بررسی تطبیقی جایگاه زن در اسلام و غرب/ ضرورت اصلاح نظام آموزشی با تاکید بر تفاوتهای جنسیتی/ تربیت مادران مستلزم تبیین جایگاه پدران در خانواده
گروه جامعه دفاعپرس؛ جایگاه زن در جوامع مختلف همواره موضوعی قابل توجه بوده است. در اسلام، زن بهعنوان موجودی ذیقیمت و محترم شناخته میشود که حقوق و کرامت او بهطور کامل مورد توجه قرار گرفته است. این دین الهی، با نگاهی متعادل، زن را بهعنوان شریکی برابر و مکمل مرد در ساختار خانواده و جامعه معرفی کرده است. در مقابل، در جوامع غربی، بهویژه در دوران مدرن، نگاه به زن بیشتر بر پایه آزادیهای فردی و حقوق مدنی استوار است، اما گاهی این آزادیها به شکل افراطی و بدون توجه به ارزشهای اخلاقی و خانواده محور مطرح میشود که میتواند به تضعیف بنیان خانواده منجر شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این زمینه تأکید بر اهمیت جایگاه رفیع زن در اسلام دارند. معظمله بارها فرمودهاند که زن در اسلام باید بهعنوان یک انسان کامل، با کرامت و با حقوق برابر با مرد مورد احترام قرار گیرد. همچنین رهبر معظم انقلاب به نقش زن در حفظ ارزشهای اسلامی، تربیت نسل آینده و مشارکت در امور اجتماعی و فرهنگی تأکید کردهاند. رهبر انقلاب معتقدند که الگوی اسلامی زن، الگویی است که هم به استقلال و شخصیت زن احترام میگذارد و هم توجه ویژهای به نقشهای خانوادگی و تربیتی او دارد. معظمله خاصه در تشریح این امر مهم طی سخنانی در سالروز میلاد حضرت زهرا (س) به تبیین جایگاه متعالی زن در خانواده و جامعه پرداختند.
در همین راستا، میزگردی با حضور دکتر «مریم شادی» رئیس سازمان نشر آثار و ارزشهای مشارکت زنان در دفاع مقدس و مقاومت و دکتر «زهرا کوهساری» عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا (س) و جمعی از خبرنگاران به میزبانی خبرگزاری دفاع مقدس برگزار شد.

«مریم شادی» رئیس سازمان نشر آثار و ارزشهای مشارکت زنان در دفاع مقدس و مقاومت: در بیانات اخیر رهبر انقلاب پیرامون موضوع زن و خانواده، نکات مهم و قابل توجهی مطرح شد که جایگاه خانواده و نقش اعضای آنرا به صورت جامع و اصولی مورد تأکید قرار دادند. نخستین محور، توجه به نقشها و پرهیز از تعارض نقشها در محیط خانواده است. دومین نکته، اهمیت ساختار صحیح و اصولی خانواده شامل پدر، مادر و فرزندان و نقشهای هر یک از اعضا در این ساختار است. سومین محور، شیوه تعامل و تأثیرگذاری متقابل اعضای خانواده است.
رهبر انقلاب بر این نکته تأکید کردند که هر یک از زنان، مردان و فرزندان در خانواده دارای رسالتی هستند که در تثبیت نگاه عمیق اسلام به استواری جامعه نقش مهمی ایفا میکند. این فرمایشات، قابل بررسی و تطبیق دقیق است. همچنین در مقدمه این بحث، مفهوم جنسیت و چالشهای مرتبط با آن در حوزه زنان و مردان مطرح شد. ایشان به تأثیر نگاههای غربی به جنسیت اشاره کردند که از ابتدا زن را کالایی بدون ارزش اجتماعی میدانست و با انقلاب جنسی در غرب، زن را در تقابل با دنیای مدرن قرار داد. این نگاه غربی در تلاش است تا ترکیبی نوین از هویت زن در جامعه ارائه دهد که زمینهساز اضمحلال هویتی زن است.
مقایسه جایگاه زن در اسلام با غرب
اگر بخواهیم جایگاه زن در اسلام را با دیدگاه غربی مقایسه کنیم، باید به تفاوتهای بنیادین در درک آزادی و استقلال زن توجه کنیم. اسلام، آزادی زن را در چارچوب مسئولیتها و نقشهایش در خانواده و جامعه تعریف میکند، درحالیکه نگاه غربی این آزادی را بیشتر در قالب فردگرایی و بازار مصرفی مطرح میسازد. پس از انقلاب جنسی و مشابه انقلاب صنعتی در غرب، چالشهای متعددی در حوزه زنان شکل گرفت که از جمله آنها، خلق مفهوم بازار و تأثیر آن بر هویت زنان بود. بازار مصرفگرایی باعث شد زن در نقش مصرفکننده و عرضهکننده با نگاهی ویژه به جامعه معرفی شود که این مسئله، حضور زنان را با چالشهای جدی مواجه کرد و باعث دوری آنها از محیطهای علمی و فرهنگی شد.
بررسی تطبیقی جایگاه زن در اسلام و غرب
غرب با بهرهبرداری از این مفهوم، زنان را بهعنوان نیروی ارزان قیمت اجتماعی وارد عرصههای مختلف کرد و در عین حال با ایجاد محدودیتهایی، حق مالکیت و هویت زن را کنترل میکند. این رویکرد، بهویژه در کشورهای جهان سوم و اسلامی، پیامدهای عمیقی داشته است. در نهایت، رهبر انقلاب در این خصوص تأکید دارند که بررسی تطبیقی جایگاه زن در اسلام و غرب باید با درک دقیق این مفاهیم و ساختارها انجام شود تا بتوان به شناخت واقعیتر و راهکارهای مؤثر دست یافت.
زنان همواره دارای هویت مستقل خود بودهاند، اما مواجهه ما با زن در دو نگاه متفاوت قرار دارد؛ از یک سو، نگاه اشرافی و متعالی اسلام به زن که بر حفظ کرامت و شأن او تأکید دارد و از سوی دیگر، نگاهی که غرب و نظام سرمایهداری به زن دارد و او را صرفاً بهعنوان یک عنصر اقتصادی و کالایی در بازار مصرف تعریف میکند. این نگاه غربی که زن را به کالایی برای سودآوری تبدیل میکند، کاملاً متضاد با ارزشها و حدودی است که اسلام برای حفظ هویت و شأن زن تعیین کرده است.
غرب و نظام امپریالیستی با هدف بهرهبرداری اقتصادی، تلاش کردهاند زن را به شکلی تعریف کنند که مطابق منافعشان باشد. این روند حتی در کشورها و مناطق آسیایی و عربی نیز مشاهده شده است؛ جایی که زن از آزادی واقعی خود دور شده و در قالب نمایشهای سطحی آزادی، در بازارها و مراکز تجاری به بازی گرفته شده است. این روند، زنان را از فضاهای علمی و فرهنگی دور کرده و حضور آنها را محدود به نمایشهای مذبوحانه و سطحی کرده است.

کمبود نمادها و اسطورهها برای معرفی جایگاه زن
در ایران نیز از دهه ۷۰ به بعد، شاهد نفوذ این تفکر غربی بودیم که با تعریف مراتب و نقشهایی برای زن، زمینه استثمار هویتی زنان را فراهم کرد. در این مسیر، برخی از بایستههای فرهنگی و شغلی زن مورد پیروی قرار گرفت که مانع از تحقق جایگاه واقعی زن شد. مقام معظم رهبری در این زمینه تاکید دارند که ما در مسئله زن از غرب طلبکاریم؛ زیرا غرب با ابزارها و گفتمانهای خود، تلاش کرده است، جایگاه زن را به گونهای تغییر دهد که مغایر با هویت حقیقی او باشد.
برای تحقق این طلبکاری ضروری است که ابتدا دست ما پُر باشد؛ یعنی بتوانیم گفتمان و ابزارهای لازم را برای معرفی و ترویج جایگاه واقعی زن فراهم کنیم. متأسفانه در این زمینه ضعفهایی وجود دارد، از جمله کمبود نمادها، اسطورهها و شعارهای قوی که بتوانند جایگاه زن را به درستی در جامعه معرفی کنند. همچنین فقدان رسانههای تخصصی و ضعف در گفتمان مرتبط با موضوع زنان، از دیگر مشکلات است؛ بنابراین لازم است در دو حوزه مهم تقویت شویم: اول، خلق گفتمان و مفاهیم مرتبط با جایگاه زن و دوم، ایجاد فضاها و ابزارهای رسانهای برای انتقال این گفتمان به جامعه.
تاکید اسلام بر غلبه شخصیت زن بر جنسیت
«زهرا کوهساری» عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا (س): در بیانات اخیر مقام معظم رهبری شاخصهای مدیریتی زنان و موضوع خشونت علیه زنان مطرح شد که معمولاً کلیدواژهای رایج در جنبشهای فمینیستی به شمار میرود. مقام معظم رهبری با نگاهی دقیق و مبتنی بر ارزشهای اسلامی، به این موضوعات پرداختند و نسبت به استفاده غربیها از این مفاهیم در جهت تهاجم ساختاری به نظام حکمرانی زنان در ایران هشدار دادند.
براساس دیدگاههای امام خمینی (ره) و رهبر انقلاب، جمهوری اسلامی ایران الگوی سوم زن مسلمان را ارائه داده است که مبتنی بر منابع قرآنی، روایی و فقهی است. رهبر انقلاب به دو قطب اصلی در گفتمان جهانی زنان اشاره داشتهاند: نخست، نگاه اسلام و جمهوری اسلامی به زن و دوم، نگاه لیبرالیستی و سرمایهداری غرب که زن را صرفاً بهعنوان شیء و کالایی قابل مصرف میبیند. در این راستا، مقام معظم رهبری تاکید دارند که نگاه غرب به زن بر پایه شیءانگاری بدن زن استوار است و این موضوع در سینمای هالیوود و رسانههای غربی به وضوح دیده میشود. ایشان همچنین به نقش ویژه زنان در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و نیز تاکید دارند.
گفتمان جهانی برای تفهیم الگوی سوم زن مسلمان
برای فهم دقیق الگوی سوم زن مسلمان، باید دو گفتمان اصلی جهان را مورد بررسی قرار داد و تفاوت بنیادین نگاه اسلام با جوامع غربی را درک کرد؛ نگاهی که هم شأن و حقوق زن را محترم میشمرد و هم تکالیف او را مورد توجه قرار میدهد. در دنیای امروز، فیلمها و تولیدات محتوایی رسانهای نقش بسیار مهمی در انتقال دانش و آموزش ایفا میکنند؛ به گونهای که یک فیلم میتواند جایگزین چندین ساعت آموزش حضوری شود. جهان به سمت استفاده گسترده از این نوع محتواها حرکت میکند و رسانهها به یکی از اصلیترین منابع انتقال مفاهیم و دانش تبدیل شدهاند.
از منظر اسلامی و نگاه هستیشناسانه، زن و مرد در تمامی مراحل خلقت و اعطای کرامت به مخلوقات، در کنار هم و برابر دیده میشوند. آیه شریفه «لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» نشاندهنده کرامت ذاتی انسانها، اعم از زن و مرد است که کلید واژه آن «برابری» است. این کرامت منبع ایجاد امکانات و استعدادها برای هر دو جنس بهویژه زنان است. در نظام اسلامی، کرامت بخشی و شأن دادن به زن به منظور بروز استعدادها و پتانسیلهای درونی او اهمیت ویژهای دارد.
برخلاف نگاه غربی که زنان را غالباً از طریق جنسیتشان و نه شخصیتشان میسنجد، اسلام بر غلبه شخصیت بر جنسیت تأکید دارد. اندیشمندان بزرگ انقلاب اسلامی مانند شهید مطهری و شهید بهشتی نیز بر این تفاوت تأکید کردهاند و معتقدند که اگر زن از معیارهای اخلاقی و دینی فاصله بگیرد، توجه بیشتر به ظاهر و جنسیت او معطوف میشود تا اندیشه و شخصیتش. نگاه غربی پس از جنگ جهانی اول، زن را بهعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سرمایهداری و امپریالیستی به کار گرفته است، درحالیکه در اسلام زن و مرد شریک در کرامت و فرصتها هستند.
با توجه به بیانات رهبر انقلاب در خصوص شأن و حقوق زنان، لازم است نگاه عمیقتر و متعادلتری به موضوع زن و جایگاه او در جامعه داشته باشیم، تا از تحریفها و سوءاستفادههای رسانهای جلوگیری شود.
حذف آرمان زن متواضع و ایثارگر و پیامدهای آن
«مریم شادی» رئیس سازمان نشر آثار و ارزشهای مشارکت زنان در دفاع مقدس و مقاومت: حوزه پژوهش، تولید محتوا و سیاستگذاری فرهنگی یک مثلث سهضلعی است که کمکاری در هر ضلع آن باعث میشود الگوهای لازم برای جامعه شکل نگیرد و راهکارهای مؤثر ارائه نشود. نکته مهم دیگری که باید اشاره کرد، حذف آرمان زن متواضع و ایثارگر است که بزرگترین ضربه را به نظام معنایی و سیاستگذاری کشور وارد کرده است. ما با زنی مواجهیم که اگر بخواهد آگاهیهای حقوقی و نقش اجتماعی خود را دنبال کند، نباید فقط نماد تواضع و ایثار باشد؛ بلکه اگر این دو شاخصه را از خود دور کند، آن زن میتواند در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی اثرگذار باشد. بررسیهای پژوهشی نشان میدهد که بسیاری از مشکلاتی که امروز در تابآوری زندگی زناشویی داریم، ناشی از همین مسئله است؛ یعنی زنان بسیاری از ویژگیهای تواضع و ایثار را از خود دور کردهاند.
موضوع دوم، تضاد میان فهم واقعیت و معنا در جامعه است. آنچه در جامعه به عینه دیده میشود و قرار است نظام معنایی در ذهن ما بسازد، با آنچه سیاستگذار و مجری به عنوان واقعیت میبیند و اجرا میکند، متفاوت است. این دو گسل، هم در سطح رویی و هم در عمق جامعه وجود دارد و ما متأسفانه با آن مواجهیم. نکته بعدی که باید به آن بپردازیم، راهکارهای عملی در حوزه زنان و خانواده است. یکی از بزرگترین کمبودها در این حوزه، فقدان سازمانهای مردمنهاد فعال و مؤثر است. در ساختار نظام دینی ما، هیئتها نقش مهمی دارند، اما بسیاری از سازمانهای مردمنهاد ثبتشده یا فعال در حوزه زنان و خانواده، قابلیتهای لازم را ندارند. این سازمانها چند ویژگی اساسی دارند که مهمترین آنها توانمندسازی زنان از طریق اشتغال و فعالیتهای اجتماعی است. متأسفانه بسیاری از مشاغل کنونی زنان در سطوح پایین قرار دارد و درآمد حاصل از این مشاغل کفاف هزینههای روزمره را هم نمیدهد. با اینحال، این اشتغال به زن هویت میبخشد و باعث میشود زن بتواند ساختار هویتی خود را شکل دهد.
نقش سازمانهای مردمنهاد در توانمندسازی زنان و خانواده
قطعاً توسعه سازمانهای مردمنهاد و واگذاری مسئولیتهای ویژه به این نهادها در جمهوری اسلامی میتواند بسیاری از مسائل حوزه زنان و خانواده را حل کند. نکته بعدی، ضرورت پرهیز از اسطورهسازی و آرمانگرایی افراطی است. گاهی اوقات اسطورهای را معرفی میکنیم و میگوییم این الگو خوب است، اما در عمل، آرمانگرایی افراطی باعث میشود که هیچ اثری از آن باقی نماند.
یکبار یکی از دوستانم نکتهای گفت که قابل توجه است: بعد از ۴۶ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، ما هنوز به یک شعار محوری در حوزه زنان و خانواده نرسیدهایم. موضوع این است که نگاه به زنان و مردان باید متفاوت باشد؛ ساختار، هویت و نقشهای این دو جنس متفاوت است و ما باید با صدای بلند این تفاوتها را به رسمیت بشناسیم. متأسفانه هنوز آموزشهای ما بر اساس جنسیت طراحی نشده است و این موضوع بسیار جای تأمل دارد.
گاهی اوقات در مواجهه با نگاه بینالمللی دچار ترس و تردید میشویم و از بازگو کردن واقعیتهای شهدای حوزه زنان واهمه داریم. اما اگر قرار است به حوزه زنان نگاهی ویژه داشته باشیم، باید این نگاه بهصورت جدی و اصولی باشد. یکی از مصادیق این ضرورت، نظام آموزشی ماست که در سطوح ابتدایی و متوسطه دختران را دقیقاً مشابه پسران تربیت میکند؛ این رویکرد اساساً ناعادلانه و ظلم به دختران و پسران است.
ضرورت اصلاح نظام آموزشی با تاکید بر تفاوتهای جنسیتی
در نظام سیاستگذاری و اجرایی ما هیچگاه بایستههای هویتی دختران و پسران به درستی لحاظ نشده است. این نقص در بسیاری از رشتههای تحصیلی نیز مشاهده میشود و نظام تقسیمبندی و جذب دانشجو در دانشگاهها با چالشهای جدی مواجه است. بهعنوان نمونه، میزان ورود دختران و پسران به بازار کار تفاوت قابل توجهی دارد و این نشان میدهد که نظام معنایی و سیاستگذاری بر انتخاب رشته و مسیر تحصیلی نظارت دقیق و متناسب با جنسیت ندارد.
ریشه این مشکل، به قبل از دوره دبستان بازمیگردد. تا زمانی که سیاستگذاریهای مجزا و متناسب با نیازهای دختران و پسران در دوره پیشدبستانی اجرا نشود، دختران و پسرانی که به دوران متوسطه و دانشگاه میرسند، با چالشهای جدی مواجه خواهند شد. بنابراین، ضروری است که ما با پایمردی بر این اصل که نظام سیاستگذاری ما در حوزه زنان و مردان متفاوت است، ایستادگی کنیم و از بیان این واقعیت هراس نداشته باشیم. این تفاوت باید از سطوح ابتدایی آموزش آغاز شود؛ نه اینکه دختران و پسران در همه سطوح آموزشی بهصورت یکسان آموزش ببینند. اخیراً جزوههایی با عنوان مهارتهای زندگی یا دروس مشابه برای دختران و پسران اضافه شده که غالباً بهعنوان دروس حاشیهای تلقی میشوند. اما اگر قصد داریم تربیتی درست و اصولی برای ایفای نقشهای واقعی و سازنده در جامعه ارائه دهیم، توجه به این نکته حیاتی است.
تربیت مادران مستلزم تبیین جایگاه پدران در خانواده است
اغلب سیاستگذاریهایی که در حوزه زنان انجام میدهیم، به آموزش و توانمندسازی زنان و مادران متمرکز است، اما اگر نتوانیم جایگاه مردان در خانواده و نقش پدری را به درستی تبیین کنیم، در تربیت مادران نیز موفق نخواهیم بود. یکی از دلایل تکبعدی بودن آموزشهای فعلی ما این است که مراکز مختلف تنها بر توانمندسازی زنان تمرکز دارند، اما مردان و پدران که باید در این حوزه آموزش ببینند، توجه کافی به آنها نشده است.

اگر نتوانیم نگاه فرزند و همسر نسبت به شوهر و پدر خانواده را شکل دهیم، صحبت از نظام ولایی بیمعنی خواهد بود. زیرا تا زمانی که نقش پدر بهعنوان ولی خانواده به درستی تعریف نشود، هرچقدر هم درباره ولایت در نظام اجتماعی صحبت کنیم، موضوع قابل تحقق نخواهد بود. چالشی که امروز با آن مواجهایم همین است؛ وقتی نقش پدر به درستی در خانواده تبیین نشود، مسائل و مشکلات شکل میگیرد.
نگاهی به برشهای کوتاه تولید شده در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام نشان میدهد که تصویر پدر اغلب به گونهای ارائه میشود که کنترل تلویزیون و کولر در دست اوست و مادران همیشه نگراناند که مبادا چیزی به فرزندان بگویند. این تصویر، صرفاً نقش پدر را تحتالشعاع قرار نمیدهد، بلکه دشمن با درک درست از نظام ولایی، حذف ساختار ولایی در جمهوری اسلامی را با حذف نقش پدر کلید زده است.
آنچه اکنون باید در سیاستگذاری دنبال کنیم، احیای جایگاه پدر و مرد در خانواده و موضوع قوامیت است. متأسفانه تاکنون به اندازه کافی درباره این موضوعات تحلیل و تولید محتوا نکردهایم و نظم رسانهای مناسبی شکل ندادهایم، در حالی که دشمن به هر شکل ممکن این روایت را به جامعه القا کرده و همین تصویر نادرست در میان مردم رواج یافته است.
اگر بخواهیم نقش مردان و زنان را در جمهوری اسلامی مبتنی بر فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری باور کنیم و دقیقتر بررسی کنیم، چارهای نداریم جز اینکه یک بازار دارایی جدی در نظام سیاستگذاری ایجاد کنیم. چراکه در غیر این صورت، بین ضرورت مقابله با ناهنجاریها و مصلحتهای اجتماعی گرفتار خواهیم شد و این تعارض شرع و مصلحت، مشکلات را بیشتر خواهد کرد.
بنابراین، پیریزی بنیانهای معرفتی جدی در مسائل زنان و خانواده بدون پیریزی بنیانهای جدی در حوزه مردان و پدران امکانپذیر نیست. نکته مهم دیگر این است که همهچیز باید از نظام آموزشی پیش از دبستان آغاز شود و راه دیگری وجود ندارد. یک نکته تکمیلی اینکه سیاستگذاری و اجرا در این حوزه سه ضلع اصلی دارد که دشمن نیز به خوبی آنها را شناخته است: اول مسجد، دوم مدرسه و سوم روستا. نظم روستایی در هژمونی جدید و پیریزی ساختارهای شهری در جمهوری اسلامی دچار تغییر شده است. اگر بررسی کنیم، ساختارهایی که ۱۵ سال پیش در مساجد داشتیم، اکنون کمتر دیده میشود. اگر قرار است هر اقدام جدی در جمهوری اسلامی انجام شود، باید از این سه نقطه شروع کنیم و برای آنها بازار جدی ایجاد کنیم. در غیر این صورت، موفقیتی حاصل نخواهد شد.
بدفهمی دینی و برداشت نادرست جهان سکولار از زن
«زهرا کوهساری» عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا (س): در زمینه آزادی باید توجه داشت که آزادی واقعی و مشروع، آزادیای است که در چارچوب قانون و با رعایت حقوق دیگران تعریف میشود. این نوع آزادی، امکان تحقق اهداف فردی را فراهم میکند و در عین حال مانع از تجاوز به حقوق دیگران میشود. در نهایت، آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، ایجاد سد مستحکم و کارآمدی است که زنان جامعه ما را از تأثیرات مخرب و توجیهگرانه برخی جریانهای غربی حفظ کند و جایگاه حقیقی و شایسته زن را در جامعه تثبیت کند.
موضوع آزادی و برداشت نادرست از آن، به ویژه در شعارهایی مانند «زن، زندگی، آزادی» یکی از مسائل مهمی است که باید به دقت بررسی شود. آنچه در این شعارها به جامعه ارائه شد، تعریفی غلط و ناقص از آزادی بود که در عمل موجب محدودیت برای دیگران میشد. ما حق نداریم آزادیهایی را دنبال کنیم که به انقیاد روانی یا اختلال در حقوق عقلی و فیزیکی دیگران منجر شود. آزادی باید به گونهای باشد که حقوق و آزادیهای دیگران را مخدوش نکند. این سوءتفاهمها ناشی از برداشتهای نادرست و سوگیریهایی است که مفهوم آزادی را از مسیر اصلی خود منحرف کرده است. در واقع، مفهوم «آزادی» یکی از شعارهای اساسی جمهوری اسلامی ایران است؛ شعاری که از ابتدای انقلاب مطرح بوده و هماکنون نیز به عنوان «استقلال، آزادی جمهوری اسلامی» به آن تأکید میشود. این آزادی، آزادی حقیقی است که به مردم ایران هویت و تصویر واقعی از کشورشان و استقلال در ابعاد مختلف زندگی میدهد.
بنابراین، آنچه شعار «زن، زندگی، آزادی» به عنوان آزادی ارائه کرد، در واقع تصویری مغشوش و نادرست بود که برخلاف ارزشهای انقلاب و جمهوری اسلامی است. این برداشت نادرست از آزادی، نه تنها از سوی خود انقلاب صادر نشده، بلکه از سوی دشمنان و برنامهریزان برانداز که قصد تضعیف پایههای نظام را دارند، به جامعه تحمیل شده است. باید توجه داشت که ما امروز با دو چالش بزرگ مواجهیم: یکی بدفهمی دینی نسبت به موضوع زن و دیگری برداشتهای نادرست جهان سکولار از زن. متأسفانه هر دو این موارد در جامعه ما وجود دارد و باید با دقت به آنها پرداخت. پاسخ اصلی به این چالشها در تعریف الگوی سوم زن مسلمان نهفته است که میتواند راهنمای مناسبی برای درک درست جایگاه زن در جامعه باشد.
غفلت از مفاهیم آیات قرآن و سیره معصومین در مورد جایگاه زن
متأسفانه در حوزه دینی نیز با بدفهمیهایی مواجهیم. دین اسلام در ساحتهای مختلف، از جمله قرآن، سنت، عقل و اجماع، بارها و بارها به موضوع زن پرداخته است؛ چه در قرآن کریم، چه در لوح محفوظ، و چه در آیات و روایات. با این حال، آیا ما واقعاً به سطح آگاهی کاملی نسبت به جایگاه و حقوق زن در دین دست یافتهایم؟ پاسخ منفی است. امروزه در جامعه ما شبهات فراوانی میان زنان وجود دارد که اسلام برای آنها پاسخهای مستدل و قاطعی ارائه کرده است، اما ما به عمق این مسائل نپرداختهایم و از بررسی دقیق آیات قرآن و سیره معصومین در مورد جایگاه زن غفلت کردهایم.
این بدفهمیها، نه تنها از سوی خود ما وجود دارد، بلکه توسط جهان غرب نیز استفاده میشود تا شبهاتی در ذهن مردم ایجاد کند؛ به عنوان مثال، مسائلی مانند ارث، چندهمسری، عدالت در میان همسران، شهادت زن که در برخی موارد نصف مرد دانسته شده، و دیگر موضوعات که اغلب ناشی از عدم مطالعه کافی و فهم نادرست دینی است. در مقابل، نظام سکولار نیز با بدفهمی نسبت به زن برخورد میکند. برای نمونه، در نگاه فیلسوفانی مانند نیچه و دکارت، زن به گونهای تحقیرآمیز و حتی حیوانی دیده شده است. البته برخی اندیشمندان سکولار نیز نظریههایی معتدلتر ارائه کردهاند که تا حدی به الگوی سوم زن مسلمان نزدیک است، اما حتی دولتهای سکولار هم درک درستی از جایگاه زن ندارند، زیرا این موضوع دیگر صرفاً بحث مطالعه نیست؛ آنها به خوبی میدانند که اگر این بدفهمیها اصلاح شود و زنان جامعه به آگاهی برسند، نظام سکولار آسیب خواهد دید.
تاریخ نشان میدهد که از دوران پروتستانتیسم کلیساها علم را در انحصار خود نگه میداشتند و مردم را از دسترسی آزاد به دانش محروم میکردند. دوران رنسانس به وجود آمد تا این محدودیتها شکسته شود و علم به دست مردم برسد. پس از انقلاب نیز ما توانستیم به علم دسترسی پیدا کنیم و تحولات مهمی رخ دهد. بنابراین، بدفهمی سکولار به نفع آنهاست که مردم را ناآگاه نگه دارند تا بتوانند اهداف خود را پیش ببرند. در مقابل، بدفهمی در حوزه اسلام نیز ریشه در عدم پیگیری و فهم درست ما دارد؛ همانگونه که اقبال لاهوری نیز اشاره کرده است، «اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هر عیب که هست از بدفهمی ماست». یکی از دلایلی که ضرورت فقه پویا را ایجاب کرد، همین نیاز به بازنگری و بررسی مجدد مسائل فقهی، به ویژه در حوزه زنان است. باید نگاههای جدید، راهکارهای نوین و زاویه دیدهای تازهای به مسائل ارائه شود که قابل فهم برای همه اقشار جامعه باشد.
متأسفانه رسانهها، به ویژه صداوسیما، نقش منفی و یکسویهای در این زمینه ایفا کردهاند و برنامهریزیهای آنها باعث شده است که گفتمان متوازن و علمی درباره جایگاه زن شکل نگیرد. با وجود همه اینها، ما از نظر تعاریف و نظام معنایی بسیار غنی هستیم، به برکت رهبری مقام معظم رهبری و حضور فقها و اندیشمندان حوزه انقلاب اسلامی. نظام جمهوری اسلامی برگرفته از نگاه عمیق و ساختاری است که امام خمینی (ره) با فلسفه، عرفان، حکمت و کلام خود پایهگذاری کرد و منجر به انقلاب شد. این نگاه نوین و ساختاری، منجر به ایجاد انقلاب شد و امروز نیز ما در تعاریف خود غنی و مستحکم هستیم. اما همچنان مسئلهای وجود دارد که باید به آن توجه کنیم و آن موضوعی است که در کنار این مباحث مطرح میشود.
نوع نگاه، سبک نگارش و تولیدات در حوزه زنان نادرست است
نوع نگاه و سبک نگارشها و تولیدات ما در حوزه زنان و خانواده، متأسفانه نادرست است. در غرب، به ویژه در سینمای هالیوود، اغلب زن را به عنوان یک شیء و یک بدن مصرفی نشان میدهند. سینمای هالیوود که یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین سینماهای جهان است، غالباً زن را از منظر اُبژهمحور و بدنمحور به تصویر میکشد و این نگاه مصرفگرایانه به زن در آثار آن بسیار مشهود است. البته استثناهایی هم وجود دارد، اما بسیار کمشمار است.
برای مثال، فیلم «ارین بروکویچ» که در سال ۲۰۰۰ ساخته شد و جولیا رابرتس در آن نقش اصلی را بازی میکند، داستان زنی را روایت میکند که مادر سه فرزند است و پس از طلاق، به عنوان دستیار یک وکیل فعالیت میکند. این زن نماد شجاعت، جسارت و فاعلیت اخلاقی است، اما در عین حال تصویری از زنی است که در بستر خانواده شکست خورده و نتوانسته در آن رشد کند. این نشان میدهد که حتی در این تصویر مثبت، زن از الگوی سوم که ما مطرح میکنیم فاصله دارد؛ چراکه این زن در دل خانواده عفیف و شریف تعریف نشده است.

مثال دیگر، فیلم «چهرههای پنهان» (۲۰۱۶) است که زندگی سه زن فضانورد و ریاضیدان را نمایش میدهد. این زنان به مدار زمین سفر میکنند و مسائل علمی پیچیدهای را حل میکنند. در این فیلم، زنانی مستقل به تصویر کشیده شدهاند که نه همسر دارند، نه خانوادهای که از آنها حمایت کند و نه فرزندی که مصادیق مادری را در آنها زنده نگه دارد. این زنان به عنوان افرادی کاملاً مستقل و بدون وابستگی خانوادگی معرفی میشوند که به موفقیتهای علمی بزرگ دست یافتهاند.
با وجود اینکه این فیلمها به جنبههای جنسی و ابژهای زن نمیپردازند، اما باز هم زن را به عنوان فردی مستقل و منفک از خانواده نشان میدهند. هالیوود در تولیدات رسانهای خود، عمیقاً زن را به عنوان یک موجود مستقل و جدا از چارچوبهای خانوادگی به تصویر میکشد؛ در حالی که ما زن را به عنوان «زن به ماه» و «زن خانم» تعریف میکنیم، زنی که ممکن است مادر نباشد، اما حتماً باید در دل خانواده معنا پیدا کند.
البته ممکن است زنانی باشند که بدون تعریف در دل خانواده موفق شوند، اما این موفقیت در چارچوب مفهومی الگوی سوم زن مسلمان نیست. ما معتقدیم زن با خلقت خود دارای قابلیتهایی است که باید در طول زندگی محقق شود تا به مقام خلیفهاللهی برسد و به آن جایگاهی که حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) فرمودند، نائل آید: «خدایا مرا خرج راهی کن که مرا برای آن آفریدهای.» به عنوان مثال، در آغاز فیلم «نجات سرباز رایان» تصویر زیبایی از مادری که چشمانتظار بازگشت تنها فرزندش از جبهه است نشان داده میشود؛ مادرانی که در واقعیت نیز به عنوان نماد ایثار و صبر در جامعه ما حضور داشتهاند و این اسطورهسازی از دل هیچ، هنر بزرگی است.
روایت زندگی ۱۷ دختر نوجوان کنشگر شهیده در کتاب «روایت ایران دخت»
اخیراً کتابی با حمایت خانم دکتر شادی تحت عنوان «روایت ایران دخت» منتشر شده که به زندگی ۱۷ دختر نوجوان کنشگر شهیده پرداخته است. این دختران نوجوان که بسیاری از آنها در سن ۱۴ و ۱۵ سالگی در دوران انقلاب و جنگ فعال بودند، در دایرهالمعارف کتابهای دفاع مقدس کمتر شناخته شدهاند و اسامی آنها برای عموم کمتر آشناست. این نشان میدهد که ما چقدر در معرفی این قهرمانان جوان و فعال کوتاهی کردهایم.
این دختران با نگاهی جسورانه و آگاهانه وارد میدانهای خطر شدند، بیآنکه معنای کولهپشتی و سختیهای مسیر را بدیهی بدانند. مانند شعاری که میگوید: «اگر من آدمی هستم که برای انقلاب باید فدا شوم، پس شمشیرها مرا در بر بگیرند.» این روحیه و فداکاری، نمادی از تعهد و ایثار نسل جوان ماست که باید بیش از پیش شناسانده شود و به عنوان الگو به جامعه ارائه گردد.
در جستجویی که برای نوشتن چند خط درباره زندگی شهدای دانشآموز نوجوان ۱۶ و ۱۷ ساله داشتم، به نکتهای مهم برخوردم که مایلم به اشتراک بگذارم. چند سال پیش، در یکی از کتابفروشیهای معتبر کشور که وابسته به یکی از نهادهای فرهنگی است، کتابی تحت عنوان «زنان اثرگذار» دیدم. این کتاب زندگینامه تعداد زیادی از زنان برجسته جهان را به عنوان الگو برای دختران نوجوان معرفی میکرد.
اما وقتی کتاب را ورق زدم، متوجه شدم از میان حدود بیست تا سی زن معرفیشده، حداقل هفت یا هشت نفر از آنها به واسطه ارتباطات جنسی و روابط پنهان با مردان مطرح سیاسی یا اجتماعی به موقعیتهای بالایی رسیده بودند. این مسئله به وضوح مطرح نمیشد، بلکه به صورت پیامهای پنهان و ایسترگ در متن کتاب بود. این زنان به واسطه توانمندیها و جذابیتهای جنسی خود با شخصیتهای برجسته سیاسی ارتباط برقرار کرده بودند و این ارتباطات نقش مهمی در موفقیتهای آنها داشت.
این موضوع باعث شد به این فکر کنم که این کتاب قرار است توسط دختران ما خوانده شود، اما هیچ یک از شخصیتهای این کتاب حجاب نداشتند و بیش از دو سوم آنها بدون تلاش علمی و صرفاً به دلیل ارتباطاتشان به مقامهای بالا دست یافته بودند. در مقابل، ما دختران نوجوان بسیاری داریم که کمترین الگویی که میتوان به آنها داد، شجاعت و ایستادگی است. امروز ما با مشکل عدم اعتماد به نفس و از دست رفتن هویت ملی در دخترانمان مواجهیم. دختران ما بیشتر به اینفلوئنسرهای کرهای و خوانندگان خارجی علاقهمندند تا به الگوهای داخلی. این فقدان الگوسازی مناسب باعث شده که هویت ملی در میان نسل جوان ما تضعیف شود. کتاب «روایت ایران دُخت» که من آن را نوشتم، با هدف ایجاد هویت ملی در دختران نوجوان نوشته شده است. وقتی این کتاب را نوشتم، تصمیم گرفتم که به جای تمرکز صرف بر علم و پیشرفت، به تقویت هویت ملی دختران بپردازم، زیرا این هویت به شدت در جامعه ما کمرنگ شده است.
امثال این کتابها و فیلمها میتوانند با کارگردانی بهتر و استفاده از بازیگران مناسب، به اسطورههایی تبدیل شوند که برای نسل جوان ما الگو باشند. سریالها و فیلمهایی که میتوانند تحول ذهنی ایجاد کنند و حداقل تلنگری به ذهن مخاطب بزنند تا بدانند افرادی مانند محبوبه دانشکی، طاهره کمایی و زینب کمایی با شرایط سخت و شکنجههای فجیع چگونه استقامت کردند و به شهادت رسیدند. این دختران نوجوان ۱۶ ساله در زیر سختترین شکنجهها مقاومت کردند و حتی در برابر شدیدترین فشارها لب به سخن باز نکردند و اطلاعات همرزمان خود را لو ندادند. چنین قدرت ذهنی و استقامتی را در دختران امروز ما نیز میبینیم.
دختران نوجوان ما در دوران دفاع مقدس کنشگرانی فعال بودند
متأسفانه ما نتوانستهایم به خوبی از شهید آرمان علیوردی الگوسازی کنیم؛ چقدر انیمیشن ساخته شده؟ اگر هالیوود بود، تا به حال حداقل پنجاه فیلم درباره شهید آرمان ساخته شده بود. دختران نوجوان ما در دوران دفاع مقدس کنشگرانی فعال بودند و داستانهای بسیار زیبایی برای روایت از آنها وجود دارد که میتواند الگوهای مؤثری بسازد و تکرار شود.
در پایان، مردم باید بدانند که تاریخ ما پر از قصهها و قهرمانان بزرگی است که میتوانند الهامبخش نسلهای آینده باشند، از امپراتوری چین گرفته تا کوفه و مکانهای دیگر. این مسیر باید به درستی روایت شود تا هویت و شجاعت در نسل جوان ما زنده بماند.
برمیگردیم به مسئله امپراطوری رسانه و فرهنگ؛ متأسفانه شاهدیم که فیلمهایی مانند «پیرپسر» که سراسر خشونت است، با تبلیغات گسترده و بیلبوردهای بزرگ به شدت پررنگ میشود، در حالی که فیلمهایی که ارزشمندتر و الگودهیکنندهتر هستند، کمتر دیده میشوند. این موضوع ناشی از کمکاری پژوهشگران و ضعف سیاستگذاری فرهنگی در لایههای پنهان است. به نظر میرسد برخی اتفاقات عمدی در این حوزه رخ میدهد که اگر جامعه یا پژوهشگران دنبال کنند، به سختی به نتیجه میرسند یا نهایتاً تنها یک ویدئو ساده برای نمایش در مساجد و بسیجها باقی میماند.
انتهای پیام/۳۴۱


