ایران چگونه معادله رویارویی با آمریکا را بازتعریف میکند؟
گروه سیاسی دفاعپرس، شایان میرزایی؛ همزمان با افزایش تحرکات نظامی آمریکا در روزهای اخیر در منطقه و تشدید ادبیات تهدیدآمیز برخی مقامات واشنگتن علیه ایران، فضای امنیتی خاورمیانه بار دیگر وارد مرحلهای پرتنش شده است. در چنین شرایطی، سخنان رهبر انقلاب مبنی بر اینکه هرگونه جنگ جدید آمریکا علیه ایران، محدود نخواهد ماند و به یک درگیری منطقهای تبدیل خواهد شد، بار دیگر توجه ناظران را به ماهیت بازدارندگی منطقهای جمهوری اسلامی ایران جلب کرد.

این موضع، صرفاً یک تهدید متقابل تاکتیکی نیست، بلکه بیانگر یک دکترین امنیتی تثبیتشده در سیاست دفاعی ایران است؛ دکترینی که بر انتقال هزینههای جنگ از جغرافیای ملی به سطح منطقهای و چندلایه استوار است. از این منظر، جمهوری اسلامی ایران تلاش کرده است ساختار امنیتیای شکل دهد که هرگونه اقدام نظامی علیه آن نه یک درگیری محدود دوجانبه، بلکه بحرانی چندسطحی با پیامدهای گسترده برای منافع آمریکا و کشورهای همسو با آن در منطقه باشد.
نخستین ابزار ایران در منطقهایسازی جنگ، شبکه گسترده متحدان و بازیگران همسو در محیط پیرامونی است که در ادبیات سیاسی ایران با عنوان «محور مقاومت» شناخته میشود. حضور و نفوذ ایران در عراق، سوریه، لبنان، یمن و فلسطین به تهران این امکان را میدهد که در صورت بروز جنگ، میدان درگیری صرفاً به مرزهای ایران محدود نماند، بلکه پایگاهها، نیروها و منافع آمریکا و متحدان منطقهای آن نیز در جبهههای متعدد در معرض تهدید قرار گیرد. چنین وضعیتی توان نظامی واشنگتن را درگیر چندین صحنه همزمان میکند و هزینههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی این کشور و شرکایش را افزایش میدهد.
دومین مؤلفه کلیدی، قدرت موشکی و پهپادی ایران است که طی سالهای اخیر به یکی از ستونهای اصلی بازدارندگی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. ایران با توسعه برد، دقت و تنوع سامانههای موشکی و پهپادی خود، توانسته است دامنه تهدید را از سطح ملی به عمق پایگاهها، مراکز لجستیکی و زیرساختهای مرتبط با آمریکا و متحدانش در منطقه گسترش دهد. این ظرفیت به تهران امکان میدهد در صورت بروز درگیری، میدان نبرد را به شبکهای از اهداف متنوع و پراکنده ارتقا دهد و بدین ترتیب، جنگ را از یک رویارویی محدود به بحرانی منطقهای و فرسایشی تبدیل کند.
سومین عنصر، کنترل ژئوپلیتیکی بر گلوگاههای حیاتی انرژی و تجارت جهانی است. جمهوری اسلامی ایران با موقعیت راهبردی خود در تنگه هرمز و دسترسی به مسیرهای حساس دریایی، قادر است در شرایط بحرانی، امنیت انرژی و کشتیرانی بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد؛ امری که بهطور مستقیم منافع اقتصادی آمریکا و کشورهای همسو با آن را متأثر میسازد. این ظرفیت نه لزوماً بهعنوان ابزار آغاز جنگ، بلکه بهعنوان اهرم فشار راهبردی، نقش مهمی در محاسبات بازدارندگی ایران ایفا میکند.
چهارمین مؤلفه، بعد سیاسی و دیپلماتیک منطقهای شدن جنگ است. ایران طی سالهای اخیر کوشیده است با تقویت روابط با بازیگران منطقهای و قدرتهای نوظهور مانند چین و روسیه، فضای راهبردی پیرامون خود را متکثرتر کند. چنین شبکهای از روابط موجب میشود هرگونه بحران نظامی علیه ایران، به مسئلهای صرفاً دوجانبه تبدیل نشود، بلکه به موضوعی منطقهای و حتی بینالمللی بدل گردد که منافع طیف وسیعی از بازیگران را درگیر کرده و امکان مدیریت یکجانبه بحران از سوی آمریکا را محدود سازد.
در مجموع، آنچه رهبر انقلاب در سخنان خود مطرح کردند، بازتابدهنده منطقی امنیتی است که بر «بازدارندگی مبتنی بر منطقهایسازی هزینهها» استوار است. ایران نه بر برتری نظامی کلاسیک در برابر آمریکا، بلکه بر ایجاد محیطی چندجبههای، پرهزینه و غیرقابلکنترل برای طرف مقابل و متحدانش تکیه دارد؛ محیطی که در آن پایگاهها، نیروها، منافع اقتصادی و موقعیتهای ژئوپلیتیکی آنان در سراسر منطقه در معرض تهدید قرار میگیرد.
در چنین چارچوبی، هشدار اخیر رهبری را میتوان نه صرفاً یک موضع سیاسی مقطعی، بلکه بیان صریح یک معادله راهبردی دانست: اگر جنگی آغاز شود، این جنگ نه در یک نقطه، بلکه در سراسر منطقه شکل خواهد گرفت؛ نه با یک بازیگر، بلکه با مجموعهای از بازیگران؛ و نه با هزینهای محدود، بلکه با پیامدهایی گسترده برای منافع آمریکا و کشورهای همسو با آن و برای نظم امنیتی خاورمیانه در سطحی فرامنطقهای.
انتهای پیام/381


