی نیستیم. الان همه کتابهای ما را ببینید، اغلب از چاپ هفتم هشتم گذشته است. یعنی از نوع توزیع خودمان ناراضی نیستیم الحمدلله مشتری خوب هم داریم. اما شما باید سیاستهای کلی را در نظر بگیرید اینکه حالا ما وضعمان خوب است و ما کتابهایمان میفروشد درست نیست. باید آرمانیتر نگاه کرد.
واقعا باید وزارت ارشاد و سازمان هایی که در حوزه کتاب کار میکنند به میدان بیایند و یک سیستم توزیع قوی در بسته کتابهای ارزشی فرهنگی راهاندازی شود. یک طرحهایی در وزارت ارشاد در حال پیگیری بود، متاسفانه نمیدانم چرا یکدفعه زمین خورد. ضمنا متاسفانه نهادهایی هستند در جامعه ما تکروی میکنند. مثلا سوره مهر، متاسفانه به خودش فقط نگاه میکند. یعنی دیدگاه خودش، تنها یک دیدگاه به سمت خودش است و دیگر ناشران را نگاه نمیکند. ما چندین بار از سوره مهر درخواست کردیم بیایند با همدیگر یک طرح کلی و یک مجمع درست و حسابی تشکیل بدهیم تا بتوانیم یک مرکز توزیع قوی را تاسیس کنیم، که متاسفانه تا به حال نیامدند. البته ما داریم دنبال میکنیم. بطور مثال در همین مجمع ناشران دفاع مقدس مرکز توزیع را دنبال میکنیم. کارهای اولیهاش نیز انجام شده است. در حال صدور مجوز است. به نظر میرسد چند سال دیگر بتوانیم یک سیستم موفق توزیع را داشته باشیم.
کتاب سرباز سالهای ابری با طراحی جلد متفاوت
* کتابهایتان در کدام فروشگاههای تهران موجود است؟
آقامیری: ما با 100 فروشگاه در تهران در ارتباط هستیم. مثلا فروشگاه شاهد، صریر، روایت فتح، خرسندی و پاتوق کتاب کتابهای ما را عرضه میکنند ما دولتی هم کار میکنیم. دولیت به معنای شبکه اجتماعی دولتی! فعلا با بسیج یک برنامهریزی کردیم که در سطح حوزههای بسیج کتب ما به نمایش دربیاید. درحال راه اندازی سیستم اشتراک در شبکه اجتماعی هستیم تا کتابها بصورت اینترنتی هم به فروش برسد.
* شهرستانها چطور؟ توزیع دارید؟
آقامیری: حرکاتمان تابع یکسری حرکات کلی است که دارد صورت میگیرد. الان ما در مراکز استانها، در تمام مراکز استانها یک فروشگاه داریم. نه اینکه مال ما باشد. یعنی قرارداد داریم و کار نمایندگی ما را انجام میدهد. یک برنامهریزی نیز برای فروشگاه زنجیرهای کردیم که شاید 2-3 سال دیگر نمود خارجی داشته باشد.
* چقدر تبلیغات میکنید؟
آقامیری: باز همان بحث اصلی است که یک بیماریهای کلی در مملکت ما وجود دارد. تبلیغات ما بد نیست. ما سایت Fatehan.ir را داریم و تبلیغ می کند. البته کتب ما خودش خودش را تبلیغ میکند. یعنی ما تبلیغ خاصی را برای کتابهایی مثل «مهتاب خین» یا «دختری در کنار شط» نکردیم، خودِ کار خودش را تبلیغ میکند، اما خب یک برنامه تبلیغاتی هم ریختهایم.
* ارتباطتان با رسانهها چطور است؟
آقامیری: خیلی خوب است مثل شما که همیشه سر میزنید و خبر میگیرید. هرساله در بحث جشنواره مطبوعات دفاع مقدس، یک همایشی داشتند که خبرنگاران و مسئولان دور هم جمع میشدند. متاسفانه کم کم دارد از بین میرود و امسال برنامه ندارند. یک صحبتی کردیم که اگر بشود این مجمع را دوباره راهاندازی کنیم. مجمع خبرنگاران دفاع مقدس. یک طرحی را من به آقای نقدی دادم اگر ایشان جواب دهند به قول خودمون تولیت این کار را ما به عهده میگیریم تا خبرنگاری دفاع مقدس را بتوانیم به یک شکلی برسانیم.

لشگر آچار به دست
* 500نامه برای یک کتاب/ از مرز هم نامه فرستاده بودند
* با مخاطبانتان توانستید یک شبکهای داشته باشید تا آن تعامل را حفظ کنید؟
آقامیری: ما در مورد کتاب «سرباز سالهای ابری» در حدود 500 نامه برایمان آمده است که نظرشان را درباره کتاب گفتند. درباره کتاب «دختری کنار شط» شاید در حدود 200 نظر مکتوب برای ما آمده است. یعنی ما نه سایتی داشتیم نه چیزی، اما افراد مختلف کتاب را خوانند و برای ما نامه نوشتند. حتی نامه از سرباز لب مرز در قصر شیرین دارم، درباره کتاب «سرباز سالهای ابری» ده نکته درست درباره آن برای ما نوشته است
