محمدینسب: «ابوالمشاغل» روایت ایستادگی و کار در دل موانع است
«هادی محمدینسب»، کارگردان مستند «ابوالمشاغل» که در بخش ملی نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» حضور داشت، در گفتوگو با خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، درباره روند تولید این مستند اظهار داشت: از مجموعه روایت فتح با من تماس گرفته شد و پیشنهاد دادند در حوزه کارآفرینی و کسبوکار مستندی بسازم. با افتخار پذیرفتم. چندین سوژه، حدود هفت تا ده نفر، به من معرفی شدند. پس از بررسی، در نهایت به آقای مهدی شفیعی رسیدم که سوژه اصلی مستند «ابوالمشاغل» است.

این مستندساز تصریح کرد: آقای شفیعی از رزمندگان قدیمی دفاع مقدس است؛ کسی که حتی در دوران جنگ نیز از فعالیت اقتصادی غافل نبود. او زمانی که از کردستان به مرخصی میآمد، نوار کاست میخرید و در اصفهان میفروخت؛ نشانهای از ذهن اقتصادی و فعال او. پس از پایان جنگ، یک بنگاه باربری بزرگ در تهران راهاندازی کرد و به موفقیت مالی خوبی رسید، اما خودش میگوید زندگی در تهران به دلش نمینشست. این موضوع را با همسرش در میان گذاشت؛ همسرش ابتدا مخالف بود اما در نهایت پذیرفت. آنها تمام دارایی خود را فروختند و به زادگاهشان بازگشتند.
وی ادامه داد: شروع کار برای این خانواده بسیار سخت بود. سه سال تمام زمین محصول نداد؛ فقط شخم میزدند و کود میدادند. جایی که معمولاً بسیاری ناامید میشوند، همسر آقای شفیعی ایستادگی کرد و گفت: «یا نباید میآمدیم، یا حالا که آمدهایم باید تا آخرش بایستیم.» حتی جواهرات خود را فروختند و سرمایهگذاری را ادامه دادند تا پس از سه سال زمین به بار نشست. باغ پستهای که کاشته بودند از سال هشتم به باردهی رسید و کمکم کار توسعه پیدا کرد.
محمدینسب عنوان کرد: پس از آن، موانع جدی آغاز شد؛ از منابع طبیعی، آب منطقهای و ثبت اسناد گرفته تا ادعاهای مختلف درباره مالکیت زمین. اما آقای شفیعی، که بهقول خودم «آدمی از جنس آهن و فولاد» است، تکتک این موانع را پیگیری کرد تا پرونده به دیوان عالی کشور رسید و رأی نهایی صادر شد که زمینها منابع طبیعی نیست و متعلق به مردم است. او زمینها را یکییکی از مالکان خرید و امروز حدود ۶۰ هکتار زمین زیر کشت دارد.
کارگردان مستند «ابوالمشاغل» گفت: او از روشهای نوین آبیاری استفاده میکند؛ آبیاری قطرهای و تحت فشار که مصرف آب را به حدود یکپنجاهم روشهای سنتی کاهش داده است. در کنار کشاورزی، دامداری، گاوداری، مرغداری، پرورش ماهی و کشت و صنعت را راهاندازی کرده و زنجیره کامل ارزش افزوده را شکل داده است. وقتی با محدودیت منابع آبی مواجه شد، به سراغ نیروگاه خورشیدی رفت و امروز در این حوزه نیز فعال است.
وی تصریح کرد: اکنون دغدغه او معرفی شهر و استانش، بهویژه اردستان، به دنیاست. زمینی خریداری کرده و در حال راهاندازی مجموعه بومگردی است؛ حتی از دوستان اروپایی، از جمله آلمانی، برای مشاوره استفاده کرده است. او فردی است که بهاصطلاح «مریضِ کار» است؛ البته با معنای مثبت آن. جمله معروفش این است: «آن کسی که میگوید در این مملکت کار نیست را فقط به من نشان بدهید؛ من نشانش میدهم آنقدر کار هست که خودم به همهاش نمیرسم.»
محمدینسب درباره شیوه روایت فیلم توضیح داد: این قصه در طول ۲۰ سال شکل گرفته و روایت چنین مسیری نیازمند تکنیک متناسب است. برای همین از «ذهن سیال» استفاده کردم. ساختار فیلم بر اساس دوربین روی دست شکل گرفت، چون روایت یک سفر طولانی است، نه یک واقعه کوتاهمدت.

وی افزود: از نظر دراماتیک، چالش ما این بود که شخصیت مدام موفق میشود و شکستهایش کم است؛ این میتوانست ریتم درام را تخت کند. در پژوهشها متوجه شدم همسر آقای شفیعی بعد از شغل سوم، مانع توسعه بیشتر میشود و همین مخالفتها به تنش دراماتیک فیلم تبدیل شد. هر بار که قرار بود کار جدیدی راه بیفتد، میان زن و شوهر دعوا شکل میگرفت. این موتیف را آگاهانه در فیلم گذاشتم؛ طوری که مخاطب با دیدنش متوجه میشد قرار است یک فعالیت تازه آغاز شود. این رگههای طنز، به روایت کمک زیادی کرد و خوشبختانه واکنش تماشاگران در سالن نشان داد که این تکنیک جواب داده است.
در پایان، این کارگردان به موضوع تولید مستند اشاره کرد و گفت: از تهیهکنندگان و نهادهای متولی مستند میخواهم فشار زمانی بیش از حد به کارگردان وارد نکنند. ساخت فیلم مثل تولد یک فرزند است؛ اگر زمان طبیعیاش را کم کنید، نتیجه ناقص میشود. من فقط ۱۰ روز فرصت فیلمبرداری داشتم و مجبور شدم با فشار زیاد کار کنم؛ در حالی که ضبط مفید روزانه معمولاً ۱۵ دقیقه است، اما ناچار شدم آن را به ۲۰ تا ۲۵ دقیقه برسانم. این فشار به کیفیت اثر لطمه میزند. خواهش من این است که به کارگردان زمان بدهند تا فیلم بتواند به شکل درست و کامل متولد شود.
انتهای پیام/ 121


