سردار کریمی:

حساب معنویت و قدرت الهی است

کد خبر: ۲۰۳۶۹۸
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۸ - 03October 2012

24 اسفند سالروز شهادت سردار بزرگ اسلام، «سردار شهید حاج عباس کریمی» فرمانده لشکر 27 محمد رسول الله (ص) است. کسی که لبخند در چهره اش همیشه ماندگار بود و این خود باعث جذب بچه های رزمنده به سوی او می شد.
متن زیر سخنرانی این سردار بزرگ است که چند ماه قبل از عملیات بدر در جمع برادران لشکر 27 محمد رسول الله (ص) ایراد شده است:


بسم الله الرحمن الرحیم
« اللهم انا نرغب الیک فی دولة کریمه تعزبها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله»
با درود و سلام بر ارواح طیبه شهدای اسلام به خصوص شهدای بزرگوار و سرداران عملیات خیبر؛ چون برادر حاج ابراهیم همت فرمانده لشگر محمد رسول الله(ص) و یاران عزیزش همچون شهید زجاجی، شهید کارور و شهید حسن زمانی و شهید عبدالله که از مسوولین و فرماندهان گردان های لشگر بودند و به عنوان خدمت گزاران و به عنوان انسان های مخلص و پاک از همه چیز خود در رابطه با این انقلاب گذشتند و جان خویش را فدا کردند، تا این انقلاب و اسلام بماند. امروز ما در یک چنین مکان مقدسی جمع شده ایم. این را شما یک امر ساده و سهل می پندارید، اگر ما بررسی بکنیم و به گذشته برگردیم، نتیجه می گیریم که تجمع در این مکان مسئله ای بسیار با اهمیت و با ارزش است.
کربلای جنوب، مکانی که در آن هستیم، وجب به وجب آن با اهدای خون شهدایی بس بزرگوار به دست ما آمده است. این عزیزان ما فدا شده اند تا دیگر رزمندگان ما از برکت خون پاک یاران با وفای امام عزیزمان، توانسته اند این مزدوران ظالم کثیف و این جباران فاسد را از این سرزمین مقدس، از سرزمین «سلمان فارسی» دور کنند و این ها را از این منطقه بیرون بیندازند. این کار، کار بسیار با ارزشی است.
ما گذشته را هرگز نباید فراموش کنیم، در همه دوران ها باید ببینیم کجا بودیم؟ چه بودیم؟ و از کجا آمده ایم و به کجا می رویم؟ این انقلاب اسلامی فقط یک بُعد ندارد (فقط نیروی نظامی تنها نمی خواهد )، نیروی نظامی فقط در مقطعی از زمان مورد احتیاج است و این یک بعد انقلاب است، انقلاب ابعاد (معنوی، سیاسی و اقتصادی) دیگری هم دارد. پس ما که نیروهای این انقلاب و بازوان این انقلاب هستیم و از آن حمایت و با آن حرکت می کنیم و برای آن خون می دهیم، باید در جریان دیگر ابعاد آن نیز قرار بگیریم. اگر از وضعیت اقتصادی این کشور پرسیدند، باید آمادگی جوابگویی را داشته باشیم و بدانیم از نظر اقتصادی در این مملکت چه می گذرد. از خود بپرسیم که آیا این امکاناتی که برای ما فراهم می شود، همین جور ساده فراهم می شود یا این که هر چه جنگ به درازا کشید، مشکلات و سختی های تهیه وسایل و امکانات مشکل تر می شود. شما باید بدانید که این گلوله کلاشینکف و یا آر.پی.جی و یا غیره که امروز شما مصرف و شلیک می کنید، به چه صورتی و با چه بودجه ای تهیه می گردد تا به این جا برای مصرف می آید و به دست شما می رسد! گذراندن دوره های آموزشی و تمرینات تیراندازی و آماده شدن برای عملیات و این مانورها را باید بدانید که به چه ترتیب و از چه کانال هایی تهیه و تدارک می شود! زیاد وارد جزئیات نمی شویم، از مسائل اقتصادی همین بس.
مسائل را به طور کلی می گوییم تا خود برادران با این مقدمات در جریان امور قرار بگیرند، اما اصل مطلب که ان شاءالله قضیه آن را هم مطرح می کنیم و بعد سیاسی قضیه هم یکی از ابعاد این انقلاب است که عزیزان باید در جریان آن نیز قرار بگیرند و از وضعیت سیاسی کشورمان باخبر شوند. ما باید تحلیل گر باشیم، باید بررسی و تحقیق بکنیم و اطلاعات لازم را نسبت به مسائل سیاسی جاری در کشور و منطقه کسب کنیم. چه در سخنرانی ها و چه در نوشته ها و چه در انتشارات و نشریه ها دنبال این مطالب باشیم و این مطالب را کسب کنیم و تک تک تحلیلگر این گونه مطالب باشیم. اگر شما یک بررسی در رابطه با حزب بعث عراق انجام بدهید، می بینید که تمام مسوولین مملکتی عراق از فرمانده کل تا رده های پایین در مرحله ی اول باید حزبی باشند، باید بعثی باشند؛ یعنی تمام مسائل حزب بعث را بدانند. فرماندهان نظامی آن کشور قبل از نظامی بودن باید حزبی باشند و اگر نباشند و نتوانند در رابطه با حزب بعث بحث بکنند و نتوانند خط مشی حزب بعث را در نظام خودشان و در سازمان خودشان پیاده کنند، به آن افراد مسوولیتی واگذار نمی کنند و اصلا به این مسئله فکر کرده اید که مردم عراق چرا انقلاب نمی کنند؟ هیچ به این امر اندیشیده اید که چرا در آن جا فشار این قدر زیاد است؟ آیا مردم عراق نمی توانند از انقلاب و از این حرکت ما تجربه کسب نموده، آن را به کاربندند و صدام و حزب بعث را سرنگون کنند؟ چرا، اما ضعیف هستند و خیلی هم ضعیف! از یک طرف حکومت (به واسطه ی پشتوانه ی ابرقدرت ها) ظاهرا قوی است. آمده این انقلاب اسلامی کشور ما را تحلیل و بررسی کرده و عوامل و علل شکست طاغوت را یافته و این که چه نیرویی باعث حرکت توده ی مردم شد را شناخته.
روحانیتی که رهبری مردم را به عهده داشتند و مردم را هدایت می کردند، شناسایی نموده است. خود شما هم در جریان این امر هستید که در تظاهرات ما چه کسانی پیش قدم بودند، آیا غیر از روحانیت بودند؟ در هر تظاهراتی که جلوی آن روحانیت بود، آن تظاهرات از شکوه و اطمینان و عظمت بیشتری بهره مند بود و مردم هم در آن با خیال راحت شرکت می نمودند. عراق آمده و این مسائل را تجربه کرده، اولین کار آنها برکناری و نابودسازی این قشر بود، مخصوصا آنهایی را که در خط انقلاب بودند و یک مقدار درس از امام گرفته و شاگردی امام را کرده بودند! آنهایی را که حتی یک مقدار کم هم شاگردی امام را کرده بودند، به شهادت رساندند و آنهایی را که در خط خودشان هستند، حفظ کرده و تقویت نمودند. اگر کسی دو یا سه بار پشت سر هم در مسجد نمازش را بخواند، به او مشکوک می شوند و تعقیبش می کنند تا بفهمند طرف چه کاره بوده؟ آیا مسلمان است و ادعای مسلمانی می کند؟ اگر چنین بود فوری نابودش می کنند. مردم در کوچه و خیابان تحت کنترل سیستم تشکیلاتی حزب بعث هستند و این حزب دارای سیستم تشکیلاتی و شبکه ی اطلاعاتی بسیار قوب است. خط کلی را از سازمان سیا می گیرد؛ چرا که عناصر، عناصری هستند که در سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی سیای آمریکا تربیت شده اند، علمشان را از آمریکا و اسرائیل کسب نموده اند. این که بیان گزارش است، چه رسد به سایر عناصری که دارند.
روی همین اصلی در کلیه ی دوایر چه نظامی و چه غیرنظامی حاکمیت دست اعضا و وابستگان حزب بعث است و این ها اگر موردی حتی در سطح بالا ببینند، به طوری که حرکات مشکوک از او صادر گردد، بلافاصله او را از کار برکنار و سرنگون می کنند، حتی اگر برادر خود صدام هم باشد که این کار در مورد برادر صدام هم انجام شد؛ یعنی برادرش را از مسوولیت اطلاعات عراق برکنار نمود و علت آن این بود که بارزان تکریتی که برادر صدام بود، با مسئله ی ادامه ی جنگ مخالفت نمود و بر سر این مسئله بین این دو برادر اختلاف افتاد و نتیجه اش هم برکناری وی از این مسوولیت شد.
بارزان می گفت این جنگ بر اقتصاد و بر سیاست و به طور کلی بر همه چیز ما لطمه می زند و ما نباید این قدر لجباز باشیم و اگر دستوری به ما دادند و در اجرای آن خود را آزمودیم که خارج از توان ماست و موفق به اجرای آن نیستیم، باید یک قدر کوتاه بیاییم و از طرفی بعضی از کشورهای عربی هم این خط فکری را تأیید می کردند.(با شناختی که از انقلاب اسلامی ایران و مردم و حرکات توده های محروم و مسلمان سراغ داشتند) می گفتند عراق نباید زیادی در جنگ با ایران شرکت بکند؛ چرا که این جنگ با این شیوه ی دفاعی ایران باعث فلج شدن همه چیز عراق می شود، همین طور که در حال حاضر فلج شده است که خود صدام هم در تحلیل ها و صحبت هایش به این امر اقرار دارد. از طرفی هم صدای بازرگانان آن کشور در آمده است و بازاری ها هم همین طور! شرکت های خارجی همه سر و صدایشان بلند شده است و اعتراض دارند. صدام هم با این جمله:« آقا جنگ است و چهار سال جنگ شوخی نیست»، بر ضعف و نارسایی های موجوددر کشورش اعتراف نمود. این مسائل بود که دست به دست هم داد و موجب برکناری برادر صدام شد و همین برکنار نمودن صدها مخالف است که باعث مقاومت حکومت بعث شده است. تا کسی صدایش درآید و نوای مخالفت سر دهد، برکنار و سرنگون می شود. اگر تازگی ها روزنامه خوانده باشید، نوشته اند که صدام به قول سیاستمداران خودش دست به یک سری کارهای ناشایستی زده است، از آن جمله: عوض کردن فرمانده ی ارتش و جابه جا کردن بی موقع دو سه نفر از مسئولین آن. می دانیدن انگیزه و دلیل این تعویض و جابه جایی چیست؟ به آن دلیل است که صدام حس کرده با بودن این افراد در این پست ها آن جناح تقویت و حزب بعث رو به ضعف می رود که آمد فرمانده ی ارتش عراق را عوض کرد و از رده های پایین که وابسته به حزب بعث بودند، آورد بالا و جانشین این ها گردانید، تا مقاومت و بقای خویش را تقویت نماید و افراد رده بالایی را که مورد سوء ظن می باشند، برکنار کرد.
با این افراد و سربازان عراقی که اسیر می شوند، وقتی صحبت می شود از جنگ چنان تحلیل جالبی می کنند و در رابطه با مسائل عربیت و عجمیت و تجاوز عجم و عرب و این که ایرانی ها می خواهند به حقوق عرب تجاوز کنند و اعراب را از بین ببرند، تحلیل هایی دارند.
دولت و حکومت عراق افرادش را این چنین توجیه کرده است تا آنها را به صحنه ی نبرد بکشاند، این از تشکیلات کل عراق اما مسئله ی خفقان حاکم در کشور عراق و از طرفی هم مثل جنبیدن ملت محروم آن کشور. اینها این حرکات و این آثار را از محرومان ملت ایران تجربه نکردند و هنوز در ذلت و خواری به سر می برند. آخر تا کی باید این طور باشد؟ تاکی؟ اگر این ها مثل امت حزب الله ایران که چه در قبل از انقلاب و چه در دوران انقلاب و چه بعد از انقلاب رهبران خودشان را حفظ و حمایت می کردند، می آمدند مثل ملت ایران رهبر خودشان را پشتیبانی می کردند، چه آن زمانی که رهبر در زندان طاغوت بود و چه در زمان تبعید امام به ترکیه، که ملت با ایثار و فداکاری و مقاومت در مقابل حکومت جبار شاهنشاهی با دادن خون و قبول زندان از پا نیفتاد، این سرنوشت اوست. اما این ها(ملت عراق) این را نکردند، ضعیف جنبیدند و موفق نشدند و بعثیون بر آنها فائق آمدند و همین مسئله باعث ضعف مدام و نداشتن قدرت انقلاب و قیام آنهاست و ما هم نباید از آنها انتظار انقلاب و قیام داشته باشیم؛ زیرا ظالم بر آنها مسلط است و ما باید به کمک آنها برویم و آنها هستند که به ما امیدوارند و از ما انتظار حرکت به موقع و سرانجام سرنگونی صدام و حزب بعث را دارند.
البته برخی از مسوولین آنها(که در ایران هستند) و هر جا مسئله و مشکلی پیش می آید، فوراً به خدمت امام می رسند و عرض می کنند: آقا ما گرفتاری مان این است و این مشکل برایمان پیدا شده است و این هم نیرو، این هم برنامه ی ماست، که امام هم رهنمودهای لازم را در زمینه های موجود می دهند که: بروید مردمتان را ارشاد کنید، بروید آنها را آگاه کنید، بروید از درس و حماسه های این ملت(ملت ایران) برای آنها بازگویی کنید. بگویید که این حماسه ها را سرمشق زندگی خود قرار دهند و حرکت کنند. خوب، الحمد الله آن تعدادی که از عراق فرار کرده اند و به این جا آمده و سازمان پیدا کرده اند و مشغول گذرانیدن آموزش ها و مانورهای لازم هستند تا ان شاء الله در یک چنین تجمعاتی در آینده ی نزدیک حرکات و مقاومت های لازم را برای آزاد سازی ملت مسلمان عراق انجام دهند.
ولی نباید از برادران انتظارات زیادی داشته باشیم، اما این حرکت و این انقلاب باعث شده است که مسلمانان دنیا علاوه بر مسلمانان عراق در انتظار بنشینند.
همان ملل کشورهای عرب هم از خود ضعف نشان دادند. دیگر زیاد وارد جزئیات نمی شویم. شاید مشکلاتی هم غیر از این مسائل داشته باشند، اما به هر حال مستضعفین جهان نتوانسته اند از این ملت و این انقلاب سرمشق بگیرند و جلوی حکام و سلاطین جور بایستند. در حالی که خود بر ظالم بودن حکام حاکمه بر کشورهای خویش اقرار دارند، که حکام دست کمی از حکومت شاهنشاهی در کشور ما ندارند؛ مثلا در مصر با آن عظمت که بر همه سیستم کاری آن آمریکا حاکم است و آن عنصر فاسد و آن نامبارکی که در رأس کار است، در کلاس های آمریکایی صهیونیستی دوره های لازم را گذرانیده و حکومت را در دست گرفته است، با این وجود باز می بینیم که هر روز یا هر چند روز یک بار و هر چند مدتی یک مرتبه در سازمان های نظامی شان تغییراتی رخ می دهد و رادیوشان اعلام می کند:200 یا 500 نفر از انقلابیون را دارند محاکمه می کنند، که این ها حقایقی است که در ممالک اسلامی جاری است. مخصوصا در بین ملل مسلمان کشورهای عرب، مصر، که این امر حکایت از فعالیت ها و کار کردن ملل مسلمان دارد، اما کارشان محدود است، گسترده نیست و نتوانسته اند به آن صورت موفق باشند، اما ناامید نیستند. با هر کدام از این افراد مسلمان که برای بازدید به این کشور می آیند صحبت می کنیم، می بینیم خیلی مسئله و خیلی درد دل دارند و مسائل شان را این قدر سوزناک و دردناک مطرح می کنند و پس از طرح مطالب و مسائل شان سؤال می کنند: شمایی که خودتان را از چنگال شیاطین و حکام جور نجات دادید، پس کی می خواهید بیایید و ما را نجات بدهید؟ این نیست که تنها شما برادران عزیز، انقلابی و با انقلاب اسلامی باشید. وقتی مسئله ی بررسی کردن را مطرح می کنیم، آیا منظور این است که تنها ما خودمان هستیم، آیا این ملت و این کشور تنهاست که با این رهبر کار می کند یا ملل دیگری هم غیر مستقیم با ما هستند؟
در عمل می بینیم بله، با ما هستند. در نشریه های روز می خوانیم: از کشور کویت مقدار قابل توجهی جواهرات و دارو برای رزمندگان اسلام ارسال شد و کشتی کشتی دارو و کمک های مردمی برای رزمندگان ما می آید. از کشور همسایه، سوریه که هنوز هم که هنوز است کمک هایشان در داخل لشگر مشهود و موجود می باشد. زمان رفتن برخی از برادران به کشور سوریه این خواهران مسلمان عراقی که از آن جا اخراج شده اند، در داخل سوریه و خود ملت مسلمان سوریه کمک هایی کردند که بسیار قابل توجه است و این ملت مسلمان لبنان که واقعا سخت امیدوارند و حرکات شما را لحظه شماری می کنند، این ها هر چی داشتند از جواهرات و پول و غیره همه را در اختیار برادران عزیز مسوول که به آن جا رفته بودند، گذاشتند تا به رزمندگان برسانند. با وجود این همه فشار و کنترل که روی مردم این کشورهاست، باز غیر مستقیم به ما کمک می کنند.
پس ما باید بدانیم که در به دوش کشیدن این بار مسوولیت تنها نیستیم و دیگران هم در یاری و مساعدت ما کوشا هستند. اما مسوولیت سنگین بر دوش ماست، اگر ان شاء الله به حول و قوه ی الله برای نابودی حکام بعثی عراق و دفع کامل متجاوز وارد کشور عراق شدیم، بسیاری از مشکلاتمان حل می شود؛ یعنی همین مسلمانان عراق که الان زیر فشار بعث هستند، در به دوش کشیدن این بار سنگین با ما به طور مستقیم شریک می شوند که ان شاء الله با همین توده ی مستضعف عراق به سوی هدف نهایی مان حرکت می کنیم و به سوی قدس عزیز پیش می رویم.
پس این مشکلات را باید تحمل کنیم تا به پیروزی کامل برسیم. وقتی که وارد کربلا شویم، بارمان سبک می شود. آنها هم کمک می کنند، قوی می شویم، البته که الان هم قوی هستیم، الان هم جمهوری اسلامی در دنیا به عنوان یک ابرقدرت مطرح است. این نیست که شما یک وقتی فکر کنید که با کمبود وسیله مواجه هستید یا با کمبود نیرو؛ چرا که شیاطین می دانند که عراقی ها از نظر تجهیزات و امکانات از ما قوی تر هستند و از نظر موشک ها، هواپیماها و دیگر تجهیزات عراق و حمایت ابرجنایتکاران از صدام.
در عملیات افتخارآفرین خیبر صدام نهایت زورش را و نهایت تکنیک و تجهیزاتش را به کار برد، از بمب شیمیایی هم استفاده کرد، اما دیدید که چه به سرش آمد و علنا هم اعلام کرد که هر وسیله ای به دستش برسد، علیه ما استفاده می کند و چنین هم کرد و حرفش را به مرحله اجرا و عمل کشید. اما با این همه قدرت و تجهیزات هوایی، زمینی و دریایی از سوی ابرجنکایتکاران نتوانست حدود دویست کیلومتر جزایر مجنون را پس بگیرد، علت چیست؟ مسئله کدام است؟ اگر حساب، حساب مادی باشد، این ها حساب آن را کردند، اما نتوانستند موفق بشوند. نه حساب کامپیوتری و نه حساب مادی، همه از بین رفتنی است و از بین هم رفته است و این ها دیگر طرد شده اند و رویشان خط قرمز کشیده شده است.
حساب، حساب معنویت است، حساب، حساب قدرت الهی است. الان تمام ابرقدرت های جنایتکار دنیا روی مسئله ی جمهوری اسلامی بسیج شده اند و تحلیل و تجهیز می کنند، نه روی تجهیزات و نه روی نیرو و نه روی هواپیما و تانک و غیره، این ها برای آنها هیچ است و آنها اطلاعات کامل دارند و می دانند، از وضعیت ما باخبر هستند. می دانند که ما چه وضعی داریم، این نیست که ما بخواهیم پرده پوشی کنیم، سازمان های اطلاعاتی آنها از همه چیز ما باخبرند، پس روی چه چیز ما حساب می کنند؟ بدانید همه ی حساب ها، روی روحیه ی ماست. می گویند این نیروها و این تیپ ها و لشگرها دو ماه، سه ماه، چهارماه، پنج ماه با یک پیام از همه چیز چشم پوشیده و در این هوای نامساعد و این وضعیت غیر قابل تحمل در این هوای داغ و آفتاب سوزان و گرد و خاک از همه چیز خود گذشته، به میادین جنگ آمده اند، این برای آنها مسئله است، در این مانده اند، این برای آنها غیر قابل حل است.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین