ضعف تکنیک در ژانر دفاع مقدس
از زمانی که جنگ شروع شد و بعد از آن بسیاری از کارگردانان آمدند و درباره این موضوع فیلمهایی ساختند که ژانری به نام دفاع مقدس را تشکیل داد، برخی از این فیلمها بسیار طرفدار پیدا کرد و برخی واقعا فیلمهای خوشساختی بود. ولی چیزی که در تمام این فیلمها مشخص بود این بود که میخواستیم یک فیلمی جنگی بسازیم که فقط حقانیت خودمان را به عنوان یکی از طرفین این جنگ اثبات کنیم. به خاطر همین بهترین فیلمهای خوشساخت ما هم این ضعف را دارد و در آن صرفاً به مقوله جنگ پرداخته شده است و دیدی یک طرفه و محکومکننده دارد.
اکنون ارزیابیای که ما نسبت به تمام فیلمهای ساخته شده در این سالها داریم این است که فیلمهایی که به صورت مستقیم و صریح قصد قهرمانپروری نداشته و به بطن جنگ اشاره نکرده است، فیلمهای موفقتری بوده است.
ما بدون در نظر گرفتن نام کارگردان باید فیلمها را قضاوت کنیم و صادقانه بگوییم بهترین فیلمهایی که در ذهن ما مانده است از جمله: «از کرخه تا راین»، «آژانس شیشهای» و «میم مثل مادر» همین اندک فیلمهاست.
این فیلمها با نگاهی تازه به مقوله دفاع مقدس پرداخته بود. به نظر من بسیاری از این فیلمهای تاثیرگذار به اتفاقاتی که پس از جنگ رخ داده پرداختهاند و عواقب خوب و بد آن را نشان داده است. فیلمسازی همیشه سراسر اغراق و تخیل است، گاهی آن فیلمساز برای اینکه روی مخاطب تاثیر بگذارد مجبور است که از واقعیتها فاصله بگیرد یا در آنها اغراق کند.
طبق همین فرمول بسیاری از فیلمهای دفاع مقدس ما نوعی مظلومنمایی است و اتفاقا فیلمهایی است که خیلی موفق نبودهاند. یعنی کلیه فیلمهایی که در سینمای دفاع مقدس ما ساخته شده است، نتوانسته ما را در راستای معنا کردن مقاومتی که دنبالش هستیم یاری دهد. به خاطر اینکه یک دورهای جو، حال و هوای خاصی همه را فرا گرفت و همه گمان کردند که باید درباره این موضوع فیلم بسازند، زیرا دولت فقط از این فیلمها حمایت میکرد. به همین دلیل خیلی افراد که واقعا اینکاره نبودند رو به این فیلمها آوردند.
یکی از فیلمهای این دوره که اگر چه به تاثیرگذاری فیلم سینمایی «آژانس شیشهای» نبود اما بسیار خوش ساخت از آب درآمد، فیلم سینمایی «دوئل» به کارگردانی احمدرضا درویش بود.
ما وقتی که صحبت از دفاع مقدس میکنیم، میبینیم به تمام این گونهها نیاز داریم. شاید فیلم سینمایی «آژانس شیشهای» قشر خاصی را نشانه گرفته بود، اما در فیلمی مانند «دوئل» ما قهرمانی مشابه کاراکترهای آن نداریم و این نشان میدهد که ما به انواع فیلم واقعی و غیر واقعی، خوش ساخت، پر سر و صدا، آرام و اجتماعی هم نیاز داریم.
اگر فیلمهای دفاع مقدس ما میتوانست از تکنیک و رئالیسم جنگی فیلم «دوئل» و از تاثیرگذاری «از کرخه تا راین» و «میم مثل مادر» همزمان بهرهمند شود، قطعا حرفی برای زدن داشت؛ در حالی که اکنون اگر این 10 فیلم برتر را از آن حذف کنیم، کارنامه درخشانی باقی نخواهد ماند.
یکی دیگر از عوامل شکست این سینما هم این است که بسیاری از سازندگان آن چیز زیادی از جنگ و جبهه نمیدانستند و فقط از روی الگوها، کلیشههای قبلی و ذهنیتهای خودش اقدام به فیلمسازی کردند.
بهترین فیلمنامههای دفاع مقدس را هم کسانی نوشتند که به نوعی درگیر این قضیه بودند. البته منظورم از این درگیری این نیست که حتماً در خط جبههها میجنگیده بلکه فقط روحش آنجا بوده و پیگیر تمام مسایل جاری در هنگام جنگ و بعد از آن بوده است. البته سینمای دفاع مقدس ما معمولًا ضعف داستان و فیلمنامه ندارد بلکه تکنیکهای این ژانر بسیار پایین بوده و حتی در نورپردازیها و حرکتهای ساده دوربین کمقدرت ظاهر شده و همین باعث شده است تا از میدانهای بینالمللی جا بماند. همچنین از لحاظ محتوایی هم ما هیچوقت به مخاطب جهانی برای فیلمهای دفاع مقدسیمان نیندیشیدیم و سعی نکردیم که موضوع مورد بحثمان را بینالمللی کنیم.
یکی از راههای بازگشت سینمای دفاع مقدس به دوران پویایی خود بازسازی وقایع حقیقی جنگ است. مثلا الان «ابراهیم حاتمیکیا» دارد فیلم سینمایی «چمران» را میسازد و این میتواند خیلی تاثیرگذار باشد. الان زمان آن رسیده است که فقط به سمت واقعیتها برویم و از ماجراهای اکشن بپرهیزیم. البته ناگفته نماند که تکنیک را باید همچنان در سطح بالا رعایت کنیم.
من اگر بگویم جشنواره فیلم دفاع مقدس را بد دیدم که دروغ گفتم، چون خیلی درگیرش نبودم و برای قضاوت کامل اطلاعات ندارم. اما از آنجایی که به نوعی کار خودم فیلمسازی است و درگیر مقوله سینما هستم و میدانم که تعداد زیادی فیلمسازان به دلیل اینکه اموراتشان بگذرد و از راه پرداختن به موضوع دفاعمقدس امرار معاش کنند فیلمهایی جشنوارهای میسازند. این فیلمها در سطح مطلوبی نیستند زیرا هدفشان از ساخت چیز دیگری است. این فیلمها سفارشی هستند و فقط کار جشنواره را راه میاندازند. در صورتی که اگر به صورت حرفهای به مقوله جشنواره نگاه کنیم متوجه تاثیر شایان آن میشویم و قاطعانه میتوانیم بگوییم که اگر نبود هنر هیچ مملکتی پیشرفت نمیکرد.
جشنواره به فیلمسازان یادآوری میکند که کارشان ارزیابی میشود، دیده میشود، تشویق میشود و الگو میگیرند.
شخص آقای خزاعی یک خاصیتی که دارند، آدم روشنی هستند و بسته فکر نمیکنند و آزادی عملی به همه عوامل میدهند. همیشه در جشنوارههای آقای خزاعی استاندارهای بینالمللی جشنوارهای رعایت میشود. ممکن است حتی فلان جشنواره کاملاً ملی باشد اما او میداند که تمام آیینها را چگونه در ابعاد بینالمللی برگزار کند. او به انواع جشنوارهها با موضوعات مختلف آشنایی دارد و انتقادها و نظرات را به خوبی میپذیرد و به پیشنهادهای جدید حتی مخالف عقیدهاش بها میدهد.
خزاعی تجربههای خوبی دارد و از تجربهاش به خوبی استفاده میکند.
نویسنده: بهرام عظیمی
کارگردان سینما
