انتقال پيام با پرواز پهپاد
هواپيماهاي بدون سرنشين، پرنده هاي هدايت پذير از راه دور و يا برنامه ريزي شده و از درون هستند كه در ايران به پهپاد شهرت داشته و قابليت به كارگيري در عمليات هاي نظامي اعم از شناسايي و حمله را دارند.
اهميت اين وسيله براي اقدامات نظامي تا بدان پايه است كه پس از مشخص شدن كارآيي آن در عرصه نظامي، ايالات متحده آمريكا تنها در بين سال هاي 1990 تا 1995 حدود سه ميليارد دلار را به تحقيق، طراحي و ساخت اين نوع هواپيما ها اختصاص داده و از سال 2001 تاكنون بيش از دو هزار نفر از افرادي كه مشكوك به فعاليت شبه نظامي عليه آمريكا بوده اند توسط اين هواپيماها به قتل رسيده اند. همان گونه كه رژيم صهيونيستي نيز در ترور رفيق حريري و فتنه انگيزي در لبنان از هواپيماي بدون سرنشين استفاده كرده بود.
جالب تر اينكه تاكنون، استفاده از اين نوع هواپيما عمدتاً از سوي آمريكا و رژيم صهيونيستي عليه كشورهاي اسلامي متداول بود و ركورد پرواز آن بر روي آسمان كشورهاي عراق، افغانستان، پاكستان، يمن، ليبي، مالي و سومالي به ثبت رسيده كه علاوه بر شناسايي و اقدامات اطلاعاتي براي ترور مخالفان و يا افراد مشكوك براي پرتاب موشك هاي هدايت شونده هم از آن استفاده كرده اند، اما در طي چند سال گذشته جمهوري اسلامي ايران نيز به فناوري طراحي و توليد اين نوع پرنده ها دست يافته و تهيه تصاويري دقيق از عرشه ناوهاي آمريكايي در خليج فارس و شناسايي موقعيت برخي گروهك هاي ضدانقلابي تحت حمايت و پوشش بيگانگان، حاكي از عملياتي شدن آن در عرصه شناسايي و عمليات نظامي بود كه با رونمايي از هواپيماي شاهد 129 توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، شكل آشكار و رسمي به خود گرفت.
نكته قابل ذكر اينكه به كارگيري هواپيماهاي بدون سرنشين به مراتب از به كارگيري هواپيماهاي جنگي معمولي فني تر و پيچيده تر است به گونه اي كه ميانگين عوامل و خدمه مورد نياز براي نگهداري و به كارگيري آن حدود 50 نفر است، در حالي كه اين افراد براي يك هواپيماي مدرن اف 16 حدود 100نفر هستند. بنابراين وقتي دبيركل شجاع حزب الله مسئوليت پرواز يك هواپيماي بدون سرنشين در عمق اراضي اشغالي را برعهده گرفت و اعلام كرد كه اين هواپيما ساخت جمهوري اسلامي ايران بوده و توسط متخصصان حزب الله مونتاژ و به كارگيري شده و حزب الله امكان انجام عمليات موردنظر خود از شمال اين اراضي تا جزاير عربستاني واگذار شده به رژيم صهيونستي را دارد، در واقع چند پيام راهبردي را به سران تل آويو و حاميان آنان و همچنين مخالفان مقاومت در منطقه منتقل كرد كه مهم ترين آنها عبارتند از:
1- تغيير در موازنه راهبردي منطقه و افزايش توان نظامي و وزن ژئوپليتيك مقاومت و حاميان آن كه نه تنها امكان مقاومت در برابر تهديدات دشمنان را دارند بلكه در جنگ اطلاعاتي دست برتر را داشته و لذا با رصد هرگونه جابه جايي و تحرك دشمن، او را از هرگونه ضربه و اقدامات غافلگيرانه محروم خواهند كرد.
2- تمركز مقاومت بر روي دشمنان اصلي جهان اسلام و اجتناب از ورود به مناقشات فرعي و فتنه هاي داخلي جهان اسلام براي حزب الله يك اصل است و از اين رو، در عين حال كه فتنه سوريه نوعي عمليات در عمق راهبردي مقاومت است، حزب الله توان عملياتي خود را عليه دشمن مشترك جهان اسلام به كار گرفته و تاكنون به اين حوزه ورودي نداشته است. حال آنكه كشورهايي مثل عربستان كه جزاير آن در اشغال رژيم صهيونيستي است، امروز در سوريه فتنه انگيزي كرده و توان موجود در جهان اسلام را به چالش انداخته و فرسوده مي كند.
3- آسيب پذيري دشمن صهيونيستي و بي اساس بودن ادعاها و تهديدات آن و عدم كارآيي سامانه هاي پدافندي و پر هزينه اي چون گنبد آهنين و خروج مقاومت از موقعيت پدافندي به سمت موقعيت آفندي و برخورداري از توان بازدارندگي و تهاجمي به صورت همزمان كه مي تواند به وحشت و اضطراب و صهيونيست ها دامن زده و پيامدهاي وخيم تر از شكست در سال هاي گذشته را برايشان به دنبال داشته باشد.
4- شكسته شدن انحصار و مزيت برتري تكنولوژيك رژيم صهيونيستي و به چالش افتادن برتري و توان نظامي آن در منطقه كه با تكيه بر اين مزيت سال ها ستم، ظلم و اشغال را بر ديگر ملت ها تحميل كرده و با شكست اعراب در جنگ هاي سه گانه نوعي هژموني منطقه اي را براي خود تأمين كرده است. هژموني و سلطه اي كه مشوق حمايت و پشتيباني همه جانبه غرب از صهيونيست ها به عنوان سر پل سركوب و كنترل غرب آسيا و آفريقا بود.
بنابراين شجاعت سيدحسن نصرالله در اعلام هويت و مسير حركت اين هواپيما كه توانسته صدها كيلومتر در عمق اراضي شناسي پرواز كند و اطلاعات آن را به سيستم اطلاعات حزب الله منتقل نمايد، نوعي هشدار جدي به سران رژيم صهيونيستي و بيدار باش براي كشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي از سوي ديگر است كه راهبردهاي اشتباه را با نگاه به واقعيت هاي موجود اصلاح و تصميمات و اقدامات خود را تنظيم كنند. اهميت اين هشدار و بيدار باش زماني روشن تر مي شود كه بيداري اسلامي در منطقه و همچنين شرايط بحراني و سخت حاميان غربي رژيم صهيونستي را نيز به عنوان ديگر متغيرهاي اثرگذار بر تحولات منطقه اي لحاظ كنيم. متغيري مثل بيداري اسلامي موجب شده تا نظاميان و مردم مصر، پس از سال ها سكوت نسبت به شكست خط بارلو اخيراً به بزرگداشت جنگ رمضان و اين پيروزي اقدام و از قهرمانان آن واقعه تجليل كنند و برخي گمانه زني هاي اوليه مسير ورود اين هواپيما را اراضي غزه معرفي و همكاري برخي نظاميان مصري را نيز احتمال داده اند. به نظر مي رسد، دبير كل حزب الله هوشمندانه تمامي متغيرهاي مربوطه را در نظر گرفته و اعتماد به نفس پديدآمده از اين بيداري را برعهده گرفتن مسئوليت اين پرواز، تقويت مي كند. هر چند برخي دولت هاي اسلامي براي انحراف اين بيداري به فتنه انگيزي عليه سوريه رو آورده اند.
رسول سنايى راد
اهميت اين وسيله براي اقدامات نظامي تا بدان پايه است كه پس از مشخص شدن كارآيي آن در عرصه نظامي، ايالات متحده آمريكا تنها در بين سال هاي 1990 تا 1995 حدود سه ميليارد دلار را به تحقيق، طراحي و ساخت اين نوع هواپيما ها اختصاص داده و از سال 2001 تاكنون بيش از دو هزار نفر از افرادي كه مشكوك به فعاليت شبه نظامي عليه آمريكا بوده اند توسط اين هواپيماها به قتل رسيده اند. همان گونه كه رژيم صهيونيستي نيز در ترور رفيق حريري و فتنه انگيزي در لبنان از هواپيماي بدون سرنشين استفاده كرده بود.
جالب تر اينكه تاكنون، استفاده از اين نوع هواپيما عمدتاً از سوي آمريكا و رژيم صهيونيستي عليه كشورهاي اسلامي متداول بود و ركورد پرواز آن بر روي آسمان كشورهاي عراق، افغانستان، پاكستان، يمن، ليبي، مالي و سومالي به ثبت رسيده كه علاوه بر شناسايي و اقدامات اطلاعاتي براي ترور مخالفان و يا افراد مشكوك براي پرتاب موشك هاي هدايت شونده هم از آن استفاده كرده اند، اما در طي چند سال گذشته جمهوري اسلامي ايران نيز به فناوري طراحي و توليد اين نوع پرنده ها دست يافته و تهيه تصاويري دقيق از عرشه ناوهاي آمريكايي در خليج فارس و شناسايي موقعيت برخي گروهك هاي ضدانقلابي تحت حمايت و پوشش بيگانگان، حاكي از عملياتي شدن آن در عرصه شناسايي و عمليات نظامي بود كه با رونمايي از هواپيماي شاهد 129 توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، شكل آشكار و رسمي به خود گرفت.
نكته قابل ذكر اينكه به كارگيري هواپيماهاي بدون سرنشين به مراتب از به كارگيري هواپيماهاي جنگي معمولي فني تر و پيچيده تر است به گونه اي كه ميانگين عوامل و خدمه مورد نياز براي نگهداري و به كارگيري آن حدود 50 نفر است، در حالي كه اين افراد براي يك هواپيماي مدرن اف 16 حدود 100نفر هستند. بنابراين وقتي دبيركل شجاع حزب الله مسئوليت پرواز يك هواپيماي بدون سرنشين در عمق اراضي اشغالي را برعهده گرفت و اعلام كرد كه اين هواپيما ساخت جمهوري اسلامي ايران بوده و توسط متخصصان حزب الله مونتاژ و به كارگيري شده و حزب الله امكان انجام عمليات موردنظر خود از شمال اين اراضي تا جزاير عربستاني واگذار شده به رژيم صهيونستي را دارد، در واقع چند پيام راهبردي را به سران تل آويو و حاميان آنان و همچنين مخالفان مقاومت در منطقه منتقل كرد كه مهم ترين آنها عبارتند از:
1- تغيير در موازنه راهبردي منطقه و افزايش توان نظامي و وزن ژئوپليتيك مقاومت و حاميان آن كه نه تنها امكان مقاومت در برابر تهديدات دشمنان را دارند بلكه در جنگ اطلاعاتي دست برتر را داشته و لذا با رصد هرگونه جابه جايي و تحرك دشمن، او را از هرگونه ضربه و اقدامات غافلگيرانه محروم خواهند كرد.
2- تمركز مقاومت بر روي دشمنان اصلي جهان اسلام و اجتناب از ورود به مناقشات فرعي و فتنه هاي داخلي جهان اسلام براي حزب الله يك اصل است و از اين رو، در عين حال كه فتنه سوريه نوعي عمليات در عمق راهبردي مقاومت است، حزب الله توان عملياتي خود را عليه دشمن مشترك جهان اسلام به كار گرفته و تاكنون به اين حوزه ورودي نداشته است. حال آنكه كشورهايي مثل عربستان كه جزاير آن در اشغال رژيم صهيونيستي است، امروز در سوريه فتنه انگيزي كرده و توان موجود در جهان اسلام را به چالش انداخته و فرسوده مي كند.
3- آسيب پذيري دشمن صهيونيستي و بي اساس بودن ادعاها و تهديدات آن و عدم كارآيي سامانه هاي پدافندي و پر هزينه اي چون گنبد آهنين و خروج مقاومت از موقعيت پدافندي به سمت موقعيت آفندي و برخورداري از توان بازدارندگي و تهاجمي به صورت همزمان كه مي تواند به وحشت و اضطراب و صهيونيست ها دامن زده و پيامدهاي وخيم تر از شكست در سال هاي گذشته را برايشان به دنبال داشته باشد.
4- شكسته شدن انحصار و مزيت برتري تكنولوژيك رژيم صهيونيستي و به چالش افتادن برتري و توان نظامي آن در منطقه كه با تكيه بر اين مزيت سال ها ستم، ظلم و اشغال را بر ديگر ملت ها تحميل كرده و با شكست اعراب در جنگ هاي سه گانه نوعي هژموني منطقه اي را براي خود تأمين كرده است. هژموني و سلطه اي كه مشوق حمايت و پشتيباني همه جانبه غرب از صهيونيست ها به عنوان سر پل سركوب و كنترل غرب آسيا و آفريقا بود.
بنابراين شجاعت سيدحسن نصرالله در اعلام هويت و مسير حركت اين هواپيما كه توانسته صدها كيلومتر در عمق اراضي شناسي پرواز كند و اطلاعات آن را به سيستم اطلاعات حزب الله منتقل نمايد، نوعي هشدار جدي به سران رژيم صهيونيستي و بيدار باش براي كشورهاي منطقه اي و فرامنطقه اي از سوي ديگر است كه راهبردهاي اشتباه را با نگاه به واقعيت هاي موجود اصلاح و تصميمات و اقدامات خود را تنظيم كنند. اهميت اين هشدار و بيدار باش زماني روشن تر مي شود كه بيداري اسلامي در منطقه و همچنين شرايط بحراني و سخت حاميان غربي رژيم صهيونستي را نيز به عنوان ديگر متغيرهاي اثرگذار بر تحولات منطقه اي لحاظ كنيم. متغيري مثل بيداري اسلامي موجب شده تا نظاميان و مردم مصر، پس از سال ها سكوت نسبت به شكست خط بارلو اخيراً به بزرگداشت جنگ رمضان و اين پيروزي اقدام و از قهرمانان آن واقعه تجليل كنند و برخي گمانه زني هاي اوليه مسير ورود اين هواپيما را اراضي غزه معرفي و همكاري برخي نظاميان مصري را نيز احتمال داده اند. به نظر مي رسد، دبير كل حزب الله هوشمندانه تمامي متغيرهاي مربوطه را در نظر گرفته و اعتماد به نفس پديدآمده از اين بيداري را برعهده گرفتن مسئوليت اين پرواز، تقويت مي كند. هر چند برخي دولت هاي اسلامي براي انحراف اين بيداري به فتنه انگيزي عليه سوريه رو آورده اند.
رسول سنايى راد
لینک کپی شد
نظر شما
