به روز شده در: ۲۲ فروردين ۱۴۰۰ - ۲۳:۳۹
معرفی کتاب؛
کد خبر: ۳۵۲۴۰۶
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۹۸ - ۱۰:۰۴ - 01July 2019

«راه ستاره‌ها 1»به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر دفاع‌پرس، راه ستاره‌ها مجموعه کتاب‌هایی است که به زندگی شهدای جبهه مقاومت اختصاص دارد. اولین جلد از این مجموعه زندگی شهید «مجتبی بابایی‌زاده» را مورد بررسی قرار داده است که بیش از ۴۰ خاطره را شامل می‌شود. این خاطرات از زبان خانواده و همرزمان این شهید است که به طور خلاصه بیان شده و هر کدام به یکی از ویژگی‌های اخلاقی وی اشاره دارد.

شهید بابایی‌زاده در خرداد ۱۳۶۲ در اندیمشک متولد شد و در ۱۳ شهریور ۱۳۹۰ در شمال‌غرب کشور در ارتفاعات جاسوسان به دست عوامل گروهک «پژاک» به شهادت رسید.

قسمتی از متن کتاب:

«سه سال زندگی مشترک ما، مثل یک زندگی ۳۰ ساله پر بار بود. من و خواهر بزرگ آقا مجتبی با هم دوست و هم دوره‌ای بودیم و برای تهیه پارچه کلاس خیاطیمان به مغازه‌ای که آقا مجتبی شاگرد آن مغازه بود می‌رفتیم. در ضمن خواهر بزرگ من هم، همسر برادر بزرگ آقا مجتبی بود. وقتی صحبت خواستگاری شد، ابتدا با مخالفت‌هایی رو‌به‌رو شد. این حرف‌ها حدود شش ماه طول کشید، اما بالأخره پدر و مادر ایشان در چهغرم رمضان سال ۸۷ به منزل برادرم برای خواستگاری آمدند و بعد از موافقت خانواده، در دهم رمضان سال ۸۷ به عقد هم در آمدیم و در چهارم اردیبهشت ۸۸ برای ماه عسل به پابوس امام رضا «ع» رفتیم.

مدتی در اندیمشک زندگی کردیم و در سال ۸۹ به تهران منتقل شدیم. در واقع زندگی مشترک ما در تهران آغاز شد. قبل از آن، آقا مجتبی مرتب در مأموریت بود؛ مأموریت‌های طولانی یک ماهه یا چهل روزه در اقصی نقاط کشور؛ کارش هم بسیار سنگین بود؛ صبح می‌رفت و شب می‌آمد؛ ولی هر وقت از در خانه وارد می‌شد با وجود خستگی فراوانی که داشت، همه چیز را کنار می‌گذاشت، می‌خندید و حتی از سختی کارش برایم تعریف می‌کرد؛ من خودم متعجب بودم که با وجود این همه سختی چطور مجتبی باز هم می‌خندد. من می‌توانم بگویم که با این سه سال زندگی، آخرت خود را ساختم.»

«همیشه می‌خندید؛ حتی در مواقع ناراحتی و سختی؛ من هم رازش را نفهمیدم. موقع رفتن به مأموریت و در موقع خداحافظی، در نگاهش شوق رفتن موج می‌زد، اما با نگاهش به من می‌فهماند که بر‌می‌گردد. وقتی نبود دست به دعا بر‌می داشتم و برای دیدار مجددش لحظه شماری می‌کردم. آخرین نگاه‌هایش همیشه در خاطرم خواهد ماند و همواره آن را با خود مرور می‌کنم. همیشه برای مأموریت‌هایش نگران بودم و استرس داشتم، ولی آخرین بار، چند روز قبل از شهادتش، با هم در اندیمشک بودیم، من ماندم و مجتبی به تهران رفت؛ وقتی که تماس گرفت و خبر مأموریت جدیدش را داد، بر خلاف همیشه، خیلی راحت قبول کردم؛ خودم هم هنوز دلیل این آرامش را نمی‌دانم.»

«راه ستاره‌ها ۱» در ۱۲۸ صفحه مصور به قلم «سیدمحمود امینی» به نگارش درآمده و توسط موسسه حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس معاونت فرهنگی نیروی زمینی سپاه در پنج هزار نسخه منتشر شده است.

انتهای پیام/ 161

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها