شعر/

غربت مولا! 

غلامرضا غلامپور دهسرخی قطعه شعری را به‌مناسبت دهه بصیرت سرود.
کد خبر: ۸۰۳۶۳۰
تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۴۰۴ - ۰۶:۵۷ - 02January 2026

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از خراسان رضوی، به مناسبت فرارسیدن سالگرد حماسه ۹دی، «غلامرضا غلامپور دهسرخی» از شعرای آیینی استان، قطعه‌ای شعری را در این خصوص در قالب مثنوی سروده است که در ادامه می‌خوانید:

غربت مولا! 

مدد از خالق و از آل علی (ع) می‌جویم 
بارها گفته‌ام و، بار دگر می‌گویم
اینک از غصۀ جانسوز حکایت دارم 
یاعلی گفته، و از کوفه شکایت دارم
سخن از درد و غم و صحبت هجران باشد 
سخن از بی‌کسی و محنتِ دوران باشد
سخن از غربت دین و کمیِ ایمان است 
سخن از توطعه و حادثه‌ای پنهان است
سخن از مرز میان حق و باطل باشد 
گوش کن گوش! که جوشِ سخن از دل باشد
هله! یاران که عزادار حسین‌اید، به‌هوش! 
و سیه‌پوش علمدارِ حسین‌اید، بهوش!
آی یاران! که سیه‌پوش محرّم باشید 
نزد پیغمبرِ اسلام معظّم باشید
آی یاران! که ز جان عاشق ثارالله‌اید 
پیرو راه حسین‌اید و ز حق آگاهید
 
به شمایان! که در این عشق فدایی شده‌اید 
با حسین‌اید و همه کرببلایی شده‌اید
گوشِ جان را بسپارید به این فصلِ خطاب: 
از پی یاریِ اسلامِ پیمبر بشتاب!
دیده بگشای برادر! که زمانِ خطر است 
دشمن ما و تو پرحیله و ضدّ بشر است
نکند شور حسینیِ تو خاموش شود! 
شرف و عزّت این قوم فراموش شود!
گر به شعر و سخن ای دوست! سراپا گِله‌ام 
گِله‌مند از ستم دشمن این قافله‌ام
گله دارم ز گروهی که منافق شده‌اند 
آفت گلشن دین، ننگِ خلایق شده‌اند
به شعار  و سخن و حرف، مسلمان باشند 
دشمن مکتب پیغمبر (ص) و قرآن باشند
گله دارم ز گروهی که جسارت کردند 
ثمر باغ ولا را همه غارت کردند
گله دارم ز گروهی که دو‌رو ده‌رنگ‌اند 
همگی اهل شقاوت، همگی چون سنگ‌اند
گلۀ من ز گروهی‌ست که کوفی‌صفتند 
با من و با تو و با ناصحِ فرزانه بدند
روی پیشانی خود مُهر عبادت دارند 
و به نیرنگ و تظاهر همه عادت دارند
 
حقّ نان و نمکِ خورده، نکردند ادا؛ 
و میان‌بسته پیِ دشمنی دین خدا
از حریم شرف و شرم و حیا دور شدند 
به جهالت همه خو کرده و مزدور شدند
آتش جهل و جهالت زده چون در بیشه 
تیشه بر دست گرفتند به قصد ریشه
مونس غفلت و اندوه و عزاییم چرا؟! 
دشمنان فتنه‌گر و...، ما و تو خوابیم چرا؟!
رهبر قافله از ما و تو غمگین باشد 
خواب غفلت زچه بر ما و تو سنگین باشد!
مَردم! این خواب حرام است خدا می‌داند 
فکرِ دشمن، همه دام است خدا می‌داند
نکند در برِ دشمن من و تو رام شویم 
و نسنجیده گرفتار چنین دام شویم
نکند رهبرِ دین لحظه‌ای آرزده شود 
و غریبانه در این حادثه پژمرده شود
نکند با سخن و حرف مسلمان باشیم 
غافل از فلسفۀ خون شهیدان باشیم
باز هم کوفه و چاه است، علی را دریاب! 
فتنه و ظلمت و آه است، علی را دریاب!
باز هم لاله به دل رنگِ مکدّر دیده است 
از همان فتنه که تاریخ مکرّر دیده است
 
باز هم غربتِ مولاست، بیا چاره کنیم! 
عمق این فاجعه  پیداست، بیا چاره کنیم!
یاد آریم که در کرببلا غوغا بود 
و حسین بن علی (ع) بی‌عَلم و تنها بود
هی نگوییم: که ای کاش من آن‌جا بودم!- 
جان ز کف داده و در خدمت مولا بودم!
بنگر امروز هم آن آینه‌ها تنهایند 
اهل‌بیت حرمِ حق، بخدا تنهایند
عمق این فتنه و این فتنه‌گری‌ها پیداست؛ 
کربلای من و تو جانِ برادر اینجاست!
(هر که دارد هوس کرببلا بسمِ الله 
هر که دارد سرِ همراهیِ ما بسمِ الله)
وقت تنگ است، بیا آینه‌کاری بشویم 
باغبان خواسته ما و تو بهاری بشویم
وقت تنگ است، هَلا فرصت ما کم نشود! 
قامت کوششِ مردانۀ ما خم نشود!
وقت تنگ است، بیا تا من و تو ما بشویم 
قطره‌ای وصل به دریا شده، دریا بشویم 
باز طوفان شده و موج خروشان باشیم 
افتخار وطن و مذهب و ایران باشیم
آنچه حجّت شده بر ما و تو، ما آن بشویم 
و حسینی شده و یاور قرآن بشویم
 
به رسولان خدا زآدم و خاتم، سوگند! 
به علی (ع) و حسنین (ع) و به محرّم، سوگند!
ما مسلمان و، همه شیعه و ایمان داریم 
عشق پیغمبر و آلش به دل و جان داریم
درس آزادگی از شیر خدا آموزیم 
یاعلی (ع) گفته و از آتش عشقش سوزیم
تا دم مرگ که در پیکرِ خود جان داریم 
به ولایت، به امامت همه ایمان داریم
همه‌جا نغمه برآریم که ما مردِ رهیم 
جانثاریم و به فرمان علی (ع) سر بنهیم
به ابوالفضل، علمدارِ اَباعبدالله (ع) 
«هر که دارد هوس کرببلا بسمِ الله!»

انتهای پیام/

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار