انسان به لطف و قهر خداوند توجه داشته باشد
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، در آموزههای اسلامی هیچ مناسک و آیینی مانند دعا نمیتواند فاصله میان بنده و خدا را به هم نزدیک کنید. دعا یکی از رازآمیزترین اعمالی است که درک حقیقت آن میتواند انسان را به عالیترین درجات برساند. نماز با همه ارزش و اهمیتی که دارد یک آمادگی روحانی است برای رسیدن به مرحله دعا کردن و درخواست از خدا. هرچند دعا کردن وابسته به زمان و مکان نیست و انسان در حال میتواند دست به دعا بردارد، اما در برخی مکانها و بعضی از زمانها امید اجابت آن بیشتر است.

ماه رمضان که به تعبیر پیامبر اسلام (ص) بهار قرآن است بهترین زمان برای دعا و نیایش است. از میان همه ادعیهای که در ایام مبارک رمضان وارد شده دعای سحر از ویژگیهای بازری برخوردار است که رسیدن به عمق و معنای آن قطعا خواندن این دعای عظیم را اثربخشتر خواهد کرد. متن زیر که قسمت پنجم آن را در ادامه میخوانید شرح دعای سحر است که به قلم حجتالاسلام والمسلمین حسین مظاهری به نگارش درآمده است.
تفسیر جلال
«اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَلالِکَ بِاَجَلّهِ وَ کُلُّ جَلالِکَ جَلیل اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِجَلالِکَ کُلِّهِ» کلمۀ «جلال» از نظر لغت به معناى «عظمت» است. کلمۀ «جلال» ازاسماء پروردگار عالم است. قرآن مىفرماید: «تَبارَکَ اِسْمُ رَبِّکَ ذِی اَلْجَلالِ وَ اَلْإِکْرامِ» [الرحمن ۷۸]یعنی: «مبارک است نام پروردگار تو که صاحب جلالت و کرامت است.» استعمال کلمۀ «جلال» در مورد خدا، نظیر کبریایى و عظمت معمولاً به حسب کمال صفات است. هم چنان که استعمال لفظ «کبیر» مربوط به ذات مقدس او و استعمال کلمۀ «عظیم» مربوط به ذات و صفات اوست.
در اصطلاح عرفا صفات بارى تعالى به دو قسم منقسم شده است؛ اول «صفات جمالیه» و دوم «صفات جلالیه»؛ صفات جمال، آن صفاتى را که متعلق به لطف و عنایت و رحمت باشد، مثل کلمۀ لطیف، رحیم، کریم، صفات جمال گویند؛ زیرا از اینها نورکرامت، لطف و عنایت مىبارد. صفات جلال، آن صفاتى است که در آنها قهر، غلبه و غضب نهفته باشد؛ مثل قهّار، عزیز، جبّار، متکبر و از این قبیل صفات. علماى علم کلام هم اصطلاحى دارند، آنها نیز صفات جمالیه و صفات جلالیه درست کردهاند و مىگویند: صفات جمال، «صفاتى ثبوتى» است؛ مثل صفت واجب براى بارى تعالى و همۀ صفاتى که نام بردیم، از قبیل رحیم، کریم و عظیم. آنها معتقدند که همۀ اینها صفات جمالیه هستند. صفات جلالیه «صفات سلبى» است؛ براى مثال پروردگار عالم، ممکن و یا ظالم و امثال اینها نیست.
معنا و توضیح این جملهها، این است که وقتى صفات جمال بر قلب عارف تجلّى کند؛ یعنى به صفات جمالیه، مثل رأفت، لطف و عنایت توجه داشته باشد، در این حالت عارف باید چنین بگوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَمالِکَ بِاَجْمَلِه.
وَ کُلُّ جَمالِکَ جَمیل» یعنی: «خدایا! به درخانهات آمدهام، توجهم به صفات جمال توست، توجهم به رأفت توست، توجهم به لطف توست و توجهم به عنایت توست.» گاهى عظمت پروردگار عالم بر دل او تجلّى مىکند که در این حالت مىگوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَلالِکَ بِاَجَلِّهِ وَ کُلُّ جَلالِکَ جَلیل» یعنی: «خدایا! آمدم درِ خانهات، تمام توجهم به صفات جلال توست، تمام توجهم به عظمت و کبریایى توست و تو را هم به صفات جلالت، به عظمتت و کبریایىات قسم مىدهم.»
کسى که با خدا راز و نیاز مىکند مخصوصاً عارف، باید در هنگام دعا توجهش به هر دو گروه صفات باشد؛ یعنى هم به صفات جمال و هم به صفات جلال. این همان حالت خوف و رجایى است که در روایات ما بسیار به آن سفارش شده است. انسان در حالى که به سعۀ رحمت پروردگار و به لطف و عنایت وى توجه دارد، باید به قهر، کبریایى و عظمت خدا هم توجه داشته باشد؛ یعنى در حالى که توجه به صفات جمال دارد به صفات جلال هم توجه داشته باشد.
اگر انسان یک بعدى شد؛ یعنى تمام توجهش به صفات جمال و به رحمت خدا بود، معمولاً در حریم خدا تعدّى مىکند و جسور مىشود و جرأت و جسارت گناه کردن پیدا مىکند. عکس آن هم، اگر همیشه به صفات جلال توجه داشته باشد؛ یعنى همیشه عظمت خدا در دلش باشد نه رأفت و رحمتش، قهر و غلبۀ خدا در نظرش باشد نه لطف و نه کرمش، براى چنین کسى حالت یأسى پیدا مىشود و این هم گناهى بسیار بزرگ است، تا آن جا که دیگر برایش حالت بطالت و سرخوردگى پیدا مىشود.
از این رو انسان باید در آن حالى که اسلام مىخواهد، قرار بگیرد، در حالى که توجه به رحمت خدا دارد، به سخط خدا هم توجه داشته باشد تا از خطرات بزرگى که براى انسان از طریق این حالات پدید مىآید مصون بماند چنان که در دعاى رجبیه مىخوانیم: «یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْر وَ امَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ» یعنی: «خدایا! من امید دارم به رحمت تو، من امید دارم که هر خیرى از طرف تو به من برسد و ایمان هم دارم که سخط تو پیش هر شر است.»
خدایا! در عین حالى که به تو امید و رجا دارم، اما از قهر و غضب تو مىترسم؛ یعنى در حالى که به صفات جمالت توجه دارم توجه به صفات جلالت دارم.
«اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَمالِکَ بِاَجْمَلِهِ وَ کُلُّ جَمالِکَ جَمیلٌ» یعنی: «خدایا! در خانهات آمدهام، توجه به صفات جمالت دارم، توجه به رأفتت دارم، توجه به رحمتت دارم و توجه به لطفت دارم.» و دیگر این که: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ جَلالِکَ بِاَجَلِّهِ» یعنی: «خدایا! در خانهات آمدهام، توجه به کبریایىات دارم، توجه به عظمتت دارم، توجه به قهرت دارم و توجه به صفات جلالت دارم.» سالک در این حالت، هم به صفات جمال و هم به صفات جلال، توجه دارد، از این رو مىگوید: خدایا! من جمع کردهام بین خوف و رجا آن چه را که موجب سعادت دنیا و آخرت است.
منبع: تفسیر دعای سحر/ حجتالاسلام والمسلمین حسین مظاهری
انتهای پیام/ 161


