«با من بیا مائده»

«با من بیا مائده» روایت دختری جوان به قلب جبهه‌های جنوب و سفری مکاشفه‌وار به سال‌های دفاع مقدس را روایت می‌کند.
کد خبر: ۷۹۹۶۶۶
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۲ - 14December 2025

به گزارش خبرنگا رفرهنگ و هنر دفاع‌پرس، کتاب با من بیا مائده نوشته‌ی مجید ملامحمدی و به همت انتشارات روایت ۲۷ بعثت منتشر شده است. این اثر داستانی در ژانر نوجوانان قرار دارد و روایتی از سفر معنوی و ذهنی یک دختر نوجوان به نام مائده را در بستر یادمان‌های دفاع مقدس و به‌ویژه کانال کمیل ارائه می‌دهد. داستان با محوریت تجربه‌های شخصی و درونی مائده، ارتباط او با پدر شهیدش و مواجهه با خاطرات و واقعیت‌های تلخ و شیرین جنگ ایران و عراق شکل می‌گیرد. نویسنده با بهره‌گیری از زبان و فضای نوجوانانه، تلاش کرده است تا مفاهیم عمیق ایثار، شهادت، تشنگی، انتظار و پیوند نسل امروز با نسل دفاع مقدس را به تصویر بکشد.

«با من بیا مائده»

داستان با من بیا مائده با روایت مائده، دختر نوجوانی آغاز می‌شود که همراه گروهی از هم‌کلاسی‌ها و مربیانش به مناطق عملیاتی جنوب سفر کرده است. در یکی از لحظات تنهایی، مائده خود را در بیابانی ناشناخته و دور از گروه می‌یابد. او با حس غربت و ترس، به‌طور ناگهانی با پدر شهیدش روبه‌رو می‌شود؛ پدری که سال‌هاست در قاب عکس خانه حضور دارد اما حالا در هیئتی جوان‌تر و خاک‌آلود مقابلش ایستاده است. این دیدار، آغاز سفری ذهنی و معنوی برای مائده است. پدر، مائده را به درون کانال کمیل می‌برد؛ جایی که رزمندگان تشنه و بی‌رمق در محاصره‌اند و قمقمه‌های خالی آب، نماد عطش و انتظار است. مائده با پدرش و دیگر رزمندگان گفت‌وگو می‌کند، شاهد درد و رنج و ایثار آن‌ها می‌شود و در عین حال، با واقعیت‌های تلخ جنگ و شهادت روبه‌رو می‌گردد. او بارها میان واقعیت و خیال، خواب و بیداری، و گذشته و حال جابه‌جا می‌شود؛ گاهی در کنار دوستانش و گاهی در دل کانال و بیابان، با پدر و همرزمانش همراه می‌شود. در طول داستان، مائده با پرسش‌هایی درباره معنای شهادت، تشنگی، وفاداری و مسئولیت نسل امروز نسبت به گذشته روبه‌رو می‌شود. او در نهایت درمی‌یابد که پیوند با شهدا و ارزش‌های دفاع مقدس، نه‌تنها یک خاطره، بلکه بخشی از هویت و مسئولیت اوست. داستان با بازگشت مائده به جمع دوستانش و حسرت و شوقی که از این تجربه در دلش مانده، به پایان می‌رسد؛ تجربه‌ای که او را دگرگون کرده و نگاهش به زندگی و گذشته را عمیق‌تر ساخته است.

قسمتی از متن کتاب:

«من توی سنگر کوچکی نشسته بودم و به وسایل یک رزمنده که شاسد خودش آن جلوتر داشت با بعثی‌ها می‌جنگید، خیره بودم. یک رادیوی کوچک، یک قرآن و کتابچه دعا، جانماز چهارگوش، شانه، تسبیح، تربت و یک شیشه عطر نصفه به اندازه یک بند انگشت ... بابا آمد و ایستاد بالای سرم. سایه‌اش مثل همیشه خنک بود و آرامش بخش. سرم را بلند کردم. سنگر بوی خوبی می‌داد. در فکر شدم که آن رزمنده الان کجاست و کی برمی‌گردد! شاید هم رفته توی چاله یا سنگری که رو به قبله باشد. نماز نصفه شب بخواند.

شاید هم آن جلوترها توی خط مقدم داشت با دشمن می‌جنگید. بیابان سوت و کور به نظر می‌آمد. فقط چندتا جیرجیرک در نزدیکی ما یک ریز جیرجیر می‌کردند. نه با آنکه  به یک باره انبوه گلوله‌های مختلف از زمین و هوا به حرکت می‌افتادند؛ نه به اینکه ناگهان سکوتی مطلق در همه بیابان حکم فرما می‌شد.»

کتاب «با من بیا مائده» در ۹۶ صفحه به قلم «مجید ملامحمدی» به نگارش درآمده و توسط نشر «بیست و هفت بعثت» در هزار نسخه منتشر شده است.

انتهای پیام/ 161

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار