شرح دعای سحر/ ۱۳

خداوند برای خود بايد براى خود اسماء خویش را تعیین می‌کند

پروردگار عالم اسماى حسنايى دارد و اين اسما را خود خدا بايد براى خود انتخاب كند و اين كه ما به طور علمى براى خدا چيزى وضع كنيم جايز نيست.
کد خبر: ۸۱۳۴۰۶
تاریخ انتشار: ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۲:۵۸ - 03March 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، در آموزه‌‎های اسلامی هیچ مناسک و آیینی مانند دعا نمی‌تواند فاصله میان بنده و خدا را به هم نزدیک کنید. دعا یکی از رازآمیزترین اعمالی است که درک حقیقت آن می‌تواند انسان را به عالی‌ترین درجات برساند. نماز با همه ارزش و اهمیتی که دارد یک آمادگی روحانی است برای رسیدن به مرحله دعا کردن و درخواست از خدا. هرچند دعا کردن وابسته به زمان و مکان نیست و انسان در حال می‌تواند دست به دعا بردارد، اما در برخی مکان‌ها و بعضی از زمان‌ها امید اجابت آن بیشتر است. 

خداوند برای خود بايد براى خود اسماء خویش را تعیین می‌کند
ماه رمضان که به تعبیر پیامبر اسلام (ص) بهار قرآن است بهترین زمان برای دعا و نیایش است. از میان همه ادعیه‌ای که در ایام مبارک رمضان وارد شده دعای سحر از ویژگی‌های بازری برخوردار است که رسیدن به عمق و معنای آن قطعا خواندن این دعای عظیم را اثربخش‌تر خواهد کرد. متن زیر که قسمت سیزدهم آن را در ادامه می‌خوانید شرح دعای سحر است که به قلم حجت‌الاسلام والمسلمین حسین مظاهری به نگارش درآمده است.

تفسیر اسم

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ اَسْمآئِکَ بِاَکْبَرِها وَ کُلُّ اَسْمآئِکَ کَبیرَةً اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَسْمآئِکَ کُلِّها. از نظر لغت «اسم» به معناى علامت و نشانه است. لکن در عرف، غلبه پیدا کرده و به آن چیزى که «اسم» براى چیزى بگذارند اصطلاح شده است؛ یعنى علم براى چیزى است که به آن «اسم» مى‌گویند.

یک حرف مشهور در میان اصحاب است که مى‌گویند: «اسماءُ اللّه توقیفى است.» این صحیح است؛ یعنى پروردگار عالم اسماى حسنایى دارد و این اسما را خود خدا باید براى خود انتخاب کند و این که ما به طور علمى براى خدا چیزى وضع کنیم جایز نیست، اما عرف، ذوق و دقت این را مى پسندد، لذا این که مى‌گویند اسماء الله توقیفى است؛ یعنى مثلاً اگر بخواهیم به خدا «عِلَّةُ الْعِلَلْ» بگوییم و این عِلَّةُ العلل یکى از اسماى خدا باشد، جایز نیست. اما اگر صفتى براى خدا بیاورم، نه از باب عَلَمیّت؛ براى مثال بگویم پروردگار عالم واجب الوجود، عِلّتُ العِلل است، مانعى ندارد؛ لذا بین اسما و صفات به این اعتبار تفاوتى نیست چنان که بین اسما و کلمات هم تفاوتى نیست و براى این که در جملات تکرار لازم نیاید از این اسما که در این جاست عَلَم‌هایى را که براى ذات مقدس خداست، اراده مى‌کنیم؛ یعنى آن اسم‌هایى که خود پروردگار عالم براى خود انتخاب کرده و به واسطه اهل بیت (ع) به اطلاع ما رسیده است.

«فیض مقدس» از اسماى خداست؛ یعنى علامت خداست و عَلَم براى ذات مقدس خدا نیست؛ بنابراین مراد از اسما در «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ اَسْمائِکَ»، «رحمان»، «رحیم»، «قیّوم»، «قدّوس»، «سلام» و اسم‌هایى است که در دعا‌ها و قرآن شریف دیده مى‌شود و صفات خدا در قرآن گاهى به طور علمیت گفته شده، چنان که در دعا‌ها هم فراوان است: «یا اللّهُ یا رَحْمنُ یا رَحیمُ.» اسم‌هاى یادشده، عَلَم است و خدا را به این اسم‌ها که از طرف ذات مقدس براى خودش گذاشته شده، مى‌خوانیم. گاهى هم به طور وصفى است: «بسم اللّه الرحمن الرحیم.» در این جا رحمان و رحیم، وصف براى اللّه است، نه اسم.

عارف، یعنى کسى که به در خانۀ خدایش رفته است، گاهى به اسماى پروردگار عالم و صفات او توجه پیدا مى‌کند و مى‌بیند که در میان اسما اسمى به نام «اسم اعظم» و «اسم اکبر» داریم، لذا مى‌گوید «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ اَسْمائکَ بِاَکْبَرِها» یعنی «اى خدا! به درخانۀ تو آمده‌ام، توجهم به اسماى توست به بزرگ‌ترین اسم‌هایت تو را قسم مى‌دهم.» در همین حال توجه پیدا مى‌کند که همۀ اسما و صفات عین ذات او هستند، لذا مى‌گوید: «وَ کُلُّ اَسْمآئکَ کَبیرَةً اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَسْمائکَ کُلِّها» یعنی: «اى خدا! همۀ اسمائت بزرگ هستند، به در خانه تو آمده‌ام و تو را به همه اسمائت قسم مى‌دهم؛ یعنى تو را به ذات مقدست قسم مى‌دهم.»

گاهى هم توجه مى‌کند که فیض مقدس از اسماى خداست؛ بنابراین مى‌گوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ اَسْمائکَ بِاَکْبَرِها» خدایا! به درخانه تو آمده‌ام، نظرم به رحمت واسعه توست. خدایا! تو را به آن اسمى که بزرگ‌ترین اسم‌هاى تو در اسماى افعال است و به حقیقت محمد (ص) قسم مى‌دهم. گاهى توجه پیدا مى‌کند که فیض مقدس بسیط است، در این حال مى‌گوید: «وَ کُلُّ اَسْمآئکَ کَبیرَةً اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَسْمائکَ کُلِّها» یعنی: «اى خدا! به در خانۀ تو آمده‌ام، تو را به رحمت واسعه ات که یک چیز بیشتر نیست، قسم مى‌دهم.»

عارف گاهى توجه به اهل بیت (ع) دارد و این که اهل بیت اسماى حسناى خدا هستند، وى در حال کثرت است و چهارده نفر را مى‌بیند، لذا مى‌گوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ اَسْمائکَ بِاَکْبَرِها» یعنی: «اى خدا! به در خانه‌ات آمده‌ام، تو را به حقیقت محمد صلى الله علیه و آله که بزرگ‌ترین اسماى توست قسم مى‌دهم.» وى در همان حال توجه پیدا مى‌کند که اهل بیت نور (ع) واحد، اسم واحد و کمال واحدند در این حال مى‌گوید: «وَ کُلُّ اَسْمآئکَ کَبیرَةً اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَسْمائکَ کُلِّها» یعنی: «اى خدا، به درخانه‌ات آمده‌ام، نظرم به چهارده معصوم (ع) است، چهارده معصوم (ع) را به در خانه‌ات شفیع آورده‌ام. اى خدا! تو را به این چهارده معصومى (ع) که نور واحدند، قسم مى‌دهم.»

وقتى که عارف در خانه خدا برود و بگوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ اَسْمائکَ» یعنی: «اى خدا! به درخانه‌ات آمده‌ام، توجهم به اسماى توست.» اگر دل و زبان او هم بگوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ اَسْمائکَ»» و دل او مظهر صفت جلال و جمال خدا باشد، خواه ناخواه به جایى مى‌رسد که صفات و اسماى جمال و جلال خدا بر دلش حکومت پیدا مى‌کند و به مقامى مى‌رسد که جز وى نمى‌تواند آن را درک کند و گاهى اسما و صفات پروردگار عالم در دل رسوخ مى‌کند و بالاتر از این، گاهى پروردگار عالم بر دل انسان حکومت پیدا مى‌کند. 

منبع: تفسیر دعای سحر/ حجت‌الاسلام والمسلمین حسین مظاهری

انتهای پیام/ 161

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار