جنگی که امریکا به کشور ما تحمیل کرد

کد خبر: ۲۰۵۰۵۰
تاریخ انتشار: ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۳ - 23April 2013

حمام خون و کشتارهاى میلیونى آن هم بیش از یکبار. بزرگترین، دردناکترین و فاجعه‌آمیزترین خصومت دشمنان ما به راه انداختن جنگ تحمیلى بود. تحریک حس جاه‌طلبى یک همسایه، تشویق او به حمله و دلگرم کردن او به پشتیبانى و کمک. امروز دیگر پس از گذشت هفت سال همه به روشنى مى‌توانند یقیین کنند که حمله‌ى ارتش عراق در 31 شهریور 59 - یعنى 19 ماه پس از تشکیل جمهورى اسلامى - که با ده لشگر و صدها فروند جنگنده از زمین و هوا و دریا انجام شد، بجز توسعه‌طلبى و انضمام بخشى از ایران به عراق چیزى که بارها در کتب و مطبوعات عراقى یا غیر عراقى جیره‌خوار به آن تصریح شده، شکست انقلاب و سرنگونى جمهورى اسلامى را هم هدف گرفته بوده است.

آنها بارها هر دو هدف را به صراحت گفته و خود را افشاکرده‌اند. نتایج بزرگى که عراق از این پیروزى - از پیروزى این حمله - مى‌توانست به دست آورد، غیر از تثبیت وضع داخلى‌اش ظهور در صحنه‌ى منطقه و حتى در عرصه‌ى عربى به عنوان یک قدرت فائقه بود، و این براى بى سر و پایان حاکم بر عراق چیز زیادى است؛ و نیز دستیابى به مرز قابل توجهى در حوزه‌ى بسیار مهم خلیج‌فارس. با این پیروزى که ناگریز مى‌باید شکست ایران و تجزیه‌ى آن و سقوط نظام جمهورى اسلامى را همراه داشته باشد، قدرتهاى سلطه‌اندیش نیز به هدف بزرگى مى‌رسیدند. حذف نظامى که با ظهور خود معادلات سیاسى اقتصادى منطقه را عوض کرده، و دست استکبار - مخصوصاً امریکا - را از کشور بزرگ ایران کوتاه کرده بود. براى امریکا و بعضى دیگر در صورت شکست ما آب رفته به جوى برمى‌گشت، و همان داستان همیشگى نفوذ اقتصادى و سیاسى و غیرو تکرار مى‌شد. ما اول غافلگیر شدیم، این را اعتراف مى‌کنیم. سرگرمى به مسائل بى‌شمار انقلاب در داخل کشور و عدم تجربه‌ى کافى آن را بر ما تحمیل کرد؛ ولى ویژگیهاى انقلاب به دادمان رسید.

ظرف چند ماه مردم و نیروهاى مسلح با حضور و تلاش معجزه‌آساى خود حماسه‌ى بزرگى آفریدند، و بخش مهمى از سرزمین‌هاى مغصوب آزاد شد، ولى فاجعه‌اى که در این مدت اتفاق افتاده بود حقیقتاً غیر قابل وصف است. چه شهرهاى آبادى همچون خرمشهر، آبادان، هویزه، قصرشیرین که با خاک یکسان شد، و تنها شهر دزفول مورد اصابت یکصدوهفتادوسه موشک زمین به زمین قرار گرفت. چه روستاهاى آبادى که از آن حتى دیوار نیمه خرابى برجاى نماند؛ چه کارخانه‌هایى که به آهن پاره‌اى تبدیل گشت، و چه مزارعى که در آن نشانى از آبادى نماند، و چه آثار گرانبهاى فرهنگى که مورد آسیب قرار گرفت و از همه عزیزتر چه جانهاى گرامى و انسانهاى بى‌گناه که به قتل رسیدند.

ارتکاب جنایات جنگى از حمله‌ى وحشیانه به مناطق مسکونى غیرنظامى تا کشتار بى‌رحمانه‌ى هزاران کودک و زن بى‌دفاع و به اسارت گرفتن مسافران عادى در جاده‌هاى اشغالى در هفته‌هاى اول جنگ و زیر پا گذاشتن تعهدات و مقررات بین‌المللى و به کارگیرى حجم گسترده‌اى از سلاحهاى شیمیائى و بمباران کشتیهاى تجارى، هواپیماهاى غیرنظامى و مسافربرى، قطارهاى مسافران عادى، از جمله‌ى کارهاى همیشگى و شناخته شده‌ى عراق در طول این جنگ است. ملت ایران در اولین وهله‌اى که  پس از تلاشهاى آغازین جنگ توانست حوادث را مورد تدبّر و جمعبندى قرار دهد، به حقیقتى تلخ دست یافت؛ و آن این‌که بنیان امنیتى که با اعتماد بر قول و قرار عنصرى متجاوز و آتش‌افروز نهاده شده باشد، بسى سست و بى‌اعتبار است؛ و اعتماد به چنین امنیتى ساده‌لوحانه و غیرمنطقى است.

رئیس رژیم عراق صریحاً اعلام مى‌کرد که قرارداد قبلى‌اش با دولت ایران در سال 1975 معروف به قرارداد الجزائر، چون در هنگام ضعف عراق بوده اکنون لازم الاجرا نیست؛ قرارداد را پاره کرد و پس از روزهاى معدودى حمله را آغاز نمود. این براى ملت ما درسى تلخ و آموزنده بود. از آن لحظه ملت بیدار و انقلابى ما تصمیم خود را گرفت و هدفهاى خود را مشخص کرد.

این هدف تنها باز پس گرفتن زمینهاى اشغالى یا گرفتن غرامت جنگى نبود - هر چند که این هر دو حق مسلم ملت ایران بود و هر چند که بسى خسارتها قابل جبران نبود - بلکه هدف مهمتر تنبیه متجاوز و برچیدن بساط تجاوز بود. با طرح مسأله‌ى تنبیه متجاوز ما نه فقط تکیه‌گاه مطمئنى براى امنیت ملى خود جستجو مى‌کردیم، بلکه این براى همه‌ى منطقه متضمن امنیت و ثبات بود و هست. اگر یکبار متجاوزى به دلیل تجاوز از سوى خانواده‌ى بین‌المللى مجازات شود، مى‌توان مطمئن شد که دست‌کم تا سالیانى این انگیزه - که همواره در عناصر شریر و فرصت‌طلب قابل جستجو است - فرو خواهد نشست؛ و منطقه و یا شاید جهان مصیبتهاى یک جنگ متجاوزانه و بى‌دلیل را تحمل نخواهد کرد. دادگاه نورنبرگ توانسته است بیش از چهل سال صلح و امنیت اروپاى جنگ‌خیز را تضمین کند. چرا نباید از آن تجربه استفاده کرد؟ قدرتهاى بزرگ حتى در هنگامى که هزاران کیلومتر مربع از خاک ما در زیر چکمه‌هاى اشغالگران متجاوز بود، با استفاده از ابزار فوق‌العاده نیرومند تبلیغات ما را زیر فشار قرار بدهد.

این بدان معنا بود که ما بخشى از وجود خود را، بخشى از شرف خود را در زیر دست و پاى دشمن رها کنیم و به امید بازگرداندن آن به دریوزگى این یا آن کمیته‌ى بین‌المللى برویم. براى یک ملت بزرگ و پرافتخار انقلابى هیچ اهانتى از این بالاتر نیست. بیهوشترین انسانهاى عالم هم براى رد چنین پیشنهاد ظالمانه‌اى سرگذشت غم‌انگیز و خونبار ملت فلسطین را به عنوان دلیلى بزرگ و زنده در پیش روى خود دارند. اگر آتش‌بس‌هاى تحمیلى و وعده‌هاى فریبنده و پوچ توانسته است ملت فلسطین را به حق واضح و مسلم خود برساند، هر ملت دیگر را هم خواهد رساند.

ما امروز هم - که بیشترین بخش از سرزمینهاى اشغالى را با مجاهدت قهرمانانه‌ى ملت خود و با نثار هزاران جان عزیز آزاد کرده‌ایم، و البته هنوز بخشهایى از آن جمله نفت شهر در تصرف ارتش متجاوز است - مهمترین هدف خود را تنبیه متجاوز مى‌شماریم. و امروز با نگاه به سرمایه‌ى عظیم و غیرقابل جبرانى که جنگ تحمیلى از ما گرفته، بیش از همیشه به آن اهمیت مى‌دهیم؛ و هر دستاورد دیگرى را بدون آن براى ملت خود خسارت مى‌دانیم. ما که بار سنگین جنگ تحمیلى هفت ساله‌اى را بر دوش داریم از هر کسى به صلح تشنه‌تریم. اما صلح را، صلح پایدار را فقط در سایه‌ى مجازات تجاوزگرى که گناه تجاوز را با گناهان فراوان دیگر در جنگ همراه کرده، قابل دسترسى مى‌دانیم و بس. امروز نیز مانند سال 1975 عراق در موضع ضعف است، و این را همه‌ى دنیا مى‌داند. صلحى که امروز از سوى آن رژیم قبول شود چند سال بعد، آنگاه که وى به خود گمان قدرت ببرد در یک لحظه دود خواهد شد، و منطقه را دوباره آتش جنگ فرا خواهد گرفت. تنها تضمین براى آینده آن است که متجاوز مجازات شود.

صلح بى‌شک کلمه‌اى زیبا و جذاب است؛ تا آن حد که آتش‌افروزان بزرگ بین‌المللى و پدید آورندگان سلاحهاى جهان‌سوز نیز بدان علاقه نشان مى‌دهند، و ریاکارانه از آن دم مى‌زنند. اما به نظر ما عدالت - واژه‌اى که زورمندان و متجاوزان همواره با ترس و احتیاط بدان مى‌نگرند - از صلح بالاتر و مهمتر است. اى بسا مظلومانى که زندگى را و رفاه را و صلح را به خاطر رسیدن به عدالت فدا کرده‌اند، اینها همواره قهرمان شناخته شده‌اند. شهرهاى اروپا هنوز به مقاومت خود در برابر تجاوز هیتلرى افتخار مى‌کنند، و لیننگراد هنوز به خودسوزى‌اش که ارتش ناپلئون را ناکام و مبهوط کرد و به مقاومت چهار ساله‌اش در محاصره‌ى مهاجمین نازى به خود مى‌بالد. سازمان ملل بخصوص بنا بر اولین ماده‌ى منشور خود موظف به تأمین عدالت در شکل ویژه‌اش - یعنى مقابله‌ى با متجاوز - است. ما همین را از دنیا و از سازمان ملل مى‌طلبیم.

قدرتهاى بزرگ ریاکارانه این جنگ را - که بر ما تحمیل شده - بى‌معنا مى‌نامند و این در حالى است که خود همواره از آغازگر متجاوز آن حمایت نظامى، سیاسى و اقتصادى کرده‌اند. شک نیست که به راه انداختن چنین جنگى همواره بى‌معناست، ولى آنان تا وقتى هنوز متجاوز از دست یافتن به هدفهاى شومش مأیوس نشده بود چنین تعبیرى نمى‌کردند. اما امروز این جنگ براى ملت ما داراى معنایى بسیار مهم است. کوشش مجاهدت‌آمیز و فداکارانه براى سوزاندن ریشه‌ى تجاوز و اثبات این‌که یک ملت قادر است که على‌رغم خواست قدرتهاى بزرگ از انقلاب و ثبات و شرف خود دفاع کند. ملت ما با فداکارى و ایثار خود در حال شکستن و ابطال معادله‌اى است که همیشه مشوق تجاوز و جنگ بوده است، و آن معادله این است که تکیه بر سلاح پیشرفته و تکیه بر حمایت قدرتها تضمین کننده‌ى موفقیت است. ملت ایران در مدت این هفت سال پاسخ به سؤال بزرگى را جستجو کرده است.

من مایلم از این تریبون آن سؤال را مطرح کنم. سؤال این است، که چرا دولتهایى که به روشنى و قاطعیت دانسته‌اند که رژیم عراق برافروزنده آتش جنگ و اقدام کننده‌ى به تجاوز است - و کم نیستند کسانى که این حقیقت را مى‌دانند - چرا در مقابل این جرم بزرگ و گناه بین‌المللى سکوت کرده‌اند؟ و چرا رسانه‌هاى گروهى عالم مسؤولیت عظیم خود در برابر وجدان بشریت و استیضاح تاریخ را در این مورد به فراموشى سپرده‌اند؟ ممکن است آشنایى به وضع رابطه‌ى سیاسى در دنیاى امروز و هندسه‌ى معیوبى که سلطه‌ى قدرتهاى بزرگ در روابط جهانى به وجود آورده کلید حل این معما باشد، و این از نظر ملت ما پوشیده نیست.

اما سؤالى که هیچ پاسخ قانع کننده‌اى براى آن نمى‌توان یافت این است که چرا شوراى امنیت سازمان ملل، ارگانى که اساساً براى مقابله با تجاوز و تأمین امنیت بین‌المللى به وجود آمده، در قبال این تجاوز به کلى وظیفه‌ى خود را از یاد برد و حتى ضد آن عمل کرد؟ خوب است همه بدانند که شوراى امنیت در شروع حمله‌ى عراق - که در جبهه‌اى به عرض هزار کیلومتر واقع شد - هیچ عکس‌العملى نشان نداد. ارتش عراق ظرف یک هفته مرزهاى بین‌المللى را درنوردید، و در برخى از نقاط تا عمق هفتاد،هشتاد و نود کیلومتر پیش رفت، و در آن مستقر شد، و چنانکه برخى از سران عراق گفتند، با این نیت که هرگز از آن خارج نخواهد شد. تنها پس از این بود که اولین قطعنامه‌ى شوراى امنیت صادر شد. 28 سپتامبر، 1980. این قطعنامه نه به تجاوز اشاره کرد، نه به اشغال و نه بازگشت به مرزهاى بین‌المللى را لازم شمرد؛ بلکه به جاى این همه با کمال تعجب طرفین را به عدم توسل بیشتر به زور دعوت کرد. این عبارت در حقیقت از آنچه تا آن روز توسط قواى قهریه‌ى عراق تصرف شده بود چشم‌پوشى مى‌کرد، و فقط از او مى‌خواست بیش از آن پیشروى نکند، و از ایران نیز مى‌خواست که از جنگ براى عقب راندن متجاوز خوددارى کند.

این اولین اقدام شوراى امنیت بود، که در آن وظائف اصلى شورا - یعنى نگاهبانى از صلح و امنیت بین‌المللى به شکل زشت و تأسف‌انگیزى - بوسیله‌ى خود آن شورا پایمال مى‌شد. پس از آن شوراى امنیت را سکوتى مرگبار فرا گرفت، و تا آزادى خرمشهر - عملیاتى که در آن ستون فقرات نیروهاى اشغالگر شکست، و هزاران نفر از آنان به وضع ذلت‌بارى اسیر شدند - جنگ خونین و مستمرى را که خبرهاى آن در صدر اخبار جهان بود فراموش کرد. در این مدت قهرمانى‌هاى ملت ما و شکل‌گیرى نیروهاى رزمنده‌ى ما، سر بر آوردن یک نیروهاى جوان، انقلابى و تعیین کننده را در منطقه خبر مى‌داد، و قدرتهاى جهانى را از دست یافتن به هدفهاى شومى که در حمله‌ى عراق به ایران جستجو مى‌کردند به کلى مأیوس ساخت. این بود که بار دیگر شوراى امنیت به یاد جنگ ایران و عراق افتاد. چند هفته پس از فتح خرمشهر دومین قطعنامه‌ى شورا صادر شد؛ 12 ژوئیه، 1982. این قطعنامه بازگشت به مرزهاى بین‌المللى را درخواست مى‌کرد. یعنى چیزى که بخش اعظم آن با فداکارى ملت ما و با شجاعت بى‌نظیر رزمندگان ما خود حاصل شده بود. در این قطعنامه نیز نه سخنى از تجاوز، نه نامى از متجاوز، نه یادى از خسارتها و چاره‌اى براى جبران آن و نه بالأخره تضمینى براى امنیت و ثبات حقیقى و تنبیهى براى عامل ناامنى وجود نداشت. بار دیگر ما خود را در تلاش براى احقاق حق خود تنها یافتیم. تا امروز شوراى امنیت همواره در مورد جنگى که بر ما تحمیل شده با همین روش موضع گرفته است.

ابتکارات مستقل دبیرکل مى‌رفت تا راه‌گشا شود، و سازمان ملل را در وصول به هدفهاى خود کمک کند، ولى از این امکان بهره‌اى گرفته نشد. من در این‌جا لازم مى‌دانم خوشنودى خودمان را از تلاشهاى ایشان ابراز دارم؛ و همچنین از نخست‌وزیر فقید سوئد آقاى اولاف پالمه - که در سمت نمایندگى دبیرکل تلاشهاى دلسوزانه‌اى کرد - به نیکى یاد کنم. سفر دبیرکل به تهران و مذاکرات سودمندى که پیرامون قطعنامه‌ى 598 انجام شد نیز گام دیگرى در این راه بود. ما آن مذاکرات را چنانکه گویا گزارش دبیرکل به شوراى امنیت نیز از آن حکایت مى‌کند واقع‌بینانه و راه‌گشا ارزیابى مى‌کنیم. با کمال تأسف احساس مى‌شود که برخى از اعضاى مؤثر شوراى امنیت مایلند این حقیقت را مکتوم بدارند. آنها همان کسانى هستند که از آغاز تلاش خود براى تصویب این قطعنامه را به انگیزه‌ى فشار بر جمهورى اسلامى جهت دادند.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین