پروژه «کشتهسازی»؛ ابزار جنگ روانی و تهدید امنیت اجتماعی
گروه سیاسی دفاعپرس: پروژه «کشتهسازی» یکی از شگردهای شناختهشده و تکرارشونده رسانههای معاند و جریانهای ضدانقلاب است که در بزنگاههای سیاسی، امنیتی و اجتماعی فعال میشود. هدف اصلی این پروژه نه اطلاعرسانی، بلکه ملتهبسازی فضای عمومی، ایجاد هیجان کاذب، تحریک افکار عمومی و در نهایت تهدید امنیت روانی جامعه است. بررسی تجربههای گذشته نشان میدهد که این الگو همواره با ترکیبی از دروغپردازی، بزرگنمایی، تحریف واقعیت و بهرهگیری از شبکههای اجتماعی دنبال شده است.

در این چارچوب، هر حادثه امنیتی، انتظامی یا حتی یک اتفاق مبهم اجتماعی، بهسرعت به سوژهای برای تولید «روایت قربانی» تبدیل میشود؛ روایتی که پیش از هرگونه بررسی میدانی یا اعلام نظر مراجع رسمی، با قطعیت از «کشته شدن» افراد سخن میگوید. این روایتسازی شتابزده، بخشی از یک عملیات روانی هدفمند است که میکوشد افکار عمومی را پیش از شکلگیری روایت واقعی، در مسیر دلخواه خود هدایت کند.
رسانههای معاند در پروژه کشتهسازی معمولاً چند گام مشخص را دنبال میکنند. نخست، انتشار یک خبر مبهم یا تأییدنشده با ادبیات احساسی و تحریککننده است؛ خبری که اغلب بدون منبع مشخص یا با استناد به «شاهدان عینی ناشناس» منتشر میشود. گام دوم، بازنشر گسترده این خبر در شبکههای اجتماعی و افزودن جزئیات ساختگی برای افزایش بار عاطفی ماجراست. در گام سوم، تلاش میشود با القای «پنهانکاری نهادهای رسمی»، هرگونه توضیح یا تکذیب بعدی بیاعتبار جلوه داده شود.
نکته قابل توجه آن است که در بسیاری از موارد، پس از گذشت زمان و روشن شدن واقعیتها، نادرستی یا اغراقآمیز بودن این ادعاها آشکار میشود؛ اما در این مرحله، هدف اصلی پروژه محقق شده است. التهاب اجتماعی ایجاد شده، اعتماد عمومی آسیب دیده و فضای روانی جامعه برای مدتی دچار تنش شده است. به بیان دیگر، کشتهسازی بیش از آنکه به دنبال حقیقت باشد، به دنبال «اثرگذاری لحظهای» و «شوک روانی» است.
از منظر امنیت اجتماعی، پروژه کشتهسازی را میتوان بخشی از جنگ ترکیبی علیه جامعه ایران دانست؛ جنگی که در آن، رسانه و روایت به اندازه سلاح سخت اهمیت پیدا کردهاند. در این نوع جنگ، امنیت روانی شهروندان بهعنوان یکی از ارکان ثبات اجتماعی هدف قرار میگیرد. ایجاد احساس ناامنی، بیاعتمادی و خشم جمعی، میتواند زمینهساز رفتارهای هیجانی و تصمیمهای پرهزینه در سطح جامعه شود.
در این میان، نقش مخاطبان و کاربران شبکههای اجتماعی نیز اهمیت ویژهای دارد. بازنشر شتابزده اخبار تأییدنشده، حتی با نیت همدلی یا مطالبهگری، ناخواسته در زمین طراحان این پروژه بازی میکند. تجربههای گذشته نشان داده است که بسیاری از اخبار مرتبط با کشتهسازی، پس از بررسیهای دقیق، یا اساساً نادرست بودهاند یا با تحریف جدی همراه بودهاند.
از سوی دیگر، مقابله مؤثر با این پروژه، صرفاً با تکذیبهای دیرهنگام محقق نمیشود. شفافیت، اطلاعرسانی بهموقع، ارائه روایت مستند و اقناع افکار عمومی، از جمله ابزارهایی است که میتواند اثرگذاری عملیات روانی دشمن را کاهش دهد. همچنین ارتقای سواد رسانهای جامعه و آموزش نحوه مواجهه نقادانه با اخبار، نقش مهمی در خنثیسازی چنین پروژههایی دارد.
در نهایت، باید توجه داشت که کشتهسازی نه یک پدیده اتفاقی، بلکه بخشی از یک راهبرد مستمر برای بیثباتسازی ذهنی جامعه است. شناخت این الگو، نخستین گام برای مقابله با آن است. جامعهای که نسبت به تکنیکهای جنگ روانی آگاه باشد، کمتر دچار هیجانهای ساختگی میشود و با عقلانیت بیشتری تحولات پیرامون خود را دنبال میکند؛ امری که خود، یکی از مهمترین مؤلفههای حفظ امنیت ملی و اجتماعی به شمار میرود.
انتهای پیام/381


