سخنرانی شهید مهدی زین الدین در صبحگاه لشگر 17 علی بن ابیطالب-7/5/1363
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم ورحمه الله
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن صلواتک علیه وعلی ابائه فی هذه ساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلابرحمتک یا ارحم راحمین.
سلام برتوای رسول گرامی.
سلام برکعبه؛که امروز در نزدیکی ایام حج هستیم.
سلام بربیت المقدس ؛که قبله اول مسلمین و نقطه آمال و امتحان پیروزی اسلام براستکبارجهانی است.
سلام ازاین پایگاه لشگریان ظفرمند اسلام به کربلای امام حسین(ع). السلام علیک یا ابا عبدالله و علی ارواح التی حلت بفنائک علیکم منا جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم.
سلام برتو ای حسین؛که سلام برتو یعنی سلام بر همه شهدای اسلام. و سلام برتو و اصحابت، یعنی سالم بر همه آن کسانیکه درس شهادت را از تو آموختند. و به این فرمول هستی بخش انسانی لبیک گفته اند. و به پروردگارخویش رفتند.
در این صبح زود و دراین صبحگاه امروز- ازاینکه دراین صبحگاه مدتی برادران عزیز جمع شوند و نسبت به کارهائی که باید انجام بدهند نسبتا عقب می افتد- لازم بودکه مسائل را در رابطه با وضعیت عملیات و ادامه نبرد و جوابگوئی به بعضی ازسوالاتی که برادران عزیزداشته اند.ازگوشه و کنار یا به صورت کتبی یا به صورت حضوری می گفتند و ابهاماتی که در ذهن برادران عزیز بوجود آمده بود عرض کنم.
همین طورکه مستحضر هستید و اگر عزیزانی باشندکه درعملیاتهای گذشته هم شرکت کرده باشند و به این مناسبت - یعنی به مناسبت عملیات گذشته- من خدمتشون رسیده باشم و چند ساعتی درخلال ماموریتهای قبلی براشون صحبت کرده باشم مسائل و اشکالات و تدبیرات خودمون رو در رابطه با جنگ برای عزیزان بیان کردم.
حتی شاید به جرات بشه گفت که ما توانستیم پی ببریم که چراجنگ ما 4 سال به طول انجامیده و چرا زودتر پیروز نشدیم. و شاید هم بتونیم به این سوال که بالاخره چه زمانی پیروزی رو درجنگ بدست خواهیم آورد؟ و چرا تا حالا نتونستیم درجنگ خودمون با دشمن به پیروزی قطعی و نهائی و روشنی برسیم چیه؟ به روشنی جواب بدیم.
وقتی که گوشه و کنار در این پایگاه که مربوط به خود ما و خود شما می شه،آدم نگاه میکنه و در طول ایام روز یا شب، نیمه های شب، نیمه های روز،صبح زود، صبحگاها، همه مسائل برادران عزیز دقت و تدبیر درش میشه، و مجموعه صحبتهای این علمائی که درهمین محل صبحگاه حالا در بین الصلاتین یا به مناسبتهای دیگر میان صحبت می کنن روجمع می آوریم چند تا مطلب ظریف و دقیق هست که باید به اینها خیلی توجه کنیم.
اول شما که منتظرید، (یعنی اومدید اینجاکه بجنگید و منتظر هستیدکه چه زمانی دستورحمله فرا می رسدکه اون شوق و اشتیاق خدائی درخودتون به وجود اومده باشه) اصولا منتظر به کسی گفته می شه که آماده عملیات باشه. یعنی اون کسی که میگه من منتظرعملیات هستم، وقتی همین حالا سرصبحگاه اون مسائل که راجع به عملیات لازم بوده انجام داده- اگه اومدیم مثلا پرسیدیم- باید انجام داده بشه. یعنی همین الان متوجه شدیم انجام نشده معلومه که اون کسی که گفت من آماده هستم برای عملیات ممکنه آماده هم نبوده باشه فقط یک شعاری داده .
ماکه میگوئیم امروز در دنیا منتظر حضرت مهدی (عج)- امام زمان- هستیم باید واقعا منتظران واقعی حجه ابن الحسن باشیم.
وقتی که میبینیم که به این مسائل ریز، که واقعا به مسائل عبادی ازمسائل اصلی ماست درجنگ، ازمسائل اصلی رزمندگان اسلام در جبهه. یک رزمنده مسلمان بایدبه معنای واقعی ازلحاظ معنا کلمه منتظر را داشته باشه.
یعنی باید آماده کرده باشد خودش رو، از لحاظ روحی، از لحاظ اخلاقی و از لحاظ رزمی و جسمی.
نه تنها بایدجسمش آماده عملیات بوده باشد و تمرینات لازم و آموزشهای لازم در رابطه با تربیت جسم خودش دیده باشد، بلکه باید فنون نظامی و آموزشهای لازم را که مختص همون عملیات هست یا مختص هر نوع عملیاتی است، فرا بگیرد؛ چه اون آموزش عمومی که مربوط به هرعملیاتی می باشد، و چه اون آموزشی خاصی که مربوط به اول نوع خاص عملیات می شه. همه را باید فرا بگیره.
چه اون آمادگی روحی و چه اون تقویتی که برای اخلاق و نفس خودش باید فراهم کرده باشه. آمادگی رفتن به سوی خداوند. آمادگی اینکه تمام ناخالصیهاش از بدنش جدا کرده باشه و به سوی خدا حرکت کنه.
ای انسانی که دراین پایگاه بزرگ که پایگاه شهادت هست قدم گذاشتی مگر نه به اینکه به نیت شهادت پای دراین محل نهادید. ای وای بر کسانیکه به نیتی غیر از شهادت، پای در این صحنه ها گذاشته اند. و اما شمائیکه به نیت شهادت در اینجا آمده اید، آیا اخلاق خودتون رو، روح خودتون رو برای رسیدن به این سعادت و فوز ابدی آماده کرده اید؟ آیا با حسین (ع) سرور شهیدان؛ میثاق تعهد و اخلاق بسته اید؟ آیا این آمادگی را دارید که در صحنه های پیکار با دشمن چون امام حسین (ع) و اصحابش بجنگید؟
و اگر در روزهای جنگ، جنگ سخت شد، جنگ سخت شد. اون چنان سخت که هیچگونه آب و مهمات و غذا و این چیزها به ما برای مدتی به ما نرسید. نرسید. پیش می آید تو جنگ.
چگونه شدکه امام حسین (ع) درتمام تاریخ دنیا مطرح شد. و امروزه درس آزادگی را همه از او می اموزند. و درس ایستادگی. و درس پیروزی. و سالارشهداست. چرا؟ مگرعلی (ع) مگر امامان دیگر ما یک همچین مشخصاتی را نداشتندکه امام حسین (ع) به عنوان سرور شهیدان مطرح می شه. بله اونها هم داشتند اما درصحنه گاه، در معرکه نبرد اون کسانیکه پایدارتر ومقاومتر و صحنه ای بدتر از همه درطول تاریخ بشریت براش پیش اومد، امام حسین(ع) بود. اونهائی بودندکه سه روز بدون آب جنگیدند و دم فروبستند برای خدا. و نگفتندچون آب نیست تسلیم دشمن میشیم، و چون آب به ما نرسیده جبهه را ترک می کنیم. به این علت به عنوان چهره ای برتردرطول تاریخ. مقاومت درمقابل همه چیز. مقاومت درمقابل دشمن با افراد قلیلی نزدیک به صد نفر در مقابل هزاران نفر از نیرو های دشمن که مجهز بودند. سواره بودند و به انواع سلاحهای نظامی تجهیزشده بودند. اون رعبی که وقتی هزاران نفر از نیروهای دشمن درمقابل کمتر از صد نفر قرار میگیرند- اون تعدادی که کمتراز صد نفرند اصلا رعب میگیره اونها رو-چه جنگی؟ مگرنبوده تدبیر اون موقع؟
کسی ممکنه سوال بکنه: چه جوری آخه صد نفردرمقابل سی هزار نفر؟این چه جنگ نابرابریست؟ واین چه کسی است که شمشیرش رو بتونه در بیاره از نیام و بجنگه باسی هزارنفر؟ این در چه مقوله ای از دنیا و با چه تدبیری و با چه اصول جنگی در دنیا می خونه؟
اما اون موقع که اسلام نیاز به شهامت و شهادت داره این تدبیر بزرگ. تدبیرایستادگی ومقاومت درمقابل هرگونه پلیدی. پلیدیهای نفسانی و پلیدی سلاطین جور.
یکی ازعواملی که طولانی شدن جنگ رو به همراه میاره عدم مقاومت.
ما در قرآن هرجاکه میبینیم راجع به جنگ صحبت شده و راجع به نیروهای رزمنده اسلام صحبت شده، درس مقاومت رو به ما داده. همین امروز صبح که قرآن رو می خوندم- توجه حتما کردین- می فرمودند خداوند: که ای مردم- ایها الناس- من شما روآزمایش میکنم از ترس گرسنگی، از قلت نیرو. در همه موارد من شما رو آزمایش میکنم((من الخوف و الجوع و النفس من الماره و النفس و الثمرات)) با کمی مال وبا کمی نفرات، درصحنه های پیکار.یعنی چی یعنی؛ یه جائی گیر می افتیم دست دشمن. مقاومت بایدانجام بدهید، آب بهت نمی رسه ،گرسنگی باید بکشی.
خدامیگه من شما رو امتحان می کنم. این خدائیست که پیامبرش رو امتحان کرد این خداوندیست که این فشار رو بر پیامبر و بر علی و بر امام حسین(ع) آورد.آیا ماچه کسانی هستیم؟ آیاما خود رو یاری مقابله و یاری مقایسه با این بزرگان داشتیم ؟
تمام خلقت دنیا، تمام هستی ،تمام هستی از روز اول تا روز آخر فقط به خاطر یک نفرآفریده شده و اون هم وجود مقدس حضرت محمد(ص).
ببینید خداوند فقط برای وجود مقدس رسول گرامی ما خلقت رو ایجاد فرموده. اون می خواسته در دنیا بشری رو چون ایشون به عرضه بگذارد و به دنیا بفهمونه و قدرخودشون رو نشون بده .و بگه که درمقابل هرکاری که در دنیا ممکنه این بشر قادره که بایسته.
تو بشری هستی که پیامبر بود. هیچ فرقی نیست مگر- به خودم عرض می کنم - اگرمن خودم رو آماده کنم و اگر تو خودت رو آماده کنی شرایط به علی رسیدن و به پیامبر رسیدن بسیار فراهمه.
ما درصحنه های تاریخ خداوند برای ماگواهی قرار میده. خدا خودش میفرماید درسوره والعادیات، آیات آخر،که از بین شما گواهان انتخاب میکنم.
من جنگ رو سخت می کنم بر شماها تا از بین شما گواهانی رو به عنوان الگو ((ویتخذ منکم الشهداء)) میگه انتخاب میکنم از بین شما شهدا ، منظور به عنوان گواهان است.
امروز ما در طول تاریخ نبردمون ازآغاز انقلاب تاکنون گواهی بزرگ وخوب در دست ما هست. می شناسیمش. اونم امام امت است، که درتمام صحنه های پیکار به عنوان یک گواه خوب برای ما وجود داشته. همون موقعی که دشمن به ما حمله کرد و همه درفکراین بودندکه چه کنیم؟ آیادشمن تاکجا میاد. امام با طمانینه خاطر-که این طمانینه خاطرعبارت ازاون ایمان واعتقاد، راسخیتش به خداوند تبارک وتعالی هست- اصلا نمی هراسید. و همون موقع می گفت: آنچنان سیلی به صدام خواهیم زد که درس بگیرند دیگران. و میگفت نهراسید. همون موقع که بعد از عملیات خیبر بود و ما با جمع فرماندههای لشگرها و قرارگاهها به خدمت امام رسیدیم – و با برادران فرماندهان ارتش سفری مشرف شدیم خدمت امام رضا(ع) بعد از اون خدمت امام امتمون رسیدیم- همزمان بود با موقعی که دشمن شروع کرده بود در خارک کشتیهای ما رو میزد. کشتی درخارک زدن، یعنی بستن اقتصاد ایران. شما میدونید سیستم و رژیم شاهنشاهی همه هدفش این بود که ما رو وابسته کرده بود به نفت. یعنی ما هیچی دیگه صادرات تو این مملکت نداریم. خیلی جزئی، یعنی شاید پول یه پیاز مملکت رو نتونیم بدیم. چیزی نداشتیم که ما. یه نفتی که فقط امورات اقتصادی رو میگردونه و این هم جزیره خارک. این هم شروع کرد دشمن با مجهزشدن به هواپیمای سوپراتاندار هدایت دار و موشکهای اگزوسه فرانسوی قادرشد که اینها روبزنه. حتی با هلیکوپتر میاد و این موشکها رو میزنه بروی کشتیها. و با هواپیماهای سوپراتاندار میاد و این موشکها رو میزنن توی خارک. موشکهای زمین به زمینش هم میتونه به خارک بزنه. که زده؛ زیاد هم زده. بعضا به بعضی ازتاسیسات خارک هم خورده و خساراتی را هم واردکرده. اما خوب با تلاش و پیگیری کارشناسان پیگیری شده و مثلا با کمتر از یک ماه درستش کردند. ولی همین مدت یک ماهی که مثلا یک قسمت از تاسیسات خارک ازبین میره، خیلی به ملت ما فشار میاره و خیلی به اقتصاد ما فشار میاره. ولی امام دراوج این بهبوحه و بد نام، خیلی راحت می فرمود: که از این هیاهوها نهراسید. میفرمود: عزیزان من قوی دل باشید. و از این تشرهای دشمن نترسید. این حاکی از اون عظمت و بزرگی روح این انسانه. و امروز به عنوان گواه و به عنوان شاهد درطول تاریخ همچون رهبری خدا به ما ارزانی داده. واین بزرگترین نعمته. اگرتمام نعمتهای دیگه رو ما دور بریزیم و به کنار بگذاریم و فقط همین یک نعمت رو خدا به ما داده باشه -که وجود مقدس امام عزیز است.- برای ما بس که هر شبانه روز به درگاه خداوند سجده کنیم.
و این رو خدا میخواد نشون بده انسان تو هم میتونی به این انسانی که امروزدرتاریخ معاصرخودتو هست – و تو اون به عنوان رهبر قبول داری. - به این مقام برسی و هم میتوانی به لجن.
انتخاب با توست. انتخابگر توئی. خداوند فطرتا برای تو میل به سوی کمال قرارداد.فطرتا برای ما میل به سوی خدا رفتن، میل به کمالات انسانی رسیدن رو قرار داد.ولی این اختیار رو هم که اگر خواستید دنبال هوای نفسانی برید، میتونید.تا اون درجه ای که از حیوان هم پست تر بشید.
یک مقایسه کوچک انسان و حیوان خیلی روشن میکنه، که انسان پست تر و موجودی بی چیزتر از انسانه، اگر در مقام مادیت بخواد. یعنی مقامیکه با حیوانیت. جانوری که جان داره و چکاری ازش برمیاد.
شما یک گوسفند رو مقایسه کنید با انسان. گوسفندی که علف می خوره. دیگه گوشتم نمیخوره، دیگه نمیدونم دسر نمیخوره، دیگه نمیدونم مشکلات آنچنانی هم نمیخواد، دیگه علف میخوره. این گوسفندی که کار به کار کسی نداره، مردم آزاری هم نمی کنه، چیز ی هم ازمال کسی برنمی داره. این حیوانی که آزاده، و کار به کسی هم نداره راه میره و فقط علف می خوره توی بیابون. اما از اون علف یه شیر پس میده به شما.از اون شیر بهترین چیزها رو تهیه میکنن .ازپوستش استفاده میشه و از گوشتش استفاده میشه .از همه ذره ذره وجود بدنش قابل استفاده است. حتی سرش و پاهاش همش رو استفاده میکنیم. اون موقعی که زنده است استفاده میده، و اون موقعی هم که میمیره استفاده میده به خلق خدا و موجودات دیگه. در بیابون باشه که حیوانات دیگه ازوجود مردش استفاده میکنن و اگرپیش انسان باشه که انسان استفاده میکنه. و اگر زنده باشه که ازاین شیرش وازآن امکاناتی که در اختیارش بهره میده.
اما یک انسان چه بهره میده، به جزاین که هی میخوره، و میخوابه. و بهره ای هم نداره.
یک زبان انسان اضافه داره، و یک عقل. قوه اختیار داره انسان. قوه اراده داره انسان. و با میزان عقلش حرکت میکنه فطرتا هم خداوند نهادش چیزی رو... .
واگر بخواهیم این رو ازبین ببریم اگربخوایم با انجام دادن هواهای نفسانی قوه عقل خودمون رو زیر پا بگذاریم. قوه اختیارمون رو زیر سوال ببریم کسی که دنبال گناه رفت اراده دیگه نداره. کسی که دنبال گناه رفت کسی که گناه کوچک هم انجام داد - ولی اصرار برگناه کوچک را انجام داد - اراده ترک گناه هم نداره.
من خیلی معذرت میخوام این حرف رو میزنم. به یک آدم سیگاری دقت بکنید؛ سیگار چیه که انسان میگه من نمی توانم ترکش بکنم؟ ببینید، چون گناه رو کوچک میدانه. میگه چیزی نیست سیگار. من که تریاک نمیکشم که، من که خدای ناکرده هروئین نمیکشم که، من یک سیگار میکشم. آخه چه خاصیتی این سیگار داره که پول بیت المال، اقتصاد مملکت رو دود میکنید ومیره رو هوا.
حالا بعضی درجواب من وقتی که صحبت میکردم راجع به سیگار، میگفتند: الان دولت ازپول سیگار استفاده میبره. برادران عزیز دولت یه همچین استفاده ای رو نخواست ازشما . این که بهونه است ولی نه اینکه گناه روکوچیک میدونه و اصرار بر این گناه میکنه اراده خودش رو از بین می بره.
ای انسانی که خداوند نعمت اراده به تو داده، تو با کشیدن یک سیگار ، دارای این نعمت الهی رو از بین میبری. ولی تو توجه به این مطب نداری. تو نمیخوای توجه داشته باشی. ولی این اراده توست. ولی تو با میل خودت ارادت رو زیر پات گذاشتی. تو با میل خودت عقلت رو له میکنی. تو با میل خودت هوس سیگار میکنی. این رو خدا در فطرت تو قرار نداده. چه اینکه بسیاری انسانها - یعنی اگه بخواهیم به نسبت هم حساب کنیم- نسبت بسیاری ازمردم سیگاری نیستند. بیشتر ازسیگاری هاند. خیلی بیشتر هستند، آنهائی که سیگاری نیستند.اصلا فطرتا اون موقعی که تو به دنیا اومدی، اون موقعی که داری به سوی خداحرکت میکنی نیازی به سیگار کشیدن نداری.
ولی من این مثال کوچک را زدم تا بفهمید زیر پا گذاشتن اراده و عقل چقدر راحته با یک سیگار کشیدن، امکانپذیر است .
حالا انسانی که زیر پاگذاشت عقل وفطرت خودش رو؛ من همین چند روز پیش درمحلی بودیم صحبت شد راجع به همین مطلب سیگار. برادرهای عزیز چون من با بعضی از برادرها صحبت میکنم، گفتند: مسئولین مملکت ما میکشند، مثلا میگفتند: آقای خامنه ای که رئیس جمهور ماست، سیگار میکشه. اگه عیب داره چرا میکشه؟ یاحتی سپاه. میدونستند مثلا برادرمون محسن رفیق دوست وزیر سپاه سیگار میکشه. زیاد هم میکشه. یا مثلا حاج آقا محلاتی که نماینده امام است سیگار میکشه. ببینید همه این ها سیگارشان را ترک کردند. مطمئن باشید. من این رو سوال کردم چون می دونستم که این مسئله مبتلا به رزمندگان اسلام است. سوال کردم. گفتم که این مسئله چی هست، گفتند نه. همچین چیزی نیست واینها هم ترک کردند.
یک شب این نقل از آقای محلاتی هست- نماینده امام درسپاه- فرمودند شبی خواب دیدم که به حضور امام امت رسیده بودم همین که با امام صحبت کردم اومدم دو کلمه صحبت کنم و یه مطلبی رامیخواستم خدمت امام عرض بکنم یهو دیدم امام سرش رو برگردوند. با یه حالتی یهو روش روکرد اون طرف. گفتم: امام چیه؟ گفتند: حالا... .
هیچ، نه تنها نمی شه مقایسش کرد باحیوان؛ حیوان استفاده میده ولی انسان استفاده ای نداره. شیر میده انسان؟ چی میده؟ چه خاصیتی برای زمین برای موجودات برای این هستی داره؟ چه خاصیتی؟
ای انسان این قوه عقل و اراده تو که خاصیت داره.
بیائید تو قرآن بشینید بخونید. دیشب میدیدم که برادرها ازحاج آقا موسوی خواسته بودند که توی نماز تفسیر قرآن بگه. خوب اونچه که مربوط به تفسیر قرآن میشه یا هر چیز دیگه میشه. بگذریم شما حالا بخواهید تفسیر قرآن گفته بشه برای بچه ها همین قدرکه مثلا یک سری آیات بخصوصی استفاده بشه که به خصوص مبتلا به رزمندگان اسلام است. برباب آیات جهاد اون آیات که انسان را درس حسین رو بهش میاموزه، این نیاز رزمندگان ماست. که بفهمندحسین چیکار می کرد حسین (ع) درطول جنگ چکار میکرد. اگرآیاتی به این مضمون درقرآن تفسیر شد قابل استفاده هست برای شما. اما تفسیرقرآن بخوان ازکجا شروع کنند یک سری آیاتی رو ممکنه اینجا بخوان تفسیر کنن که اصلا - نه اینکه بگم که آیات قرآن، همه جا برای ما قابل استفاده است ولی اونچه که مربوط به شما میشه دراین ایامی که هستید ازاین وظیفه ای که داریدحداکثراستفاده شده باشه.- بعدا صحبت میشه.
ولی می خوام این رو بگم قرآن رو میشه اگه کسی مسلمان باشه باید بره دنبال یاد گرفتن نماز؛ حداقل یعنی باید آشنا بشه با کلمات عربی. ما در فرهنگ شاهنشاهی خوب نمیگذاشتندکسی قرآن یاد بگیره. کسی خوب عربی یاد بگیره. اومدن زبان انگلیسی رو اصل کرده بودند.خوب حالا به عللی. به علت اینکه به خیال خودشان مثلا طرقی وتمدن فقط دراینکه آدم زبون رسمی دنیا رو یاد بگیره و بعد به این وسیله پیشرفت بکنه .
اما معتقدیم انسانی که متخلق به اخلاق الله باشه، انسانی که روح خوش رو پیدا کرده باشه، چون قدرت عظیم انسانی درروحه. بابا بیا بریم توی اونهائی که مسلمون نیستند، به قدرت روح بیشتر توجه میکنند .یک مرتاض هندی روحش عظمت داره. یه مرتاض هندی. دراثر ریاضت، دراثر خوابیدن روی تیغ، در اثر راه رفتن روی مثلا یه جاهائی که غیرشرایط انسانی هست، نفس خودش را آماده کرده. روزی یه بادوم میخوره. به جائی میرسه که روزی یه بادوم می خوره. چقدرنفس بایدآماده باشه -حالا اون که معتقده ماکه قبول نداریم اون رو. - اما می خوام بگم در دنیای مادیات اون که توجه به روح میکنه این قدرتش بشتراز اونه که توجه به مادیات میکنه. یه مرتاض هندی خیلی راحت خیلی کارهائی میتونه انجام بده- درسته که از نظر اسلام مخالف است، و ما معتقد نیستیم.- اما به هرحال اون براثر ریاضت خیلی کارهارا میتونه انجام بده.
حالا اگه یه کسی، مسلمانی در اثر اون ریاضتهای الهی، نه اون ریاضت های غلط، دراثرعبادت خداوند به یه همچین قدرتی برسه ببین چقدر عظمت داره. میرسه تا جائیکه خدا میفرماید:((ومن یتق الله یجعل لکم فرقانا)) میگه: هر کسی که متقی بشه -حالا من اگه عبارت را پس وپیش نخونده باشم- به هرحال خداوند میفرماید که اگر کسی متقی بشه، به او قوه تشخیص میدم. قوه تشخیص میدم .قوه تشخیص حق ازباطل. فرقان معنای همون قرآن. همون به معنای تمیز هر خوبی ازبدی، حق ازباطل .
این قوه خیلی مهمه. شما بتونید حق را از باطل تشخیص بدین. شما دو نفر میایند پیشت. صحبت میکنن. با هم دعواشون شده، مثلا تو نمیفهمی کی حقه. اما اون طرف ((یعرفونهم بسیماهم)) مجرمون رو با سیما شون که دید میشناسه. کی؟ اون انسانی که روحش متعالی باشه.
پس اراده و عقل، اختیار انسانی ملاک بشریت است. و یا قوه انسانی و ملاک انسانیت اینها است.
برادران عزیز، رزمندگانی که امروز در صف پیکارید، و میگید ما آماده پیکاریم، ومیگید ما آماده جنگ با دشمن هستیم، آمادگی روحی و اخلاقی. اگه داشته باشید، پیروزید .
چرا هرروز توی مسجد کفشهای بچه ها گم میشه؟ اگه شما آماده هستید، اگه ما آمده هستیم، چرا وقتی میایم بین کانتینرهای بچه ها نگاه میکنیم می بینیم اصلا نظافت نیست؟ آیا یک انسان مسلمان این مسائل راباید داشته باشه؟ این ازمسائل اولیه و ابتداییه انسانه. چرا لباس خودتون رو منظم نمکنید؟ تورزمنده اسلام هستی. تو وظیفت اینکه لباست رومنظم کنی. اولین وظیفه ابتدائی خودش روانجام نمیده. تو سالن وقتی نگاه می کنی با زیر پیرهنی یکی راه میره یکی باشلوارخواب راه میره. اصلا یه قیافه هائی که اصلا توپایگاه اسلام، توپایگاه رزمندگان اسلام، واقعا شرم آوره. یکی سیگار گوشه لبش. بابا اینها مخالف انسانیته. این مخالف اصول ابتدائی عقلی انسانی است، چه برسه به اینکه شما اومدید بجنگیدبرای خدا. شما بایدخیلی رعایت بکنید .
یه موقعی توجنگ بود، خدا شاهده تو همین انرژی تمام نیروهای اینجا بودند، میرفتند، می خواستند عملیات انجام بدهند من یادمه، - اوایل جنگ میگم، قبل ازفتح المبین. قبل ازهمه اینها. اون موقع که دشمن حمله کرده بودو بچه ها مستعصل بودند.- تمام رزمندگان اسلام بدون استثنا شب پا میشدند نماز شب میخوندند. اما شما یه شب برای رضای خدا بیان بیرون نگاه کنین، تو این پایگاه که این همه جمعیت وجود داره چند نفر شبها بیدارن، بگردین. من حداقل بعضی شبها میام 30/1و 2 و 3 هر موقع که میشه میام میگردم، تو تموم کانتینرها رو میگردم، نگاه میکنم تو این پایگاه رزمندگان اسلام. ولی وقتی یاد اول جنگ می افتم. وقتی یاد اخلاق خودم می افتم. تاسف. برای اون کسانیکه اومدن توی پایگاه و می خوان منتظر شهادت بشن.و بایداون صفات خدا رو فراگرفته باشند و بایدروح خودشون رو تقویت کرده باشند.
برادر عزیز ما هدفمون از جنگ خوب جنگیدنه. ما نیومدیم بجنگیم با دشمن. ما اومدیم نفس خودمون رو تقویت کنیم. ما مدعی هستیم که با جنگ خودمون انقلابمون رو صادرمیکنیم.ما میخواهیم اخلاق خدا رو صادرکنیم. ما نیومدیم بجنگیم که بگیم ما قوم برتریم. ما نیومدیم بگیم چون ایرانی هستیم، نمی دونم میخواهیم پیروز بشیم. بله مسلمان پیروزه. ولی مسلمانی که متخلق به اخلاق الهی باشه. خداپیروزی نمیده مگر اینکه انسانها مورد تائید خدا باشن. والله پیروزی درجنگ فقط به تائید الهی است. و تایید الهی شامل انسانها، شامل رزمندگان، شامل ملت ما نمیشه، مگراینکه متخلق به اخلاق خدا باشیم . مگراینکه جزئیات رو رعایت کنیم.
موثقه، از حضرت علی (ع) جنگ صفین چیزی در حدود بیشتر از یکسال طول کشید. خسته شده بودند زرمنده ها. یکسال رفته بودند یک جنگ با معاویه بکنند. طول کشیده بود. اومدن پیش علی گفتند: یا علی پس چرا جنگ آنقدرمعطل شده؟- ببینید برادران می خوام بهتون بگم – موثق - حالا ازقرآن گفتم، از علی می خوام براتون بگم. ازعلی. امروز که شما توی لشگرعلی ابن ابی طالب هستید و اولین چیزی که هست باید توجه داشته باشین که بدونید علی تو جنگ چی کار میکردبیشتر نخواسته از ما کسی؛ همون کارهائی که علی میکنه ما انجام بدیم، اگه بتونیم خیلی هنر کردیم.- فرمود: علی (ع) که اینکه می بینیدجنگ طولانی شده مستحبات رزمندگان کم شده، نگفت رزمندگان مستحباتشون رو ترک کردن، گفتند کم شده، یعنی کم شده نسبتا.
یعنی چی؟ چی میفهمیم ازصحبت علی (ع). آیا همین جور ازصحبت علی (ع) رد بشیم و توجه نکنیم نه. علی می فرماید مستحبات موثر در طولانی شدن جنگه.
حالا من این جواب اول صحبتم که گفتم: اگه کسی بپرسه چرا جنگ ماچهارسال طول کشیده؟ جوابش رو می تونم بدم، برای همین. برای اینکه دقت تو گفتار مولا علی (ع) کردم.
و اگه کسی بپرسه جنگ چند سال دیگه هم طول می کشه می تونم بگم. این بسته به رزمندگان اسلامه. این بسته به ملت ایرانه. به این ملتی که امروز اسلام رو اختیار کرده. ولی باید شرایط این اختیار رو به خدا نشون بدن. و مورد تائید خدا قرار بگیره تا خدا پیروزی بده .
برادران عزیز اگر مورد تائید خدا قرارنگیریم، توی هیچ عملیاتی پیروزی بدست نخواهیم آورد. بریم بررسی کنیم، چرا تو عملیات پیروز نمی شیم؟ تدبیرمون ضعیف بوده؟ نه ما بهترین تدبیر رو کردیم. چرا پس پیروز نمیشیم؟ خدا نمیتونه پیروز بکنه؟
حالا من چند تا مثال از قرآن براتون می زنم، برای اینکه بفهمید، خدا اگه بخواد خیلی راحت، راحتتر از اونچه که شما فکر میکنید، پیروزتون میکنه .
تمام مردم اون موقع که فرعون، درزمان فرعون دستورداده بود که تمام بچه ها را بکشند، مگرنه اینکه - تجسم کن تو اون مملکت ما فرعون، شاه با اون قدرتی که داشت، شاه با اون ساواکی که داشت، با اون تسلطی که داشت، می خواست مثلا یه کاری را انجام بده، اگه کسی می خواست خلافش رو انجام بده، (با ترس با مشکلات) همه هم گیر می افتادند. قویترین سازمانهای تشکیلاتی در اون زمان گیر میافتادند. امام ما گیر افتاد. همه گیر افتادند. میتونست بگیره. می تونست کار بکنه. در زمان حالا، بیائید شاه که اصلا قابل مقایسه با فرعون نیست - فرعون اونقدرمسلط بر اوضاع بود که حرف نداشت. فرعون میخواست همه پسرها را بکشه، چون منجمان براش گفته بودن، که اون فرعون رو میکشه، ببینید خدا با یه سبد، موسی را نجات داد. با یه سبد. بعد موسی روکجا آورد؟ آورد تو دامن نزدیک ترین افراد به فرعون. رفت پیش اون. پس خدا می تونه پیروزتون بکنه پس یه چیز عادیه .با یه سبد روی آب. آبی که در رودخانه نیل اونقدر اذیت و اونقدر تلاطم داره که سبد - اصلا قایق روش ممکنه غرق بشه- چه برسه به سبد. ولی با سبد خدا موسی رو نجات داد.حالا شما معتقد به خدا نیستید. بازم اشاره میکنم، خدا با یه پشه، با یه دونه پشه، چه ارزشی داره پشه، پشه ای که شما می زنید، میکشیدش خیلی راحت، با یه دونه پشه اون فرعون با اون کبکبه دبدبش روکشت.
برادر عزیز پیروزی درجنگ فقط تائید الهی می خواد. اگرتائید الهی رو بدست آوردیم، اگه تونستیم اون چیزی رو که خدا میخواد باشیم، باشیم خدا پیروز می کنه. خیلی راحت تر ازاون چه که شما تو فکرتون می کنید. اصلا دیگه احتیاج به کلاش ندارید. احتیاج به هیچ وسیله و ادوات جنگی دیگه ای نداریم. اما باید متخلق بشیم به اخلاق الهی.
اما وظیفه ماست ((واعدو لهم مااستطعتم من قوه...)) ما باید بریم تجهیزاتمون رو قوی کنیم. ما بایدبریم. ماالان درطول جنگ بسیار ضعیف بودیم، یعنی همین سلاحی که اول جنگ داشتیم الان هم داریم. چیزی نتونستیم درست بکنیم. این خیلی بده برای ما؛ جنگ با تکنولوژی خوب پیش نره. یعنی یک ابتکار. ما در سطح خودمون میگیم. تکنولوژی که ما تو مملکتمون پیاده کنیم. آیا مانمیتونستیم بشینیم، که فکر کنند اون مسئولین ما، اون مخترعین ما و مکتشفین ما،که مثلا برد آر پی جی رو یک کیلومتر بکنند. یا یه سلاحی بسازند برای ما که بتونیم موثرتر در جنگ با دشمن بجنگیم.خوب ماکه معتقد هستیم میشه. این کارها رو بکنیم. و از موقعی هم که توجه کردند، ان شاءالله در دستشون هست که وسایلی رو که بسیار پیچیده و خوب هم هست و توجنگ ما هم قابل استفاده است ان شاءالله دارن درست میکنند. و هر موقعی که درست بشه، استفاده بشه ان شاء الله. اما دلیل نمیشه وایسیم تا اینا درست بشه، و بیائیم بجنگیم. شاید حالا اینها به این زودی هم درست نشه ما وظیفمون جنگیدن است. ولی باید تائید الهی رابدست بیاوریم .
پس من شرط اول پیروزی رو که شرط اساسی پیروزی هست و اون تائید الهی است و اون دقت کردن در جزئیات انسانی هست خدمتون عرض کردم .
برادرا مستحباتتون رورعایت کنید
سرشیرآب که میرید، ببینید، خودتون یه روز که میرید بچه ها، هر روز میرن اهواز، نگاه کنید آن همه شعله های تانکرهای آب. همه وایسادن تو صف، که آب بگیرند. راننده ای که اینجا اومده برای خدا هم داره کارمیکنه، ولی ازپول بیت المال داره حقوق دریافت میکنه. ببینید شبانه روز داره هی میره تو خط. این یکی تانکر میاد، اون یکی میره. اون یکی میاد، این یکی میره. همین جورپشت سر هم دوازده تا تانکرآب برای همین یه پایگاه. دو قدم فاصله تاشادگان بیشترنیست. آیا آب زیاد میارند؟ اما متاسفانه مصرف الکی میشه. همین جوری می ره زائد. اصراف می شه در حقیقت. بیائید نگاه کنید. یه رزمنده وقتی داره وضو میگیره ده یا بیست برابر اون آبی رو که برای وضو استفاده میکنه، هدر میده. خوب جواب اینها رو شما میتونید بدین؟ آیا تائید الهی با اینها بوجود میاد؟
توکانکس وقتی می بینیم، میشینه، بیکاره، همین غیبت. آخه برادر عزیز غیبت خیلی راحته ها. خیلی راحت. همین مییاد میشینه، مثلا راجع به فرمانده دستش، فرمانده گروهانش، راجع به تدارکات، میگه نگاه کن فلانیه، که مثلا نمیرسونه. همین غیبته. همین غیبته. تو میتونی غیبت نکنی .آره چون نمی خوای دنبال کار اساسی بری، چون نمی خوای متخلق به اخلاق خدا بشی، چون عادت نکردی، چون خودت رو حاضر نیستی رنج بدی در راه خدا، خوب می شینی- ازاین ساده تر از زبون، ازگردش زبان راحت تر هیچی نیست-کار راحت رو انتخاب میکنی، ولی توجه نمیکنی با این گردش زبون که راحتترین کار برای انسانه چه مصیبتهایی رو برای خودت پیش میاری. این قوه عقل و اراده که خدا به تو داده یواش یواش داری از بین می بری، سیاهش می کنی.
پس اولین عامل اساسی .برادر عزیز این است. اگه گفتید آماده شدید، ببینید اینها رو آماده کردید. برید، همین الان که ازاینجا می رید نگاه کنید، وقتی برگشتید، از کارهای خودتون ببینید، تو انرژی، ببینید، واقعا دقت کنید تو اعمال و رفتار همدیگه. نگاه کنید ببینید اون مسائلی که باید شرع اسلام ازما خواسته و تائید الهی رو همراه میاره انجام میدهیم یا نه به طورکامل؟
این به معنای اون نیست که خدای ناکرده من به قصد سرزنش برادران انجام داده باشم. نه من نمیخوام شما رو مقایسه کنم با انسانهای دیگه. من اگه بخوام شما رو مقایسه کنم با انسانهای دیگه، شما خیلی بهتر از انسانهای دیگه هستید. من میخوام شما رو مقایسه کنم با اخلاق خدائی؛من اینجا میگم به شما، چرا این کار نشده؟ چرا این کار نشده؟ به این معنا نیست. نه شما بهترین فرزندان این مملکت هستید؛ شما بهترین انسانهای این مملکت هستید. که از همه چیزتون گذشتید به جنگ اومدید. من منکر این نیستم. و خود این درجهت تائیدالهیه. کسیکه ازهمه چیزش می گذره و به جنگ میاد یعنی اززندگی خودش ترک علاقه می کنه، این خیلی بزرگه. شما اگرتو قرآن دقت کنید به این مطلب خیلی توجه شده.
خوب من نمی خوام بگم این مطلب چیزی نیست، و ولی من میگم ثبات در امر. این همه تو آیات قرآنه. هر جا نگاه کنید((ربناءافرغ علینااسرفنافی امرنا ))و مثلا ((یثبت اقدامنا))ازکجاآمده؟ ازکجاآمده ثبت اقدامنا ؟یعنی توئی که ترک علاقه کردی ترک علاقه رو ادامه بده تا آخرکار. و باید برسونی. نه اینکه شروع کنی بعد یک ساعت دیگه. یارو میگه من تصمیم گرفتم سیگار رو ترک کنم. سیگار رو میاندازه. بعد فردا دوباره. اینکه ثبت اقدامنا نشدکه. یا اون یکی میگه من دیگه غیبت نمیکنم. دو تا غیبت میکنه، دو روز نمیکنه. دوباره روز سوم شروع میکنه. این دیگه ثبت اقدامنا نمیشه. ترک علاقه مادیات بکن. تو که کردی. تو تا آنجائی که کردی اجر داره. خدا همین مقدار پیروزی میده.
من اون روزی که برادرمون رضائی - محسن رضائی فرمانده سپاه- تشریف آوردند، اینجا یک چند کلمه صحبت کردم، ولی خوب متاسفانه خدا دیگه توفیق نداد بیام و ادامه بدم. می خواستم این مطالب روخدمتتون عرض کنم.گفتم دیروز که، یا انسان ترسو درجنگ میترسه، پس شکست میخوره یا انسان نمیترسه و شجاعه. دو راه داره انسانی که در جنگ زبون نیست وشجاعه. نمیهراسه دو راه براش وجود داره، یا شهید میشه، چون شجاعت داره، چون می خواد بره کارروتموم بکنه. پس در مقابل دشمن قرارمیگیره، سینش را در مقابل دشمن سپرمیکنه، یا شهید میشه یا فاتح .اون وقت میخواستم مقایسه کنم بین شهید و فاتح. و شهید از نظر اسلام. چقدر اجر داره؟ و فاتح جقدر اجرداره؟ یقینا اجر و مرتبه فاتحین درجنگ بیشتر ازشهداست. برای چی؟ برای اینکه شهید آماده بود برای جنگ. رفته حرکت کرده، خوب شهید شده. خوب اجرخودش رو می بره. ولی اون کسی که فاتح بوده بیشتر هم زحمت کشیده، بیشتر هم اجرمیبره. اجر اون شهید رو هم میبره.
اصل اون نیته. تو که به سمت آمادگی به سمت خدا- نه اینکه بگی من میرم حالا دست جمعی باشه، حالا یه تیرم خوردم که خوردم شهیدمیشم دیگه- نه شرایط آمادگی تو. اگر توی یک مخمصه ای گیر کردی که باید توی اون منطقه میموندی درمقابل دشمن ولو به اینکه حالایک تیربار بیشتر نداشتی یا یه کلاش داشتی با چندتا خشاب، و تا آخرین گلولت جنگیدی و شهید شدی اون موقع درسته. و تا آخرین گلولت جنگیدی و اسلام رو پیروز کردی اون موقع فاتح اساسی هستی. اینها تو اسلام ارزش داره اون لحظاتی که انسان، اون لحظه است که اراده تو، یعنی اون شعار تو به عمل می پیونده. الان اون شعاری که ما می دادیم، خدایا ما میائیم برای تو می جنگیم. خدایا ما نمی خواهیم مثل اصحاب کوفه باشیم. خدایا ما نخواستیم، ما اومدیم بجنگیم اسلام رو پیروز کنیم. این رو داریم تا اینجا هم به عمل رسوندیم. من میخوام بگم برادرهای عزیز این کافی نیست. این برای رزمنده ای که می خواد به سمت خدا بره، این رو میخوام بگم. نمی خوام بگم که نیست. نکردیم. می خوام بگم کردیم، ولی خیلی کم درمقابل عظمت الهی. درمقابل آنچه که خدا میخوادخیلی ناقصیم. باید بریم. واین ناقصی ماجنگ رو چهار سال طول داده پنج سال طول داده و بیشترهم طول میده. و هرکی میخواد بپرسه جنگ چی می شه ؟ من میگم جنگ بیست سال هم طول می کشه. چرا امام گفت: بیست سال. امام حتما یه چیزهائی می دونست که گفت، اگر این جنگ بیست سال طول بکشه می ایستیم.
ولی ما قادریم این رو تغییرش بدیم. با بدست آوردن تائید خدا. با آماده شدن. وقتی میگیم بیا برو و آماده بشید، برای آموزش. میبینیم باکراهت میره. وقتی میخوان بفرستنش آموزش، وقتی میخوان ببرنش اردوی آمادگی. اگه دیدی کراهت داری، بدون که اون تائید الهی را هم به این زودی بدست نمیاری.
برادر عزیز شما دعای امام سجاد رانگاه کنید، برای رزمندگان. ببینید واقعا همه مطالب رو امام سجاد (ع) فرموده. چقدر امام سجاد تکیه می کنه. میگه: و کسانی که میرن که به دنبال اینکه سلاحهاشون رو یاد بگیرن - الان بینی و بین الله یه اسلحه ای دست شماست میتونید خوب ازش استفاده کنید. مایه بسیار تاسفه آموزش تیر اندازی که بچه ها رفتند برای مسابقه تیراندازی یه عده ای از هرگردانی انتخاب شدند رفتند مسابقات. یعنی اگر مثلا شما نمره بیست رو ما به تیراندازی داده بودیم. بیست. یک نفر هم ده نیاورد. یک نفر برای رضای خدا. اولین نمره که تنها هم بود یک نفر هم فقط آورده 9 آورده. یعنی از پنجاه نمره بیست و سه آورده. بقیه همه درحد شش و شش و نیم. خدا شاهده خیلی مسئله است. این نشون میده شما که اعزام مجدد تو جنگ هستین، این که مهم نیست من توی دو تو عملیات تو جنگ شرکت کردم، تو بلد نیستی از سلاحت استفاده کنی. اون وقت میخوای خدا تو جنگ پیروزت کنه. نه برادر عزیز، اگه توجه کردی، اون وقت می شه گفت: تائید الهی هم همراه میاد. این عبادت برای شماست، اسلحت روتمیز می کنی. عبادته، به نیت خدا باشد. به نیت این باشه،که من این اسلحه رو تمیز میکنم، تا تو جنگ بهترین استفاده رو ازش بکنم. یا میبینم یه تیربارچی عراقی (مثل جنگ) بلند می شه، جلوی یه گردان ما رو میبنده. هی هر چی میگم: پس چرا گردان پیش نمیره؟ داریم با چشممون می بینیم، یه تیربارچی عراقی که شاید ازتیر بارش خوب استفاده می کنه.
ای وای بر ما، که دشمن، با مادیاتش با اون چیزائی که تو دنیا ارزش نداره، داره جلوی ما رو سد میکنه، ولی ما بلد نیستیم ازاین اسلحمون، حتی ما تو برد سیصد متر نمیتونیم کلاش بزنیم. خدا شاهده؛ من دیدم بچه هائی که روز عملیات بودند، کلاش را تو دستش گرفته، همینطور داره پاتک میکنه، فاصلش هم مثلا چهارصد متر بیشتر نیست، با تانک داره میاد، نفرات هم بغل تانک، تو روز روشن. نفرات کنار تانک. دوازده نفر پشت هرتانک دشمن، دست فنگ کرده اسلحه اش رو. همین جور داره میاد. حالا اومده تا چهار صد متری خطمون، تو برد کلاشه، نیگاه میکنم به رزمنده که داره پشت خاکریز تیراندازی میکنه، یهو نگاه میکنم، اصلا بی هدف، بلد نیست از این اسلحه اش که خدا در اختیارش داده، امانت الهیه (به تو دادن بری یاد بگیری بعدا استفاده کنی، به تو ندادن فقط کلاش دستت باشه، الکی تیر بزنی) نگاه میکنم داره میزنه صدمتری خودش، تو زمین. خاک هم میکنه. ولی برادرها؛ توجه نمی کنه. صدمتر جلوش داره میزنه، خاک می خوره.
یا اون سراسلحه روگرفته، داره می زنه، فکر میکنه سمت دشمن می زنه، به تو نگفتن فقط تیراندازی بکن. به تو گفتن: بابا جان تفنگ یه مگسک داره، یه حساب کتابی، بهت آموزش دادن. تو از اون استفاده کن. بذار چشمت رو. بذارید، یه خورده رنج به خودت بده، درست استفاده کن. از این سلاح که دراختیارت قرار دادند. والله امانت الهیه. حالا من، اگر من یه تیربارچی از بین شما بیارم بیرون، بپرسم ببینیم اصلا می فهمید تیربار چیه؟ چه استفاده ای داره؟ چرا هر روز تو عملیاتها دسته گلن گدن تیربارها نداریم از این تیربارها گیر نمیاد وسایلش. می بینم تندتند پشت سر هم دسته گلن گدن تیربار میشکنه. اون موقع که دسته رومیاره عقب باید بده جلو. نمیده. همین طور تیر اندازی میکنه. همین تموم شد. دقت نمی کنه، این تیربار برد موثرش آنقدره؛ ازش استفاده کنه. دقت نیست. (چرا دقت نیست برای اینکه توجه به ریزه کاری های اسلامی نیست. برای اینکه توجه به نظم نیست. وبه انظباط نیست.) اینها خیلی مهمه توجنگ.- عبادته. امام سجادمیفرماید. پس ما حرف امام سجاد رو قبول نمی کنیم، دنبالش هم نمیریم. پس دنبال حرف کی میخواهیم بریم؟ خدا هم که تو قرآن اینارو میگه. میگه برید بکنید. بازم نمیرید. علی (ع) که اونجور رفتار میکنه. باز هم ما نمیریم. بعد انتظار داریم، میگیم: چرا پیروز نمیشیم توجنگ؟ این چه سوالیه.
خوب اون وقت بیائیم بگیم آینده جنگ چی میشه؟ خوب بشین حساب کن که چی میشه.
الان مشکلی، برادرهای عزیز خدمتتون عرض بکنم. ماتوی جنگمون بعضی برادرها میان میگن آقاجون قرار بود عملیات انجام بشه، پس چرا تاحالا انجام نشده؟ من الان مشکل جنگ رو براتون میگم. ما مشکلی درطرح عملیاتهامو
