جنگ روانی ترامپ علیه ایران

ترامپ همزمان با آغاز مذاکرات به تشدید تهدیدات اقتصادی، صدور هشدار‌های امنیتی و القای احتمال درگیری نظامی روی آورده تا فضای روانی علیه ایران را ملتهب نگه دارد؛ رویکردی که بیانگر بهره‌گیری از فشار روانی به‌عنوان ابزار اصلی چانه‌زنی واشنگتن است.
کد خبر: ۸۱۰۷۳۵
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۵:۱۵ - 09February 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس، در هفته‌های اخیر، همزمان با افزایش تحرکات دیپلماتیک میان ایران و ایالات متحده، کاخ سفید به رهبری دونالد ترامپ رویکردی دوگانه را در پیش گرفته است: از یک‌سو اعلام آمادگی برای مذاکره و از سوی دیگر، تشدید تهدیدات سیاسی، اقتصادی و امنیتی علیه ایران. این رفتار متناقض، از نگاه بسیاری از ناظران، نشانه آغاز یک جنگ روانی هدفمند برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخل ایران و شکل‌دهی به فضای مذاکرات است.

جنگ روانی ترامپ علیه ایران

آخرین نمونه از این رویکرد، اظهارات ترامپ پس از برگزاری مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در عمان بود. مذاکراتی که با میانجیگری عمان و با حضور عباس عراقچی و استیو ویتکاف انجام شد، اما رئیس‌جمهور آمریکا بلافاصله پس از آن اعلام کرد که «ایران می‌خواهد مذاکره کند» و در عین حال مدعی شد که «تهران علاقه‌‌مند به توافق است». این موضع‌گیری، به‌رغم آغاز گفت‌وگوها، به‌گونه‌ای طراحی شده که مسئولیت بن‌بست احتمالی را پیشاپیش متوجه ایران کند و فضای روانی مذاکرات را به نفع واشنگتن تغییر دهد.

در همین چارچوب، دولت ترامپ از اعمال موج جدیدی از فشار‌های اقتصادی خبر داد که بر اساس آن، کشور‌های طرف تجارت با ایران مشمول تعرفه‌های ۲۵ درصدی خواهند شد. این اقدام که عملاً به معنای تشدید تحریم‌های ثانویه است، نه تنها پیام مستقیمی به تهران ارسال می‌کند، بلکه تلاش دارد هزینه تعامل اقتصادی با ایران را برای سایر بازیگران بین‌المللی افزایش دهد و حلقه انزوای اقتصادی را تنگ‌تر کند. درواقع همزمانی این تصمیم با آغاز روند مذاکرات، نشان می‌دهد که واشنگتن به دنبال استفاده از ابزار تهدید اقتصادی به‌عنوان اهرم روانی در میز گفت‌وگوهاست.

در سطح امنیتی نیز، هشدار صادرشده از سوی آمریکا برای تخلیه احتمالی شهروندان آمریکایی از ایران، یکی دیگر از مؤلفه‌های این جنگ روانی تلقی می‌شود. چنین هشدارهایی، حتی در غیاب شواهد میدانی از افزایش خطر فوری، معمولاً با هدف ایجاد فضای اضطراب، القای بی‌ثباتی و تقویت تصور قریب‌الوقوع بودن درگیری نظامی صادر می‌شوند. این پیام‌ها نه تنها مخاطب خارجی دارند، بلکه به‌طور غیرمستقیم افکار عمومی داخل ایران را نیز هدف قرار می‌دهند و تلاش می‌کنند احساس ناامنی و نگرانی را در جامعه تشدید کنند.

از منظر راهبردی، رفتار‌های اخیر ترامپ یادآور الگوی «فشار حداکثری» دوره نخست ریاست‌جمهوری اوست؛ الگویی که بر ترکیب تحریم‌های گسترده، تهدید نظامی و عملیات روانی برای وادار کردن ایران به امتیازدهی استوار بود. با این تفاوت که در شرایط کنونی، این سیاست در بستری پیچیده‌تر از تحولات منطقه‌ای تحولات و ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های بزرگ دنبال می‌شود؛ عواملی که دامنه محاسبات امنیتی آمریکا و ایران را به‌مراتب حساس‌تر کرده‌اند.

در این چارچوب، به نظر می‌رسد هدف اصلی ترامپ نه لزوماً حرکت فوری به سمت درگیری نظامی، بلکه حفظ فضای تهدید و بی‌ثباتی روانی به‌عنوان ابزار فشار در مذاکرات است. این رویکرد می‌تواند چند کارکرد همزمان داشته باشد: نخست، تقویت موقعیت چانه‌زنی آمریکا در گفت‌وگوها؛ دوم، تحت فشار قرار دادن افکار عمومی ایران از طریق القای نااطمینانی اقتصادی و امنیتی؛ و سوم، ارسال پیام بازدارنده به بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی درباره هزینه‌های تعامل با تهران.

با این حال، تجربه‌های پیشین نشان داده‌اند که اتکای بیش از حد به جنگ روانی و فشار یک‌جانبه می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و به تقویت رویکرد‌های مقاومت‌محور در داخل ایران منجر شود. در چنین شرایطی، تهران نیز تلاش کرده است با تأکید بر ادامه مسیر دیپلماسی، اما بدون پذیرش منطق تهدید، این پیام را منتقل کند که گفت‌و‌گو تنها در فضای احترام متقابل و پرهیز از فشار مؤثر خواهد بود.

در مجموع، تحولات اخیر را می‌توان نشانه ورود روابط ایران و آمریکا به مرحله‌ای حساس دانست که در آن، جنگ روایت‌ها و عملیات روانی به موازات تحرکات دیپلماتیک جریان دارد. ترامپ با ترکیب تهدید نظامی، فشار اقتصادی و پیام‌های امنیتی، در پی آن است که فضای مذاکرات را از پیش مهندسی کند؛ اما اینکه این راهبرد در نهایت به توافقی پایدار منجر شود یا به تعمیق بی‌اعتمادی متقابل، همچنان پرسشی باز در معادلات منطقه‌ای باقی مانده است.

انتهای پیام/381

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار