تحلیل یک نویسنده آمریکایی از «عملیات والفجر8 »

کد خبر: ۲۰۲۸۵۱
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۴ - 16February 2013

درست بعد از نبرد «فاو»، صدام اعلام کرد که گارد مجدداً سازماندهی می‌شود که اشاره دارد بر اینکه آنها با تلفات سنگینی مواجه بوده‌اند...

 

جملات بالا بخشی از یادداشت سرهنگ محمد احدی از سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران در مورد عملیات والفجر 8 استه .

 

در این یادداشت می‌خوانیم:

 

«عملیات والفجر8» که در روز بیستم بهمن‌ماه سال 1364 در منطقه «فاو» اجرا شد، مصداق بارزی از طراحی و اجرای یک عملیات پیچیده برای تحمیل اراده بر دشمن بعثی بود و بعد از آزادسازی خرمشهر، آن را می‌توان دومین نقطه عطف دفاع مقدس از این نوع به شمار آورد که حامیان رژیم بعث را نیز به تجدید نظر در کیفیت حمایت‌های خود از این رژیم واداشت و آنها سقوط صدام را خیلی نزدیک احساس کرده و به فکر چاره جویی افتادند. نبرد رزمندگان اسلام در این عملیات از چند جنبه قابل بحث و توجه است که ابعاد تاکتیکی و جزئیات اجرایی آن تاکنون بارها و به اَشکال مختلف بیان شده است. اما در این نوشتار سعی می‌شود به ابعاد دیگری از آن که می‌تواند به عنوان درسی ماندگار برای ملت ایران در تاریخ ثبت شود و چراغ راهی برای نسل کنونی و نسل‌های آینده باشد، به طور مختص اشاره ‌شود:

 

 

هدایت دشمن تا آستانه سقوط

 

 

در طول دفاع مقدس، شکست‌های سنگینی بر رژیم بعث تحمیل شد که اعم از مقاومت‌های غیرقابل تصور نیروهای اندک مدافع ارتش و نیروهای مردمی در ابتدای تجاوز رژیم بعث در جبهه‌های مختلف گرفته تا اجرای عملیات‌های هماهنگ شده و بزرگ، همچون ثامن‌الائمه، فتح‌المبین، طریق‌القدس، بیت المقدس و ... بود.

 

 

اما هیچ یک از این عملیات‌ها موجب اقرار دشمن به شکست نشده بود مگر عملیات بزرگ و غرورآفرین والفجر 8 . حتی بازپس‌گیری خرمشهر و وادار شدن رژیم بعث به عقب‌نشینی نیروهای خود از بیشتر مناطق اشغالی موجب نشده بود آنها اعتراف به شکست کنند و همه آنها را با واژه معروف "عقب نشینی تاکتیکی" توجیه می‌کردند. عملیات والفجر 8 به نحوی طرح‌ریزی و اجرا شد که رژیم بعث دچار آشفتگی بی‌نظیری شد و در آستانه سقوط قرار گرفت.

 

 

«استفان سی‌پلتی‌یر» افسر اطلاعاتی آمریکا که در طول دفاع مقدس مسئول پرونده جنگ عراق علیه ایران بوده است، در کتابی تحت عنوان «جنگ ایران – عراق: هرج و مرج در یک خلاء» می‌نویسد: «از هفته سوم فوریه، رشید (ژنرال ماهر عبدالرشید که پس از شکست نیروهای بعثی در فاو برای بازپس‌گیری آن از سوی صدام مأموریت یافته و مدعی شده بود طی سه روز فاو را بازپس می‌گیرد) – در یک کنفرانس خبری که در قرارگاه خود برگزار کرد – اقرار کرد که بازپس‌گیری فاو نیاز به زمان دارد. این برای فرمانده لاف‌زن یک شکست بود اما او نتوانست چیز دیگری غیر از آن بگوید."

 

 

دیپلمات‌های غربی در بغداد شواهدی از تلفات روزافزون را گزارش کردند. آنها نوشتند که نیروهای امنیتی تاکسی‌ها را در حومه بغداد گرفته و رانندگان آنها را مستقیماً به بصره اعزام می‌کردند و در آنجا آنها جنازه نظامیان کشته شده را دریافت و به مقصد (محل سکونت کشته شدگان) حمل می‌کردند. آموزش‌های ویژه در بصره برای حمل مجروحین داده می‌شد تا آنها را به بیمارستان‌ها در کل کشور حمل کنند و بیمارستان‌ها در هر جا پر شده بودند. کارمندان دولت وادار به اهدای خون می‌شدند."

 

 

"اگرچه رهبران غیرنظامی چندین روز به انتشار گزارشات گزاف از پیروزی‌ها برای مصرف دنیا ادامه دادند، در داخل، گرد مرده پاشیده شده بود. از نظر روانی، تلفات فاو با توسعه یک افسردگی عمیق به شدت محسوس بود."

 

با باور این‌که روحیه عراقی‌ها به طور خطرناکی شکننده شده بود،برخی مفسرین فروپاشی قریب‌الوقوع رژیم به علت از بین رفتن پشتیبانی عامه مردم را پیش‌بینی می‌کردند. بدین ترتیب، این‌هایی که استدلال شد توانایی رژیمی همچون بعث برای روی پا نگه داشتن خود را اندک برآورد می‌کرد."

 

 

 

همکاری و همدلی رزمندگان اسلام

 

 

یکی از ویژگی‌های عملیات والفجر 8 این بود که برای اولین بار در تاریخ دفاع مقدس، در اطلاعیه‌های رسمی اعلام شد که این عملیات توسط رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اجرا شده است. هر چند زمزمه اجرای عملیات‌های هماهنگ شده مستقل توسط ارتش و سپاه از مدتی قبل در جبهه‌ها برخاسته و دشمن روایات متعددی را از آن نقل می‌کرد، اما جبهه خودی از دامن زدن به این موضوع در نزد افکار عمومی خودداری می‌کرد. با این حال، این بار صراحتاً فتح فاو به دست رزمندگان سپاه اعلام شد. نیروهای عبور کننده از آب‌ خروشان اروندرود به عنوان یک اقدام شجاعانه و خیره‌کننده و کم‌نظیر در تاریخ جنگ‌ها از نیروهای بسیج و سپاه بودند اما وجه اصلی این عملیات، غافل‌گیری دشمن بود که با تظاهر به تک توسط نیروهایی به استعداد بیش از پنج لشکر از نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی در یک جبهه به طول 50 کیلومتر از شلمچه تا کوشک، به عنوان تک پشتیبانی حاصل شد.

 

 

در این عملیات، با وجودی که فرماندهان عالی ارتش بر طرح اجرای عملیات فریب توسط این یگان‌ها وقوف داشته و براساس طرح، تنها یک تظاهر به تک را بایستی انجام می‌دادند، اما به منظور انجام غافل‌گیری صددرصد دشمن، حتی فرماندهان یگان‌ها عمل کننده از این طرح بی‌اطلاع بودند و برای یک نبرد سخت با دشمن خود را آماده کرده بودند به طوری که پیشروی‌هایی نیز حاصل شد و وقتی به آنها ابلاغ شد اهداف مورد نظر عملیات تأمین شده و بایستی عقب‌نشینی کنند، این دستور با مقاومت برخی از فرماندهان مواجه شد.

 

 

بدین ترتیب فرماندهان عالی ارتش بدون اینکه در نتیجه اعلام شده برای عملیات سهمی برای آنها در نظر گرفته شده باشد، حداکثر توان خود را در اجرای مأموریت محوله به کار گرفتند ولی به طور قطع ملت ایران از آثار و برکات چنین همکاری و هماهنگی‌ای بهره‌مند شدند و اساساً برای یک سرباز و رزمنده واقعی پیگیری هدفی غیر از این، زیان‌بار خواهد بود.

 

 

همکاری و همدلی با یک هدف والا و متعالی در بین رزمندگان اسلام و فرماندهان عالی جنگ از وجوه مشخصه دفاع مقدس بود و هرجا این وجه مورد توجه قرار می‌گرفت، حاصل آن پیروزی و موفقیت در جبهه اسلام بود.

 

 

غافلگیری

 

 

از جنبه تاکتیکی، غافلگیری وجه اصلی این عملیات محسوب می‌شد. عبور از یک رودخانه خروشان با عرض حدود یک کیلومتر در زیر دید و تیر دشمن بدون غافلگیری امری ناممکن بود. اما با یک طراحی مناسب و هوشمندانه این امر محقق شد. این غافلگیری به قدری عمیق بود که حتی بعد از عبور نیروهای سپاه از اروندرود و اشغال فاو نیز فرماندهان عالی ارتش بعث باور نکرده بودند که تلاش اصلی ایران از این منطقه است و همچنان بر جبهه شلمچه متمرکز بود و همین امر به نیروهای اسلام این اجازه را داد تا مواضع خود را در آن سوی اروندرود مستحکم کنند.

 

 

نویسنده آمریکایی در کتاب مذکور، ضمن بیان کیفیت این غافلگیری که به رغم همکاری وسیع اطلاعاتی آمریکا با رژیم بعث اتفاق افتاده بود، ابعاد این عملیات خیره کننده را نیز بیان کرده و در این مورد می‌گوید: "همه آنچه که قابل بیان است، این است که عراقی‌ها خودشان را متقاعد کرده بودند که ایرانی‌ها تلاش دیگری را همانند سال 1985 برای نفوذ به هورالهویزه، اشغال بخش خشکی و قطع اتوبانی که بغداد را به مناطق جنوبی وصل می‌کرد، انجام می‌دهند. بدین ترتیب طبیعی بود که آنها آمادگی خود را برای حمله در منطقه سپاه سوم و چهارم متمرکز کرده باشند. علاوه بر این، اطلاعات ماهواره‌ای – که ایالات متحده برای بغداد تأمین می‌کرد – آرایشی از نیروهای ایرانی در مقابل هور را تأیید می‌کرد. برآوردها از نیروهای جمع‌آوری شده ایرانی‌ها بیش از 200 هزار نفر بود. هیچ فرمانده عراقی با چنین شواهدی نمی‌توانست از این نتیجه‌گیری در ماند که حمله بزرگ ایران در جایی غیر از منطقه هور اتفاق نخواهد افتاد. اما اینگونه نشد."

 

 

عبور از رودخانه توسط ایرانی‌ها در همه شش نقطه خطوط دفاعی سپاه هفتم عراق، موفقیت‌آمیز بود. آنها چگونه موفق به انجام این کار شدند یا بیش از آن چگونه فرماندهان سپاه هفتم عراق اجازه دادند این اتفاق بیفتد؟ ما بی‌اطلاع هستیم. به نظر می‌رسد فرماندهی بی‌اندازه نالایق بوده است. او نه تنها اجازه داده بود که نیروهای ایرانی به ساحل برسند، بلکه حتی بعد آنها سرپل‌شان را نیز تأمین کنند. او تا زمانی که لحظه دفع مهاجمین گذشته بود، از حمله خودداری کرده بود. حتی بعداً فرماندهی به طور روشن در فراخوانی نیروهای تقویتی شکست خورده بود. در عوض، او گمان کرده بود گزارشات غلط برای قرارگاه مرکزی می‌فرستند؛ با ادعای اینکه مهاجمین را سرکوب خواهد کرد. بغداد زمانی فهمیده بود که اروندرود مورد رخنه قرار گرفته که نیروهای ایرانی شروع به پیش‌روی در شبه جزیره کرده و شهر فاو را اشغال کرده بودند. هنوز فرماندهی عالی عراق مردد بود. تاکنون حمله شمالی ایران در هورالهویزه نسبتاً کنترل شده بود. رهبران عراق واقعاً متقاعد شده بودند که عملیات فاو یک فریب است و بنابراین اعزام نیروهای احتیاط به شبه جزیره را رد کردند.

 

فرماندهی عالی عراق 48 ساعت تقویت نیروهای سپاه هفتم را به تأخیر انداخت. در آن زمان، 30 هزار نفر نیروهای ایرانی در منطقه فاو وارد شبه جزیره شده بودند. از 14 فوریه شهر بندری سقوط کرده بود. گام اول ایرانی‌ها در نبرد فاو با یک شکست غیرمنتظره برای عراقی‌ها پایان یافته بود."

 

 

 

نقش توپخانه و پدافند هوایی

 

 

هرچند توپخانه به عنوان عنصر اصلی آتش پشتیبانی در کلیه عملیات‌های دفاع مقدس اعم از آفندی و پدافندی حضور داشت اما نقش توپخانه، یک نقش تعیین کننده و سرنوشت‌ساز بود. در این عملیات برای اولین بار 50 یگان توپخانه از واحدهای مختلف نیروی زمینی ارتش با حدود 1000 قبضه انواع مختلف توپخانه سنگین در پشتیبانی از نیروهای عمل کننده در منطقه فاو، آتشی را روی دشمن ریختند که در دفاع مقدس بی‌سابقه بود. محدودیت تحرکات در رمل‌های منطقه فاو و تکیه اجباری واحدهای پاتک کننده ارتش بعث به جاده به ویژه جاده بصره – فاو، فرصت مناسبی را برای یگان‌های توپخانه ارتش فراهم کرد تا آنها را زیر آتش گرفته و تار و مار کنند.

 

 

افسر اطلاعاتی آمریکا که مفصلاً به بحث در زمینه این عملیات پرداخته، درخصوص نقش توپخانه می‌گوید: "پاسخ صدام حسین به عملیات فاو، احضار گارد جمهوری بود. نیروهای برگزیده که پادگان‌های خود در پایتخت عراق را در 14 فوریه برای مدتی ترک کرده بودند، با عجله در کاروانی از کامیون‌ها بسیج شده و با سرعت تمام به سمت جنوب راه افتاده بودند. نیروهای گارد در یک اقدام طوفانی دیگر وارد شده بودند.

 

 

آنها جاده شمالی حاشیه اروندرود را گرفته بودند که مستقیماً آنها را در برد توپخانه ایرانی‌ها که در کرانه شرقی اروندرود بود، قرار داده بود. از آنجا که ایرانی‌ها حرکت‌های گارد را برآورد کرده بودند، توپخانه آنها وارد عمل شده و قادر بود ستون پیشروی کننده را زیر آتش بگیرد. وقتی گاردی‌ها به شبه جزیره رسیدند واحدهای پیشرو در گل و شانه حاشیه اتوبان گرفتار شده بودند. این باعث شد واحدهای عقبی جمع و هدف‌های آسانی برای تیراندازان ایرانی بشوند. حرکت انبوه واحدهای گارد هدف تیراندازی‌های شدید قرار گرفته و طی یک فرآیند به شدت تکه تکه شده بودند.

 

 

ما دقیقاً میزان تلفاتی را که گارد جمهوری در اولین شب نبرد و در روزهای اولیه متحمل شد، نمی‌دانیم. فقط اظهارات صدام در مورد گارد بود که آنها را قهرمان و شهید می‌خواند، ما را قادر می‌سازد نتیجه گیری کنیم که آنها آسیب دیده‌اند (15). علاوه بر این، درست بعد از نبرد فاو، صدام اعلام کرد که گارد مجدداً سازماندهی می‌شود که اشاره دارد بر اینکه آنها با تلفات سنگینی مواجه بوده‌اند."

 

 

پشتیبانی آتش نیروهای اسلام در این عملیات، محدود به آتش توپخانه نشده و پدافند هوایی ارتش نیز با ابتکار شهید سرلشکر ستاری یک عملیات پدافند هوایی بی‌نظیری را طراحی و اجرا کرد که منجر به تأثیر ملموس در توان رزمی نیروی هوایی عراق شد و طی این عملیات حدود 70 فروند جنگنده رژیم بعث سرنگون شد که پرداختن به این موضوع نیازمند نگارش چندین جلد کتاب خواهد بود.

 

همچنین بالگردهای هوانیروز ارتش با 3938 ساعت پرواز در این عملیات، نقش پشتیبانی مهمی را ایفا کردند و طی آن 2038 نفر مجروح را تخلیه، 1624 نفر از رزمندگان را هلی‌ برن و 230 تن مهمات و تدارکات را به منطقه انتقال دادند.

 

 

 

 

ابعاد و آثار سیاسی و روانی عملیات

 

 

اجرای یک عملیات گسترده و موفق در منطقه‌ای که دشمن فکر آن را هم نمی‌کرد، به قدری خیره‌کننده بود که صدام احساس کرد زمان سقوطش نزدیک شده و حامیان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای او نیز با نگرانی، تغییر موازنه جنگ به نفع ایران را احساس کرده و به همین جهت درصدد چاره جویی برآمدند. از نظر آنها، تصرف فاو به لحاظ تاکتیکی بسیار با ارزش بوده اما اهمیت آن زمانی جنبه راهبردی و تعیین کننده می‌یافت که ایران قدم بعدی را برای تصرف ام‌القصر که در آستانه سقوط قرار گرفته بود، برمی‌داشت. در این صورت، ارتباط عراق با خلیج فارس قطع می‌شد که برای رژیم بعث یک ضرفه مهلک محسوب می‌شد. همچنین نیروهای ایرانی می‌توانستند از طریق توپخانه در امالقصر مسیر تدارکات از مرز کویت به بغداد را قطع کنند. با توجه به این که اتوبان اصلی ارتباط دهنده دو گذرگاه به وسیله آن بسته می‌شد و کویت نیز به عنوان حامی اصلی صدام در جنگ تهدید می‌شد.

 

«رونالد ریگان» سخنرانی رئیس‌جمهور وقت آمریکا در واکنش به این واقعه طی سخنرانی خود اعلام کرد که ایالات متحده عملیات نظامی علیه کویت را تحمل نخواهد کرد و بریتانیا پشتیبانی نظامی از کویت در صورت بروز هرگونه تهدید علیه آن را پیشنهاد کرد.

 

تلفات گسترده ارتش بعث در این عملیات با 17 هزار کشته، 25 هزار زخمی و 2500 نفر اسیر همراه با ضایعات سنگین تجهیزاتی برای این رژیم غیرقابل تحمل بود و مردم عراق نیز احساس می‌کردند، صدام برغم همه حمایت‌های خارجی جایگاهش متزلزل شده است. آقای پلتی یر در کتاب خود به این موضوع نیز اشاره دارد و می‌نویسد:«برای عراقی‌ها، یکی از تبعات منفی شکست فاو، تأثیرش در روحیه آنها بود. تلفات به شدت مأیوس کننده بود. تا این نقطه، افکار عمومی عراق ترغیب شده بود تا باور کند که از زمانی که نیروی حرکت ایران متوقف شده، جنگ آرام شده است. ایران از سال 1982 موفقیت نظامی عمده‌ای به دست نیاورده بود. اکنون با تلفات فاو، همه دستاوردهای به دقت انباشته شده عراق از دست رفته بود.»

 

در پایان با گرامی‌داشت ایثار و فداکاری کلیه رزمندگان اسلام در طول دفاع مقدس، به روح پاک و ملکوتی امام‌راحل(ره) و شهیدان درود می‌فرستیم و با یادآوری آنچه در این عملیات و سایر عملیات‌های رزمندگان اسلام گذشته است، علاوه بر ذکر درس‌های آنها برای همه نسل‌ها، پیام ملت ایران را نیز به تمامی آنهایی که نیت سوئی نسبت به انقلاب اسلامی و ملت ایران داشته باشند ابلاغ می‌کنیم که ملت ایران هرگز تسلیم اراده جاه‌طلبانه آنها نشده و در هر مقطع حساسی، تدبیر خروج از بحران و ادامه راه سرافرازانه خود را خواهد یافت. این ملت راه خود را که با چراغ پر فروغ ولایت روشن شده هرگز گم نخواهد کرد، چراغی که با دستان پیر و مرادمان حضرت روح‌الله(ره) روشن شد و پس از او نیز به دست با کفایت یار و یاور ایشان، حضرت امام خامنه‌ای عزیز(مدظله العالی) همچنان پر فروغ بوده و خواهد بود.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین