شهید جوزی: سنگر «مدرسه» و «جهاد» را رها نسازید+ دستخط
گروه ساجد دفاعپرس: وصیتنامههای شهدا چراغ راهی است که این روزها پس از گذشت سالها از پایان جنگ تحمیلی، همچنان راه را برای کسانی که میخواهند پای خود را جای پای شهدا بگذارند، مشخص میکند. در این راستا، یکی از شهدایی که در وصیتنامه او نکات ارزندهای مییابیم، پاسدار شهید «سید علیرضا جوزی» است که با شروع جنگ تحمیلی، بهعنوان بسیجی در جبهههای نبرد حق علیه باطل حضور یافت و سرانجام یکم مرداد سال ۱۳۶۷ در پاسگاه زید عراق به شهادت رسید و برادر شهیدش «سید بهروز» پیوست.

متن کامل وصیتنامه شهید «سید علیرضا جوزی»
حال که این وصیتنامه را مینویسم، چند روزی دیگر به شروع عمرم نرسیده، و بدان مرگ من، تازه شروع زندگی من است و این آخرین لحظات چقدر برایم شیرین است. و اما پدرم! بر دستان پینهزدهات بوسه میزنم و او را میبویم که مرا بدینگونه تربیت ساختی. پدر جان! بدان که دیگر پیش جدمان روسیاه و شرمنده نیستیم. به تمام دوستان و آشنایان تبریک بگو و بگو که جان او هدیهای بیش برای رهبر و خداوند متعال نیست، و برای همین بود که سید به جهاد رفت و جان خود را نثار کرد. اما برادرم، محمد، معلم عزیزم! تا زمانی که جان در بدن دارم، به یاد تو هستم. به یاد تو و به یاد درسهایت که اگر نبود........؟
و اما برادرزادههای عزیزم، امید و هادی جان! هیچگاه احساس نکنید که پدرتان را از دست دادهاید، بدانید که هرگاه این احساس را کردید، شکست بزرگی خوردید. پدر شما امام امت است. پدر شما آن سید حسینی است که رهبر تمام عالم است، آن سیدی که تمام عالم را به اسلام دعوت میکند.
خوب عزیزان! دیگر مزاحم اوقات شما نمیشوم، مرا حلال کنید و ببخشید، خصوصاً معلمان عزیزم در مدرسه. و اما توصیه کوچکم به دوستانم؛ ای دوستان من، سنگر مدرسه و سنگر جهاد را رها نسازید و تا آخرین قطره خون مبارزه کنید. خوب عزیزان! دیگر عرضی ندارم؛ اما اگر احیاناً جنازهای از من باقی ماند، مرا در گلزار شهدای امامزاده علیاکبر (ع) چیذر دفن کنید. خدانگهدار.
«السلام علیکم و رحمت الله و برکاته»
خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
سید علیرضا جوزی
۶۷/۳/۳۰


