فراتر از مرز
گروه استانهای دفاعپرس - عصمت دهقانی؛ مکتب، یک طرح منسجم، ساختارمند و جامع است که با ارائه یک جهان بینی و دستورالعملهایی، انسان را به سمت یک هدف و کمال سوق میدهد. بهترین مکتب آن است که به تمام جوانب نیازهای بشری، اعم از دنیوی و اخروی، روحی و جسمی، احساسی و عاطفی، عقلی و فکری و در مجموع به نیازهای اساسی فردی و اجتماعی توجه داشته باشد.

حاج قاسم سلیمانی یک مکتب است. این جمله از زمانی در سطح گسترده مطرح شد و زبان به زبان، چرخید که رهبر معظم انقلاب اسلامی امام خامنهای (مدظله العالی) در خطبههای نماز جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۸ فرمودند: ما به حاج قاسم سلیمانی، شهید عزیز، به چشم یک فرد نگاه نمکنیم؛ به چشم یک مکتب نگاه کنیم. سردار شهید عزیز ما را به چشم یک مکتب، یک راه، یک مدرسهی درس آموز با این چشم نگاه کنیم.
برای تبیین مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی باید اول مکتب اسلام را بشناسیم با شناخت مکتب اسلام شاخصهای مکتب شهید سلیمانی نیز شناخته میشود. گرچه بررسی همه ویژگیهای مکتب اسلام که در مکتب حاج قاسم تبلور دارد از حوصله این نوشتار خارج است، اما به قول شاعر: آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید.
بنا براین پس از اشارهای کلی به مکتب اسلام برخی از مهمترین ویژگیهای مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی را ذکر میکنیم.
توحید
توحید، بنیادیترین اصل اعتقادی در اسلام و به معنای یکتا و بیمانند دانستن خدا و در عمل به این معنا است که جز برای خداوند یگانه در مقابل هیچ کس و هیچ چیز سر تعظیم فرود نیاوریم. حاج قاسم با این نگاه توحیدی در مقابل شاه، صدام، داعش، آمریکا و اسرائیل ایستادگی کرد و با رقم زدند پیروزیهای مکرر برای هم وطنان خویش و سایر مسلمانان عزت و افتخار را به ارمغان آورد.
عشق به اسلام ناب محمدی
عشق به معنای دوست داشتن شدید است و عشق به اسلام ناب محمدی (ص) به معنای علاقهی بسیار به این دین آسمانی و عمل به دستورهای الهی است. با مطالعه خاطرات بر جای مانده از سردار دلها و بررسی اجمالی ابعاد مختلف زندگی وی متوجه میشویم که اسلام او اسلام عقلانیت، تفکر، تعبد، ساده زیستی، توجه به دیگران بخصوص نیازمندان است اسلام حاج قاسم اسلام تسلیم نشدن در برابر زور گویان عالم است. اسلام وی عمل به دستورات قرآن کریم و پیروی از اهل بیت (ع) و ولی مطلقه فقیه است. اسلام «اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» است. دین اسلام بر سه پایه معرفت و شناخت، احکام دینی و شیوه و روش عملی استوار است که سبک زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی حاج قاسم بر این سه پایه استوار بود. عشق و پیروی از اسلام ناب محمدی (ص) مهمترین پیام مکتب سردار سلیمانی است. وی در ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ در اجتماع با شکوه مردم کرمان قاطعانه گفت: «ایران امروز، با دلیل اتکا به اسلام ناب محمدی توانست همهی توطئهها را شکست دهد.
ترس دشمن از ما نتیجه پیروی ما از اسلام است.»
عشق و ارادت خالصانه به اهل بیت (ع)
ارادت به معنی دوستی از روی اخلاص است. ارادت به اهل بیت پیامبر گرامی اسلام، عشق خالصانه و نوجه و توسل به ائمه اطهار (ع) را در وجود فرد ترسیم میکند.
دفاع از حرم حضرت زینب (س) دختر گرامی حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) از مهمترین مصادیق ارادت حاج قاسم به اهل بیت (ع) و خاندان آنها است. وی عجیب به اولیای الهی عشق میورزید تا پایان عمر پر برکتش جلسات روضه اش در بیت الزهرای کرمان در ماه محرم و ایام فاطمیه تعطیل نشد. اطرافیان وی نقل کردهاند که هر هفته در خانه اش، عصرهای جمعه، برنامه روضه و توسل داشت.
دنیا گریزی
دنیا گریزی به معنای دل نبستن به دنیا است؛ چنان که استفادهی از لذتهای دنیا و پرداختن به امور مادی در آن موجب ترک واجب یا ارتکاب حرامی نشود. دنیا باید وسیلهای برای رسیدن به کمال اخروی شود. خداوند در آیه ۷۴ سورهی نسا میفرماید: «کسانی که زندگی دنیا را به آخرت فروختهاند، باید در راه خدا پیکار کنند و آنکس که در راه خدا میجنگد، چه کشته شود و یا پیروز پاداش بزرگی به او خواهیم داد.»
مردان خدا، نگاهشان با مادی گرایان متفاوت است؛ آنه هرگز برای دنیا، پست و مقام و نشان و درجه تلاش نمیکنند.
سبک زندگی و سیره حاج قاسم بیانگر این مطلب بود که دنبال کار برای رضای خدا بود؛ دنیا برایش بی ارزش بود و به دنیا تعلقی نداشت و همواره دیگران را نیز به پرهیز از دنیا دوستی دعوت میکرد.
تلفیق دین و سیاست
آمیختگی قدرت با اخلاق و عرفان اسلامی همان اتحاد بین دین و سیاست است. بنا براین دنیا و آخرت پیوندی انکار نا پذیر دارند. همه رفتارها و مواضع سردار شهید حاج قاسم سلیمانی حول محور خدا و معنویت دور میزنند. ایشان در وصیت نامه اش مینویسد: «اگر اسلام نبود و اگر روح اسلامی بر این ملت حاکم نبود، صدام، چون گرگ درندهای این کشور را میدرید آمریکا، چون سگ هاری همین کار را میکرد. اما هنر امام این بود که اسلام ر ا به پشتوانه آورد.» شکل دهی به جبهه مقاومت و حمایت سردار سلیمانی از حکومت مردمی عراق و حمایت از نقش مردم در حاکمیتها برگرفته از این نگاه امام خمینی «ره» بود.
پایبندی به تکالیف شرعی
تکلیف، اصطلاحی فقهی و کلامی به معنای وظیفهای که از ناحیه دین بر گردن بندگان نهاده و عملی و یا ترک عملی براو واجب میشود. تکلیف شرعی تکلیفی، تکلیفی برخاسته از احکام و دستورات دینی است که از سوی شارع دین به منظور تنظیم زندگی انسانها صادر شده است.
با نگاهی به سیره شهید سلیمانی میبینیم، آنچه او را به سوی اهدافش پیش میبرد، عمل به وظیفه الهی بود. وی بدون ترس، غرور، یأس، احساس خستگی و مصلحت اندیشیهای شخصی در جهت رسیدن به اهداف خود، تلاش و مجاهدت میکرد.
اعتقاد صادقانه به نقش مردم
در دین اسلام همواره بر نقش مردم در حکومت تاکید شده است. در مکتب حاج قاسم نیز همین اعتقاد صادقانه به نقش مردم و ارادت به ملت ایران و امت اسلامی جایگاه ارزشمندی دارد. چنانکه در وصیت نامه اش نوشته است: «برادران و خواهران عزیز ایرانی من! مردم پر افتخار و سر بلند که جان من و امثال من، هزاران بار فدای شما باد؛ کما اینکه شما صدها هزار جان را فدای اسلام و ایران کردید.»
پاسداری از ارزشها
ارزشها مهمترین و اساسیترین عامل در نظام اعتقادی و باز خوردهای انسان به شمار میآیند.. قتی فرد ارزشی را میپذیرد، آن ارزش برای او هدف میشود و در موضع گیریهای او نقش تعین کنندهای پیدا میکند.
در مکتب شهید سلیمانی، تقوا، ولایتمداری، انقلابی گری، عدالت طلبی، ساده زیستی، دفاع از مظلومان جهان، بصیرت، ایستادگی در برابر ظالمان، شجاعت و... جز ارزشهای پذیرفته شده است که نمود بارز آنها در سرتا سر زندگی این شهید والامقام دیده میشود.
عدالت اجتماعی
عدالت اجتماعی یکی از دلالتهای مفهوم دلالت است که منظور از آن، اختصاص منصفانه منابع در یک جامعه است، به این معنا قانون بتید به سطح قابل قبولی از عدالت حقیقی و رسمی دست یابد و برابری فرصتها را تضمین کند.
از نگاه سردار دلها، عدالت اجتماعی و توجه به مردم، رضایتمندی مردم و حل مشکلات آنها مهم و انجام وظیفه بود.
مکتب سلیمانیَ، با شاخص عدالت اجتماعی به جهانیان نشان داد که نظریهی ها و مکاتب مادی در حل مشکلات و پر کردن شکاف اختلاف طبقاتی راه به جایی نخواهد برد. وی با حرکت در مسیر عدالت به جهانیان نشان داد که تنها نسخه درمان حیات بشری امروز، پیروی از دستورات اسلام ناب محمدی (ص) است.
دشمن شناسی و بصیرت
یکی از مهمترین شناختهای لازم در زندگی که به سعادت انسان نیز ارتباط پیدا میکند، دشمن شناسی است. دشمن مخالف کمال، پیشرفت و سعادت انسان است و از راههای گوناکون سعی میکند مانع رشد طرف مقابل خود باشد، بنا براین شناخت روشهای دشمنی اهمیت دارد.
از شاخصهای بارز مکتب حاج قاسم دشمن شناسی است. ایشان با شناخت دقیق از فتنهی ۸۸ و تشخیص دوست از دشمن در بهمن ۱۳۸۸ در جمع پاسداران نیروی قدس میگوید: برای اینکه دوست را از دشمن تشخیص بدهید چه میکنید؟ ... فتنه مثل شب است؛ تاریک است. ما باید همدیگر را تکان بدهیم؛ نه هل بدهیم ... اعلام موضع کنیم نسبت به دو چیز؛ نسبت به آن چیزی که اعلام موضع آن مهم است؛ پیرامون ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی ... وقتی اعلام موضع بکنید، میتوانیم در همان تاریکی، دوست را از دشمن تشخیص بدهیم.
این قدرت شهید سلیمانی در دشمن شناسی، برگرفته از نگاه دقیق و عمیق و بصیرت زیاد و درک والای وی بود.
نگاهی فراتر از مرزهای جغرافیایی
نگاه جهانی، به مراتب فراتر از نگاه منطقهای است و با جهان بشریت کار دارد. در مکتب حاج قاسم، این حقیقت دیده میشود و ایشان با نگاهی جهانی، بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان راه اندازی میکند. وقتی که دفاع از حرمین را مطرح میکند، در مدت زمان کوتاهی فاطمیون، زینبیون، علویون و حشد الشعبی از کشورهای مختلف هر کدام بیرق مبارزه با نیروهای تکفیری و طرفدارانشان را در دست گرفته و در جبهه مقاومت به دفاع از اهل بیت (ع) پرداختند و حماسهها آفریند.
مقاومت و ایستادگی
سادهترین معنای مقاومت و ایستادگی به معنای پافشاری، پایداری، دفاع و صبر بر مشکلات است. سردار حاج قاسم سلیمانی هیچگاه از تهدیدها و فشارها نترسید؛ در تمامی میدانها در برابر دشمنان مردانه و شجاعانه ایستاد چه در دوران دفاع مقدس و چه پس از آن بخصوص در زمان مبارزه با داعش، ایشان را بعنوان نماد مقاومت میشناسند.
شهادت طلبی
افرادی هستند که درک زیباتر و والاتری از فلسفهی حیات دارند و حاضرند جان خود را در راه آرمانهای معنوی خویش فدا کنند و از شهادت در راه کشته شدن و دین استقبال میکنند. به چنین روحیهای شهادت طلبی گفته میشود. شهید منطق ویژهای دارد که با منطق افراد معمولی قابل سنجش نیست. منطق او آمیخته به عشق است. منطق شهید منطق سوختن و روشن کردن است
این ویژگی شاخصه بارز مکتب شهید سلیمانی بود. او عاشق شهادت بود.
در وصیت نامه خود آورده است:
خداوندا! سر من، عقل من، لب من، شامّه من، گوش من، قلب من، همه اعضا و جوارحم در همین امید به سر میبرند؛ یا ارحم الراحمین! مرا بپذیر؛ پاکیزه بپذیر؛ آنچنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم. جز دیدار تو را نمیخواهم، بهشت من جوار توست، یا الله!
خدایا! از کاروان دوستانم جاماندهام
خداوند،ای عزیز! من سالها است از کاروانی به جا ماندهام و پیوسته کسانی را به سوی آن روانه میکنم، اما خود جا ماندهام، اما تو خود میدانی هرگز نتوانستم آنها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آنها، نام آنها، نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم، با اشک و آه یاد شدند.
عزیز من! جسم من در حال علیل شدن است. چگونه ممکن [است]کسی که چهل سال بر درت ایستاده است را نپذیری؟ خالق من، محبوب من، عشق من که پیوسته از تو خواستم سراسر وجودم را مملو از عشق به خودت کنی؛ مرا در فراق خود بسوزان و بمیران.
عزیزم! من از بیقراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابانها گذاردهام؛ من به امیدی از این شهر به آن شهر و از این صحرا به آن صحرا در زمستان و تابستان میروم. کریم، حبیب، به کَرَمت دل بستهام، تو خود میدانی دوستت دارم. خوب میدانی جز تو را نمیخواهم. مرا به خودت متصل کن.
خدایا وحشت همهی وجودم را فرا گرفته است. من قادر به مهار نفس خود نیستم، رسوایم نکن. مرا به حُرمت کسانی که حرمتشان را بر خودت واجب کردهای، قبل از شکستن حریمی که حرم آنها را خدشه دار میکند، مرا به قافلهای که به سویت آمدند، متصل کن.
معبود من، عشق من و معشوق من، دوستت دارم. بارها تو را دیدم و حس کردم، نمیتوانم از تو جدا بمانم. بس است، بس. مرا بپذیر، اما آن چنان که شایسته تو باشم.
انتهای پیام/


