هنرمندان چگونه به تئاتر دفاع مقدس می‌نگرند

جنگ‌ها بر «فرهنگ» مردمان تاثیرگذارند و «هنرمندان» اثر پذیرفته از جنگ‌ها، آثار هنری گوناگونی را آفریده‌اند که شماری از این آثار در زمره‌ی شاهکارهای هنری به شمار می‌آیند.
کد خبر: ۲۲۹۰۱
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۵ - 02July 2014

هنرمندان چگونه به تئاتر دفاع مقدس می‌نگرند

به گزارش خبرگزاری دفاع مقدس به نقل از حوزه هنری، رشته تاثیر جنگ در هنرمندان و هنر جامعه به ویژه در هنر نمایش، سر دراز دارد؛ نزدیک به پانصد سال پیش از میلاد مسیح (ع) اشیل، نمایشنامهنویس نامدار یونانی، متاثر از جنگ میان ایران و یونان نمایشنامهی «ایرانیان» را نوشت و از این دست آفرینشهای هنری تا امروز در تئاتر، سینما و تلویزیون ادامه دارد.

بیش از بیستوپنج سال از پایان دفاع مقدس ایران اسلامی در برابر رژیم بعث عراق گذشته است. هنرمندان تئاتر ایران از روزهای آغازین این جنگ تا اکنون تلاشهای بسیاری را در زمینهی تئاتر دفاع مقدس انجام دادهاند. اما آنچه واضح است، سخنهای ناگفته، کارهای انجام نشده و راههای نرفته بسیارند و نقدها و دلگیریها در این میان بسیار حضور دارد.

صادق عاشورپور در جلد ششم از کتاب نمایشهای ایرانی- که به «نمایشهای جنگ و دفاع مقدس» اختصاص دارد- مینویسد: «اینک گاه آن رسیده که از نمایش سخن گفته شود، که اگر خوب ارزیابی و شناسایی شده و به آن پرداخته شود، به خاطر ماهیت و گستردگی اندیشه و اهداف مقدسش، تردیدی نیست که میتواند بنمایهی بخشی از تئاتر ملی ما گردد و در خدمت فرهنگ دینی و ملی ما قرار گیرد و تطهیر و دلاوری را بهسان اسطورههای ملی و رخدادهای مذهبی در جامعه رواج دهد و قهرمانانی چون زریر، سیاوش، ایرج، آرش، رستم، آریو برزن، بابک و یاران سرور و سالار شهیدان، حسینبنعلی(ع) در دشت خونین کربلا را بیشتر به ما بشناساند، قهرمانانی که هرگز، نه داعیهی قهرمانی داشتند و نه عشق به قهرمان شدن، اما در نبرد با دشمن بعثی آنچه کردند، نشان دادند که این سرزمین هیچگاه خالی از قهرمانان ملی با اندیشهی عاشورایی نیست و این تئاتر، تئاتر جنگ است ». (عاشورپور، 1389، 9)

عاشورپور منشا و پیدایش نمایش جنگ در ایران را از سه جنبهی «تاریخ اسطورهای»، «تاریخ ملی (سیاسی)» و «تاریخ معاصر (دفاع مقدس)» قابل پیگیری میداند و بر این باور است که «نمایش جنگ (دفاع مقدس) به سه شکل پیدایی یافت:1- از داخل زیرزمینها و پناهگاههای زیرزمینی و بعضا باغها، به عنوان مخفیگاه. 2- در داخل مدارس و آموزشگاهها و اماکنی مشابه. 3- در پشت خط مقدم جبههها». (همان، 297)

اما آیا تئاتر دفاع مقدس را میتوان جدای از بدنهی تئاتر کشور لحاظ کرد؟ دکتر محمدعلی خبری؛ پژوهشگر و استاد دانشگاه؛ معتقد است تئاتر دفاع مقدس جزئی از بدنهی کلی تئاتر کشور است. او در گفتوگو با نگارنده اظهار داشت: "تئاتر دفاع مقدس جدای از جریان کلی تئاتر ایران نیست. در بدنهی تئاتر ایران، مسائل سیاسی، اجتماعی، خانوادگی و... وجود دارند و در تئاتر دفاع مقدس هم باید این مسائل مطرح شوند."

اما به اعتقاد برخی، همین تئاتر دفاع مقدس که جزئی از بدنهی کشور محسوب میشود نیازمند حمایتهای بیشتری است.

محمدرضا الوند؛ نویسنده و پژوهشگر؛ در اینباره به نگارنده گفت: "برخی نهادها و سازمانها از هنر دفاع مقدس حمایت کرده و میکنند و باید در رابطه با ایثار، حماسه، دفاع، جانبازان و شهدا، آمار فعالیت فرهنگی ارائه کنند اما ظاهرا تئاتر دفاع مقدس دغدغهی کسی نیست و گویا نگاه به این مساله مانند دیگر چیزها نگاه کپسولی است و ساز و کار درستی برای آن در نظر گرفته نشده است."

اما مسئلهای که در تئاتر دفاع مقدس مشهود است اینکه برخی حمایتهای ارگانها از تئاتر دفاع مقدس منجر به تولید آثار سفارشیای شده که نتوانسته نظر مخاطبین و منتقدین را به خود جلب کند.

الوند در همین رابطه اظهار داشت: "هر پدیده تا زمانی که مناسبتی و فرمایشی باشد شکفته نخواهد شد و جریان خودش را نخواهد یافت. نویسندگان غربی تحت تاثیر جنگ جهانی، نمایشنامه، فیلمنامه و رمان مینویسند. این نوشتنها فرمایشی نیست، بلکه هنرمند و متفکر بازتاب تاثیرهای جنگ جهانی را همچنان میبیند. این گونه است که آثار آنها تصنعی و شعاری نمیشود."

این نویسنده ضمن مخالفت با خطکشیهای کلیشهای برای تئاتر دفاع مقدس گفت: "نباید تئاتر دفاع مقدس، تئاتری موضوعی و خاص و از دیگر تئاترها جدا بشود. این مقوله باید مقولهای عادی باشد و برای آن ارزش قایل شویم. متاسفانه چندان که باید به مردمان دوران دفاع مقدس نپرداختهایم. سوال اینجاست که مگر از آن رشادتها، لحظهها، جلوی گلوله رفتنها و... کم حرف برای گفتن داریم؟ اما چیزی که از جریان و سیر طبیعیاش خارج شود، خطرناک است. منظور آنکه انقلاب برای همه است و برای شخص خاصی نیست. به عبارتی نباید مدام خط کشی کرد که ما فلان انجمن یا فلان کانون هستیم! تئاتر دفاع مقدس نیاز به رویکرد جدید دارد و این رویکرد نیز باید از دل جامعه بیرون بیاید."

نکتهای که الوند بر آن تاکید میکند، مورد توافق بسیاری از هنرمندان است. اینکه باید تئاتر دفاع مقدس از کلیشهها و قیمومیت برخی نهادها خارج شود و از دل جامعه بیرون آمده و منتشر شود.

هوشنگ هیهاوند؛ کارگردان و بازیگر تئاتر؛ نیز همین تاکید را دارد. او به ماندگاری واقعهی عاشورا اشاره داشته و گفت: "ما در تاریخ، عاشورا را داریم. هزار و اندی سال گذشته است، اما عاشورا مانده است. چرا عاشورا ماندگار شده است؟ چون خود مردم ساز و کار ماندگاری آن را به دست گرفتهاند. چون مردمی که نمایش را میشناختهاند، آن اتفاق و داستان را گرفته اند و به شکل تعزیه درآورده اند و اینگونه نبوده که نهاد یا دولتی متولی نگهداری از ارزشهای عاشورا باشد. عاشورا در دل مردم بوده و هست."

وی معتقد است برای پاسداری از ارزشهای دفاع مقدس باید همهی جریان را به مردم واگذشت: "به طور مثال، ساز و کار جشنوارهی تئاتر دفاع مقدس از دل مردم بیرون نیامده است و با توجه به این همه رسانه که به جنگ و مقاومت میپردازند، همهی آثار تنها دارای یکسری از وجوه و نگاهها بودهاند که البته نگاه همهی مردم در آن مشهود نیست."

هیهاوند همچنین معتقد است باید همهی وجوه جنگ و دفاع مقدس با مردم در میان گذاشته شود. او در بخشی دیگر از صحبتهایش خاطرنشان کرد: "بعد از این سالهایی که از جریان جشنوارهی تئاتر دفاع مقدس گذشته است، تنها به دو وجه حماسی و تاریخی موضوع، پرداختهایم. اما چرا؟ آیا عدهای ترسیدند و اجازه ندادند که هنرمندان حرفهایشان را بزنند و زمینه برای تولید آثار با نگاه های دیگر به وجود بیاید؟ من فکر میکنم همینطور است. معتقدم باید در موضوع تئاتر دفاع مقدس، همهی واقعیتها و ضعف و قدرتها دستمایهی تولید اثر قرار گیرد تا تماشاگران خاص و عام، احساس همراهی و صداقت کنند."

او بخشی از اعتراض خود را نیز متوجه هنرمندان میداند: "هنرمندان هم اهمال کاری کردهاند. هنرمندان از انگ خوردن نترسند. مسوولان هم از هنرمندان نترسند و به ایشان اعتماد کنند. چرا که شکل کلیشه شدهی تئاتر دفاع مقدس دیگر پاسخگوی مخاطبین نیست و جوانان با آن ارتباط برقرار نمیکنند. یادمان باشد رسانههای بسیاری هستند که میخواهند با جوانان این سرزمین ارتباط بگیرند. اگر در حفظ ارزشهای دفاع مقدس فضا را برای تئاتر دفاع مقدس باز نگذاریم، جوانان را از دست دادهایم."

از سوی دیگر جمشید خانیان؛ نمایشنامهنویس؛ معتقد است بازی با واژهها باعث شده تعریف درستی از تئاتر دفاع مقدس ارائه نشود. این نمایشنویس در گفتوگو با خبرنگار صحنه اظهار داشت: "اتفاقی که افتاده، تاکید و پافشاری بر برخی واژهها است. مثلا بحث بر سر آن است که بگوییم جنگ یا دفاع مقدس یا ضد جنگ؟ با تاکید و پافشاری بر این مسایل دچار سفسطه و حرافی میشویم. مشکل اساسی از واژهها شروع میشود و تا فرم و محتوا ادامه می یابد. پدیده ای مانند جنگ هم وقتی وارد تئاتر می شود، دچار مشکل می گردد."

اما چه چیز باعث شده و میشود تا فضای کار در تئاتر دفاع مقدس به زعم هنرمندان آنطور که باید، باز و آزاد نباشد؟

علیرضا نادری؛ نویسنده و کارگردان شاخص تئاتر؛ که چندین اثر با موضوع تئاتر دفاع مقدس در کارنامهی خود دارد به نگارنده گفت: "هنر و به ویژه تئاتر به اعتبار آنچه که میگویند، تولید ژانر نمیکنند، بلکه به اعتبار آنچه که به آن میاندیشند، ژانر تولید میشود. در مورد تئاتر دفاع مقدس نیز سازمانی درست شد و گفتند آنچه ما میگوییم، نه آنچه شما میبینید! اتاق فکر تاریکی شکل گرفت و البته شکست خورد. این حرکت از نطفه غلط بود. بعضیها که دغدغهی تئاتر دفاع مقدس و حرفی برای گفتن داشتند مجالی برای بروز پیدا نکردند، اما حرفها و نمایشنامههایشان را نوشتند و نوشتههایشان در گنجینهها موجود است!"

در مجموع نادری معتقد است که هنرمند وظیفه و کار خود را انجام داده گرچه بروز نکرده است. او همچنین این پرسش را مطرح میکند که بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در زمینهی تئاتر چه کار کرده است؟ او بر این باور است که باید دستاوردهای سازمانها و نهادهایی را که از سال 1367 تشکیل شدهاند تحلیل کنیم و عذر بعضیها را بخواهیم.

او می گوید: "سال 1374 همزمان با نوشتن نمایشنامهی «پچپچههای پشت خط نبرد» در پایاننامهام به این نکته اشاره کردم که کمال مطلوب رزمندگان، تفاوت اصلی ایشان است. در دفاع مقدس تلاش مهم است و آدمهای شکستخورده هم مقدس و جذاب هستند. ما باید راز زیبایی و مانایی رویدادها و آدمهای دفاع مقدس را بازشناسی کنیم. من و افرادی دیگر این حرفها را گفتیم، اما گوش نکردند و اعتبارات مالی مربوط به این جریان را حرام و تباه کردند."

مسئله واضح است. واقعیت این است که عدهای که خود را متولی تئاتر دفاع مقدس میپنداشتند و میپندارند، هنوز میخواهند بر سر آموزههای ایجاد تهییج دوران جنگ، آثار تبلیغی و گاه شعاری تولید کنند. هنرمندان اما اکنون نظر دیگری دارند و قریب به اتفاق نظرشان این است که زمان تولید نمایشهای تبلیغی گذشته است. اکنون زمانی است که باید واقعیتها و آسیبهای آن دوران نیز در پس نمایشها بازگو شوند تا ارزشهای والای دفاع مقدس جلوه کند. هنرمندی که از بطن جامعه آمده، حماسهها و شهادتها و ایثار دوران هشت سال دفاع مقدس را لمس و گاه تجربه کرده است، نیاز به فضایی دارد تا خود برای نمایشش تصمیم بگیرد، تنها کمی اعتماد میخواهد.

برچسب ها: حوزه هنری
نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار