پرواز به سوی شهادت
«شهید عبدالحسین اسدی» برای حفظ دستاوردهای انقلاب و ادامه راه برادر شهیدش به کاروان عشق و ایثار پیوست و عازم جبهههای نبرد حق علیه باطل شد تا در نهایت پرواز به سوی شهادت را رقم بزند.
به گزارش دفاعپرس از آذربایجان شرقی، «شهيد عبدالحسين اسدی» در سال 1341 در بندر شرفخانه پا به جهان گذاشت و در خانوادهای مذهبی، متدين و پر تلاش پرورش يافت. بر اساس همين تربيت خانوادگی بود كه با مذهب و مسجد آشنا شد.
تحصيلات دوره ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت تمام در همان شهر به پايان رساند و بعد از پايان دوره راهنمایی به تهران نقل مكان کرد و مشغول كار شد.
در طول انقلاب او نيز به مانند خيل انقلابیون عاشق شهادت بود و در اكثر تظاهراتها و راهپيماییها شركت فعال داشت. در ابتدای انقلاب وی به همراه دوست شهيدش «محمد جليلی» توسط ژاندارمری رژيم شاه دستگير شد. پس از یک شبانهروز مبارزه و مقاومت مردم، ژاندارمری سقوط کرد و آنها آزاد شدند.
او پس از اتمام دوره خدمت سربازی در سال 1362 به استخدام پالايشگاه تبريز در آمد و مشغول خدمت در سنگر توليد و اقتصاد شد.
عبدالحسين دارای روحيه تعاون و همكاری بود و تا آنجا كه در توان داشت میخواست در خدمت مردم و مستمندان باشد. او علاقه خاصی به امام خمينی (ره) داشت و به انقلاب اسلامی عشق می ورزيد. از اينكه برادر كوچكترش (اسدالله) در عمليات ظفرمندانه فتحالمبين در سال 1361 به درجه رفيع شهادت نائل گشته بود او نيز براي حفظ دستاوردهای انقلاب و ادامه راه برادر شهيدش به كاروان عشق و ايثار پیوست و عازم جبهههای نبرد حق عليه باطل شد. او چندين بار به جبهه اعزام و در كنار برادران رزمنده جنگید.
شهيد عبدالحسين عاشقانه و با علم و آگاهی حركت به سوی خدا را انتخاب و برای آخرين بار داوطلبانه با يك دنيا شور و اشتياق عازم جبهههای نبرد شد و با ارادهای قوی در صف مجاهدين في سبيلالله قرارگرفت تا در پاسداری از ميهن اسلامی وظیفه خویش را با تمام کمال انجام دهد.
وی سرانجام پس از چند روز مبارزه و دفاع از دستاوردهای انقلاب بر اثر تركش خمپارههای دشمن بعثی مجروح و به بيمارستان شهدای تهران منتقل شد. اما به دليل جراحات زياد پس از 23 روز بستری و مداوا در بيمارستان به آرزويش كه نوشيدن شربت شهادت بود رسید و روح پاکش از اين جهان فانی به اوج عظمت و قلّه رفيع ملكوت اعلی پر کشید.
انتهای پیام/
