میرزاعلی: شخصیت «شهید سلیمانی» حماسی است
مرشد میرزاعلی نقال، پردهخوان، شاهنامهخوان و پژوهشگر ادبیات و هنرهای آیینی، در گفتوگو با خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، با اشاره به سالها فعالیت خود در عرصه هنرهای سنتی و حماسی اظهار کرد: سالهاست تلاش میکنم داستانهای ادبیات فاخر ایرانزمین را به گوش نسل جوان و همچنین نسلهای پیشین برسانم؛ چراکه ادبیات کهن ما، بهویژه شاهنامه، حامل پیامهایی است که فراتر از زمان و جغرافیاست.

شاهنامهخوان و پژوهشگر ادبیات و هنرهای آیینی با تأکید بر جایگاه جهانی شاهنامه گفت: پیام حکیم ابوالقاسم فردوسی، به باور من، پیامی بنیادین و جهانی است. آنجا که میگوید: «جهان سر به سر زیر دست منست / پلنگ ژیان گرچه باشد دلیر / نیارد شدن پیش چنگال شیر»، در حقیقت از اقتدار فرهنگ، خرد و هویت ایرانی سخن میگوید. ما ایرانیان وظیفه داریم این پیام را زنده نگه داریم و آن را به جهان منتقل کنیم.
وی با اشاره به هجمههای فرهنگی علیه هویت ایرانی تصریح کرد: در دوره پهلوی و حتی پیش از آن، فرهنگ ایرانی بارها مورد تهاجم قرار گرفت و پس از انقلاب اسلامی نیز این هجمهها با شیوههایی متفاوت ادامه یافت. همین مسئله ضرورت توجه جدیتر به شاهنامه و ادبیات کهن را دوچندان کرد. ما تلاش کردیم با استفاده از ظرفیت رسانهها، محافل فرهنگی و فضای دانشگاهی، این میراث گرانبها را از حالت مهجور خارج کرده و به متن جامعه بازگردانیم.
این شاهنامهخوان در ادامه به رویداد «روایت حبیب» اشاره کرد و گفت: در رویداد «روایت حبیب» که امسال پنجمین دوره آن در حال برگزاری است، افتخار داشتم روایت زندگی و حماسه سرداران و سپهدارانی را بازگو کنم که برای مردم ایران جانفشانی کردند؛ از آرش کمانگیر و قهرمانان اسطورهای تا شهدای معاصر همچون شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید حاجیزاده، شهید باقری و دیگر شهدای والامقام. این روایتها با زبانی تلفیقی از اسطوره، تاریخ و قصهپردازی ارائه شد.
وی افزود: در پنج سال حضورم در «روایت حبیب»، مأموریت این رویداد بر پیوند میان شاهنامه، داستانهای مذهبی، سیره سیدالشهدا(ع) و شخصیتهایی چون حاج قاسم سلیمانی استوار بوده است. گاهی مسیر روایت از شاهنامه به حاج قاسم میرسد و گاهی از زندگی حاج قاسم به شاهنامه بازمیگردد. پس از جنگ دوازدهروزه، این روایتها رنگ و بوی تازهای گرفت، چراکه آنچه پیشتر شنیده بودیم، بهصورت عینی لمس شد.
محقق ادبیات و هنرهای آیینی ادامه داد: با شهادت حاج قاسم سلیمانی، شرایط منطقه بهطور محسوسی تغییر کرد. به تعبیری، علمدار را زدند؛ هرچند علمداران بسیاری باقی ماندهاند، اما حذف علمدار، صحنه نبرد را تغییر میدهد. پس از شهادت ایشان، هر کسی که در برابر ظلم ایستاد، در معرض تهدید قرار گرفت و همین مسئله مسئولیت هنرمندان را سنگینتر کرد.
میرزاعلی در پاسخ به چگونگی پیوند شهید سلیمانی با حماسه شاهنامه گفت: حاج قاسم، حتی پیش از شهادتش، شخصیتی حماسی داشت. تنها دو ساعت پس از شهادت ایشان، نخستین پردهخوانی درباره زندگیاش را آماده و اجرا کردیم. او از نوجوانی با مکتب زورخانه و پهلوانی رشد کرده بود؛ روی تشک کشتی، با میل زورخانه و در مسیر اخلاق و جوانمردی. کسی که در مکتب امیرالمؤمنین(ع) تربیت میشود، زندگیاش خودبهخود قابلیت اسوهشدن پیدا میکند.
وی خاطرنشان کرد: همانگونه که در شاهنامه آرش و رستم را داریم و در تاریخ تشیع با زندگی امیرالمؤمنین(ع) و امام حسین(ع) روبهرو هستیم، در زندگی حاج قاسم نیز همان فرازهای پهلوانی دیده میشود. این شباهتها، پیوندی طبیعی میان حماسه کهن و قهرمان معاصر ایجاد میکند.
این پردهخوان با بیان خاطرهای از پیادهروی اربعین گفت: در سالهای ابتدایی حضورم در اربعین، بارها از زبان کودکان و نوجوانان عراقی شنیدم که میگفتند «حاج قاسم نورالعین است». برایم شگفتانگیز بود که شخصیتی ایرانی، محبوب شیعه و سنی عراق باشد. شهادت او بود که بسیاری از ابعاد شخصیتیاش را آشکار کرد.
میرزاعلی افزود: پس از شهادت حاج قاسم، حتی رسانههای معاند نیز ناخواسته تصاویری از شجاعت و اقتدار او منتشر کردند. این نشان میدهد که او برای دشمن، چهرهای هراسانگیز و در عین حال، برای ملتها نماد امنیت و دفاع از کرامت انسانی بود.
وی در پایان با اشاره به جایگاه فردوسی گفت: حکیم فردوسی با رنج سیساله خود، شاهنامه را بهعنوان سند هویت ملی ایران به یادگار گذاشت. شاهنامه اثری است که کودک و کهنسال را همزمان جذب میکند. پیام اصلی آن، وطندوستی، خردورزی و مقاومت در برابر ظلم است. از داستان کیومرث تا نبردهای پایانی، شاهنامه روایت ایستادگی است؛ روایتی که امروز نیز در زندگی قهرمانان معاصر ما ادامه دارد.
انتهای پیام/ 121


