شهید صیاد و ثبت وقایع

کد خبر: ۲۰۵۱۳۹
تاریخ انتشار: ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۸:۴۳ - 05May 2013

امیر سرتیپ دربندی از دوستان و همرزمان شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در نقل خاطراتی از شهید و اردوهای بازدید از مناطق جنگی و گروه معارف جنگ ارتش که خود شهید صیاد موسس آن بود می‌گوید:

شهید صیاد شیرازی کاروان‌هایی را برای شناسایی و آشنایی با مناطق مختلف عملیاتی در جنوب کشور، عازم این مناطق می‌کرد و خودش هم همراه آنان می‌رفت. این موضوع برای 10 سال بعد از جنگ است. کاروان‌هایی که راه می‌انداخت خیلی عظیم بود. یک قطار دربست دانشجو؛ یعنی 750نفر؛ و برکت این حرکت عظیم شهید صیاد شیرازی یک سنت حسنه‌ای به جا گذاشت و تا به امروز هم ادامه دارد و گروه معارف جنگ، هر ساله دانشجویان دانشگاه ارتش را به این مناطق می‌برد. مقام معظم رهبری دستور داده‌اند که همه دانشگاه‌های ارتش را ببرید تا این تجربه‌ها را ببینند و به همین دلیل هر سال چهار قطار دربست به طور همزمان به این مناطق حرکت می‌کنند. از نیروی زمینی، دریایی تا هوایی و...در این کاروان‌ها حضور دارند. رسیدگی به این جمعیت کار سختی است.

جانباز قطع نخاعی را با ویلچر برای بازخوانی منطقه بیاورید

شهید صیاد در موقعی که این حرکت را پایه ریزی کرد، نمی‌خواست که گرایش اردو فقط نگاه تبلیغی-فرهنگی راهیان نور باشد بلکه گرایش آموزشی هم بود. این‌ها را در هر نقطه آموزش می‌داد. و فرماندهان باید می‌آمدند و در آن نقطه عملیاتی مورد نظر صحبت می‌کردند. نه فقط فرماندهان ارتش بلکه فرماندهان سپاه و بسیج وجهاد هم می‌آمدند. یکی از این فرماندهان، سردار کریم نصر از فرماندهان سپاه بود که می‌خواستیم توسط ایشان پل سابله را بازخوانی کنیم. ولی گفتند ایشان قطع نخاعی و روی ویلچر است. آمدن و رفتنشان به چنین مناطقی سخت است. اما شهید صیاد گفت: او را با همان حالت بیاورید. ویلچر را توی هواپیمای C-130 گذاشتند و بردند اهواز و آمبولانس او را از فرودگاه برد سمت پل سابله و شهید صیاد به او گفت: باید خودت با زبان خود بگویی اینجا چه خبر بوده است.

به خاطر نیم ساعت اختلاف در گفتارها تا نیمه شب بحث کرد

شهید صیاد در ثبت وقایع عملیات‌ها و دفاع مقدس بسیار دقت داشت و نمی‌گذاشت حتی کلمه‌ای این طرف و آن طرف بشود.در موضوع همین پل سابله ما سه بار از تهران به سابله رفتیم تا وقایع آن را فرماندهان بتوانند به خوبی توضیح دهند و شهید صیاد ثبت کند. صیاد شیرازی گفته بود: هر کسی اینجا بوده باید بیاید و صحبت کند. نگاهی کردیم دیدیم در ارتش فرمانده گردان 125 تیپ زنجان، شهید مخبری بوده است و آن زمان شهید شده بود. فرماندهان گروهان‌ها هم شهید شده بودند و فرماندهان دسته‌ها هم به همین صورت. یک نفرشان را پیدا کردیم به نام سرهنگ آرامش در لشگر 58 ذوالفقار شاهرود که همان را آوردیم صحبت کند. از فرماندهان سپاه هم سردار مرتضی قربانی را آوردیم. وقتی همه صحبت‌ها را گفتند و روایت‌هایشان را از منطقه بازگو کردند، شهید صیاد دید نیم ساعت در این بین اختلاف مشاهده می‌شود. برگشتیم در اهواز و تا 2 نیمه شب به همراه شهید صیاد و این فرماندهان بحث کردیم و صیاد این نیم ساعت اختلاف را درآورد و گفت آن چیزی که اتفاق افتاده باید ثبت بشود.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین