وقتی باران هم حریف اراده مردم نشد؛ حماسه ۲۲ بهمن در رشت
باران بیوقفه میبارید، اما خیابانهای رشت خالی از جمعیت نمیشد. مردمی که آمده بودند تا بگویند با وجود اینکه داغها دیدهایم، اما همچنان برای این انقلاب ایستادهایم؛ از مادران کفنپوش تا نوجوانانی که پرچمها از قدشان بلندتر بود، همه یک پیام داشتند: پای ایران، هستیم بر آن عهد که بستیم.
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از رشت، در خیابانهای رشت جمعیت موج میزد، مردم آمده بودند تا بار دیگر نشان دهند ایستادگی و وفاداری مردم ایران، فصلی نمیشناسد.

برای نسلی که روزهای انقلاب را ندیده، این حضور خارج از یک مراسم، تماشای زنده استمرار یک باور تاریخی بود. از مادرانی که زیر باران دعا میخواندند تا نوجوانانی که پرچمهایی همقد خودشان را بالا گرفته بودند، همه یک پیام مشترک داشتند؛ ایران را تنها نمیگذاریم.
مادر گیلانی که باران را بهانه نکرد
در میان جمعیت، مادری میانسال با پوشش کفن پوش و چادری که از باران سنگین شده بود، آرام قدم برمیداشت. وقتی از او پرسیدم چرا با این پوشش و این شرایط سخت آمده، لبخندی زد و گفت: دخترم، ما نسل سختیایم. ما روزهایی را دیدهایم که نه باران، نه برف، نه ترس، هیچکدام نتوانست ما را از میدان دور کند. امروز هم آمدهام تا بگویم اگر هزار بار هم بخواهند امید مردم را بگیرند، ما باز میایستیم.
کمی مکث کرد؛ انگار چیزی در دلش سنگینی میکرد. نگاهش را از جمعیت گرفت و آرام گفت: واقعیتش امروز… مصممتر از همیشهام. نه فقط به خاطر این مراسم، به خاطر دو زخمی که هنوز تازهاند. ما در همین شهر، همین خیابانها، دو جنگ سخت را پشت سر گذاشتیم؛ جنگ ۱۲ روزه که هنوز صدای آژیرهایش از گوشم بیرون نرفته… و بعد هم حوادث دیماه. من شهادت چند نفر از همشهریهایم را با چشم خودم دیدم. این داغها شوخی نیست
صدایش در حالی که میلرزید، اما با قدرت گفت:آدم وقتی داغدار میشود، یا میشکند… یا محکمتر میایستد. ما انتخاب کردیم که بایستیم. امروز آمدهام که بگویم: اگر سختی هست، اگر داغ هست، اگر دشمن امید ما را نشانه گرفته، ما عقب نمینشینیم. ما مادران این سرزمینیم؛ اگر ما نایستیم، چه کسی بایستد؟!
اشک چشمانش را پاک کرد تا برق اطمینان از چشمانش نمایان شود و با صدایی که از دلش میآمد گفت:تا وقتی نفس میکشم این پرچم ایران پایین برافراشته خواهم داشت..
قرآن در یک دست و پرچم در دست دیگر
در میان موج جمعیت حماسه آفرینان، تصاویر بانوان ومردانی که در یک دست قرآن و در دست دیگر پرچم ایران داشتند، دیده میشد، باران روی جلد قرآن میچکید، اما آنها با دقت آن را زیر چادرهایشان محافظت میکردند. وقتی نزدیک شدم، یکی از آنها با صدایی آرام، اما پر از درد گفت: شرمنده قرآن هستیم… شرمنده از اینکه در آستانه ماه مبارک رمضان، باید برگهای سوخته قرآن را در مساجد سوخته ببینیم. این داغ، داغ کمی نیست.

بانوی دیگری که قرآن را محکمتر در آغوش گرفته بود، ادامه داد: ما امروز با این قرآن به صحنه سیاسی آمدیم تا به دشمن بگوییم آری، قرآن را میسوزانید…، اما ایمان مردم را نمیشود سوزاند.
نوجوانانی که داغدار و همدرد با حلما بودند، اما ایستاده
در گوشهای از میدان، چند نوجوان کنار هم ایستاده بودند و پرچمهایی بلندتر از قدشان در دست داشتند. باران روی صورتشان میچکید، اما نگاهشان محکم بود. وقتی از آنها پرسیدم چرا آمدهاند، یکی از دختران با صدایی لرزان، اما قاطع گفت: ما فقط برای جشن نیامدهایم… ما داغداریم، آمدهایم برای قدردانی از باباهای، چون حلما.
دوستش حرف او را ادامه داد: ما نوجوانیم، اما بیخبر نیستیم. میدانیم چه گذشت. میدانیم چه کسانی در اغتشاشات دنبال ضربه زدن به کشور بودند. ما آمدهایم بگوییم: اگر سختی هست، اگر داغ هست، ما عقب نمینشینیم.

نوجوان دیگری که پرچم را محکم در دست گرفته بود، گفت: این پرچم فقط سه رنگ نیست. هر رنگش یک قصه دارد. ما آمدهایم بگوییم این قصه را ادامه میدهیم. ما نسل ناامید نیستیم. ما نسل ایستادگیایم.
در میان جمعیت، پسری که شاید ۱۲ سال بیشتر نداشت، پلاکاردی در دست داشت که روی آن تصویری نمادین از «ترامپ ترسو» کشیده شده بود؛ تصویری کودکانه، اما پرمعنا.
باران روی صورتش میچکید، اما او با صدایی آرام ولی محکم گفت:ما از جنگ ۱۲ روزه و حوادث دی ماه اخیر فقط درد یاد نگرفتیم… ما فهمیدیم باید قوی باشیم. ما دیدیم که چطور مردم شهرمان داغدار شدند، چطور دلها شکست، اما ایستادند.

پلاکاردش را کمی بالاتر گرفت و ادامه داد: من این را آوردهام تا بگویم: هرکس فکر میکند میتواند ما را بترساند، خودش از ایستادگی ما میترسد. ما بچهایم، اما بیخبر نیستیم. ما فهمیدیم اگر دنیا سخت شد… ما باید سختتر بشویم.
بعد با لحنی که برای سنش بزرگ بود، گفت:ما آمدهایم بگوییم: ما نسل عقبنشینی نیستیم. ما نسل ادامه دادنیم.
این جملهاش در میان صدای باران گم نشد؛ برعکس، مثل یک شعار در ذهنم ماند
راه شهدا ادامه دارد
در میان شور و شعارهای ۲۲ بهمن، صحنهای جانکاه و در عین حال پر از افتخار، چشمها را به خود خیره کرد.

دستهایی که پرچم ایران را بالا گرفته بودند، در کنارشان تصاویری از شهدای دی ماه را نیز حمل میکردند؛ چهرههایی جوان و مصمم که برای دفاع از این خاک و این انقلاب جان خود را فدا کردند
مردم رشت، با برافراشته کردن این تصاویر، ضمن گرامیداشت یاد و خاطرهی شهدا با نگاهی مصمم و پر از اراده، اعلام میکردند که راه این شهدا را ادامه خواهند داد.
گویی با این عمل، آمادگی برای فداکاری را به دشمنان نشان میدادند، گویی به آنها میفهماندند که خون این شهدا پایمال نخواهد شد و ایستادگی مردم ایران، تا پای جان ادامه خواهد داشت.
این تصاویر، نمایش تجدید عهد و پیمانی دوباره با آرمانهای انقلاب و خون شهیدان بود؛ عهدی که در سرمای بهمن و در میان بارش باران، با تمام وجود تجدید شد.

«ایستادگی ملت» میراثی که هیچ توطئهای توان شکستن آن را ندارد
جمعیت آن قدر باشکوه شده بود که دیگر مجال گفتوگو نبود، بعداز چند برنامه، چون اجرای زنده محمدرضا گلریز و شعارهای کوبنده و حماسی مردم، حجتالاسلام والمسلمین مجتبی ذوالنوری، سخنران برنامه با اشاره به تجربههای سخت ملت ایران از جنگ تحمیلی و ترورهای گسترده تا سالها تحریم، اظهار کرد:این ملت، ملتی عاشورایی است؛ ملتی که در سختترین میدانها ایستاد و نگذاشت حتی یک وجب از این خاک جدا شود. ستونهای ایستادگی این مردم، تمام نقشههای براندازی را فرو ریخته است.
این سخنان در میان جمعیت گیلانی که زیر باران و با چهرههایی مصمم ایستاده بودند، معنایی عینی داشت؛ گویی تاریخ در همان لحظه دوباره تکرار میشد.

جنگ نرم و نقش پیشتاز گیلان
نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی با هشدار درباره جنگ نرم و تلاش دشمن برای ضربه زدن به باورهای نسل جوان گفت:امروز دشمن با جنگ ترکیبی و ادراکی، ایمان و هویت جوانان را هدف گرفته است
وی با اشاره به نقش گیلان در حماسههای ۸ و ۹ دی افزود:گیلان همیشه پیشتاز بوده و با حضورش میخ استواری بر تابوت دشمنیها کوبیده است.
این جملات با حالوهوای مردم رشت در آن روز بارانی کاملاً همخوان بود؛ مردمی که آمده بودند نشان دهند هنوز هم پای آرمانها، هویت و استقلال کشورشان ایستادهاند.
گیلان در سرمای بهمن بار حرکت مجدد وفاداریش را ثابت کرد
گیلان بار دیگر ثابت کرد که سرمای بهمن نمیتواند گرمای وفاداری مردم را خاموش کند.
از مادران دعاگو تا نوجوانان داغدار، اما مقاوم، از جوانان پرشور تا روستاییان سختکوش، همه آمده بودند تا بگویند: این ملت، هر بار که فراخوانده شود، دوباره حرکت میکند و وفاداریاش را ثابت میکند.
گزارش از: هما اکبری
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


