بوسیدن روی ماه؛الگویی نیکو از نسل نخست خانواده

کد خبر: ۱۹۶۵۳۵
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۶ - 15October 2012
شاید در این روزگار کمتر فیلمی را بتوان پیدا کرد که دغدغه‌اش موضوع روابط انسانی باشد و با نشان دادن ایثار و فداکاری مادرانی که در برهه‌ای از زمان عزیزشان را در جنگ از دست داده‌اند، این را بگوید که در دوره‌ای دیگر از زمان که فاصله بسیار از جنگ دارد، هنوز روابط انسانی و ایثار بر احساسات غلبه دارد و همه چیز را تحت‏الشعاع قرار می‏دهد.

«بوسیدن روی ماه» فیلمی انسانی، لطیف و مصداق عینی ایثار است که به‏رغم کشدار بودن در بعضی صحنه‌ها، مخاطب را تا انتها کشاند و او را با تحیر نسبت به تصوراتش رو‌به‌رو کرد. فیلمی اجتماعی که از زاویه‏ای متفاوت به حاشیه‌های دفاع مقدس می‌پردازد و داستان فیلم به گونه‌ای پیش می‌رود که برخلاف اطلاعاتی که در فیلم به بیننده داد، در پایان فیلم، داستان تغییر می‌کند. یعنی «احترام ‏السادات» مرد، در حالی که بیننده نگران فوت قریب‏الوقوع «فروغ» بود.

بازی‌های «شیرین یزدان‌بخش» (احترام ‏السادات) و «رابعه مدنی» (فروغ)، از بازی‌های باورپذیر و بسیار خوب فیلم است و رفتار آنان نسبت به یکدیگر، آرامشی را به بیننده منتقل می‌کند. این آرامش که از همزیستی و همراهی چهل ساله دو همسایه و دوست برآمده، هدیه کارگردان به نسل جدید است که از چنین موهبتی دور شده‌اند و دوستی را در دوری از خانواده و محله می‌جویند.

بازی‌های این دو مادربزرگ، بسیار حسی، واقعی و برخوردار از تکنیک است و همین تاثیرگذاری فوق‏ العاده‌ای را بر تماشاگر گذارده است.

مادری که بعد از بیست سال پیکر فرزندش از جبهه‌های جنگ برگشته اما برای آرامش دوست دیرینه‌اش که می‌انگارد بزودی از دنیا می‌رود، بسیار سخت و درونی حس خود را پنهان کرد تا مایه شادی دیگری شود و عمل کرد به آنچه در قرآن به آن توصیه شده بود: «تنفقوا مما تحبون»، الگویی نیکو از نسل نخست خانواده به نسل‌های بعدی که در وانفسای شتاب تکنولوژیک زندگی، روابط انسانی نزدشان کمرنگ می‌نماید.

موضوعی که به بهانه نمایش این فیلم، محل مناقشه میان صاحبان سخن شده است و هر کس می‏کوشد این ذکاوت این دو نفر را که در کشاکش جابه‌جایی مدیران فرهنگی مختلف این سازمان، توانسته‏اند باز هم زمینه‌ای برای همکاری بیابند را با عناوینی چون رانت‏خواری به زیر سؤال ببرند، ذکاوتی که نشان از حرفه‌ای بودن این افراد دارد. این همکاری که بعضی‌ها با نام رانت از آن یاد می‌کنند، برای وجهه صنعتی سینمای ایران یک امتیاز مثبت است. اینکه بتوان موضوعاتی را به سیستم اداری پیشنهاد داد که هم واجد ارزش‌های انسانی باشد و هم یادآور خاطرات و ارزش‌های دوران جنگ و هم نشان دهنده طریق درست زندگی در وانفسای مدرنیته، اندیشه‌ای قابل تقدیر است. موضوعی که بسیار به‏روز است و می‏توان برداشت‏های امروزی از آن داشت.


از جمله نکاتی که در این فیلم موجود است و در هنگام نمایش فیلم هم بروز کرد، کم‏رنگ شدن حضور چنین مادرانی در کوچه ‏کوچه و شهر به شهر ایران امروز است. گویا نسل مدرن امروز نمی‏خواهد این افراد را به یاد آورد و می‏بینیم که به‏رغم همه‏ گونه اطلاع ‏رسانی ممکنه انجام‏ شده، حضور تماشاگر در سالن‏های نمایش این فیلم بسیار اندک است. در جامعه‏ ای که بحث‏هایی چون اهدای عضو برای احیای زندگی دیگران بسیار مهم می‏نماید، ایثار اندک دارایی یک مادر که همان استخوان‏های بازگشته فرزند خویش است به انسانی دیگر که با داشتن چنین هدیه ‏ای امید به زندگی در وی زنده می‏شود بسیار قابل تأمل است. این یک نمونه از موضوعات قابل برداشت برای زندگی امروزی ما ایرانیان است و از این جهت هم می‏شود به آن توجه کرد، اما چنین نشده است. امید است در ادامه اکران فیلم، برخورد بهتری را از تماشاگر شاهد باشیم.



--------------------------------------------------------------

نویسنده‌: منیژه بهارلو

عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین