یادداشت/ مجید تفرشی
قیام گوهرشاد مهمترین رویارویی دین و حکومت در رژیم پهلوی بود
قیام گوهرشاد مهمترین و بزرگترین رویارویی دین و حکومت در رژیم پهلوی بود. به روایت شاهدان، اغلب زخمیهای این حادثه به همراه کشتهشدگان، شبانه در گورهای دستهجمعی مدفون شدند.
به گزارش گروه سایر رسانه های
دفاع پرس، مجید تفرشی در یادداشتی نوشت:
در اسناد آرشیوهای انگلیسیزبان، به خصوص اسناد آرشیوهای بریتانیایی و آرشیو دیوان هند(محفوظ در کتابخانه ملی بریتانیا) و آرشیو خصوصی بانک شاهی ایران (اکنون متعلق به بانک اچ.اس.بی.سی) اسناد زیادی درباره ابعاد حوادث مختلف خراسان، شهر مشهد و آستان قدس رضوی در سدههای نوزده و بیست وجود دارد.
به باور من باید قیام گوهرشاد به عنوان مهمترین و بزرگترین رویارویی دین و حکومت در ایران را در سه اقلیم محلی، ملی و منطقهای مورد بررسی قرار داد. برای بررسی چنین رخداد تاریخسازی چارهای نیست جز این که زمینهها و ریشهها و تبعات آن را به طور گسترده و عمیق مورد بررسی قرار داد.
اهمیت راهبردی خراسان بزرگ
در این مسیر بررسی تحولات اقتصادی منطقه خراسان آن زمان (که شامل سیستان و مناطق هم مرز با هند مستعمره بریتانیا و روسیه تزاری و اتحاد جماهیر شوروی بعدی بوده) و اقالیم اقماری خراسان و شهر مشهد، سیر تحول آستان قدس رضوی و جایگاه مردمی و دولتی و نحوه مدیریت آن، اهمیت کمی و کیفی حوزه علمیه مشهد و فراز و نشیبهای آن در ادوار مختلف، تحولات سیاسی و جنگ قدرت در منطقه، فراز و نشیبهای فرهنگی منطقهای، وضعیت اجتماعی و سنتی خراسان و مشهد، ترکیب جمعیتی خراسان و مشهد، تحولات نظامی و ارتش در خراسان و مرزهای گسترده آن، در دوران سلطنت قاجار، در دوران گذار از قاجار به پهلوی و در دوران سلطنت رضاخان/ رضا شاه به بعد، از جمله مواردی است که در این مجموعههای سندی میتوان اطلاعات مهمی درباره آنها یافت.
تا زمانی که اهمیت راهبردی و ژئوپلتیکی منطقه خراسان بزرگ، شهر مشهد و آستان قدس، در ادوار مختلف به خصوص در سالهای پس از جنگ جهانی اول تا نیمه اول سلطنت پهلوی اول مورد بررسی دقیق قرار نگیرد، مطالعه قیامگوهرشاد بدون توجه به ریشهها و تبعات تاریخی آن، کاری ناقص، یک سویه و دارای ارزش کیفی و کاربردی محدود خواهد بود. باید توجه داشت که شناخت درست و کامل از رابطه دین و حکومت در این دوره، به خصوص جایگاه مجتهدان، علما و حوزهها و مدارس علمیه در منطقه و رابطه میان اقشار مختلف مردم با رهبری روحانی (به خصوص روزنامه نگاران، بازرگانان منطقهای، بازرگانان محلی، کسبه خردهپا، فعالان سیاسی مذهبی و غیرمذهبی اعم از ملی و سوسیالیست تحت تاثیر بلشویسم) میتواند ما را به شناخت دقیق و عمیقتر موضوع کمک کند.
رضاشاه و چهرههای خراسان
از سوی دیگر، برای بررسی وضع منطقه خراسان و مناطق اقماری آن، به خصوص شهر مشهد در جریان قیام گوهرشاد نیازمند تغییر و تحولات شگرف در رابطه دربار با املاک وقفی آستان قدس و دست اندازی شگفت شخصی رضا شاه به املاک وقفی آستانه مقدسه و تحولات ساختار مدیریتی آستان قدس و مسجد گوهرشاد (که تا آن زمان از نظر سنتی مدیریتی جداگانه داشتند) است.
در این مسیر از یک سو باید به دگردیسی جایگاه حکومتی و محلی و مردمی محمدولی خان اسدی (مصباح دیوان) نایب التولیه منصوب و ناکام رضا شاه و مناسبات و رقابت خونین او با سه قطب دیگر حکومتی در منطقه (فتح الله خان پاکروان والی خراسان، سرتیپ ایرج مطبوعی فرمانده لشکر خراسان و سرهنگ بیات رییس نظمیه) توجه کرد.
بررسی زندگی، زمانه و کارنامه پر فراز و نشیب و پر رمز و راز محمدولی خان اسدی، به همراه دیگر کسانی که در ماجرای گوهرشاد حضور داشتند، از قبیل شیخ محمدتقی بهلول و نواب احتشام رضوی، و بررسی زندگی آنان قبل از قیام گوهرشاد و سرنوشت آنها پس از قیام، در شناخت تحولات دینی و فرهنگی و اجتماعی منطقه بسیار مهم و غیرقابل اغماض است.
هزارههای خراسان
یکی دیگر از مسایل مهم و تاثیرگذار در قیام گوهرشاد که باید به آن توجه کرد، وضع مالکان و رعایا؛ چه مالکان خصوصی که اندک بودند و چه اکثریت مستاجر املاک وقفی آستانه است که تغییر وضعیت اجتماعی و طبقانی آنان، به خصوص بر اثر دست اندازی رضا شاه به املاک وقفی، به خصوص در فریمان در جریان بروز قیام گوهرشاد تاثیر مستقیم داشتند.
در این میان به ویژه باید به نقش جماعت مهاجر شیعه متدین افغانستانی از قوم هزاره در خراسان که در افواه عمومی مردم منطقه به بربری شهرت داشتند و دولت رضاشاه نام ساختگی خاوری به آنان نهاده بود نیز توجه شود. این عده در جریان مقابله با نیروهای دولتی در تیرماه 1314 و تحولات منتهی به قیام گوهرشاد و تبعات آن نقش مهمی داشتند که کمتر مورد توجه و بررسی واقع شده است.
گورهای دسته جمعی
مساله تعداد کشته شدگان مردمی در جریان قیام گوهرشاد از هر دو سوی گزارشهای رسمی دولتی عصر پهلوی و منابع مذهبی، به خصوص در تاریخ نگاری پس از انقلاب اسلامی، بعضا توام با گمانه زنی و همچنین گاهی با نیات تبلیغی و غیرعلمی توام بوده است.
علیت دقیق نبودن تعداد کشته شدگان این ماجرا را بیشتر در دو نکته باید دید. نخست آن که به روایت اغلب شاهدان، به دستور شخص شاه و اجرای فرمانده لشکر و والی خراسان، اغلب زخمیان هنوز زنده مانده این حادثه یک جا به همراه کشته شدگان، شبانه در گورهای دستهجمعی مدفون شدند. در نتیجه برخلاف اغلب حوادث خونین و قتل عامهای تاریخی در ایران و دیگر کشورها، تعداد کمی زخمی از این حادثه مانده و ضمنا آمار دقیقی از کشته شدگان نیز موجود نمیباشد.
از سوی دیگر، اصولا به دلیل ماهیت مردمی و مسافرپذیر مشهد، آستان قدس رضوی و به خصوص مسجد گوهرشاد، به دلیل کشتار شبانه مردم، به روایت شاهدان عینی، اغلب کشته شدگان از بین زایران غیربومی و فاقد خانه و خانواده در مشهد بوده و لذا ردیابی آنان و شمارش تعداد کشته شدگان اقدامی بسیار دشوار و حتی ناممکن بوده است. به ویژه آن که در شرایط بسیار دشوار پلیسی و امنیتی در آن دوران اختناق، اساسا مجال چندانی برای پیگیری کشته شدگان از جانب اقوام و بازماندگان آنها، به خصوص افراد غیربومی بدون داشتن ارتباطات تاثیرگذار محلی نبوده است. ضمنا به این تعداد البته باید جان باختگان مهاجر هزاره بعضا مقیم فریمان را نیز افزود که نقش مهمی در قیام و مقابله با ماموران مسلح دولتی را داشتند.
آمار کشتههای قیام خونین
در هر شکل و با هر استاندارد و محاسبهای، به باور من، تعداد کشته شدگان مردمی در جریان قیام خونین گوهرشاد کمتر از 300 نفر نبوده و حتی این میزان تخمینی نیز بیش از یازده برابر تعداد مورد ادعای تاریخنویسی رسمی دوره پهلوی و همچنین دفاعیات ایرج مطبوعی در دادگاه انقلاب اسلامی است. باید توجه داشت که اهمیت قیام گوهرشاد صرفا در تعداد جان باختگان آن نیست. این حادثه، چنان که پیشتر گفته شد، مهمترین رویارویی دین و حکومت در ایران و به همراه حادثه کشف حجاب، نقطه پایان یک دوره هفت ساله از این منازعه همه جانبه است.
تعامل، سرکوب، خشونت
اگر از منظر روابط دین و حکومت دوران بیست ساله سلطه رضاخان/ رضا شاه را به سه قسمت تقسیم کنیم، دوره نخست (البته با استثنائاتی) از 1299 تا 1307 دوره نسبی تعامل و تحمل دین و حکومت در ایران است. دورانی که با تشکیل و البته پایان کار کمیسیون حرمین شریفین با مشارکت علما و دولتیان، برای مقابله با تعدیات وهابیان و آل سعود در تخریب قبور ائمه به اخر رسید. از 1307 تا 1314، دوران منازعه جامعه دینی با حکومت در ابعاد مختلف بود. این رویارویی نهایتا با سرکوب قیام گوهرشاد و به تبع آن ماجرای کشف حجاب، موقتا و در کوتاه مدت، به نفع حکومت پهلوی تقریبا یک سره شد.
نهایتا در سالهای 1314 حکومت پهلوی اول توانست برای چند سال جامعه دینی و روحانیان را سرکوب، منفعل و منزوی کرده و سیاستهای مورد نظر خود را اعمال کند. با این همه، به دلایل مختلف، به خصوص به دلیل اعمال سیاستهای اجتماعی و فرهنگی از طریق خشونت و عدم دیرپایی بسیاری از این سیاستها، به محض استعفا و خروج رضا شاه از ایران، جامعه دینی به سرعت قدرتی مضاعف یافته و توانست جایگاه از دست رفته و نفوذ گسترده و عمیق خود در ایران را بازیابد.
به گمان من بدون بررسی وضعیت حوزه های علمیه در دوران رضا شاه و اصرار نهادینه برای خاموشی چراغ مدارس دینی در منطقه پس از قیام گوهرشاد و همچنین مساله مرجعیت و مجتهدان موثر در منطقه از قبیل آیت الله سید حسین قمی، میرزا محمد نجفی(آقا زاده خراسانی)، سید یونس اردبیلی و دیگر مجتهدان، مدرسان و سادات رضوی مقیم خراسان و سرنوشت آنها نمیتوان به تصویر کاملا دقیقی از جامعه آن روزگاران و تحولات مشهد و آستان قدس رضوی در دوره پهلوی اول رسید.
کارهای ضروری امروز
من بر این باورم که درباره قیام گوهرشاد کم سند و پژوهش ارایه و منتشر نشده است. ولی در این میان چند مساله وجود دارد. نخست این که بسیاری از اسناد و منابع موجود پراکنده بوده و یک بانک اطلاعاتی یا تاریخنگاری جامع، مدون و موثق درباره این رویداد مهم وجود ندارد. دوم این که شماری از آثار تالیفی دارای وجه غالب تبلیغی و احساسی (مثبت یا منفی) بوده و از نظر پژوهشی، روشمندی و عمق علمی دچار نقصان جدی هستند. سوم این که اغلب آثار به جنبهها و زمینههای مقدماتی و تبعات گسترده و عمیق محلی، ملی و منطقهای و بررسی تحولات موازی قیام گوهرشاد توجهی نداشته و صرفا به صورت مقطعی و برش تاریخی به اصل حادثه پرداخته و از مقدمات و تبعات آن (به خصوص در ابعاد اداری، اجتماعی و فرهنگی) غافل ماندهاند.
در این میان ثبت و ضبط یادمانده های افراد یا بازماندگان افراد دارای خاطرات از حوادث خراسان در آن دوره اقدامی ضروری است. از دوران پس از شهریویر 1320 و با یک وقفه طولانی از ابتدای پیروزی انقلاب کارهای مهم و مفیدی در این مورد انجام شده که ضمن دارا بودن نواقص و مشکلاتی دارای اهمیتی ویژه و غیرقابل جایگزین هستند. این نوع کارها از انتشار کتاب خاطرات برخی از روزنامه نگاران، روحانیان و نظامیان حاضر در آن جریانات گرفته تا پروژه های تاریخ شفاهی مرکز اسناد آستان قدس رضوی قابل توجه و ارزشمند هستند. از سوی دیگر، اسناد و خاطرات ماموران خارجی حاضر در خراسان آن زمان نیز نیازمند واکاوی و بررسی جدی هستند.
بنا به تجربه من، یکی از راههای بررسی برای اسناد و مدارک دیده نشده و ناشناخته رسمی و شخصی بینالمللی درباره تحولات خراسان، مشهد و آستان قدس، واکاوی و بررسی و جستجوی زندگی، زمانه و کارنامه دیپلماتها و ماموران خارجی مقیم ایران و مشهد در آن دوره و کنکاش در اوراق و خاطرات به جا مانده از آنها در میان خانواده های آنان است. این مسیری بسیار دشوار و تخصصی است که گاهی بی ثمر و گاهی کم محصول است. ولی امکان رسیدن به منابع ناشناخته و تازه یاب، ارزش این بررسی و تلاش زمانبر و طاقت فرسا را دارد.
بازتاب ملی و بینالمللی قیام گوهرشاد
در موارد متعددی، مساله حجاب و کشف حجاب در تاریخ نگاری قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بیشتر دستمایه کشمکشهای ایدئولوژیک و سیاسی شده و کمتر به صورت یک مطالعه مهم کاربردی و موردی در جهت آسیب شناسی و ارزیابی کارآمدی یا ناکارآمدی سیاستهای فرهنگی دوران بیست ساله رضا شاه و پس از آن مورد توجه واقع شده است. از این منظر استفاده تبلیغی و تهییجی له یا علیه کشف حجاب کم صورت نگرفته، ولی هنوز جای زیادی برای کارهای جدی سندی و پژوهشی در این مورد باقی است.
باید توجه داشت که قیام گوهرشاد دارای ابعاد ملی فراوانی بوده و نخستین اثر آن تعجیل عمدی رضا شاه در اعلام و اجرای کشف حجاب اجباری و تغییر زمان آن از بهار 1315 به دی ماه 1314 بود. این اقدام به تصریح علی اصغر حکمت وزیر معارف وقت، به دلیل جو ارعاب ناشی از سرکوب قیام مشهد و محاکمات نمایشی و اعدام اسدی در آذر 1314 بود. قصد شاه آن بود که از این فضای سرکوب و ارعاب به سود پیشبرد سریع و بیدردسر کشف حجاب در سراسر ایران استفاده کند.
اسناد موجود در آرشیوهای بینالمللی میتواند پرتوی جدیدی بر این قبیل مطالعات مهم مبنایی یا تکمیلی تحولات اجتماعی، دینی و فرهنگی خراسان، مشهد و آستان قدس در دوره رضا شاه و به خصوص در جریان قیام گوهرشاد کمک کند. علاوه بر موارد ذکر شده، در این اسناد اطلاعات ذی قیمتی از زندگی، ارتباطات و فعالیتهای چهرههای سرشناس محلی، به خصوص رهبران دینی وجود دارد. این اطلاعات ریز به همراه تحلیل و بررسیهای ارزشمند، عمدتا در خلال گزارشهای خفیه نویسان محلی کنسولگری بریتانیا و همچنین گزارشهای نوبهای هفتگی، ماهانه، فصلی و سالیانه ارسالی به سفارت در تهران یا وزارت خارجه بریتانیا در لندن وجود دارد. بدیهی است که این قبیل اسناد، مانند هر سند دیگری باید به شیوه بررسی نقادانه مورد استفاده واقع شده و ضمن اهمیت غیرقابل انکارشان، هرگز صد درصد صحیح نبوده و عاری از غرض ورزی یا اشتباه سهوی نیستند.