«چرا اولین خلبانان شهید را به جشنواره فجر راه ندادند؟»
کارگردان مستند «آلفارد» در یادداشتی با عنوان «چرا اولین خلبانان شهید را به جشنواره فجر راه ندادند؟» نسبت به راه نیافتن فیلمش به بخش مسابقهی آثار مستند سیویکمین جشنواره فیلم فجر واکنش نشان داد.
هوشنگ میرزایی در این یادداشت آورده است: «شکر خدا هیات انتخابِ بسیجی بخش فیلمهای مستند سیویکمین جشنواره فیلم فجر زحمات یک سالهی من را برای ساخت فیلم مستند آلفارد نادیده گرفت و این فیلم را رد کرد. از یک سال پیش با کمترین هزینه و تحمل سختیهای زیاد ساخت این فیلم را شروع کردم؛ فیلمی که از هر نظر، فیلم بابرکتی برای نظام و برای شهر مهاباد و خانواده اولین خلبانان شهید (خالد حیدری) و همرزم او محمد صالحی بود. واقعا رد شدن این فیلم از طرف هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر من را شوکه کرده و خستگی یک ساله از انجام این کار را بر تنم باقی گذاشته است.
وی با اشاره به اعضای هیات انتخاب بخش مستند جشنواره ادامه داده است: «شگفتی من از این است که هیات انتخاب بخش مستند آقایان ابوطالب، رجبی، غفوری و باقرزاده، بسیجی و طرفدار فیلمهایی هستند که از محتوای غنی ارزشهای دفاعمقدس برخوردار باشند اما واقعا درک نمیکنم که چرا ارزشهای والای موجود در این فیلم و تکنیک آن را نادیده گرفتهاند. برای این فیلم زحمات زیادی کشیده و با کمترین بودجه برای آن موسیقی و تیتراژ ساخته شده و برای اولین بار در سینمای مستند ایران از جلوههای ویژه کامپیوتری به بهترین شکل در آن استفاده شده است. این فیلم به گواه خیلی از بزرگان و اساتید سینمای مستند ایران که آن را دیدهاند فیلمی بینقص، تاثیرگذار و کامل است که هم از پژوهشی دقیق برخوردار است و هم صحنههای باشکوهی دارد که بسیاری از آنها با زحمت بسیار فیلمبرداری شدهاند و ساخت این فیلم یک سال به طول انجامیده؛ فیلمی که با پایانی معجزهآسا روبرو بود و در پایان فیلم و بعد از 31 سال پیکر خلبان شهید خالد حیدری پیدا شد و در کنار ماکت هواپیمایش در ورودی شهر مهاباد از سمت ارومیه دفن شد. فیلمی که با خودش هم ماکت هواپیمای خلبان گمنام شهید را آورد، هم او را از گمنامی بیرون آورد و هم پیکرش را برگرداند. این فیلم با نیتی خالصانه و قلبی در طول یک سال ساخته شد و حاوی پیامهای بیشماری از بازگشت معجزهآسای پیکر خلبان شهید اهل تسنن و همرزم شهید شیعی مذهب او بود و پیامآور وحدت بین شیعه و سنی و دهها پیام ارزشمند دیگر. که البته متاسفانه اعضای محترم هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر حتی حرمت این دو شهید را نگه نداشتند و در سیویکمین سالگرد گمنامی و شهادت این دو خلبان عزیز و سیویک سالگی جشنواره فیلم فجر و تقارن این دو با هم، حاضر نشدند که این دو خلبان را که اتفاقا علاقه بسیاری به سینما داشتند (و حتی یکی از آنها دوربین هشت میلیمتری و آپارات داشته و در مستند آلفارد دوربین و آپارات او نیز نمایش داده میشود) را برای جشنواره انتخاب کنند».
میرزایی همچنین به واکنش خانواده اولین خلبان شهید جنگ درباره راه نیافتن این فیلم به جشنواره فجر اشاره کرده و نوشته است: «خانواده خلبان شهید خالد حیدری وقتی باخبر شدند که من فیلم را برای انتخاب به جشنواره دادهام، خیلی خوشحال شدند و حالا هم از رفتار جشنواره فیلم فجر در عدم پاسداشت دلاورمردی اولین خلبانان شهید دلزده و ناراحت شدهاند. من دوست داشتم رونمایی و اولین نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر باشد اما انگار اعضای محترم بسیجی هیات انتخاب جشنواره اولویت انتخاب را نه به اینچنین موضوع ارزشی، بلکه به موضوعاتی در ارتباط با محیط زیست و رودخانهها و توانمندی افراد کمتوان، نابینا و معلول اختصاص دادهاند و برخلاف وعده و شعارهای برگزارکنندگان جشنواره، موضوعاتی اینچنینی به حاشیه رانده شدهاند. بنده حاضرم که استادان مطرح سینمای ایران فیلمم را ببینند و اگر آنها به محتوا و تکنیک فیلم نمره منفی دادند، آنزمان نظر و رای هیات انتخاب را بپذیرم اما متاسفانه در حق این شهدای عزیز و فیلم ظلم شده است که این گناهی نابخشودنی است و هیچ توجیهی از طرف هیچ مسئولی نمیتواند داشته باشد چون به شخصه بعد از سالها مستندسازی و کسب جوایز مختلف از جشنوارههای داخلی و خارجی، به جرأت میتوانم بگویم که هم از لحاظ بکر بودن موضوع و پرداخت دقیق آن و هم به لحاظ ساختار و تکنیک، این فیلم از خیلی از مستندهای مطرح دنیا سَرتر و حد و اندازه آن بالاتر از جشنواره فجر است.
متاسفانه در گذشته هم با فیلمهای من اینچنین برخوردهایی زیاد شده و فیلمی که موضوع آن دفاع مقدس بود و در جشنواره فیلم فجر در بخش مسابقه بود در داوری نهایی حق آن را پایمال کردند در حالیکه همین فیلم در جشنواره فیلمهای مستند یونان که فیلمساز فقید و مطرح جهان «آنجلوپولوس» ریاست هیات داوران آن را به عهده داشت جایزه 7000 یورویی گرفت و مورد تحسین مطرحترین فیلمساز جهان قرار گرفت و بعد از آنهم در فرانسه و روسیه و دهها جشنواره معتبر دیگر جایزه گرفت؛ در حالیکه آنجلوپولوس بسیجی نبود و ادعای بسیجی بودن هم نداشت.
وی به سخنان عباسیان- دبیر جشنواره فیلم فجر- درباره بخش فیلمهای مستند جشنواره فجر اشاره و در ادامه به ترکیب داوران این بخش اعتراض کرده و نوشته است: «قبل از اینکه فیلمم را در جشنواره شرکت بدهم چون منتظر اینچنین برخوردی بودم آقای عباسیان را حضوری دیدم و ایشان به من امیدواری داد و گفت همه اعضای هیات انتخاب بخش مستند امسال بسیجی هستند و فیلمت را حتما انتخاب میکنند اما متاسفانه انگار نگرانی من بجا بود و در آخر فیلم و ارزشهای موجود در محتوا و ساختار آن را نادیده گرفتند و ناعادلانه آن را رد کردند. زمان فیلم من 128 دقیقه بود و بعید میدانم که هیات انتخاب به صورت کامل فیلم را دیده باشند چون اگر فیلم را کامل میدیدند یقینا به ارزشهای محتوایی و تکنیکی موجود در آن بیشتر پی میبردند. آقای عباسیان در مصاحبههای خود مدعی هستند که برای بالابردن کیفیت جشنواره و همتراز کردن آن با جشنوارههای مطرح دنیا (مانند «کن» و «اسکار») تعداد انتخابها را محدود کرده است. یک جشنواره زمانی تعریف حرفهای پیدا میکند که در گام نخست استعدادهای جدید را نابود نکند و اعتبارش را با انتخاب درست اعضای هیات انتخاب و داوری بدست میآورد در حالی که با شناختی که بنده از اعضای هیأت انتخاب این دوره از جشنواره فیلم فجر دارم بایستی بگویم که متاسفانه نه پیشکسوت هستند و نه کارنامه درخشانی در زمینه مطالعات سینمای مستند و یا تجربههای ماندگار دارند و به قول دبیر محترم جشنواره تنها بسیجی هستند که البته انتخاب آنها بوی بسیجی بودن هم نمیدهد و بیشتر پُز روشنفکری در انتخابها و اسامی فیلمهایی که انتخاب کردهاند، دیده میشود. به هر حال این دو خلبان شهید و فیلم زندگی پرافتخارشان حق به گردن جشنواره فجر و اعضای هیات انتخاب آن داشتند و لزومی ندارد که فیلمی که همه چیزش دقیق و درست و حرفهای است، رد شود و فیلم زندگی یک پیرمرد نابینا و توانمندیهای او در اولویت انتخاب قرار گیرد. البته کسی منکر انتخاب این دسته از فیلمها نیست اما نه به قیمت سلیقهای عمل کردن.
کارگردان مستند «آلفارد» همچنین در فرازهایی از این مطلب به کم کردن تعداد فیلمهای بخش مسابقه آثار مستند به 11 عنوان شدیدا اعتراض کرده و آورده است: «بدبختانه الان به این نتیجه رسیدهام که شاید اگر اعضای هیأت انتخاب بخش مستند بسیجی نبودند شانس پذیرفته شدن فیلمم شاید بیشتر بود و با دید محترمانهتری به اولین خلبان شهید جنگ و اولین قهرمان ملی نگاه میشد. اینگونه برخوردها تنها ثمرهاش دلخوری و دور شدن افرادی مثل من از ساخت چنین فیلمهایی در آینده خواهد بود و ترجیحا همانگونه که قبلا درباره تواناییهای افراد ناتوان و کمتوان نابینا فیلم ساختهام اینبار هم به همان سمت خواهم رفت و از موضوعات پر دردسر اینچنینی که از طرف موافقان و سینهچاکان جنگ و انقلاب رد میشوند، دوری خواهم کرد.
وی همچنین نوشته است: یکی از ادعاهای دیگر دبیر جشنواره فیلم فجر این بوده که اولویت در انتخاب فیلمهایی خواهد بود که در جاهای دیگر نمایش داده نشدهاند و فیلمهای بکر و تازهای هستند، اما متاسفانه این اتفاق هم در جشنواره امسال نیفتاده و برعکس در میان 11 فیلمی که انتخاب شدند چند عنوان از آنها فیلمهایی هستند که بارها جایزه گرفتهاند و نمایش داده شدهاند. به هر حال هم دبیر جشنواره و هم اعضای هیأت انتخاب حتما به حقانیت حرفهای من پی خواهند برد اما لجاجت بر سر انتخاب محدود 11 فیلم از بین 180 فیلم به تبعیت کورکورانه از جشنوارههای اسکار و کن تنها باعث پایمال شدن حق و حقوق فیلمسازان جوانی است که با هزاران خون دل خوردن و با پول توجیبیشان در این اوضاع بد اقتصادی فیلم میسازند تا دیده بشوند. واقعا گناه من چیست که با این اوضاع تورم و نابسامانی اقتصادی که قهرمانهای دفاع مقدس فراموش شدهاند به فکر زنده کردن یاد و حماسه آنها بودهام و تا حالا هم از طرف هیچ نهادی حتی یک تشکر خالی هم از من و زحمات یک سالهام نشده است. فیلمی که شهید گمنامی را بعد از 31 سال از گمنامی درآورد، فیلمی که در شهری با سابقه سیاسی و حضور ضدانقلاب در آن، بارها شاهد فحاشی افراد در ساخت آن و کتک خوردن از آنها بودم، فیلمی که در تاریخ شهر مهاباد و دفاع مقدس ماندگار شد و بسیاری از صحنههای آن بارها از خبر سراسری و از صدا و سیما پخش شد. به راستی در کجای دنیا حق آدم را اینچنین با ناسپاسی کف دستش میگذارند.
امسال دو برابر تعداد فیلمهای بلند سینمایی، فیلم مستند در جشنواره شرکت داده شده بود و این به دور از انصاف است که در بخش سینمای ملی بیست و سه چهار فیلم انتخاب شود و در بخش مستند 11 فیلم. در حالیکه آقای سعید ابوطالب در مصاحبهاش گفته بود که ما با فیلمهای مستند خیلی خوبی امسال روبرو شدهایم که هم تکنیک بالایی دارند و هم موضوعات جالبی. و شاید به انتخاب چهل فیلم برسیم.
هوشنگ میرزایی در پایان این یادداشت بیان کرده است: «پافشاری بر سر کم کردن تعداد فیلمها تنها ظلم به فیلمهای خوب و ارزشمندی است که نامحترمانه و غیرمنصفانه کنار گذاشته شدهاند تا فقط رضایت قلبی دبیر جشنواره برآورده شود و اگر دل دهها مستندساز بشکند، اهمیتی ندارد. آنزمان انتظار دارند که مستندسازهای جوان جذب شبکههایی نظیر «بیبیسی فارسی» و «منوتو» و جشنوارههای خارجی نشوند. در سال گذشته از من ایراد میگرفتند که چرا فیلمهای مستند تو از بیبیسی فارسی پخش شده و چرا در جشنوارههای خارجی شرکت میکنی و به همین خاطر حتی مجازاتی را هم برای من اعمال کردند اما نمیدانم حالا که دوباره بر روی ریل این دوستان قرار گرفتهایم چرا اصرار دارند که ما از ریل خارج شویم؟»
هوشنگ میرزایی در این یادداشت آورده است: «شکر خدا هیات انتخابِ بسیجی بخش فیلمهای مستند سیویکمین جشنواره فیلم فجر زحمات یک سالهی من را برای ساخت فیلم مستند آلفارد نادیده گرفت و این فیلم را رد کرد. از یک سال پیش با کمترین هزینه و تحمل سختیهای زیاد ساخت این فیلم را شروع کردم؛ فیلمی که از هر نظر، فیلم بابرکتی برای نظام و برای شهر مهاباد و خانواده اولین خلبانان شهید (خالد حیدری) و همرزم او محمد صالحی بود. واقعا رد شدن این فیلم از طرف هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر من را شوکه کرده و خستگی یک ساله از انجام این کار را بر تنم باقی گذاشته است.
وی با اشاره به اعضای هیات انتخاب بخش مستند جشنواره ادامه داده است: «شگفتی من از این است که هیات انتخاب بخش مستند آقایان ابوطالب، رجبی، غفوری و باقرزاده، بسیجی و طرفدار فیلمهایی هستند که از محتوای غنی ارزشهای دفاعمقدس برخوردار باشند اما واقعا درک نمیکنم که چرا ارزشهای والای موجود در این فیلم و تکنیک آن را نادیده گرفتهاند. برای این فیلم زحمات زیادی کشیده و با کمترین بودجه برای آن موسیقی و تیتراژ ساخته شده و برای اولین بار در سینمای مستند ایران از جلوههای ویژه کامپیوتری به بهترین شکل در آن استفاده شده است. این فیلم به گواه خیلی از بزرگان و اساتید سینمای مستند ایران که آن را دیدهاند فیلمی بینقص، تاثیرگذار و کامل است که هم از پژوهشی دقیق برخوردار است و هم صحنههای باشکوهی دارد که بسیاری از آنها با زحمت بسیار فیلمبرداری شدهاند و ساخت این فیلم یک سال به طول انجامیده؛ فیلمی که با پایانی معجزهآسا روبرو بود و در پایان فیلم و بعد از 31 سال پیکر خلبان شهید خالد حیدری پیدا شد و در کنار ماکت هواپیمایش در ورودی شهر مهاباد از سمت ارومیه دفن شد. فیلمی که با خودش هم ماکت هواپیمای خلبان گمنام شهید را آورد، هم او را از گمنامی بیرون آورد و هم پیکرش را برگرداند. این فیلم با نیتی خالصانه و قلبی در طول یک سال ساخته شد و حاوی پیامهای بیشماری از بازگشت معجزهآسای پیکر خلبان شهید اهل تسنن و همرزم شهید شیعی مذهب او بود و پیامآور وحدت بین شیعه و سنی و دهها پیام ارزشمند دیگر. که البته متاسفانه اعضای محترم هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر حتی حرمت این دو شهید را نگه نداشتند و در سیویکمین سالگرد گمنامی و شهادت این دو خلبان عزیز و سیویک سالگی جشنواره فیلم فجر و تقارن این دو با هم، حاضر نشدند که این دو خلبان را که اتفاقا علاقه بسیاری به سینما داشتند (و حتی یکی از آنها دوربین هشت میلیمتری و آپارات داشته و در مستند آلفارد دوربین و آپارات او نیز نمایش داده میشود) را برای جشنواره انتخاب کنند».
میرزایی همچنین به واکنش خانواده اولین خلبان شهید جنگ درباره راه نیافتن این فیلم به جشنواره فجر اشاره کرده و نوشته است: «خانواده خلبان شهید خالد حیدری وقتی باخبر شدند که من فیلم را برای انتخاب به جشنواره دادهام، خیلی خوشحال شدند و حالا هم از رفتار جشنواره فیلم فجر در عدم پاسداشت دلاورمردی اولین خلبانان شهید دلزده و ناراحت شدهاند. من دوست داشتم رونمایی و اولین نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر باشد اما انگار اعضای محترم بسیجی هیات انتخاب جشنواره اولویت انتخاب را نه به اینچنین موضوع ارزشی، بلکه به موضوعاتی در ارتباط با محیط زیست و رودخانهها و توانمندی افراد کمتوان، نابینا و معلول اختصاص دادهاند و برخلاف وعده و شعارهای برگزارکنندگان جشنواره، موضوعاتی اینچنینی به حاشیه رانده شدهاند. بنده حاضرم که استادان مطرح سینمای ایران فیلمم را ببینند و اگر آنها به محتوا و تکنیک فیلم نمره منفی دادند، آنزمان نظر و رای هیات انتخاب را بپذیرم اما متاسفانه در حق این شهدای عزیز و فیلم ظلم شده است که این گناهی نابخشودنی است و هیچ توجیهی از طرف هیچ مسئولی نمیتواند داشته باشد چون به شخصه بعد از سالها مستندسازی و کسب جوایز مختلف از جشنوارههای داخلی و خارجی، به جرأت میتوانم بگویم که هم از لحاظ بکر بودن موضوع و پرداخت دقیق آن و هم به لحاظ ساختار و تکنیک، این فیلم از خیلی از مستندهای مطرح دنیا سَرتر و حد و اندازه آن بالاتر از جشنواره فجر است.
متاسفانه در گذشته هم با فیلمهای من اینچنین برخوردهایی زیاد شده و فیلمی که موضوع آن دفاع مقدس بود و در جشنواره فیلم فجر در بخش مسابقه بود در داوری نهایی حق آن را پایمال کردند در حالیکه همین فیلم در جشنواره فیلمهای مستند یونان که فیلمساز فقید و مطرح جهان «آنجلوپولوس» ریاست هیات داوران آن را به عهده داشت جایزه 7000 یورویی گرفت و مورد تحسین مطرحترین فیلمساز جهان قرار گرفت و بعد از آنهم در فرانسه و روسیه و دهها جشنواره معتبر دیگر جایزه گرفت؛ در حالیکه آنجلوپولوس بسیجی نبود و ادعای بسیجی بودن هم نداشت.
وی به سخنان عباسیان- دبیر جشنواره فیلم فجر- درباره بخش فیلمهای مستند جشنواره فجر اشاره و در ادامه به ترکیب داوران این بخش اعتراض کرده و نوشته است: «قبل از اینکه فیلمم را در جشنواره شرکت بدهم چون منتظر اینچنین برخوردی بودم آقای عباسیان را حضوری دیدم و ایشان به من امیدواری داد و گفت همه اعضای هیات انتخاب بخش مستند امسال بسیجی هستند و فیلمت را حتما انتخاب میکنند اما متاسفانه انگار نگرانی من بجا بود و در آخر فیلم و ارزشهای موجود در محتوا و ساختار آن را نادیده گرفتند و ناعادلانه آن را رد کردند. زمان فیلم من 128 دقیقه بود و بعید میدانم که هیات انتخاب به صورت کامل فیلم را دیده باشند چون اگر فیلم را کامل میدیدند یقینا به ارزشهای محتوایی و تکنیکی موجود در آن بیشتر پی میبردند. آقای عباسیان در مصاحبههای خود مدعی هستند که برای بالابردن کیفیت جشنواره و همتراز کردن آن با جشنوارههای مطرح دنیا (مانند «کن» و «اسکار») تعداد انتخابها را محدود کرده است. یک جشنواره زمانی تعریف حرفهای پیدا میکند که در گام نخست استعدادهای جدید را نابود نکند و اعتبارش را با انتخاب درست اعضای هیات انتخاب و داوری بدست میآورد در حالی که با شناختی که بنده از اعضای هیأت انتخاب این دوره از جشنواره فیلم فجر دارم بایستی بگویم که متاسفانه نه پیشکسوت هستند و نه کارنامه درخشانی در زمینه مطالعات سینمای مستند و یا تجربههای ماندگار دارند و به قول دبیر محترم جشنواره تنها بسیجی هستند که البته انتخاب آنها بوی بسیجی بودن هم نمیدهد و بیشتر پُز روشنفکری در انتخابها و اسامی فیلمهایی که انتخاب کردهاند، دیده میشود. به هر حال این دو خلبان شهید و فیلم زندگی پرافتخارشان حق به گردن جشنواره فجر و اعضای هیات انتخاب آن داشتند و لزومی ندارد که فیلمی که همه چیزش دقیق و درست و حرفهای است، رد شود و فیلم زندگی یک پیرمرد نابینا و توانمندیهای او در اولویت انتخاب قرار گیرد. البته کسی منکر انتخاب این دسته از فیلمها نیست اما نه به قیمت سلیقهای عمل کردن.
کارگردان مستند «آلفارد» همچنین در فرازهایی از این مطلب به کم کردن تعداد فیلمهای بخش مسابقه آثار مستند به 11 عنوان شدیدا اعتراض کرده و آورده است: «بدبختانه الان به این نتیجه رسیدهام که شاید اگر اعضای هیأت انتخاب بخش مستند بسیجی نبودند شانس پذیرفته شدن فیلمم شاید بیشتر بود و با دید محترمانهتری به اولین خلبان شهید جنگ و اولین قهرمان ملی نگاه میشد. اینگونه برخوردها تنها ثمرهاش دلخوری و دور شدن افرادی مثل من از ساخت چنین فیلمهایی در آینده خواهد بود و ترجیحا همانگونه که قبلا درباره تواناییهای افراد ناتوان و کمتوان نابینا فیلم ساختهام اینبار هم به همان سمت خواهم رفت و از موضوعات پر دردسر اینچنینی که از طرف موافقان و سینهچاکان جنگ و انقلاب رد میشوند، دوری خواهم کرد.
وی همچنین نوشته است: یکی از ادعاهای دیگر دبیر جشنواره فیلم فجر این بوده که اولویت در انتخاب فیلمهایی خواهد بود که در جاهای دیگر نمایش داده نشدهاند و فیلمهای بکر و تازهای هستند، اما متاسفانه این اتفاق هم در جشنواره امسال نیفتاده و برعکس در میان 11 فیلمی که انتخاب شدند چند عنوان از آنها فیلمهایی هستند که بارها جایزه گرفتهاند و نمایش داده شدهاند. به هر حال هم دبیر جشنواره و هم اعضای هیأت انتخاب حتما به حقانیت حرفهای من پی خواهند برد اما لجاجت بر سر انتخاب محدود 11 فیلم از بین 180 فیلم به تبعیت کورکورانه از جشنوارههای اسکار و کن تنها باعث پایمال شدن حق و حقوق فیلمسازان جوانی است که با هزاران خون دل خوردن و با پول توجیبیشان در این اوضاع بد اقتصادی فیلم میسازند تا دیده بشوند. واقعا گناه من چیست که با این اوضاع تورم و نابسامانی اقتصادی که قهرمانهای دفاع مقدس فراموش شدهاند به فکر زنده کردن یاد و حماسه آنها بودهام و تا حالا هم از طرف هیچ نهادی حتی یک تشکر خالی هم از من و زحمات یک سالهام نشده است. فیلمی که شهید گمنامی را بعد از 31 سال از گمنامی درآورد، فیلمی که در شهری با سابقه سیاسی و حضور ضدانقلاب در آن، بارها شاهد فحاشی افراد در ساخت آن و کتک خوردن از آنها بودم، فیلمی که در تاریخ شهر مهاباد و دفاع مقدس ماندگار شد و بسیاری از صحنههای آن بارها از خبر سراسری و از صدا و سیما پخش شد. به راستی در کجای دنیا حق آدم را اینچنین با ناسپاسی کف دستش میگذارند.
امسال دو برابر تعداد فیلمهای بلند سینمایی، فیلم مستند در جشنواره شرکت داده شده بود و این به دور از انصاف است که در بخش سینمای ملی بیست و سه چهار فیلم انتخاب شود و در بخش مستند 11 فیلم. در حالیکه آقای سعید ابوطالب در مصاحبهاش گفته بود که ما با فیلمهای مستند خیلی خوبی امسال روبرو شدهایم که هم تکنیک بالایی دارند و هم موضوعات جالبی. و شاید به انتخاب چهل فیلم برسیم.
هوشنگ میرزایی در پایان این یادداشت بیان کرده است: «پافشاری بر سر کم کردن تعداد فیلمها تنها ظلم به فیلمهای خوب و ارزشمندی است که نامحترمانه و غیرمنصفانه کنار گذاشته شدهاند تا فقط رضایت قلبی دبیر جشنواره برآورده شود و اگر دل دهها مستندساز بشکند، اهمیتی ندارد. آنزمان انتظار دارند که مستندسازهای جوان جذب شبکههایی نظیر «بیبیسی فارسی» و «منوتو» و جشنوارههای خارجی نشوند. در سال گذشته از من ایراد میگرفتند که چرا فیلمهای مستند تو از بیبیسی فارسی پخش شده و چرا در جشنوارههای خارجی شرکت میکنی و به همین خاطر حتی مجازاتی را هم برای من اعمال کردند اما نمیدانم حالا که دوباره بر روی ریل این دوستان قرار گرفتهایم چرا اصرار دارند که ما از ریل خارج شویم؟»
لینک کپی شد
نظر شما
