احمد دهقان نویسنده:

آینده رمان نویسی را روشن نمی بینم/صداقت در نوشتن رمان وجود ندارد

کد خبر: ۲۰۵۱۹۵
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۸:۴۲ - 07May 2013

احمد دهقان  با تحصیل در رشته مهندسی برق و پس از آن در رشته علوم ارتباطات اجتماعی و در مقطع فوق لیسانس رشته مورد علاقه‌اش (مردم شناسی) را تحصیل کرد. وی سال‌ها به عنوان کارشناس ادبی در دفتر ادبیات و هنر مقاومت و مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری فعالیت می‌کند.

 

اولین رمانش با عنوان «سفر به گرای 270 درجه» در سال 1375 منتشر شد. دو سال بعد همین رمان ابتدا به عنوان یکی از آثار برگزیده 20 سال داستان‌نویسی گردید و مدتی بعد به‌عنوان برگزیده 20 سال ادبیات پایداری معرفی شد.

«پال اسپراکمن» نایب رئیس مرکز مطالعات دانشگاهی خاورمیانه در دانشگاه راتجرز نیوجرسی آمریکا این رمان را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. در حال حاضر دانشگاه جرج واشنگتن دی سی، دانشگاه هاروارد(کتابخانه دانشکده هاروارد) MA ، کتابخانه کنگره واشنگتن دی سی، کتابخانه UCLA لس آنجلس ، دانشگاه برکلی کالیفرنیا ، دانشگاه ماریلند (دانشکده پارک کالج) و دانشگاه ورمونت (کتابخانه بیلی هوو برلینگتن) از جمله مراکزی هستند که این کتاب را در دسترس علاقمندان قرار داده‌اند.

از آثار دیگر احمد دهقان می‌توان به «گردان چهار نفره» ، «پرنده و تانکـ »، «روزهای آخر»، «من قاتل پسرتان هستم»، «ستاره‌های شلمچه»، «ناگفته‌های جنگ»، «نگین هامون» و «هجوم» اشاره کرد.

 

شما به عنوان نویسنده برتر دفاع مقدس ، فکر می کنید جنگ ما چه ویژگی های خاصی داشت ؟ این ویژگی ها را چگونه باید تشخیص داد و به نسل جدید معرفی کرد تا تمایزی با دیگر جنگ ها قائل شوند ؟

جنگی که 70 درصد مردم داوطلب باشند استثنایی است . جنگی که مردم ما بیشتر از کسانی که دیگران را تشویق می کنند برای حضور در جنگ در آن حاضر بودند. این استثنایی است . در جنگ ما مثلا روحانیون عامل تشویق در جنگ بودند . اما وقتی جنگ را مرور می کنیم می بینیم طلابی که شهید شدند قبلا بسیجی بودند و بعد طلبه شدند با از مجتهدان بزررگ هیچ یک مستقیم در جنگ حاضر نبودند . اگر ما بیایم یک آمار گیری بکنیم و ببینیم این طلبه ها خودشان چند درصد قبل از این که بسیجی شوند ، طلبه بودند. می بینیم خیلی کم است و چه سدی بود که مثلا سد علمی بدانیم برای جلوگیری از حضور در جبهه . خوب این خیلی کم می شود . مسئولان ما در جنگ حضور نداشتند آنها فقط به عنوان تشویق کننده بودند و در تهران جنگ را اداره می کردند . این استثنای تاریخ است که مسئولین سیاسی ـ اجتماعی در جنگ حضور نداشته باشند .

*یعنی شما معتقدید مسئولان هم باید اسلحه در دست می گرفتند و در جنگ حاضر        می شدند ؟

** نه. اصلا هیچ چیزی نمی گویم . حضوری مانند حضور مردم حضوری مثل دیگران نداشتن به اندازه مردم در جنگ شریک شدند . گر چه بعضی هایشان حضور نداشتند کسی که حکومت می کند باید به اندازه کسانی که جلو گلوله می روند حضور داشته باشند . ما این حکومت را مردمی می دانیم و به آن اعتماد داریم ما در کشور ما کسی از این مسئولان به طور مستقیم حضور نداشت .

* چه عاملی باعث شد تا مردم داوطلبانه در جبهه حضور داشته باشند ؟

** متجاوز را به کشور راه ندهند.

* یعنی بحث فقط مقابله با تجاوز به خاک یک کشور بود ؟

** هم بحث مقابله با متجاوز مطرح بود و هم دفاع از انقلابی که متعلق به مردم بود آنها می دانستند که دشمن وارد خاک شان شده است تا بشکند این انقلاب مردمی را . انقلابی را که مردم علاقه داشتند به آن 36 میلیون نفر انقلاب کرده بودند و در انقلاب سهم داشتند همان طور که همه مردم در جنگ و دفاع شرکت کردند و در آن سهم دارند .

* آیا رمان ها و داستان هایی که به اسم دفاع مقدس منتشر شده است توانسته به خانواده ها رسوخ کند و تاثیر بگذارد ؟ چرا آثار ناکام مانده و مورد اقبال عمومی قرار نگرفته است . در حالی که رمان های خارجی در کشور ما هنوز هم موفقیت نسبی دارند .

** البته به طور عام نمی شود گفت، به رمان های نویسندگان داخلی توجه نمی شود . مثل بامداد خمار، که تا کنون بیش از بیست بار تجدید چاپ شده است . یا خیلی از کتاب های دیگر در سبک و قالب های متفاوت چاپ های مکرر می خورند . یا کتاب هایی در قبل از انقلاب نوشته شده اند که هنوز هم چاپ می شوند و خوانندگان خودشان را پیدا می کنند . ولی این استثناها اصل نمی شود . حرف این است که رمان نویسی و رمان خوانی در کشور ما هنوز عام نشده و ضعیف است . رمان های خارجی بیشتر خوانده می شود و پسندیده می شود . مطلبی هم که خیلی مهم است و باید در رمان حتما به آن توجه شود لذت است . در رمان نوشتن و رمان خواندن ، اصل به لذت بردن است . یعنی من تا وقتی یک رمان را ادامه می دهم که از خواندنش لذت ببرم . در هر مرحله از خواندن که لذت نبرم دیگر ادامه نمی دهم کتاب را می بندم و کنار می گذارم . عموم مردم هم این طورند . هر چه عنصر لذت در رمان بیشتر باشد رغبت برای خواندنش بیشتر می شود . این لذت می تواند گره های داستان باشد می تواند اثر قوی باشد . می تواند شخصیت های آن باشد می تواند صحنه سازی و فضا آفرینی آن باشد و یا خیلی از چیز های دیگر که می تواند لذت را گسترش بدهد و خوانده را جذب کند . اما در کارهایی که ما داریم به این عنصر مهم کمتر توجه می شود . نخواسته ایم یا نتوانسته ایم این لذت ها را در متن رمان جا بدهیم .

* ابزارهایی که یک رمان نویس را توانا یی می رساند چیست ؟ چه تجهیزاتی باید نویسنده داشته باشدتا رمان مطلوب و جذاب را بنویسید

** شما یک وقت به یک مهندس می گویید که ما می خواهیم یک ساختمان بسازیم این قدر هم پول می دهیم و این مصالح را هم در اختیارت می گذاریم . او نباید به پولی که می گیرد و ابزاری که در خدمت دارد ساختمان را بنا می  کند بسته به ظرفیت علمی و فکری اش می تواند یک ساختمان کوچک یا برج بسازد . ولی در ساختن برج حالات روحی او بی تاثیر نیست . چون در طراحی می تواند تاثیر گذار باشد . در خلق رمان که نوعی زندگی است این حالات روحی صد در صد موثر است . نویسنده هم مثل همان معمار یک سری ابزار دارد . برای مثال یک نثر نویسنده گره افکنی هایش ، گره باز کردن هایش ، فضا سازی اش و از این دست مصالح نویسنده را کمک می کند تا داستانش را واجد لذت کند . اما آن حالات روحی که گفتم، در هر نویسنده متفاوت است از نویسنده دیگر . شما هیچ وقت نمی توانید (تولستوی) را به جای (همینگوی) بگذارید این دو خط جدا از هم هستند . هر کس به سبکی می نویسد که غریزه اوست . غریزه هر فرد تعیین می کند که چه بنویسد . همان طور که زندگی هر فرد می تواند در اثرش تجلی کند ، خصلت های پدید آورنده اش باشد همین طور است که خیلی از چیزهای دیگر که شاید نتوانیم نسبت به کار کسی سئوال کنیم که چرا این طور نوشت و چرا به این موضوع پرداخت . مثلا اگر من وارد جنگ شده باشم می توانم داستان خوبی هم درباره جنگ بنویسم ، ولی اگر وارد نشده باشم داستان خوب مطمئنا نخواهم نوشت . این بخش آخر را کمی توضیح بدهم . مثلا یکی از نویسندگان را که در کشور خود من دو سه تا کار جنگ دارد و هیچ وقت هم توی جنگ نبوده است گر جدا کنیم می بینیم که این سه تا کتاب کپی برداری از یک خاطره است که حتی بدون عوض کردن اسامی در رمان خودش آورده است . یعنی کار خاصی در این جا انجام نشده است . فقط خاطره یک رزمنده به شکل داستان آورده است . نویسنده هیچ عرق ریزی روحی نداشته هیچ زحمتی نکشیده تا این اثرش را بیافریند . همه چیز آماده بوده و آن هم آمده و از یک خاطره یک رمان درست کرده است .

* این ها را می شود یاد گرفت آن هم به صورت تجربی .نویسندگی 10 درصد استعداد است و ما بقی آن خواندن ، نوشتن کار کردن و پی جویی کردن می باشد .

خواندن چقدر تاثیر گذار است ؟

** خیلی زیاد . یعنی شما با خواندن داستان یاد می گیرید چار چوب داستان چیست . ملکه ذهنی می شود البته یک نویسنده ممکن است غریزی هم بنویسد و همیشه آن نود درصد ، لنگ ده  درصد است . یعنی اگر نثر را ما بلد نباشیم داستان می نویسیم با نثر که پنجاه در صد کار را خراب می کند . همه اینها را می توانیم یاد بگیریم . نویسنده ای را می شناختم که نثر چندان خوبی نداشت ولی در طول پنج سال ، ده بار گلستان را رو نویسی کرد . ده ها بار کتاب های دیگر را رو نویسی کرد . الان نثرش عالی است . اما آن ده درصد را نمی شود دیگر یاد گرفت آن را باید داشت که اگر نباشد این نود درصد ، اصلا به درد نخواهد خورد .

* چند درصد از نویسندگان امروز ما ده در صد را دارند ؟

** حدود نصف نویسندگان ما آن ده درصد رادارند و بقیه اشتباهی آمده اند نویسنده های پر از انقلاب خیلی هایشان از بد حادثه به این راه کشیده شده اند . یعنی این که اوایل انقلاب حس کردند که با ید بنویسند و شروع کردند به نوشتن بدون این که استعدادی داشته باشند . احساس تکلیف کردند و این احساس تکلیف آنها را وارد وادی نویسندگی کرد آمدند و نوشتن و خیلی هایشان هم اول کار فهمیدند که این کاره نیستند و رفتند و مسئولیت اجرایی گرفتند .

  * هنگامی که رمانی توسط نویسنده به نگارش در می آید ، تحولی در وی ایجاد        می کند ؟ این تحول در نویسنده های ما بخصوص در نویسنده گان جنگ چقدر دیده می شود ؟

** دو تا موضوع داریم . الان رمان نویسی ما وضع اسفناکی پیدا کرده است . این موجب شده است که درباره نویسنده ها نتوانیم حرفی بزنیم . به عنوان مثال چندی پیش با یک عده از بچه ها محبت و می گفتیم فلانی می گوید : من سه ماه پدرم در آمد تا این رمان را نوشتم . ببینید یک رمان این قدر ذلیل شده است . این قدر بدبخت شده است با این که سه ماه برایش زحمت کشیده می گوید بیچاره شدم . در حالی که رمان نویسی این نیست که کار یک ماه ، دو ماه و سه ماه باشد . همین است که می توانیم کارکرد و عکس العمل آن را روی نویسنده اش آن چنان که باید و شاید کشف کنیم . رمان نویسی ، یک حمام روح می تواند برای نویسنده باشد . یک نویسنده برای پیدا کردن آن فضا ها شخصیت ها و آن آدم هایی که توی قصه اش باید راه بروند و زنده باشند باید زحمت بکشد . بنابرین حالات روحی خودش را هنگام کشف آن آدم ها می نویسد این کارکرد رمان است و توصیف آن کارکرد . الان به خاطر ذلیل شدن رمان خیلی کم می شود درباره چنین کارکردی صحبت کرد . خیلی از این آقایان و خانم های محترم افتاده اند به کپی کاری و سری دوزی ، نتیجه اش هم همین می شود که شما می بینید که این آدم ها چندین و چند سال است که در همان قد قواره هستند که از اول بودند . این سطح از 5 سال پیش نه این که یک سانتی متر پیشرفت نکرده بلکه 10 متر هم دعقب تر رفته اند . همین است که اگر فردا ایشان نباشد در صحنه ادبیات هم هیچ اتفاقی نمی افتد .

* وظیفه جامعه در قبال  خدمات دهی به نویسندگان چیست ؟ جامعه به چه شرایطی می رسد که رمان را می طلبد و به آن روی اقبال نشان می دهد .

** خیلی شرایط ممکن است پیش بیاید . عده ای تا چند سال گذشته می گفتند اخنتاق است و نمی توانیم کاری کنیم . بعد از مدت زمانی که راه باز شد ، کتابهایشان را چاپ کردند . اما دیدم اتفاقی نیفتاد . اصلا چیزی نداشتند که چاپ کنند . ونه آن قدر که ادعا می کردند حرفی برای مخاطب پر حوصله ی پس از انقلاب و جنگ داشتند . از آن شرایط بسیار عالی که در یک کشور نویسنده های قدر پیدا شود شرایط پس از جنگ است . این شرایط از شرایط ایده آل برای جوامع است تا ادبیاتش بخصوص ادبیات جنگ شکوفا شود . در چنین شرایطی یک جامعه نویسنده ی خوب پرورش می دهد . بعد از جنگ در کشور آلمان یا در کشورهای نظیر چک یا اسلواکی نویسندگان بزرگی پرورش پیدا کردند . ولی ما این کار را نتوانستیم بکنیم . یعنی همین فرصت هم که می توانستیم نویسنده خوب پرورش بدهیم از دست رفت و احتمالا دیگر نمی توانیم چنین کاری بکنیم و نویسنده های خوب در وادی جنگ پدید آوریم . امروز واقعا شک دارم در حیطه ادبیات جنگ نویسنده خوبی پیدا کنیم . 

* چرا به چنین اعتقادی رسیده اید ؟ 

** خیلی چیزها باعث پیدا شدن این اعتقاد شده است . مسئولان ما نسبت به تشویق و تمجید نویسندگان تکلیفشان مشخص نیست . همه می خواهند آن چه را که آنان می خواهند نوشته شود نه آن چه که واقعیت داشته .

* احتمالا نظر شما درباره کتاب هایی که برای جنگ نوشته شده یا فیلم هایی که               برای  جنگ ساخته شده مثبت نیست ؟

**بعضی وقت ها که من کتاب های مربوط به جنگ را می خوانم یا فیلم هایش را می بینم، متوجه می شوم که آنها واقعیت جنگ نیست . خیلی فاصله دارد . با توجه به این که خودم هم در جنگ بوده ام می بینم ، اینها آن چیزی نیست که در جنگ ما وجود داشت . این دروغ است ولی متاسفانه چنان جا افتاده که اگر شما ترس یک رزمنده را در جبهه بنویسید و کتاب را پیش هر ناشری ببرید روی آن خط می کشد و چاپ نمی کند . اگر تزلزل فکری یک رزمنده را بنویسی و نشان دهی در آن خط می کشند و هزاران انگ ضد جنگ را می زنند . یعنی جنگ ما حق بود . ما هم بر حق بودیم و علیه متجاوز جنگیدیم ولی مسولین ما هنوز باور ندارند که ما حق بودیم و چون از عمق وجود این حکایت را باور نکرده اند می ترسند که این مسائل مطرح شود . در حالی که ما هیچ مشکلی نداریم . ما متجاوز نبودیم . ما دشمن را بیرون راندیم آن هم با قدرت تمام ما بزرگ ترین افتخارات را توی جنگ های دنیا کشف کردیم . هفت درصد نیروهای ما که وارد جنگ شدند ، داوطلب بودند ما بزرگ ترین عملیات های جنگمان را نیروهای داوطلب انجام دادند . نیروهای داوطلب خیلی فرق می کند با سربازی که اجباری به جبهه رفته است ظاهراً ما هنوز به این یقین نرسیده ایم که حق بودیم و در این به حق بودن ها همه این ها هست . ترسی ، اضطراب ، تزلزل و هر اتفاق دیگری هم ممکن است باشد . همین داوطب هم بچه دارد خواهر و مادر دارد همسر دارد و ممکن است به فکر مادرش بیفتد به فکر همسرش بیفتد ممکن است اینها باعث ضعف روحی اش بشود . اما می خواهیم همه اینها را در  ذهن مان با آن ایده آل ها بپوشانیم . همان حرفی که اول صحبت گفته ایدئولوژی مان لباس داستان بپوشانیم .

*به نظر شما چرا عده ای که حتی لحظه ای در جنگ حضور نداشته اند اکنون برای دفاع مقدس به اصطلاح ، رگ گردنی شده اند این حس تا حدودی است که افرادی در جنگ حضور داشته اند و تا پای جان از اعتقاداتشان دفاع کرده اند . جلوتر و شدیدتر است ؟

**ببینید آرمان های واقعی با آرمان های دروغین خیلی فرق می کند بعضی ها آرمانی برای خودشان می سازند که هیچ کس نتواند خلاف آن را بر زبان بیاورد . عده ای از این آرمان سازها برای جنگ چیزهایی را مطرح می کنند که کسی نتواند وارد آن محیط شود این ساخت و سازها بیشتر برای حفظ آن میز است که در اختیار دارند تا حفظ آن اعتقادات . این آرمان ها میزی و صندلی است .

*فکر نمی کنید وظیفه رمان باز تاب این دغل کاری ها وظاهر فریبی ها می باشد ؟

**به نظر من کسانی که به چنین موضوعاتی پرداخته اند نویسندگان بزرگی شدند و توانسته تاثیر گذار شوند چه در جامعه خودشان چه در جامعه آینده . اگر تاریخ نویسندگان اثر گذار را بررسی کنند حتما انگشت روی چنین نویسندگانی گذاشته         می شود . دقیقا به خاطر همین است که می گوییم آینده رمان را روشن نمی بینیم .

کسی که بیاید با دل و جرات و با دانش و دلسوزی به این موضوعات بپردازد ما نداشته ایم . البته به طور دروغین و برای مطرح شدن در سطح جهان و جایزه در پن و این حرف ها خیلی ها این کار را کرده اند . اما این اقدامی دروغین است یعنی رفیق خود آن آدم هم می دانست که کار آن شخص دروغ است تا وقتی که نطفه داستان صحیح نباشد کا هم صحیح نخواهد شد . ولی وقتی کسی با عمق جانش و دلسوزی همان طور که خودش می سوزد این دغل کاری ها را بگوید اثر خواهد کرد من این چنین کسی را نمی بینم  زیرا صداقت در نوشتن وجود ندارد .

*تغییرات وتحولات اجتماعی تاثیرات جدی بر ادبیات ملل گذاشته است . آیا انقلاب و دفاع مقدس توانسته سبک تازه ای از نوشتن در ادبیات داستانی را به وجود آورد ؟

**ما نمی توانیم بگوییم ماشین ایرانی می سازیم . ماشین است و هر جا ساخته شود ناچار باید دنده و گیربکس و فرمان و چرخ داشته باشد داستان هم خارج از این قاعده نیست . چارچوبی برای داستان وجود دارد که نویسنده باید در آن چارچوب و سبک بنویسد . گوناگونی ها البته وجود دارد ولی قاعده داستان خدشه پذیر نیست . در ادبیات جنگ ما هم هر کاری بشود در همین چارچوب انجام خواهد شد ولی همان طور که ماشین ساخت ما از چند سال بیش تغییر نکرده است داستان نویسی ما هم تغییر نکرده است .

*نظرتان درباره اهدای جوایز انتخاب آثار برگزیده چیست ؟ چنین گزینش هایی را چقدر کارشناسی شده می دانید ؟

**من تا به حال ندیده ام در کشور ما جایزه ای داده باشند که دور از حب و بغض بوده باشد یا داروهایی صورت گرفته باشد که بر پایه های ادبی استوار باشد حتی جوایزی که خودم گرفته ام . واقعا فساد رخنه کرده و یا در حال رخنه کردن است . با کلک و حقه بازی نمی شود ادبیات را جهانی و گسترش داد .

*آیا رمان خواهید نوشت که هیچ نشانی از جنگ از آن دیده نشود ؟

**الان چنین چیزی توی ذهن من نیست . هیچ سوژه ای ندارم که چنین کاری بکنه . شاید روزی این چنین کاری کردم . شاید . آینده را خدا خبر دارد .

 

امیرحسین دهقانی

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین