واقعیت تلخی به نام مشارکت نسل جدید در اغتشاشات/ بعد از وصل شدن اینترنت چه اتفاقی میافتد؟
گروه سیاسی دفاعپرس - سید محمدجواد میرخانی؛ حادثه تروریستی ۱۸ دی را میتوان یکی از بزرگترین عملیاتهای تروریستی علیه انقلاب اسلامی ایران دانست و شاید از حوادث تروریستی دهه ۶۰ نظیر شورش مسلحانه منافقین در ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ هم بزرگتر باشد چرا که در حوادث آنروزها اگر چه گروهکهای مختلف در گوشه و کنار کشورمان با پشتیبانی استکبار جهانی دست به اقدامات مسلحانه علیه انقلاب اسلامی ایران میزندند و منافقین نیز جنایات بزرگی از جمله ترور مسئولان عالیرتبه نظام، نظیر بهشتی، رجایی و باهنر را رقم زدند اما در سال ۱۴۰۴، توطئه پیچیدهتر شد و همه این گروهکهای تروریستی اعم از داخلی و خارجی بیش از گذشته توسط آمریکای جنایتکار و رژیمصهیونیستی سازماندهی و با یک دیگر متحد شدند تا جنگی داخلی را به ملت ایران تحمیل کنند.

نگاهی به حوادث سال ۱۴۰۴ که از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه گرفته تا حادثه تروریستی ۱۸ دی در کشورمان به وقوع پیوست، نشان میدهد انقلاب اسلامی ایران با یک «جنگ ترکیبی» بزرگ مواجه است؛ بنابراین اگر موشکافانهتر به زمینههای وقوع حادثه تروریستی ۱۸ دی نگاه کنیم، میتوانیم آن را ماحصل ترکیب همزمان جنگهای «اقتصادی»، «روانی»، «نظامی»، «امنیتی» و «سیاسی» بدانیم؛ بهطوری که دشمن پس از سالها تلاش در جنگهای اقتصادی و روانی، در عرصه جنگ سیاسی ما را وارد بازی دروغ مذاکرات کرد و درحالی که دیپلماتهای ما مشغول مذاکره بودند، جنگ ۱۲ روزه را بر ما تحمیل کرد و طی آن برخی فرماندهان نظامی و دانشمندان و مردم عادی را به شهادت رساند و حتی در ادامه به بمباران مراکز استراتژیک و هستهای پرداخت؛ از طرف دیگر در عرصه جنگ امنیتی به سازماندهی گروهکهای تروریستی پرداخت تا سرانجام بتواند این عملیات بزرگ تروریستی را در کشور ما رقم بزند.
حادثه تروریستی ۱۸ دی هر چند با مجاهدتهای مدافعان امنیت و تقدیم شهدای مظلوم زیادی کنترل شده و سرانجام با حضور حماسی مردم در ۲۲ دی خنثی شد اما تجربه نشان داده اگر مسئولان غفلت کنند، دشمن راهی که رفته را مجدداً بازخواهد گشت؛ بنابراین نیاز است تا در عرصه این جنگ ترکیبی همانگونه که توانستیم با بهرهگیری از ایمان و روحیه انقلابی خود در برخی از مولفههای آن نظیر «دفاع نظامی» قوی شویم، در عرصههای دیگر این جنگ از جمله جنگهای «اقتصادی» و «روانی» نیز قویتر شویم.
بررسی حادثه تروریستی روزهای اخیر یک واقعیت دردناک را به ما نشان میدهد و آن واقعیت دردناک چیزی جز مشارکت نسلهای جدید در آشوبها و اغتشاشات نیست؛ جوانان و حتی نوجوانانی که در حقیقت، ادامهدهنده راه همان همان شیربچههای جبهههای نبرد حق علیه باطل در هشت سال دفاع مقدس، نظیر فهمیدهها و بالازادهها هستند؛ اما افسوس که کوتاهی مسئولان علیرغم هشدارهای حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی در سالهای گذشته مبنی بر ضرورت مقابله با جنگ شناختی دشمن و کنترل ولنگاری فضای مجازی، موجب شده است تا آنها فریب بخورند و بهجای اینکه پشت خاکریزهای خودی قرار بگیرند و از اعتقادات و تمامیت ارضی کشور خود دفاع کنند، سوی خاکریز دشمن رفته و در زمین آن بازی کردند! چرا که دشمن توانسته در ذهن آنها، فردای بدون جمهوری اسلامی را یک روز رویایی همراه با آزادی، رفاه و پیشرفت جلوه دهد؛ درحالی که در حقیقت، دشمن پس از جمهوری اسلامی، به دنبال انتقامگیری از ملت مسلمان ایران و تجزیه کشورمان است؛ البته که زهی خیال باطل.
امنیت کشور پس از حادثه تروریستی ۱۸ دی، با مجاهدتهای مدافعان امنیت و حضور حماسی مردم در صحنه، در کوتاهترین زمان به وضعیت مطلوب رسیده و بسیاری از عوامل آشوب توسط دستگاههای امنیتی بازداشت شدهاند که البته مردم در این زمینه نیز با گزارشهای خود، نقش بهسزایی داشتند؛ اما نکته مهمی که همچنان مبهم بوده این است که مسئولان چه برنامهای برای مقابله با جنگ روانی دشمن که یک ضلع از جنگ ترکیبی علیه ملت ایران است، دارند؛ تجربه نشان میدهد دشمن پس از رفع محدودیتها، برنامههای گستردهای برای تحت تأثیر قرار دادن افکار ملت ایران در فضای مجازی از جمله برجسته ساختن کشتهسازیها و تحریک احساسات مردم، تدارک دیده و در مقابل مشخص نیست که همچون گذشته ما برای کنترل ولنگاری فضای مجازی، چه برنامهای داریم!
ملی شدن اینترنت در چند روز گذشته و استفاده مردم از بسترهای مجازی داخلی از جمله پیامرسانها و جستوجوگرها، اگرچه با توجه به نقصهای موجود، با مشکلاتی هم همراه بود اما تجربهای شد تا به ما نشان دهد که با کمی حمایت فنی بیشتر از اینترنت ملی و فرهنگسازی برای استفاده از بسترهای مجازی داخلی، میشود مردم را از بسترهایی که رسماً در اختیار دشمن قرار دارد، بهسمت استفاده از بسترهای مجازی امن سوق داد؛ اما این مهم، نیازمند یک ضرورت است و آن ضرورت چیزی نیست جز اینکه مسئولان دیدگاه خود را نسبت به بسترهای مجازی داخلی اصلاح کنند تا مردم هم به تبعیت از آنها وارد فضای مجازی امن شوند.
ولی عملکرد مسئولان و شعارها و وعدههای آنها در چند سال گذشته، نشان داده بیش از آنکه به فکر فرهنگسازی برای عدم حضور مردم در بسترهای مجازی ناامن نظیر واتساپ، تلگرام، اینستاگرام و... باشند، وعده وعیدهایی درباره رفع فیلتر آنها دادهاند؛ بنابراین نیاز است تا همه مسئولان خصوصاً دولت محترم نسبت به شعارها، وعدهها و سیاستهای خود درباره رفع فیلتر سکوهای مجازی بیگانه تجدیدنظر کرده و البته فضاهای مجازی امن و پرسرعت را برای برطرف کردن نیاز جامعه از جمله رونق کسبوکارها جایگزین فضاهای بیگانه و ناامن کنند.
انتهای پیام/ 113


