درخشش روحانیون مشهد در مدرسه انقلاب

کد خبر: ۲۰۲۶۶۷
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۳ - 08February 2013

نقش  بزرگ روحانیون در بیداری ایرانیان با ظهور نهضت اسلامی امام خمینی(ره) بیش از پیش جنبه عملی یافت و علما به شکلی گسترده تر از قبل به فعالیت برای بازسازی تفکرات مذهبی مردم همت گماشتند. در این میان شهر مشهد به واسطه وجود مضجع شریف حضرت ثامن الائمه(ع)، از قداست و ویژگی خاصی برخوردار بود و فعالیت مدارس قدیمی و معتبر، در کنار حضور علمای تراز اول در آن، نقشی مهم را برای روحانیت مشهد در تاریخ معاصر ایران رقم زد، نقشی که با ظهور و درخشش بزرگانی چون آیات عظام شیخ مجتبی قزوینی، میلانی، حاج هاشم قزوینی، میرزا جوادآقای تهرانی، حسنعلی مروارید و سیدعلی خامنه ای به تکامل جامعی دست یافت و منشاء تحولات عظیمی در جامعه ایرانی شد.

مشهد شهری با صبغه دینی است. بارگاه امام هشتم(ع) از قرن ها قبل، مشهد را به مکانی دینی با شاکله معنوی تبدیل کرده است. بدیهی است که در چنین شرایطی مراکز آموزش علوم دینی گسترش زیادی پیدا خواهندکرد و به برکت بارگاه نورانی آن امام همام، در خلال قرن های متوالی، مدارس دینی مهمی برای تربیت طلاب علوم دینی بنیان گذاری شد. موقوفه های فراوانی که برای بقا و رونق این مدارس وقف شده، دلیلی آشکار از توجه و اهتمام ساکنان مشهد و بلکه سایر بلاد، برای رونق این اماکن در مشهد بوده است. این حیات دینی در تاریخ معاصر ایران به نحوی آشکار با حوادث سیاسی و اجتماعی پیوند خورد و روحانیون مشهد و دست پروردگان مدارس دینی این شهر را نیز همپای طلاب شهرهای مذهبی نظیر قم، وارد معرکه مبارزه کرد.

نخستین پرچم ها در دوره جدید

ورود روحانیت مشهد به مبارزه و عرصه اجتماعی و سیاسی آن در دوره جدید با انقلاب مشروطه آغاز می شود. میرزا علی تبریزی، مجتهد خوش نام ساکن مشهد، به نمایندگی از مردم این شهر به عنوان نماینده دوره اول مجلس شورای ملی مشروطه برگزیده و راهی تهران شد؛ عالمی که این کار را صرفا برای آسایش مردم و رضای پروردگار انجام داد و برای مسافرت خود به تهران و حضور در مجلس، حاضر به قبول خرج سفر یا وجهی برای گذران روزهای نمایندگی نشد.

بعدها مردان بزرگ دیگری در میان علمای شهر به صحنه آمدند که به نوعی تاریخ ساز شدند. اعتراض حاج آقا حسین قمی به رفتار دولت دیکتاتور رضاخان و به دنبال آن سخنرانی شیخ بهلول در مسجد گوهرشاد، ماجرایی را رقم زد که در تاریخ معاصر ایران به ماجرای مسجد گوهرشاد مشهور شد.

ایستادگی و مقاومت علما سبب شد تا حکومت رضاخان حوزه علمیه مشهد را مورد تهاجم جدی قرار دهد. علمای مشهوری مانند آیت ا… حسین قمی تبعید شدند و مدارس باسابقه ای مانند مدرسه علمیه نواب به خوابگاه دانشجویی تبدیل شد.

رضاخان که به دنبال محدود کردن روحانیت بود عرصه را بر مدارس علمیه تنگ کرد، روحانیون را از اشتغال به کارهایی نظیر امور ازدواج و مسائل ارث و خانواده منع کرد و در نهایت در سال 1320 و روزهای پایانی حکومتش کوشید تا با تصویب قانون فروش موقوفه ها، عملا روحانیت را از حضور در این حوزه نیز محروم کند و حوزه های علمیه را از رونق بیندازد، قانونی که با فرار او در شهریور 1320، بدون اجرا باقی ماند.

با این حال مشی او سبب شد تا حوزه علمیه مشهد تا سال ها از رکودی عجیب رنج ببرد و با وجود علمای مطرح مشهد، نتواند مانند گذشته رونق بگیرد، تا آن که با ورود آیت ا…العظمی میلانی به مشهد و به دنبال انسجام حوزه علمیه، اوضاع این حوزه کهن و مدارس دینی آن روز به روز بهتر و منظم تر شد و توانست مدتی بعد مجدد به کانونی مهم در تربیت طلاب بدل شود.

نواب صفوی؛ نخستین بارقه هیجان انقلابی

با وجود آن که گرایش های سیاسی در میان طلاب و مدرسان حوزه مشهد، در سال های پس از اختناق رضاخانی و به واسطه شرایط و اوضاع محنت انگیز حادث در آن چندان از اقبال برخوردار نبود، اما برخی اتفاقات تأثیر گذار در سال های آغازین دهه سی باعث شد طیف جدیدی از روحانیون عمدتا جوان و پرشور در مشهد شکل بگیرد که بعدها نقش اساسی و محوری در جریانات انقلاب اسلامی در مشهد و گاه در کشور داشتند.

یکی از این اتفاقات ظهور فداییان اسلام به رهبری نواب صفوی و به دنبال آن سفر نواب به مشهد و سخنرانی او در جمع طلاب علوم دینی در مدارسی مانند سلیمان خان بود. آیت ا… خامنه ای در مورد این اتفاق تأثیرگذار می گویند:« اساس سخنانش این بود که اسلام باید زنده شود، اسلام باید حکومت کند واین کسانی که در راس کار هستند، این ها دروغ می گویند. این ها مسلمان نیستند و من برای اولین بار این حرف ها را از نواب صفوی شنیدم و آن چنان این حرف ها درون من نفوذ کرد و جای گرفت که احساس می کردم دلم می خواهد همیشه با نواب باشم.

این احساس را واقعا داشتم که دوست دارم همیشه با او باشم. … باید گفت که اولین جرقه های انقلاب اسلامی به وسیله نواب در من به وجود آمد و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را در دل ما نواب روشن کرد.» شوک ناشی از ظهور فداییان اسلام بر حوزه علمیه مشهد بسیاری از روحانیان جوان را به سمت و سوی سیاست و مبارزه برای استقرار احکام اسلامی کشاند.

شهادت او چندی پس از مسافرتش به مشهد، اگر چه طرح های او را برای اجرای دستورات اسلامی ناکام گذاشت، اما بذری که او پاشیده بود سال ها بعد به شکلی مؤثر در حوزه های علمیه به بار نشست و اسباب نعمات فراوان شد.

روحانیان و نهضت؛ عوامل یک پیوند

با آغاز نهضت امام خمینی(ره) از حدود سال 1342، دو عامل سبب پیوند میان روحانیان مشهد با جریان نهضت شد. عامل اول به ارتباط سنتی میان علما باز می گشت که همواره در شرایط خاص، با وجود اختلافات نظری و احیانا علمی، به حمایت از یکدیگر قیام می کردند. این عامل را می توان در حمایت علمای مشهد با طیف های فکری مختلف، از امام خمینی(ره) در جریان تبعید ایشان دید. مثلاً مرحوم آیت ا… قزوینی که در برخی مسائل علمی هم رأی و هم نظر امام محسوب نمی شد، در این جریان به حمایت از ایشان برخاست و در پاسخ به پرسشی در این زمینه گفت :« امروز پرچم دست آقای خمینی است و ما باید از ایشان حمایت کنیم. این اسلام است، این آقای خمینی نیست.» همین عامل سبب صدور اعلامیه شدیداللحن آیت ا… میلانی در مورد تبعید امام و هشدار نسبت به عواقب آن شد.

عامل دوم تعدادی از طلاب علوم دینی مشهد بودند که پس از طی مدارج مقدماتی در این شهر برای تکمیل علم رهسپار قم شده و در محضر امام خمینی(ره) به کسب علم پرداخته بودند. این افراد به عنوان شاگردان امام خمینی(ره) و در عین حال علمای مشهد، نقش بی نظیری را در برقراری ارتباط میان نهضت و روحانیان مشهد ایفا کردند؛ مهم ترین فرد در این گروه آیت ا… خامنه ای بود. به عنوان نمونه، پس از حمله مزدوران رژیم شاه به مدرسه فیضیه، این آیت ا… خامنه ای بود که با رساندن نامه امام به علمای مشهد زمینه را برای اقدام همزمان در قم و مشهد مهیا کرد و کوشید تا علمای مشهد را به حمایت از این حرکت ترغیب کند.

همین هماهنگی سبب شد تا در مشهد، پس از سخنرانی آیت ا… واعظ طبسی به مناسبت شهادت امام صادق(ع)، محل سخنرانی مورد حمله عوامل امنیتی و شهربانی قرار بگیرد و واکنش شدید مردم را به همراه داشته باشد. شدت این واکنش چنان بود که شاه سفر مرسوم خود به مشهد را 4 روز به تأخیر انداخت. طاق نصرت ها و تزئیناتی که به مناسبت ورود شاه در مشهد ایجاد شده بود به آتش کشیده شد.

با این حال حوزه علمیه مشهد و طلاب و علمای آن به شکلی یکسان با مقوله انقلاب برخورد نمی کردند و در میان آن ها متمایلان به رژیم شاه و تعامل کنندگان با آن کم نبودند. این امر گاهی سبب کُندی حرکت مبارزه و کاستن از سرعت انقلاب می شد.

روابطی که زمینه ساز شد

با تبعید امام و بیشتر شدن فشارها، فعالیت روحانیون مبارز در مشهد نیز با مشکلات فراوان روبه رو شد. این افراد که عموما دایره فعالیت شان به مشهد محدود نبود و برای تبلیغ به سایر نقاط کشور نیز مسافرت می کردند، عمدتا تحت نظر و تعقیب ساواک قرار داشتند و برخی از آنان بارها بازداشت شدند و مورد شکنجه قرار گرفتند.

در این دوره روحانیت مبارز سیستم مبارزاتی خود را بر تعامل هر چه بیشتر با گروه ها و قشرهای پرظرفیت جامعه قرار داده بود. ارتباط تنگاتنگ با بازار که به سبب جو مذهبی آن از یک طرف و رفتارهای نامتعارف رژیم برای درهم شکستن اقتصاد سنتی آن از سوی دیگر، آماده پذیرش یک مبارزه همه گیر بود، در همین راستا تعقیب و تقویت می شد.

از طرف دیگر حضور موثر روحانیون توانمند در حوزه پرسمان دینی و سیاسی جوانان مشهد که در قالب جلسات پرسش و پاسخ، به شیوه ای نوین دایر می شد، در جذب و تربیت جوانان، به ویژه دانشجویان و دانش آموزان تاثیری شگرف داشت. در این حوزه جلسات مشترک این دسته از روحانیون با گروهی از دانشگاهیان متعهد زمینه را برای گسترش فعالیت نهضت مهیا کرد. این تعامل ها در وقایعی مانند واقعه بیمارستان امام رضا(ع) تاثیر خود را به خوبی نشان داد. از برجسته ترین فعالان این عرصه می توان به آیت ا… خامنه ای و شهید هاشمی نژاد اشاره کرد. این افراد معمولا زیر پوشش کلاس هایی مانند تفسیر، اخلاق و مانند آن به ترویج اندیشه های مبارزاتی اشتغال داشتند.

این سخنان در ایجاد نسلی نوین در مبارزات انقلابی تأثیری فراوان داشت، به گونه ای که سال ها بعد و پس از ورود امام خمینی(ره) به کشور، مجریان برنامه های انقلاب عموما جوانانی بودند که در زمان هجرت ایشان در سنین کم قرار داشتند. کانون های دینی ساخته شده در سطح شهر نیز مکانی مناسب برای این گونه فعالیت ها بود، کانون نشر حقایق اسلامی، کانون بحث و انتقاد دینی، انجمن اسلامی دانشجویان و دانش آموزان و مانند این ها، مکان هایی بود که عرصه را برای بیان بسیاری از حقایق آماده می کرد.

شهید هاشمی نژاد یکی از فعالان جدی در این عرصه بود و سلسله مباحث ایشان در کانون ها و انجمن های مختلف شهر مشهد، تأثیر عمیقی بر روند بیداری و آماده سازی جمعیت برای مبارزه بر علیه رژیم طاغوت داشت. این سخنرانی ها از اواسط سال 1357، به کانون ایجاد حرکت های مردمی تبدیل شد و بسیاری از حرکت های مردمی با ایراد سخنرانی های آتشین این روحانیون همراه می شد. سخنرانی شهید هاشمی نژاد در مقابل بیمارستان 17 شهریور و شکل گیری جریان 23 آذر و نیز سخنرانی شورانگیز آیت ا…خامنه ای در تاسوعا و عاشورای حسینی مشهد، پس از تظاهرات گسترده مردمی را می توان از نمونه های برجسته در این زمینه ذکر کرد.

در کنار این برنامه ها برخی حوادث واقع شده در مورد روحانیت، به سبب محبوبیت آن ها در میان مردم، نیز دستمایه قیام ها و اعتراضات گسترده بود. فوت مشکوک و ظاهراً عمدی مرحوم شیخ احمد کافی، واعظ مشهور و تشییع جنازه او در مشهد یکی از این حوادث است که در جریان آن تظاهرات گسترده مردمی در مشهد و اطراف حرم رضوی شکل گرفت.

با این حال خط هدایت نهضت در مشهد به وسیله تعدادی از این روحانیون مسیر خود را تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داد. مشی دیگری که توسط این روحانیان مبارز برای بیداری و ترغیب جمعیت به مبارزه در پیش گرفته شده بود، حضور در مجامع علمی و صنفی و ایراد سخنرانی در آن ها بود.

جواد نوائیان رودسری

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین