دستور منافقین برای ترور و آتش زدن خانههای مردم+ سند
گروه ساجد دفاعپرس: سازمان تروریستی مجاهدین خلق، در دهه ۶۰ جنایات فجیعی را در تاریخ این مرز و بوم ثبت و ضبط کرد که این جنایات، پس از ناامیدی این سازمان از فعالیتهای خود علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق «فاز سیاسی» رقم خورد؛ بنابراین منافقین وارد «فاز نظامی» شده و در این راستا، سه مرحله را اجرا کردند؛ مرحله اول: «ترور مسئولان بلندپایه کشور»، مرحله دوم: «انهدام بدنه نظامی کشور» و مرحله سوم: «آزادسازی و تدارک قیام همهجانبه».
تروریستهای سازمان مجاهدین خلق پس از ترور تعدادی از مسئولان پلندپایه کشور نظیر شهیدان بهشتی، رجایی، باهنر، با هدف اجرای مرحله دوم طرح نظامی خود یعنی انهدام بدنه نظامی کشور، ضمن ترور پاسدارها، بسیجیها، نیروهای کمیته انقلاب اسلامی، انجمنهای اسلامی، جهاد سازندگی و نهادهای اجتماعی، مردم عادی را هم در لیست ترور خود قرار داده و در این راستا، همه افراد و موسساتی که به هر عنوان، چه مسلح و چه غیرمسلح و به هر ترتیب، چه سیاسی و چه اقتصادی از انقلاب اسلامی حمایت میکردند، حتی کسانی که ظاهر حزباللهی داشته یا عکس امام خمینی (ره) را در مغازه خود نصب کرده بودند را به شهادت میرساندند. (بیشتر بخوانید)
سندی که در ادامه مشاهده میکنید، اعترافات یکی از منافقین بازداشتشده بهنام «حسین شیخالحکما» است که بهصراحت گفته اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق از این سازمان دستور داشتند تا بعد از هر ترور، خانه افراد ترور شده و پیکرهای شهدا را به آتش کشیده تا بتوانند از این طریق، ضمن ایجاد رعب و وحشت در جامعه، مردم را مجاب کنند تا به آنها بپیوندند؛ بهطوری که «مسعود رجوی» سرکرده این سازمان تروریستی، در اظهاراتی دروغین و منافقانه گفته بود: «ما نه به انتقام کور معتقدیم و نه به نابودی جسمی آنها؛ بنابراین ما بههیچوجه خواستار سیاست نابودی فیزیکی نیستیم و ما نه انتقام کور میخواهیم بگیریم و نه هدف ما بهقول معروف کشتن و این کشتارهای وحشیانه است؛ هدف این است که مردم به ما بپیوندند». این اظهارات رجوی درحالی است که منافقین هم دست به ترور کور زده و هم کشتارهای وحشیانه را رقم میزدند.
این تروریست عضو سازمان مجاهدین خلق، درباره دستور این سازمان به اعضای خود برای ترور و به آتش کشیدن منازل مردم و اجساد شهدا، چنین اعتراف کرده است: «خطوط تروریستی به صورت مدون تئوریزه شده در جزوات آموزشی در اختیار ما قرار داده میشد و ما مجریان اصلی این خطوط بودیم. در اینجا ما عین بولتنهای آموزشی مربوط به ترور و به آتش کشیدن منازل و اجساد را بررسی میکنیم.
در آئیننامه نظامی گفته شده: حال به یکی از تاکتیکهایی که از اهمیت خاصی برخوردار است و زمینه فراوان برای اجرا شدن دارد و اجرا نشده اشاره میکنیم؛ این تاکتیک علیرغم اینکه بسیار ساده است انرژی چندانی هم نمیگیرد؛ ولی در عمل اثرات خرد کنندهای بر دشمن دارد، بالاخص اثرات گسترده روانی دارد که در جریان هر جنگی روحیه و حالات روانی طرفین اثرات زیادی در سرنوشت درگیریها و عملیاتها دارد؛ ولی متاسفانه علیرغم توضیحاتی که به برخی از واحدهای عملیاتی در این زمینه داده شده؛ ولی گویی اهمیت آن هنوز کاملاً محرز و مشخص نیست.
موضوع این تاکتیک «به آتش کشیدن» است، توجه کنید هنوز اهمیت آن محرز نشده و کلا نیروهای عملیاتی هم از انجام آن سرباز زدهاند، یا در بولتن آموزشی دیگر که از بالا رسیده و بر اساس آن افراد نظامی باید میرفتند که آن کارها را انجام دهند، گفته شده: با شیوههایی که تاکنون بهطور ریز مشخص کردهایم (یعنی برخورد از موضع بسیار بالا) نهایتاً قهر و خشونت انقلابی صورت میگیرد و به مجرد باز شدن در، هر کسی که در را باز کرد، کلت را کشیده و او را از سر راه کنار میزنیم. پس از آن فرمانده و معاون وارد شده و در را از پشت میبندید، آنگاه همگی اعضاء و افراد خانواده را در یک گوشه جمع کرده و با برخوردهای تهاجمی، در ابتدا زن خانه را بهدنبال جمعآوری سلاح، مدارک و پولهای خود آنها میفرستید. مشخصاً کمترین مقاومت و اجرا نکردن دستور با برخورد قاطع که همانا رگبار مسلسل است مواجه خواهد شد و بعد نوبت به نفر بعدی میرسد که خلاصه به همین ترتیب پس از مصادره اموال مذکور، نوبت به کشتار میرسد که ضمن آن بازجویی نیز بهعمل میآید. شیوههای بازجویی را مشخص کنید، پس از بازجویی قاطعانه کلیه مردها را به رگبار بسته و تیر خلاص را زده و خانه را مملو از کوکتل میکنید، کوکتل روی اجساد هم ریخته شود. در این ضمن بهتر است که بچههای کوچک و زنها را از خانه خارج کنید و اگر آنها نیز نپذیرفتند، با کینه شدید انقلابی همه آنها را از دم تیغ انقلابی میگذرانید».
انتهای پیام/ 113


