دلنوشته/ سرگرد مجتبی بیهقی
سفید تا بیکران
سردی تا استخوان راه مییابد، اما نگاهها مرزبانان از لبهی کلاهها، همچنان آنسوتر را میپاید؛ همان خط ناپیدایی که باید با بودنشان، جان بگیرد.
گروه استانهای دفاعپرس- سرگرد «مجتبی بیهقی» معاون فرهنگی اجتماعی مرزبانی خراسان رضوی؛ برف، همه چیز را یکی کرده آسمان، زمین، افق. در این خلوت سپید و خاموش، فقط سایههای استوارشان پیدا است.
هر نفس، ابری میشود در هوای تیز یخ. هر قدم، پیمانی است با خاکی که زیر برف خوابیده.سردی تا استخوان راه مییابد، اما نگاههایشان از لبهی کلاهها، همچنان آنسوتر را میپاید؛ همان خط ناپیدایی که باید با بودنشان، جان بگیرد.
در قلب طوفان سفید، گرمای یک فنجان چای و آتش همدلی، تنها روشنیِ جهانشان است.آنان ایستادهاند؛ و همین ایستادن، درنگکردنی است در برابر برف؛ فریادی است خاموش که میگوید «اینجا مرز درگز، من هستم.»




انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


