به روز شده در: ۱۴ تير ۱۳۹۹ - ۱۰:۲۱
سالگرد شهادت معاون گردان علی اصغر (ع)؛
آن چیزی که برای او مهم بود بی آلایشی، نداشتن غرور و سادگی بود که با وجود اقتدار ظاهریش، بسیار افتاده و خاکی رفتار می کرد. او ساده زیستی را پیشه خود در زندگی کرده بود که این را همه می دانستند.
کد خبر: ۸۱۱
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۲ - ۰۷:۱۷ - 02July 2013

شجاعت و خاکی بودن از ویژگی های بارزش بود/ شهید گریه و زاری نمی خواهد، رهرو می خواهد

به گزارش خبرگزاری دفاع مقدس، محمد علی افلاکی که از همرزمان و دوستان نزدیک شهید بهمن نجفی است، در تشریح خصوصیات اخلاقی وی به خبرنگار ما گفت: بهمن در کنار ما و همرزمان دیگر دو ویژگی خاص داشت که اولین خصوصیت وی  شجاعت او بود.

وی افزود: البته همه بچه های جنگ دارای شجاعت بودند، اما این شجاعت طبقه بندی دارد که در عمل ما آن را در وجود وی به عینه می دیدم.

محمد علی افلاکی با اشاره به اینکه این شهید فرد بسیار بی باک و نترسی بود، ادامه داد: او شجاع، با تدبیر و با تجربه بود؛ معمولا مسئول محور کسی است که در گیرودار بحران عملیات در خط مقدم قرار می گیرد و در بین نیروهایی که فاصله افتاده این نیروها را با هم الحاق می کند و اهداف اصلی و نهایی عملیات را به فرماندهان گردان منتقل می کند و شهید نجفی این مسئولیت را به خوبی ایفا می کرد.

وی با بیان اینکه فرماندهان عملیات باید ویژگی خاصی داشته باشند، تصریح کرد: ویژگی دوم و مخصوص شهید بهمن نجفی که زبانزد همه بود خاکی بودن و به اصطلاح آن روزها پا برهنه بودنش بود.

افلاکی ادامه داد: او بچه جنوب شهر بود و توانمندی بالایی داشت، وی با وجود اینکه فرمانده گردان بود اما زیاد تمایلی به فرمانده بودن و پست و مقام نداشت و با همه دوستان همدم و رفیق بود.

وی گفت: آن چیزی که برای او مهم بود بی آلایشی، نداشتن غرور و سادگی بود که با وجود اقتدار در ظاهرش، بسیار افتاده و خاکی رفتار می کرد و ساده زیستی را پیشه خود در زندگی کرده بود که این را همه می دانستند.

همرزم این شهید بزرگوار تصریح کرد: من خاطره ای را از یکی از دوستانش شنیدم که برایم جالب بود به نقل از وی آن را تعریف می کنم: "زمانی که شهید بهمن نجفی را برای تشییع جنازه به خانه آوردند لحظه ای که در تابوت را باز کردند تا خانواده اش او را زیارت کنند، برادر وی به محض دیدن پیکر مطهر لبخند زد ... بعد از مدتی از برادر ایشان علت لبخند را جویا شدم و گفتم لبخند شما برای چه بود؟ وی گفت: ما در خانواده در عین حالی که کم بضاعت بودیم اما با یکدیگر خیلی خودمانی رفتار می کردیم، همان روزی که بهمن به جبهه رفت بعد ازخروج او از خانه جوراب هایم گم شدند و آنها را پیدا نکردم و کلی سر خانواده اعتراض کردم که این جوراب من چی شده، ولی وقتی جنازه بهمن را نشان دادند با دیدن جوراب هایم که پای او بود، خنده ام گرفت".  

افلاکی افزود: واقعیت قصه این است که این فرمانده با تدبیر و با درایت بود اما در عین حال زندگی ساده و آرامی داشت، او از شهدایی است که اسمش مثل خودش مظلوم مانده است.

وی با اشاره به شعار اخیری که کنارعکس شهید موحد دانش در سطح شهرنصب و پخش شده است که به این معناست، "شهید گریه وزاری نمی خواهد، رهرو می خواهد"، گفت: تصور من این است که متاسفانه از جانب ما و یا مسئولان مرتبط در مورد شهدا اغراق شده است و ما شهدا را دست نیافتنی می بینیم به طوری که جوان های ما خود را از شهدا جدا می دانند.

محمد علی افلاکی گفت: ما فکر می کنیم کسانی که جبهه رفتند و شهید شدند حافظ کل قرآن بودند، اما اگر آنها را خوب بشناسانیم و خوب معرفی کنیم و دست نیافتنی جلوه ندهیم رهروهایشان ثابت قدم تر و مصمم تر خواهند شد، شهید بهمن نجفی را به شجاعت و ایستادگی در خط و به سادگی و بی آلایشی او در زندگی می شناختند؛ نه با نمازهای شب و طولانی بودن آن.

وی در پاسخ به این سوال که چه احساسی دارید که از همرزمان شهید خود جدا افتاده اند، گفت: یک روزی بنا به دلیلی روح مسیحایی حضرت امام و اخلاصی که بچه های مطیع رهبری داشتند، خداوند لطف و عنایتی کرد که درب بهشت را باز کرد که این در بهترین راه به سوی جهاد بود، خیلی از امثال من را بی بهانه تا نزدیک این در بردند و به خیلی ها هم تعارف کردند که برخی همانند من تا دم در رفتند، لذت آنجا را دیدند اما غفلت کردیم، غفلت...  

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار