از طبقه هشتم درمانگاه امام سجاد تا آسمان؛ داستان یک انتخاب در شبِ ناامنی

در حمله تروریست‌های مسلح به درمانگاه امام سجاد (ع)، «مرضیه نبوی نیا» پرستار این مرکز به شهادت رسید؛ روایتی که ابعاد ترور علیه مردم عادی را با مدیریت دشمن صهیونی- آمریکایی یادآور می‌شود.
کد خبر: ۸۰۸۴۳۶
تاریخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۳۰ - 26January 2026
به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از رشت، خشم و کینه‌توزی دشمن در پی تمام کردن کار ناتمام با نقشه شوم و تربیت نیرو‌های داخلی برای آشوب و هرج و مرج منجر به پرپرشدن جوانانی، چون «شهیده نبوی‌نیا» شد؛ پرستار فداکاری که با جانش در مقابل دشمنان ایستاد و امروز با پرچمی به بلندای وطن در کنار تمام شهدای تاریخ نامش می‌درخشد برای اعلام اینکه گفته شود خط قرمز ما نظام جمهوری اسلامی ایران است همان سرزمینی که حاج قاسم آن را حرم نامید.
«مرضیه» عاشق خدمت بود
«شهیده مرضیه نبوی‌نیا» فراتر از یک نام، تجلی از ایمان، استقامت و فداکاری است زندگی‌اش، داستانی از ایستادگی در برابر نابرابری‌ها و تلاش بی‌وقفه برای خدمت به هم‌وطنان بود.
 
در بحبوحه جنگ و آشوب، با قلبی سرشار از یقین و کوله‌باری از قرآن، به میدان نبرد گام برداشت.
 
در همین راستا گفتگویی را با اعضای خانواده شهید ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:
 
مریم میرزایی مادر شهیده نبوی‌نیا با صدایی لرزان از داغ فرزندش گفت: مرضیه پنجمین و آخرین فرزندم بود؛ بسیار از او راضی هستم. او دختری درس‌خوان، مهربان، مظلوم و با اخلاق بود.  
 
مادر شهیده با اشاره به تحصیل و عقایدش دخترش افزود: در مدرسه شاهد درس می‌خواند و با اشتیاق فراوان در رشته مامایی پذیرفته شد. انس ویژه‌ای با قرآن داشت، اقامه نمازش سر وقت بود و با شور و شوق به هیئت‌ها و مراسم‌های مذهبی می‌رفت.
 
وی با بغض فراوان از مصیبت فرزند شهیده‌اش ادامه داد: در دوران کرونا، طرحش را در بیمارستان الزهرا گذرانده بود و پس از آن با عشق و علاقه در درمانگاه امام سجاد (ع) مشغول به کار شد.
 
میرزایی با بیان اینکه همه کار‌ها را با جان و دل انجام می‌داد، گفت: پرستاری را بسیار دوست داشت؛ از تزریقات گرفته تا گرفتن نوار قلب. همه از او راضی بودند و دوستان زیادی داشت.
 
مادر شهیده از زمان اطلاع از وقوع حادثه گفت و افزود: به من گفته بودند پایش آسیب دیده است وقتی به آنجا رفتیم، ظهر شده بود و (دیگر توان گفتن نداشت).
 
وی با صدایی که از اندوه این غم بزرگ می‌لرزید، آخرین دیدارشان را چنین روایت کرد: من و پدرش دچار آنفولانزا شده بودیم؛ به حدی شدید که در بیمارستان بستری شدم، شهیده برای رسیدگی به من در بیمارستان حاضر شد و به امور خانه نیز رسیدگی می‌کرد.
 
میرزایی از آخرین شب یک هفته قبل از شهادتش گفت و ادامه داد: بعداز خداحافظی در منزل از پنجره نیز به قصد همراهی‌اش از بالا با او خداحافظی کردم، و این آخرین دیدار بود .. هر روز با هم صحبت می‌کردیم.
 
وی با چشمی اشکبار از اصرار به عدم حضورش به محل خدمت گفت و افزود: وقتی به خاطره وضعیت این روز‌ها او گفته بودم سر کار نرود، او پاسخ داده بود که کارش را دوست دارد.
 
مادر شهیده از وابستگی همسرش و دختر شهیده گفت و ادامه داد: همسرش هر روز در مزار شهدا است و فرزندش به شدت به او وابسته است زینب، دختر کوچکش، خواب دیده که مادرش برایش نقاشی قشنگ کشیده است.
 
وی با در آغوش کشیدن قاب عکس دخترش با قلبی شکسته، اما سرشار از ایمان و با صدایی لرزان گفت: از درگاه حق می‌خواهم که او را در رحمت خود جای دهد. از او می‌خواهم که به ما بویژه زینبش صبر و تحمل عطا کند تا بتوانیم این غم بزرگ را تحمل کنیم.
 
مرضیه دختر با ایمانی که به وظیفه پایبند بود
 
محمد نبوی‌نیا پدر شهیده با صدایی آرام و پر از اندوه گفت: مرضیه دختر کوچک خانواده و ۳۱ سال بیشتر نداشت، در دوران تحصیل دانش‌آموز خوبی بود، با الگو گرفتن از مادرش اهل حجاب و نماز اول وقت بود.
 
پدر شهیده با افتخار از مانوس بودن شهیده مرضیه با قرآن گفت و تصریح کرد: مرضیه چند سالی به اتفاق معلم بصورت مجازی و یا حضوری شروع کرده بود به حفظ قرآن. در برنامه‌های مختلف مذهبی و در تمام مجالس شهدا با دوست و یا همسرش شرکت می‌کرد.
 
وی از قبولی اش در ۲ رشته، چون داروسازی و مامایی گفت و افزود: در دانشگاه رشت که دولتی بود در رشته مامایی به تحصیل پرداخت. به دلیل عدم به کارگیری در رشته تخصصی‌اش، تصمیم گرفت به امور پرستاری بپردازد و تقریبا یک سالی بود که در درمانگاه مشغول به کار شده بود.
 
پدر شهیده نبوی‌نیا با اشاره به خصوصیات رفتاری فرزندش با اعتقاداتی که داشت گفت: چه خوب فرمود سردار سلیمانی که «تا شهید زندگی نکنی شهید نمی‌شوی»؛ دخترم با این خصوصیات شهید زندگی کرد و شهادت نصیبش شد.
 
 وی ادامه داد: در این اوضاع که سفارش‌های مارو می‌دید، خدمت را از وظیفه‌اش می‌دانست و فقط می‌گفت باید به سر کار برود. در جنگ ۱۲ روزه نیز گفته بود: هرچند خطرناک است، اما هرچه خدا بخواهد.
 
نبوی‌نیا این اقدام دشمن را اقدامی پست و شوم  دانست و گفت: دشمن با فریب جوانان ما پستی، حقارت و خباثت خودرا نشان داده است.
 
 وی همچنین با اشاره به عمل ناجوانمردانه فریب خوردگان گفت: خیانت به وطن خیانت به انسانیت است؛ کسانی‌که که گوش به فرمان دشمن شدند باید به سزای عمل خود برسند.  
 
فراتر از وظیفه و تکلیف در جستجوی رضای الهی بود
 
مجید نبوی‌نیا‌برادر شهیده، با صدایی بغض آلود از تفاوت خواهرش با دیگر اعضای خانواده سخن گفت: در میان وظایف و تکالیف روزمره، مرضیه، فراتر از آن بود؛ او در جستجوی بی‌وقفه رضای الهی، گام‌هایی فراتر از واجبات برمی‌داشت و به مستحبات و اعمال نیک، دل می‌داد.
 
وی با چشمانی که گویی خاطرات خواهرش را زنده می‌کرد، افزود: مرضیه، بانویی بود که با ایمانش، نور می‌تاباند. اهل نماز‌های اول وقت، نماز جمعه، زیارت و ادعیه بود و روزه‌های مستحبی را با اشتیاق می‌گرفت. تفریحاتش نیز، سفری به سوی معبود بود؛ در هر برنامه سفرش، حتماً یک زیارت مذهبی، چون گوهری درخشان، می‌درخشید.
 
برادر شهیده با یادآوری لحظات تلخ اطلاع از واقعه، صدایش لرزید و گفت: خبر شوم حادثه با شنیدن هیاهوی رشت، چون ضربه‌ای بر قلبمان خورد وفهمیدیم اتفاقی ناگوار افتاده و درمانگاه امام سجاد (ع)، در آتشی سوزان، فرو رفته است.
 
وی با بغضی که گلویش را می‌فشرد، ادامه داد: پس از تلاش‌های مکرر و تماس‌های بی‌پاسخ با داماد، سرانجام از برادر دامادم، حقیقت جانسوز را شنیدم و به خانواده نیز اطلاع دادم.
 
نبوی‌نیا عمق این فاجعه را دیدن تابوت کوچک خواهرش بیان کرد و گفت: وقتی برای وداع به محل حاضر شدیم، صحنه‌ای دردناک، قلبمان را به درد آورد؛ تابوت کوچک شهیده که فرشته‌ای بی‌جان مان را در میان گرفته بود عمق فاجعه را به ما نشان داد.
 
وی با حسرتی فراوان از فقدانش با قلبی شکسته، گفت: مرضیه جان، تو فرشته‌ای بودی که در آسمانِ ایمان، می‌درخشیدی ما قدر این فرشته را ندانستیم و تور را از دست دادیم.
 
یکی از دوستان و همکاران شهیده نبوی‌نیا از چگونگی حضور و جذب شهیده در درمانگاه امام سجاد (ع) گفت و اظهار کرد: این درمانگاه برای جبران کمبود نیرو طی فراخوانی از شهیده نبوی‌نیا دعوت به همکاری کرد.
 
وی با اشاره به تشریح حقوق، مزایا و شیفت‌های کاری برای شهیده نبوی‌نیا افزود: شهیده نبوی‌نیا وقتی به اتفاق همسر و دخترش با هم برای همکاری در این درمانگاه آمده بودند، چون قبل از شهیده چند نفر آمده و رفته بودند، در پاسخ به سوالم که آیا از حقوق و مزایای اینجا مطلع هستید، گفت: «برای من مهم نیست»
 
دوست و همکار شهیده نبوی‌نیا با اشاره به وقایع روز حادثه ادامه داد: ساعت ۴ عصر خداحافظی کردم و رفتم. ساعت ۱۰ شب همکار پرستار آقا زنگ می‌زند و می‌گوید به درمانگاه حمله می‌کنند. آن روز بهش زنگ زدم، گفتم کجایی؟! گفت طبقه ۸ هستیم، طی تماس با دیگر همکاران و جویای حال آنها از وضعیت آنجا بیشتر مطلع شدم؛ مجدد با شهیده نبوی نیا تماس گرفتم توان صحبت نداشت با صدای بافاصله و سرفه‌های پی درپی به من گفت حلالم کن.
 
وی با بیان اینکه در طی این مدت در تلاش برای آرامش و راهنمایی به کاهش تنش در آن وضعیتش بودم، افزود: وقتی برای کمک به آتش نشانی و تماس گرفتم، گفتند از این اقدام مطلع هستند، اما راه‌ها بسته است و در تلاش برای حضور در محل اقدام تروریستی هستند تا اینکه ساعت ۳ شب که همکاران زنگ زدند که همکاری از بین رفته است.  
 
دوست و همکار شهیده نبوی‌نیا با اشاره به ایمان راسخ و ارتباط عمیق شهیده نبوی‌نیا با حضرت زهرا (س)، اظهار کرد: بسیار متعهد، دلسوز، اهل نماز اول وقت، حافظ قرآن و مقید به اصول و اخلاق اسلامی بود. با حضرت زهرا (س) انس داشت. هرحاجتی داشت به حضرت زهرا (س) متوسل می‌شد. چله دعای عهد می‌خوانددو می‌گفت: «حضور من در این درمانگاه از سوی چله حضرت زهرا (س) است». خیلی خوشحال بود اینجا بود.
 
جایگاه ویژه در دل‌ها و رفتن به سوی شهادت
 
وی با بیان اینکه شهیده نبوی‌نیا برای شهدا جایگاه ویژه‌ای قائل بود گفت: در گفت‌و‌گو‌های که داشتیم تعریف می‌کرد: «به اتفاق همسرم روز عروسی باهم رفتیم مزار شهدا».
 
گفتنی است شهیده نبوی‌نیا متولد ۱۳ آذر ۱۳۷۳ است که در ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ در پی حمله تروریستی مسلحانه در رشت به شهادت رسید.
 
شهادت شهیده نبوی‌نیا نه تنها پایان راه نیست، بلکه نقطه عطفی در تاریخ پرافتخار این سرزمین است.  
 
چادرش، همچون سپری نورانی، او را در برابر بلا‌ها محافظت می‌کرد، و سرانجام در راه دفاع از ارزش‌های الهی، به دیدار معبود شتافت و مزد جهادش را گرفت.
 
شهادت این بانوی فداکار، باید چراغ راهی برای همه‌ی ما باشد؛ الگویی برای زیستن در راه درست و هدایت به سوی کمال. این شهادت، به دشمنان این مرز و بوم، نشان خواهد داد که ملت ایران، ملتی است که در راه ایمان و وطن، از فداکاری و شهادت هراسی ندارد؛ ملتی که با خون شهدا، تاریخ خود را با حروف زرین نوشته است.
 
یاد و راه شهیده نبوی‌نیا، تا ابد در قلب‌های ما زنده خواهد ماند و امید به اینکه ما را در مسیر درست، یاری دهد.
 
گزارش از: هما اکبری
 
انتهای پیام/
نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار