باغ موزه دفاع مقدس یا موزه جنگ یهود؟؟؟
"طراح باغ موزه دفاع مقدس تهران، خانم ژیلا نوروزی (مهندس معمار) است که در سال ١٣٨٦ در دفاع از طرح خود که به سیاق معماری دانیل لیبسکیند، عجیب تکیه دارد، از موزه جنگ و موزه یهود لیبسکیند یاد کرد و حضار تالار بتهون خانه هنرمندان با این پرسش جدی مواجه شدند که اصلا موزه یهود چه ربطی به دفاع مقدس دارد؟! "
...
"آیا اساسا رابطهای میان شهدای ما و کشتگان قوم یهود وجود دارد؟ آیا برای روایت آنچه در دفاع از وطن، بر شهدای ما گذشته است، معماری مناسبی وجود ندارد و به ناچار باید سراغ قالب معماری یهود برویم؟ آیا اساسا معمار موزه دفاع مقدس، درک درستی از دفاع مقدس و تمایز آن با سایر جنگها دارد؟ با چه معیارهایی طرح این معمار در مسابقه برنده شده است؟"
..." طرح موزه یهود، تاریخ یهود را در لفافهای مظلوم نمایانه با القای غیر مستقیم عنوان میکند، و مخاطبی که پا به آنجا میگذارد، روایت صهیونیستی هالوکاست را ناخودآگاهانه میپذیرد. پس (همانند همه آثار معماری که همه چیز در خدمت بیان پیام اثر است)، انتخاب سبک اثر، فرم و مصالح آن نیز در خدمت تبیین این روایت است، و برای ما نمیتواند الگو باشد."
...
"اگر موزههای جنگی که در جهان برپا شده معیار باشد؛ همگی برای مذمت جنگ برپا هستند و اگر موزه یهود لیبسکیند ملاک است که او هم از فرم خشن و خطوط نمای نامنظم و گوشههای شکسته و ملتهب با شکافهایی همچون زخم بر پیکره ساختمان موزه اش بهره میبرد تا راوی زخمهایی جعلی باشد که مثلا در طول تاریخ بر پیکره قوم یهود روا شده؛ لذا آنها وجه خشن جنگ را میبینند و این تجربه بشر به کار ما نمیآید؛ چرا که جنگ ما اگر چه تلخ، اما با همه جنگهای یکصد ساله اخیر متفاوت است؛ و در پسِ پرده مذمت جنگ تحمیلی، نباید برکات آن در پرورش انسانهای حسینی اش را به غفلت سپرد. بنابراین طراحی معماری موزهها برای دفاع مقدس نیز هیچ ارتباطی با موزههای جنگ دنیا نمییابد و تنها در سطوح خشن و نمایش ادوات جنگی خلاصه نمیشود. اگر معماری ما این موضوع یعنی، تمایز جنگهای باطل با دفاع مقدس را درک میکرد، برای خلق یک معماری که روایت گر دفاع مقدس باشد و نه جنگ، دست به طرحی شایسته برای معرفی انسان نوظهورِ پس از انقلاب اسلامی در عرصه دفاع مقدس میزد که در سایه آن، معماری مد نظر انقلاب اسلامی نیز شکل میگرفت."
...
"با وجود همه انتقادات، یکی از نقاط قوتی که در برنامه معماری بنا دیده میشود، این است که مخاطب را پس از بازدید از فضاهای داخلی موزه، در گام نهایی به یک مسجد در ضلع شمالی میرساند. این همان "مسجد جامع خرمشهر" است که نماد مقاومت ایران است و از آنجا که عینا بازسازی شده، از معماری اسلامی ایرانی بهرمند است و دیگر از پست مدرنیسم خبری نیست، اما بیگمان مخاطب را در کنار موزه، به مقایسه معماری ناب ایرانی مساجد گذشته با معماری غرب آلود معاصر(حتی موزه دفاع مقدس) میکشاند که هیچ اثری از الگوی معماری اسلامی ایرانی بر چهره ندارد و دیگر از آن کاشیهای الوان و اسلیمیهای تافته خبری نیست!"
...
"انقلاب اسلامی، انقلابی است که، تنها غایت خود را در ساقط کردن حکومت ظلم نمیجست بلکه انقلابی در همه شئون زندگی انسان است که البته هنوز تمام نشده(و تا ظهور حضرتش ادامه خواهد یافت)، انقلاب اسلامی منشور تجدید عهد هنر است و بر این اساس، تعدادی از هنرها خود را در آئینه آن باز یافته اند. از آن میان، هنر موسیقی انقلابی، از همان روزهای نخست پیروزی، با نغمههای حماسی پیروزی انقلاب، عهد خود را به جای آورد و شان انقلابی خود را یافت."
...
"اما هنر معماری که از قضا دیر شکل میگیرد اما دیرپاترین هنر میتواند باشد، همه را سخت به انتظار رخ نمایی معماری مد نظر انقلاب اسلامی نشانده و اکنون پس از سی و چند سال هنوز دست انتظار به زیر چانه مانده؛ و شاید اگر هنر معماری، همانند سینما، راه بازیابی خود را در آئینه تفاوت جنگ و دفاع مقدس میدید، امروز شاهد ظهور معماری خاص انقلاب اسلامی نیز میبودیم و فرصتها بیش از این از دست نمیرفت."
...
انتقاد از بکارگیری واژهی موزه
"شاید در ابتدا باید از این پرسش آغاز کرد که مفهوم "موزه" فی نفسه چیست و در کجا ریشه دارد؟ وقتی لغت موزه (که همان مفهوم Museum در زبان انگلیسی است) را در فرهنگ لاتین ریشه یابی میکنیم، در مییابیم که ریشه در کلمه Mousa دارد و آن هم ریشه در کلمه Muse که نام الههای در اساطیر یونان است. الهه میوز، دختران زئوس هستند که چون به مردی عشق ورزند؛ وی آرامش یافته و از هر تشویشی دور میشود، لذا منبع الهام هنرمند غربی است و .... و تاثیر ناخودآگاه موسیقی(Music) بر انسان نیز با این الهههای اساطیری تفسیر میشود."
"در چنین شرایطی آیا لازم نیست که اندکی در مفاهیم تدبر کنیم و سپس آگاهانه انتخاب کنیم که؛ ما نیز که نسبتی متفاوت با الهههای یونانی داریم و با ذکر لا اله الا الله همه الههها را نفی کرده ایم، میتوانیم مفهوم موزه را بربتابیم یا خیر؟ و یا آنکه به جای مفهوم موزه، از مفهومی دیگر برای فضای نمایش آنچه بر اسطورههای حقیقی دفاع مقدس گذشته است، استفاده کرد؟
