به روز شده در: ۱۱ آبان ۱۳۹۹ - ۰۱:۵۱
نقد سریال/ علی عبدالصمدی
فصل سوم بچه مهندس، سریالی کاملا پخته و حساب شده است که به مسائل ملی اشاره دارد. علی غفاری «کارگردان»، توانست با انتخاب سه بازیگر کودک و نوجوان و جوان که تشابه ظاهری با یکدیگر دارند، بیننده را به متن سریال وفادار نگه دارد.
کد خبر: ۳۹۹۵۴۴
تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۲:۲۵ - 04June 2020

گروه فرهنگ و هنر دفاع‌پرس- علی عبدالصمدی؛ فصل سوم بچه مهندس به خط پایان رسید. زندگی نوزادی که در شرایطی سخت و خانواده ای از هم گسیخته به دنیا آمده بود تا جایی که مادرش او را به پرورشگاه می‌سپارد. بچه‌ای که هنوز هویتی ندارد با رای هیات امنای پرورشگاه جواد جوادی نامگذاری می شود. جواد در کودکی استعداد خاصی در زمینه ی تعمیر اسباب بازی ها و وسایل به اصطلاح مکانیکی از خود نشان می دهد و نهایتا در دوران رشد و بلوغ خود، در رشته ی هوا فضا تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه‌ی تحصیل می دهد.

سریالی محکم و بی حاشیه که فصل نخست آن در رمضان 1397 روی آنتن رفت و در رمضان امسال فصل سومش پخش شد. نکات بسیار ارزشمندی در هر سه فصل این سریال لحاظ شد که در خور تقدیر است. نکاتی که از دل فرهنگ ایرانی و اسلامی و شیعی نشات گرفته است. نخست توجه به ایتام که سیره‌ی نبی مکرم اسلام صلوات الله علیه و آله و نیز شیوه امیرالمومنین علی علیه السلام بوده است. که امام علی علیه السلام فرمودند الله الله فی الایتام. در تاریخ تلویزیون ایران کمتر به این موضوع ناب توجه شده بود که البته علی غفاری با ساخت سه فصل از بچه مهندس توانست نشان دهد با اهمیت دادن به یک نوزاد بی‌سرپرست، و توجه به مسائل تربیتی وی، می توان یک مهندس تحویل جامعه داد که حتی کشورهای به ظاهر ابرقدرت دنیا نیز سرش دعوا دارند.

علی غفاری توانست با انتخاب سه بازیگر کودک و نوجوان و جوان که تشابه ظاهری با یکدیگر دارند، بیننده را به متن سریال وفادار نگه دارد. انتخاب بازیگرانی که قرار است چند دوره‌ی زمانی از زندگی یک شخص را به نمایش بگذارند، کار ساده‌ای نیست و غفاری با گروه خوبی که داشت توانست خط کلی داستان را در سه فصل حفظ کند.

شخصیت اصلی داستان، یعنی جواد جوادی اگر چه در یک پرورشگاه ایتام رشد می کند ولی با توجه به این که با آموزه های ناب اسلامی و ایرانی پرورش یافته، شخصیتی محکم و استوار دارد. اهمیت به نماز و کمک به همنوع و عضو هیات امنای یک یتیم خانه شدن گواه بر همین ادعا درباره ی شخصیت جواد جوادی با بازی خوب و روان روزبه حصاری است. در کنار همه ی این ها، این سریال سعی بر آن دارد تا از شعار زدگی دوری کند. در فصل سوم، اگر چه کارگردان تاکید موکدی بر ارزشهای ملی و میهنی دارد که بسیار هم درخور توجه و شایسته ی تقدیر است اما از فضای شعارزدگی محظ دوری می‌کند.

عوامل سریال با نشان دادن نقاط ضعف در جامعه ی صنعتی و دانشگاهی تلاش بر آن داشتند تا در قالب یک سریال تلویزیونی نشان دهند، دانشگاه و صنایع داخلی احتیاج مبرمی به واکسیناسیون دارند. دانشگاهیان با توجه توامان به مسائل آموزشی و پرورشی می توانستند سینا ماهر مستعد را از دام اعتیاد و هزاران راه نادرست دیگر نجات دهند.

دافعه‌ی صنایع داخلی نسبت به نخبگان کشور بیشتر از جاذبه‌ی آنهاست. این را می توان از زندگی شخصیت افشین عباسی با بازی افشین نخعی دریافت. افشین عباسی مهندس سرمایه دار و معتقدی بود که به دلیل عدم توجه جامعه ی صنعتی به وی ورشکست شد و جلای وطن کرد. او در دیالوگی می گوید به راستی تمایلی به جلای وطن نداشته و در آمریکا نیز پس از سالها تلاش هنوز در خانه ی اول مانده است. پس نتیجتا همانگونه که بسیاری از بزرگان این آب و خاک همواره تاکید دارند، باید نظام صنعتی داخلی ما اصلاح و واکسینه شود. موردی مهم که علی غفاری در سریالش به اشاره کرد.

یکی از مواردی که در طول سریال به آن اشاره شد، وجود جاسوسان صنعتی بود. اشاره ای درست و منطقی که شاید یا در آثار دراماتیک ما، کمتر به آن اشاره شده یا اصلا در نظر گرفته نشده است. اکثر مخاطبین سریالهای تلویزیونی گمان بر آن دارند که جاسوسی فقط در زمینه های استراتژیک سیاسی یا نظامی اتفاق می افتد. بچه مهندس در فصل سوم برگ دیگری از جاسوسی را رو کرد و آن هم جاسوسی اقتصادی و صنعتی بود که خود شایان تقدیر است.

بچه مهندس در فصل سوم تلاش کرد تا نگاه عامه‌ی مخاطبین را نسبت به ایتام دگرگون کند. هم جواد جوادی یتیم است و هم سعید نصیری با بازی خیام وقار کاشانی. سعید نصیری کودکی در دهه ی شصت بوده که در بمباران سردشت پدر و مادرش را از دست داده و عملا تحت لوای دکتر توفیقی مقدم رشد و پرورش یافته و به جایگاه رفیع علمی و امنیتی دست پیدا کرده است. سعید نصیری برای حفظ جان استادش از جان خودش می گذرد. و این بار یک یتیم دیگر به نام مهندس جواد جوادی در هنگام تست کوادکوپتر حافظ جان استادش می شود.

در طول این سریال جواد جوادی با شخصیتی آشنا می شود به نام مسعود تابش که یتیم نیست ولی پدر و مادرش فضای سالمی را در خانه برایش مهیا نساخته اند و به قولی دائما جنگ اعصاب دارند و نهایتا مادر سعید برای مدتی خانه را ترک می کند. این نیز نشانه ی خوبی در سریال است که نشان می دهد صرفا وجود پدر و مادر نشان دهنده ی تربیت خانوادگی نیست بلکه فضا و جو داخلی خانه و خانواده نیز حائز اهمیت است.

البته این سریال ضمن داشتن نقاط قوت فراوان که به آنها اشاره شد، خالی از نقد نیز نبود. به عنوان مثال در فرهنگ اصیل ایرانی چنین نیست که دختر برای ازدواج به پسر پیشنهاد بدهد و اینگونه صحنه‌ها اگر چه خلاف شریعت مقدس اسلام نیست اما چندان مورد پذیرش عرف و سنت ایرانی هم نخواهد بود.

به طور کلی فصل سوم بچه مهندس، سریالی کاملا پخته و حساب شده است که به مسائل ملی اشاره دارد. سریالی جذاب، گیرا و پر مخاطب که نوعی دیگر از وفاداری به کشور را به رخ می کشید آن هم در روزگاری که ورزشکاران و هنرمندان جوان با اولین دست اندازی که در زندگی شخصیشان احساس می کنند، کیمیای وجودشان به جای آن که طلای ناب زرین‌شان را رو کند، رهسپار دیگر کشورها می شوند و عملا پشت به میهن می کنند.

امید است این سریال فرهنگ‌ساز در فصل‌های بعدی نیز ادامه داشته باشد و اینگونه سریال‌ها باعث ارتقاء سطح کیفی سریال‌های تولید داخل کشور شود.

انتهای پیام/121

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار