روابط عمومی؛ پُل صلح در جهانِ آشوبزده
گروه بینالملل دفاعپرس - مهدی مقاری؛ چگونه دیپلماسی گفتوگو میتواند جهان ۲۰۲۶ را از تنش به تفاهم هدایت کند؟ جهان در تقاطعی حساس از تشدید رقابتهای ژئوپلیتیک، جنگهای نیابتی و بحرانهای زیستمحیطی ایستاده است. در این صحنه، پرسش کلیدی این است که آیا ابزارهای ارتباطی نوین و دیپلماسی عمومی میتوانند جوامع را از پرتگاه سوءتفاهم به سمت تعامل سازنده هدایت کنند؟ کارشناسان تاکید میکنند که روابط عمومی امروز دیگر یک فن تبلیغاتی صرف نیست، بلکه به سلاحی استراتژیک برای تبدیل تهدیدهای جهانی به فرصتهای همکاری بیسابقه مبدل شده است.

در عصری که هر توئیت یا پیام دیپلماتیک میتواند آتش تنشها را شعلهور کند یا زمینهساز گفتوگو شود، روابط عمومی تبدیل به جبههای نامرئی، اما تعیینکننده شده است. برخلاف قرن بیستم که بخش عمدهای از دیپلماسی در پشت درهای بسته شکل میگرفت، امروز هر شهروند یک سفیر بالقوه است و هر پیام، سنگ بنای درک متقابل یا شکاف بیشتر به شمار میرود.
دادههای مرکز مطالعات صلح جهانی نشان میدهد که نزدیک به ۷۰٪ از بحرانهای سیاسی دهه گذشته، ریشه در شکافهای ارتباطی و عدم درک فرهنگی داشتهاند. این دقیقاً نقطهای است که روابط عمومی مدرن نه به عنوان ابزاری برای مخفیسازی یا تحریف، بلکه به عنوان پلی برای انتقال واقعیتها، ایجاد زمینه مشترک و کاهش کینهها وارد میدان میشود.
تاریخ گواهی میدهد که گفتگوی استراتژیک میتواند عمیقترین خصومتها را تعدیل کند. نمونههایی مانند مکانیسم خط قرمز، تلفنی بین واشنگتن و مسکو در اوج جنگ سرد، یا نقش دیپلماسی عمومی و تبادلات فرهنگی در کاهش تنشهای دورهای بین غرب و جهان اسلام، نشان میدهند که ایجاد کانالهای ارتباطی امن و مستمر چقدر حیاتی است. نقش روابط عمومی در این فرآیند، خلق و مدیریت همین فضاهای امن ارتباطی است؛ مناطقی فراسوی شعارهای سیاسی که در آنها زمینههای مشترک انسانی بتواند خود را نشان دهد.
تصور کنید جهانی را که در آن، دولتها به جای پنهانکردن مشکلات جهانی، آنها را به پروژههای مشترک بینالمللی تبدیل میکنند؛ رسانهها به جای بزرگنمایی تفاوتها، بر هزاران نقطه مشترک بشریت تمرکز میکنند و سازمانها، بحرانهای فرامرزی مانند تغییرات اقلیمی یا همهگیریها را به کاتالیزوری برای همکاریهای نوین بدل میسازند. این رؤیا نیست؛ این میتواند دستورکار روابط عمومی در سال ۲۰۲۶ باشد.
در این مدل جدید، اعتبار و نفوذ ملی نه تنها از قدرت سخت که از سرمایه نرم، شفافیت، مسئولیتپذیری، توانایی گوش دادن و هنر ایجاد اتحادهای غیرمنتظره ناشی میشود.
سال ۲۰۲۶ که به تازگی شروع شده است میتواند فرصتی استثنایی برای بازتعریف اساسی این حرفه به قرار زیر باشد:
۱. تغییر نقش: از مشاور رسانهای به معمار دیپلماسی عمومی و مهندس اعتماد.
۲. تغییر معیار: از تأثیرگذاری کوتاهمدت خبری به ساخت سرمایه اجتماعی و اعتماد بلندمدت.
۳. تغییر چارچوب: از تمرکز صرف بر منافع ملی به درآمیختن آن با مسئولیتپذیری جهانی.
این تحول نیازمند نسل جدیدی از متخصصان ارتباطات است: افرادی که همزمان صلحطلب، واقعبین، چندفرهنگینگر و خلاق باشند.
آینده صلح پایدار تنها در زرادخانهها تعیین نمیشود؛ بلکه در استودیوهای تولید محتوای فراگیر، در جلسات طوفان فکری بینفرهنگی، در پلتفرمهای دیجیتال برای گفتگوی شهروندان عادی و در دل برنامههای تبادل دانشجو نهفته است. روابط عمومی کارآمد میتواند بزرگترین دستاورد عصر ما را که تبدیل «برخورد برداشتها» به «همآوایی برای حل چالشهای مشترک» محقق سازد.
در نهایت باید عرض شود که جهان ۲۰۲۶، بیش از هر زمان، به صلحسازان دیجیتال نیاز دارد؛ به کسانی که با کلمات، تصاویر و روایتهای دقیق، پُل میسازند، نه با دیوار و مصالح ساختمانی...
انتهای پیام/ ۱۳۴


