کشتار مشکوک در ساحل سیدنی
گروه بینالملل دفاعپرس: ساعاتی پیش رسانههای استرالیایی خبر دادند که در جریان تیراندازی در مراسم جشن یهودیان در ساحل سیدنی تعداد زیادی کشته و زخمی شدند. به دنبال این حادثه، شاهد هستیم که افکار عمومی استرالیا و برخی محافل رسانهای بینالمللی با موجی از پرسشها و ابهامها روبهرو شده است.

وقوع حادثهای خونین و مشکوک در یکی از سواحل شهر سیدنی در شرایطی که این کشور امنیت بالایی دارد و همچنین یهودیان این کشور همواره از چتر امنیتی برخوردار هستند، سوالات فراوانی را پیرامون سرمنشاء، علل و عوامل بروز این حادثه پدید آورده است.
موضوع بسیار مهم دیگر این است که جزئیات محدود منتشرشده درباره این رویداد، همراه با سکوت نسبی منابع رسمی در ساعات اولیه، موجب شده تا این حادثه صرفاً بهعنوان یک «جنایت عادی» تلقی نشود و سناریوهای مختلفی درباره ماهیت آن مطرح شود.
بر اساس اطلاعات اولیه، نحوه وقوع حادثه، زمانبندی آن و فضای امنیتی حاکم بر منطقه، از نگاه برخی ناظران، غیرمعمول و قابلتأمل ارزیابی شده است. همین موضوع باعث شده است تا تحلیلگران مستقل، احتمال وجود ابعاد پنهان یا انگیزههای فراتر از یک درگیری یا اقدام فردی را مطرح کنند.
در این میان، برخی گمانهزنیهای رسانهای -بهویژه در شبکههای اجتماعی- با اشاره به سوابق عملیاتهای پنهان و برونمرزی در نقاط مختلف جهان، این پرسش را مطرح کردهاند که آیا ممکن است این حادثه بخشی از یک سناریوی هدفمند یا عملیات امنیتی پیچیده باشد؟ در چارچوب همین گمانهها، نام «اسرائیل» نیز از سوی برخی کاربران و تحلیلگران غیررسمی مطرح شده است.
اما چرا برخی تحلیلگران احتمال دخالت اسرائیل را مطرح میکنند؟ پاسخ در این است که یکی از نخستین دلایلی که باعث طرح این فرضیه میشود، سابقه تاریخی «اسرائیل» در انجام عملیاتهای امنیتی، اطلاعاتی یا هدفمند خارج از مرزهای خود است؛ زیرا در دهههای گذشته، گزارشها و افشاگریهای متعددی (در سطح رسانهای و پژوهشی) از اقداماتی منتشر شده که «اسرائیل» برای حذف تهدیدهای ادعایی، ارسال پیام بازدارنده و یا مدیریت صحنههای امنیتی خاص به عملیاتهای فرامرزی متوسل شده است.
موضوع قابل تأمل دیگر، زمانبندی حادثه در بستر تنشهای شدید جهانی است. در واقع، وقوع حادثه در شرایطی که جنگ غزه ادامه دارد، فشار افکار عمومی جهانی علیه اسرائیل افزایش یافته و اعتراضات گسترده در غرب جریان دارد، موجب شده تا برخی تحلیلگران بپرسند که آیا این حادثه میتواند در راستای تغییر دستورکار رسانهای، ایجاد شوک خبری یا انتقال توجه افکار عمومی باشد؟ زیرا در تحلیلهای جنگ روانی، زمان وقوع رویدادها گاه به اندازه خود رویداد، مهم تلقی میشود.
مسئله دیگر، ماهیت مبهم حادثه و خلأ اطلاعاتی است؛ زیرا هرچه اطلاعات رسمی کمتر، روایتها متناقضتر و شفافسازی دیرتر باشد، فضا برای فرضیههای پیچیدهتر بازتر میشود. در چنین شرایطی، برخی ناظران معتقدند حوادثی با طراحی حرفهای معمولاً با ردپای اطلاعاتی کم و ابهام بالا همراه هستند؛ ویژگی هست که در ذهن افکار عمومی با عملیاتهای سازمانیافته گره خورده است.
از طرف دیگر، اهمیت نمادین محل وقوع (ساحل سیدنی) نیز بسیار قابل توجه و تأملبرانگیز است. سیدنی نهتنها یک شهر عادی، بلکه نماد جامعه چندفرهنگی غرب، متحد نزدیک آمریکا و دارای جمعیت فعال سیاسی و رسانهای است. برخی تحلیلگران میگویند اگر حادثهای با اهداف پیامرسانی یا تأثیرگذاری روانی طراحی شده باشد، انتخاب مکانی با بازتاب جهانی بالا منطقی به نظر میرسد.
حال در شرایطی که شاهد چنین حادثهای در ساحل استرالیا هستیم، باید نیمنگاهی هم به تجربههای پیشین «سناریوهای پرچم دروغین» داشته باشیم؛ زیرا در فضای بیاعتمادی جهانی، بخشی از افکار عمومی به این باور رسیده که برخی بازیگران بینالمللی گاه از حوادث خشونتبار برای مشروعسازی اقدامات بعدی، مظلومنمایی یا فشار سیاسی بهره میبرند.
در همین چارچوب، برخی کاربران و تحلیلگران غیررسمی این سؤال را مطرح میکنند که آیا ممکن است حادثهای بهگونهای طراحی شده باشد که واکنشهای خاصی را در پی داشته باشد؟ یا اینکه شاهد طراحی و اجرای برنامه و نقشهای از پیش تعیین شده باشیم تا به دنبال آن رژیم صهیونیستی دست به اقدامات خاص و موردنظر خود بزند.
در آخر، باید تأکید کرد که طرح چنین احتمالی بر پایه سابقههای تاریخی اقدامات خرابکارانه و جنایتکارانه رژیم صهیونیستی در سطح جهان و بالطبع فضای بیاعتمادی موجود در افکار عمومی جهانی صورت میگیرد.
انتهای پیام/ ۱۳۴


